آموزش فلسفه جلد دوم(مشکات)

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی

مشخصات علت و معلول

فلاسفه پیشین بحث مستقلی را درباره كیفیت شناختن علت و معلول مطرح نكرده‌اند و تنها چیزی كه از بیانات ایشان به‌دست آورده‌ایم، این است كه علت نخستین یا علتی كه معلول نباشد دارای ماهیت نخواهد بود، برعكس سایر موجودات كه دارای ماهیت می‌باشند، و چون ماهیت، خودبه‌خود اقتضایی نسبت به وجود و عدم ندارد، طبعاً محتاج به علتی خواهد بود كه آن را از حد تساوی خارج سازد. به دیگر سخن، هر موجودی كه دارای ماهیت باشد و مفهوم ماهوی از آن انتزاع شود، ممكن‌الوجود و محتاج به علت خواهد بود.
ولی این بیان علاوه بر اینكه با اصالت ماهیت مناسب است، چندان كارساز و مشكل‌گشا نیست؛ زیرا فقط می‌تواند معلول بودن همه ممكنات را اثبات كند و از ارائه معیاری برای تشخیص علیت بعضی از آنها نسبت به بعضی دیگر قاصر است.
اما براساس اصولی كه صدرالمتألهین اثبات كرده است، می‌توان معیار روشن‌تری برای شناختن علت ایجاد‌كننده و معلول آن به‌دست آورد، و آن اصول عبارت‌اند از: اصالت وجود، رابط بودن معلول نسبت به علت هستی‌بخش، و تشكیكی بودن مراتب وجود.
﴿ صفحه 60 ﴾
براساس این اصول سه‌گانه كه هریك در جای خودش ثابت شده است، نتیجه گرفته می‌شود كه هر معلولی مرتبه ضعیفی از علت ایجاد‌كننده خودش می‌باشد و علت آن نیز به نوبه خود، مرتبه ضعیفی از موجود كامل‌تری است كه علت ایجاد‌كننده آن می‌باشد، تا برسد به موجودی كه هیچ ضعف و قصور و نقص و محدودیتی نداشته باشد و بی‌نهایت كامل باشد كه دیگر معلولِ چیزی نخواهد بود.
پس مشخصه معلولیت، ضعف مرتبه وجود نسبت به موجود دیگر، و متقابلاً مشخصه علیت، قوت و شدت مرتبه وجود نسبت به معلول است، چنان‌كه مشخصه علت مطلق، نامتناهی بودن شدت و كمال وجود است. اگر ما نتوانیم فرد‌فرد علت و معلول‌های ایجادكننده را بشناسیم، ولی می‌توانیم بفهمیم كه هر علت ایجادکننده‌ای نسبت به معلول خودش كامل‌تر، و نسبت به علت ایجاد‌كننده‌اش ناقص‌تر است و تا ضعف و محدودیتِ وجودی باشد، معلولیت هم ثابت خواهد بود، و چون در جهان طبیعت هیچ موجود نامتناهی وجود ندارد، همگی موجودات جسمانی، معلول ماوراء طبیعت خواهند بود.
ممكن است گفته شود آنچه از اصول یادشده به‌دست می‌آید، این است كه هرگاه دو موجود داشته باشیم كه یكی پرتو دیگری باشد و از مراتب وجود آن به‌شمار آید، معلول آن دیگری خواهد بود، ولی سخن در این است كه ما از كجا ثابت كنیم كه موجود كامل‌تری از موجودات مادی هست كه این موجودات، مرتبه ضعیفی از وجود آن به‌شمار ‌آیند تا بفهمیم كه معلول آن می‌باشند؟
پاسخ ­این ­سؤال­ از قاعده‌ای­ كه ­قبلاً به ­آن ­اشاره ­شد به‌‌دست می‌آید و آن قاعده عبارت است از اینكه معلولیت، ذاتیِ وجود معلول و غیرقابل‌تخلف از آن است. پس چنان نیست كه تحقق موجودی دو فرض داشته باشد: یكی‌ معلولِ موجود كامل‌تری باشد، و دیگری آنكه بی‌‌نیاز از علت بوده مستقلاً تحقق یابد. بلكه اگر چیزی امكان معلولیت داشت، حتماً معلول­خواهد بود، و هر موجودی­ كه ­بتوان ­كامل‌تر از آن­ را فرض­ کرد، امكان معلولیت­ را دارد پس­ حتماً معلول ­می‌باشد و دیگر امكان ­عدم ­معلولیت ­را نخواهد داشت؛ زیرا اگر
﴿ صفحه 61 ﴾
امكان عدم معلولیت هم در آن فرض شود، معنایش این است كه ذاتاً اقتضایی نسبت به معلولیت و عدم معلولیت ندارد؛ یعنی اگر معلول باشد، معلولیت آن ذاتی نیست، در صورتی كه در بحث سابق روشن شد كه معلولیت، ذاتیِ وجود معلول است. پس چیزی كه قابل معلولیت باشد، یعنی بتوان موجودی كامل‌تر از آن فرض كرد، ضرورتاً معلول خواهد بود.
در پایان این درس خاطرنشان می‌كنیم كه ضعف مرتبه وجود، آثار و نشانه‌هایی دارد كه به‌وسیله آنها می‌توان معلولیت موجودی را شناخت، و از جمله آنها محدودیت زمانی و مكانی و محدودیت آثار و تغییرپذیری و حركت‌پذیری و فناپذیری را می‌توان به‌شمار آورد.
﴿ صفحه 62 ﴾

