آموزش فلسفه جلد دوم(مشکات)

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی

خلاصه

1. موجودی كه وابسته به موجود دیگری است و بدون آن تحقق نمی‌یابد «معلول»، و طرف وابستگی آن «علت» نامیده می‌شود.
2. علت اصطلاح اخصی دارد و آن عبارت است از موجودی كه برای تحقق موجود دیگری كافی باشد، و وجود معلول به واسطه آن ضرورت پیدا كند.
3. علت و معلول دو عنوان متضایف هستند كه در رابطه خاص و نسبت به طرف اضافه خودشان صدق می‌كنند و چیزی كه علت برای چیز دیگری است می‌تواند در رابطه دیگر و نسبت به موجود سومی معلول باشد، چنان‌كه شخص واحدی نسبت به یك فرد، «پدر» و نسبت به فرد دیگری، «فرزند» است.
4. مفهوم علت و معلول از معقولات ثانیه فلسفی است و چنان نیست كه ماهیت موجودی، علیت یا معلولیت باشد.
5. بعضی از فلاسفه غربی پنداشته‌اند كه مفهوم علت و معلول از ملاحظه تقارن یا تعاقب منظم دو پدیده انتزاع می‌شود و اساساً محتوای آنها چیزی بیش از تقارن و تعاقب منظم نیست.
6. برای ابطال این پندار همین بس كه بسیاری از پدیده‌ها همواره با هم یا پی‌در‌پی به‌وجود می‌آیند، در حالی كه هیچ‌كدام علت برای دیگری نیستند.
7. ممكن است منشأ انتزاع این دو مفهوم را تجاربی بدانند كه وابستگی پدیده‌ای را به پدیده دیگر اثبات می‌كنند.
8. ولی این وجه هم صحیح نیست؛ زیرا علاوه بر اینكه تجارب حسی چیزی را بیش از تقارن یا تعاقب دو پدیده ثابت نمی‌كنند، تجربه‌كنندگان هم قبل از اقدام به آزمایش از وجود اصل این رابطه آگاه هستند و تجارب علمی را برای تشخیص مصادیق علت و معلول انجام می‌دهند.
9. انسان نخستین‌بار، مصداق علت و معلول را در درون خودش با علم حضوری می‌یابد و از مقایسه آنها با یكدیگر مفهوم علت و معلول را انتزاع می‌كند و سپس آنها را به سایر موجودات تعمیم می‌دهد.
﴿ صفحه 38 ﴾
10. اگر علت برای وجود معلول كافی باشد آن را «علت تامه» و در غیر این صورت آن را «علت ناقصه» می‌نامند.
11. اگر علت دارای اجزائی باشد، «مركب» و در غیر این صورت، «بسیط» خواهد بود.
12. اگر علت مستقیماً در پیدایش معلول مؤثر باشد، «بی‌واسطه» و در غیر این صورت، «باواسطه» خواهد بود.
13. علت‌هایی كه می‌توانند علی‌البدل در پیدایش معلول مؤثر باشند، «جانشین‌پذیر» و در غیر این صورت، «انحصاری» نامیده می‌شوند.
14. علتی كه جزء معلول باشد، «داخلی» وگرنه، «خارجی» می‌باشد.
15. علتی كه باید همواره با معلول باشد، «علت حقیقی» و علت قابل انفكاك، «علت اعدادی» یا «معد» نامیده می‌شود.
16. اگر موجودی تنها در حالت و وضعیت خاصی بتواند مؤثر واقع شود آن را «مقتضی» یا «سبب» و حالت مزبور را «شرط» می‌خوانند. گاهی واژه «شرط» بر چیزی كه موجب پیدایش وضعیت لازم می‌شود نیز اطلاق می‌گردد. همچنین نبودن مانع از تأثیر را «شرط عدمی» می‌نامند.
17. اگر وضعیت لازم باید در فاعل به‌وجود بیاید آن را «شرط فاعلیت فاعل» می‌گویند و اگر باید در ماده مورد تأثیر پدید آید آن را «شرط قابلیت قابل» می‌خوانند.
18. علت مادی و علت صوری، همان ماده و صورت در مركبات جسمانی هستند كه وقتی نسبت به مجموع سنجیده شوند نام علت بر آنها اطلاق می‌شود به این لحاظ كه هریك از آنها در پیدایش كل مؤثر است.
19. علت فاعلی همان منشأ پیدایش معلول است و منظور از آن در طبیعیات، منشأ حركت و دگرگونی اجسام، و در الهیات، منشأ وجود می‌باشد. فاعلی كه وجودش نیازمند به فاعل دیگری نباشد «فاعل حق» نامیده می‌شود.
20. علت غائی همان هدف و انگیزه‌ای است كه فاعل را وادار به انجام دادن كار می‌كند.
﴿ صفحه 39 ﴾

پرسش

1. مفهوم علت و معلول را بیان كنید و توضیح دهید كه از كدام دسته از معقولات هستند.
2. فرق بین دو اصطلاح علت، و نسبت بین آنها را بیان كنید.
3. آیا مفهوم علت و معلول از تقارن یا تعاقب دو پدیده حكایت می‌كنند؟
4. آیا این مفاهیم منشأ حسی و تجربی دارند؟
5. وجه مورد قبول در كیفیت آشنایی ذهن با این مفاهیم چیست؟
6. فرق بین علت تامه و علت ناقصه را بیان كنید.
7. علت‌های بسیط و مركب كدام‌اند؟
8. علت‌های بی‌واسطه و باواسطه را شرح دهید.
9. فرق بین علت انحصاری و جانشین‌پذیر چیست؟
10. علت داخلی كدام است؟
11. فرق بین علت حقیقی و علت اِعدادی چیست؟
12. مقتضی و شرط را تعریف كنید.
13. اقسام شروط را بیان كنید.
14. فرق بین علت مادی و صوری، با ماده و صورت چیست؟
15. دو اصطلاح علت فاعلی را شرح دهید.
16. علت غائی را تعریف كنید.
﴿ صفحه 41 ﴾

درس سی و دوم: اصل علیت

· اهمیت اصل علیت
· مفاد اصل علیت
· ملاك احتیاج به علت
﴿ صفحه 42 ﴾
﴿ صفحه 43 ﴾