آموزش فلسفه جلد دوم(مشکات)

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی

پرسش

1. چرا نمی‌توان اصل علیت را یك قانون تجربی دانست و برای اثبات آن از تجربه استفاده كرد؟
2. مفاد اصل علیت چیست؟ و آیا این اصل بدیهی است، و یا نیازمند به برهان است؟
3. آیا اقتضای اصل علیت این است كه خداوند هم علت داشته باشد؟ منشأ این شبهه و جواب آن را بیان كنید.
4. نظر متكلمین درباره ملاك احتیاج به علت را بیان كنید.
5. نظر فلاسفه را در این مورد شرح دهید.
6. نظر صدرالمتألهین در این مسئله چیست؟
7. كدام‌یك از این نظرها صحیح‌تر است؟ و دلیل برتری آن كدام‌ است؟
8. نظرهای سه‌گانه درباره متعلق جعل و تأثیر علت را بیان و نقادی كنید.
﴿ صفحه 53 ﴾

درس سی و سوم: رابطه علیت

· حقیقت رابطه علیت
· راه شناختن رابطه علیت
· مشخصات علت و معلول
﴿ صفحه 54 ﴾
﴿ صفحه 55 ﴾

حقیقت رابطه علیت

هنگامی كه گفته می‌شود «علت به معلول، وجود می‌دهد» چنین تصویری را در ذهن تداعی می‌كند كه كسی چیزی را به دیگری می‌دهد و او آن را دریافت می‌دارد؛ یعنی در این فرایند، سه ذات و دو فعل، و به تعبیر دیگر، پنج موجود فرض می‌شود: یكی ذات علت كه اعطاكننده وجود است، و دیگری ذات معلول كه دریافت‌كننده آن است، و سومی خود وجود كه از طرف علت به معلول می‌رسد، و چهارم فعل دادن، كه به علت نسبت داده می‌شود، و پنجم فعل گرفتن، كه به معلول اسناد داده می‌شود.
ولی حقیقت این است كه در جهان خارج چیزی غیر از ذات علت و ذات معلول تحقق نمی‌یابد. حتی با نظر دقیق نمی‌توان گفت كه علت به ماهیت معلول وجود می‌دهد؛ زیرا ماهیت امری اعتباری است و قبل از تحقق معلول، وجود مجازی و بالعرض هم ندارد.
همچنین مفهوم دادن و گرفتن هم چیزی جز تصویر ذهنی نیست، و اگر دادن وجود و ایجاد كردن، یك امر حقیقی و عینی بود، خودش معلول دیگری می‌بود و بار دیگر می‌بایست رابطه علیت را بین فعل و فاعل در نظر گرفت و دادن دیگری را اثبات كرد و همچنین تا بی‌نهایت. نیز در جایی كه هنوز وجود معلول تحقق نیافته است، گیرنده‌ای نیست تا چیزی را بگیرد، و بعد از تحقق آن هم دیگر گرفتن وجود از علت معنا ندارد. پس در مورد ایجاد معلول، چیزی جز وجود علت و وجود معلول، به‌عنوان یك امر حقیقی و عینی وجود ندارد.
اكنون­ این سؤال مطرح­ می‌شود كه رابطه علیت میان آنها به چه شكلی است؟ آیا پس
﴿ صفحه 56 ﴾
از تحقق معلول یا همراه آن، چیز دیگری به‌نام رابطه علّی و معلولی تحقق می‌یابد؟ یا قبل از تحقق آن، چنین چیزی وجود دارد؟ و یا اساساً یك مفهوم ذهنی محض است و ابداً مصداقی در خارج ندارد؟
كسانی كه حقیقت علیت را همان تعاقب یا تقارن دو پدیده دانسته‌اند، علیت را یك مفهوم ذهنی می‌دانند و برای آن مصداقی جز همان اضافه هم‌زمانی یا پی‌در‌پی آمدن (اضافه‌ای كه یكی از مقولات نه‌گانه عرضی شمرده می‌شود) قائل نیستند. ولی تفسیر علیت به‌عنوان اضافه تقارن یا تعاقب، اشكالاتی دارد كه به بعضی از آنها اشاره شده است، و در اینجا می‌افزاییم:
اصولاً اضافه، واقعیت عینی ندارد و بنابراین تفسیر علیت به‌صورت نوعی اضافه، در واقع به‌معنای انكار علیت به‌عنوان یك رابطه عینی و خارجی است، چنان‌كه هیوم و طرف‌داران وی به آن ملتزم شده‌اند. به فرض اینكه مطلق اضافات یا این اضافه خاص، امری عینی و قائم به طرفین دانسته شود، پیش از وجود معلول موردی نخواهد داشت؛ زیرا چیزی كه قائم به طرفین و طفیلی آنهاست، بدون دو طرف مزبور نمی‌تواند تحقق یابد، و اگر فرض شود كه بعد از تحقق معلول یا همراه آن به‌وجود می‌آید، لازمه‌اش این است كه معلول در ذات خودش ارتباطی با علت نداشته باشد و تنها به‌وسیله یك رابط خارجی با آن پیوند یابد، گویی رابطه مزبور، ریسمانی است كه آنها را به هم می‌بندد. به‌علاوه، اگر این رابطه یك امر عینی باشد، ناچار خودش معلول خواهد بود و سؤال درباره كیفیت ارتباط آن با علتش تكرار می‌شود و باید در مورد یك علت و یك معلول، بی‌نهایت رابطه تحقق یابد!
پس هیچ‌كدام از فرض‌های یادشده صحیح نیست و حقیقت این است كه وجود معلول، پرتوی از وجود علت و عین ربط و وابستگی به آن است، و مفهوم تعلق و ارتباط، از ذات آن انتزاع می‌شود و به اصطلاح، وجود معلول، اضافه اشراقیه وجود علت است، نه اضافه‌ای كه از مقولات شمرده می‌شود و از نسبت مكرر بین دو شی‌ء انتزاع می‌گردد.
﴿ صفحه 57 ﴾
بدین ترتیب، وجود به دو قسم مستقل و رابط (ربطی) تقسیم می‌گردد و هر معلولی نسبت به علت ایجاد‌كننده‌اش رابط و غیر‌مستقل است، و هر علتی نسبت به معلولی كه ایجاد می‌كند، مستقل است، گو اینكه خودش معلولِ موجود دیگر و نسبت به آن، رابط و غیر‌مستقل باشد، و مستقل مطلق، عبارت است از علتی كه معلولِ وجود دیگری نباشد، و این همان مطلبی است كه برای اثبات تشكیك خاصی در وجود، به‌عنوان اصل موضوع مورد استناد واقع شد.