خلاصه

1. رابطه علیت تنها یك اضافه ذهنی نیست كه مصداقی در خارج نداشته باشد.
2. قبل از تحقق معلول، نمی‌توان رابطه‌ای عینی بین علت و معلول فرض كرد؛ زیرا هنوز یك طرف آنكه معلول باشد تحقق نیافته است.
3. بعد از تحقق معلول یا همراه آن، همچنین اضافه‌ای نمی‌تواند مبیّن كیفیت ارتباط معلول با علت باشد؛ زیرا اضافه مزبور به فرض اینكه امر عینی هم باشد، غیر از ذات طرفین است و لازمه‌اش این است كه صرف‌نظر از آن، وجود معلول ارتباطی با علت نداشته باشد. به‌علاوه اگر آن را امر عینی بدانیم، ناچار باید وجود آن را معلول دیگری بشماریم و بار دیگر رابطه‌ای بین آن و علتش در نظر بگیریم و همچنین تا بی‌نهایت.
4. پس رابطه علیت از خود وجود معلول انتزاع می‌شود، و به دیگر سخن، وجود معلول عین ربط و تعلق به وجود علت و شعاع و پرتوی از آن است.
5. بدین ترتیب وجود عینی به دو قسم مستقل و رابط منقسم می‌شود، و هر علتی نسبت به معلول خودش مستقل است و مستقل مطلق منحصر به خدای متعالی می‌باشد.
6. این رابطه، مخصوص علت ایجادكننده و معلول آن است و مصداق آن یا با علم حضوری شناخته می‌شود، مانند علیت نفس نسبت به اراده، یا به‌وسیله برهان عقلی محض ثابت می‌گردد. اما رابطه علیت اِعدادی میان موجودات مادی را می‌توان با كمك تجارب حسی تشخیص داد.
7. آنچه از سخنان فلاسفه پیشین درباره مشخصات علت ایجادكننده و معلول آن به‌دست می‌آید، این است كه هر موجود ذی‌ماهیتی، معلول است و علتی كه معلول نباشد، ماهیت نخواهد داشت.
8. اما این بیان علاوه بر اینكه مناسب با اصالت ماهیت است، چندان كارساز نیست؛ زیرا معیاری برای شناختن علت در غیر از واجب‌الوجود به‌دست نمی‌دهد.
9. صدرالمتألهین­براساس­اصولی­كه اثبات كرده، مشخصه معلول راضعف وجود، و
﴿ صفحه 63 ﴾
مشخصه هر علت ایجادکننده‌ای را شدت مرتبه وجودی آن نسبت به معلولش، و مشخصه علت‌العلل را نامتناهی بودن مرتبه وجودی وی دانسته است.
10. ممكن است اشكال شود كه از اصول یادشده استفاده نمی‌شود كه موجودی كامل‌تر از موجودات مادی وجود دارد كه علت آن باشد.
11. جواب این است كه همان‌گونه كه قبلاً اشاره شد، معلولیتْ ذاتیِ وجود معلول است، پس اگر موجودی امكان معلولیت داشت، دیگر امكان عدم معلولیت را نخواهد داشت؛ زیرا لازمه امكان هردو این است كه ذاتاً اقتضایی نسبت به هیچ‌كدام نداشته باشد، یعنی معلولیت ذاتیِ آن نباشد، و چون جهان ماده دارای ضعف و محدودیت وجودی است، معلولیت آن برای ماوراء طبیعت ثابت می‌شود.
12. محدودیت زمانی و مكانی و تغییرپذیری و حركت‌پذیری و فناپذیری، ازجمله نشانه‌های ضعف وجود و معلولیت است.
﴿ صفحه 64 ﴾

پرسش

1. حقیقت رابطه علیت را بیان و تحلیل كنید.
2. چرا رابطه علیت را نمی‌توان اضافه مقولی دانست؟
3. فرق بین اضافه مقولیه و اضافه اشراقیه چیست؟
4. رابطه علیت را از چند راه می‌توان شناخت؟
5. از سخنان فلاسفه پیشین چه مشخصه‌ای برای علت و معلول به‌دست می‌آید؟
6. نظر صدرالمتألهین در این‌باره چیست؟ و بر چه اصولی مبتنی است؟
7. چگونه می‌توان اثبات كرد كه موجودی كامل‌تر از موجودات مادی وجود دارد كه علت ایجاد‌كننده آنها باشد؟
8. نشانه‌های ضعف مرتبه وجود و معلولیت كدام‌اند؟
﴿ صفحه 65 ﴾