آموزش فلسفه جلد اول(مشکات)

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌دلیل دوم بر مراتب تشکیکی وجود

دلیل دوم از مقدماتی تشکیل می‌یابد که در مبحث علت و معلول اثبات می‌شود و شاید به همین جهت از ذکر آن در این مبحث ‌خودداری کرده‌اند. ولی نظر به اهمیتی که دارد، مقدمات آن را به عنوان «اصل موضوع» می‌آوریم تا در جای خودش اثبات شود.
مقدمه اول این است که میان موجودات رابطه علیت و معلولیت برقرار است و هیچ موجودی نیست که از سلسله علل و معلولات بیرون باشد. البته موجودی که در رأس سلسله واقع می‌شود، فقط متصف به علیت می‌گردد، و موجودی که در نهایت سلسله قرار می‌گیرد، فقط متصف به معلولیت می‌شود، ولی به هر حال هیچ موجودی نیست که رابطه علیت و معلولیت با موجود دیگری نداشته باشد، به‌گونه‌ای که نه علت برای چیزی باشد و نه معلول برای چیزی.
مقدمه دوم این است که وجود عینی معلول، استقلالی از وجود علت هستی‌بخش به او ندارد و چنان نیست که هرکدام وجود مستقلی داشته باشند و به‌وسیله یک رابطه‌ای که خارج از متن وجود آنهاست به یکدیگر پیوند داده شوند، بلکه وجود معلول هیچ‌گونه استقلالی در برابر علت ایجاد‌کننده‌اش ندارد. به تعبیر دیگر عین ربط و تعلق و وابستگی به آن است نه اینکه امری مستقل و «دارای ارتباط» با آن باشد، چنان‌که در رابطه اراده با نفس ملاحظه می‌شود. این مطلب از شریف‌ترین مطالب فلسفی است که مرحوم صدرالمتألهین آن را اثبات فرموده و به‌وسیله آن راهی به‌سوی حل بسیاری از معضلات فلسفی گشوده است و حقاً باید آن را از والاترین و نفیس‌ترین ثمرات فلسفه اسلامی به‌شمار آورد.
از انضمام این دو مقدمه نتیجه گرفته می‌شود که وجود همه معلولات، نسبت به علل ایجاد‌کننده و سرانجام نسبت به ذات مقدس الهی که افاضه‌کننده وجود به ماسوای خودش می‌باشد، عین وابستگی و ربط است و همه مخلوقات، در واقع جلوه‌هایی از وجود الهی
﴿ صفحه 366 ﴾
می‌باشند که برحسب مراتب خودشان دارای شدت و ضعف‌ها و تقدم و تأخرهایی هستند و بعضی نسبت به بعضی دیگر استقلال نسبی دارند، ولی استقلال مطلق، مخصوص به ذات مقدس الهی است.
بدین‌ترتیب سراسر هستی را سلسله‌ای از وجودهای عینی تشکیل می‌دهد که قوام هر حلقه‌ای به حلقه بالاتر، و از نظر مرتبه وجودی نسبت به آن محدودتر و ضعیف‌تر است و همین ضعف و محدودیت، ملاک معلولیت آن می‌باشد تا برسد به مبدأ هستی که از نظر شدت وجودی، نامتناهی و محیط بر همه مراتب امکانی و مقوم وجودی آنها می‌باشد و هیچ موجودی از هیچ جهت و حیثیتی مستقل و بی‌نیاز از او نخواهد بود، بلکه همگی عین فقر و نیاز و وابستگی به او خواهند بود.
این ارتباط وجودی که استقلال را از هر موجودی غیر از وجود مقدس الهی نفی می‌کند، به معنای وحدتی خاص است که تنها در وجود عینی و طبعاً براساس اصالت وجود مفهوم پیدا می‌کند، و هنگامی که هستی استقلالی مورد نظر باشد، مصداقی جز ذات نامتناهی الهی نخواهد داشت و از‌این‌رو باید هستی مستقل را «واحد» دانست، آن‌هم واحدی که قابل تعدد نیست و از‌این‌رو وحدت حقه نامیده می‌شود، و هنگامی که مراتب وجود و جلوه‌های بی‌شمار وی مورد توجه قرار گیرند، متصف به «کثرت» می‌شوند، ولی در عین حال باید میان آنها نوعی «اتحاد» قائل شد؛ زیرا با وجود اینکه معلول عین ذات علت نیست، نمی‌توان آن را «ثانی» او شمرد بلکه باید آن را قائم به علت و شأنی از شئون و جلوه‌ای از جلوه‌های وی به‌حساب آورد و منظور از اتحاد آنها همین است که یکی نسبت به دیگری هیچ استقلالی در متن هستی خودش ندارد، گرچه این تعبیر «اتحاد» تعبیر متشابه نارسایی است که به‌حسب متفاهم عرفی، معنای منظور را افاده نمی‌کند و موجب برداشت‌های نادرستی می‌شود.
ناگفته پیداست که این بیان، کثرت وجودهای هم‌رتبه در بعضی از حلقات سلسله، مانند جهان طبیعت را نفی نمی‌کند و مقتضای آن این نیست که افراد یک یا چند ماهیت
﴿ صفحه 367 ﴾
هم‌درجه نیز دارای اختلاف تشکیکی با یکدیگر باشند، بلکه باید اختلاف آنها را تباین به‌تمام وجود بسیط آنها دانست.

‌‌‌‌‌‌‌‌‌خلاصه

1. صوفیه وجود حقیقی را منحصر به خدای متعالی دانسته‌اند، و به این معنا قائل به وحدت وجود شده‌اند. ظاهر این کلام، مخالف بداهت و وجدان است.
2. محقق دوانی وجود را واحد و موجودات را کثیر دانسته و اطلاق «موجود» را در مورد مخلوقات، به معنای «منسوب به وجود» گرفته است. این قول مبتنی بر اصالت ماهیت و مستلزم اشتراک لفظی در مورد «موجود» و مردود است.
3. از اتباع مشائین نقل شده که وجودهای عینی را حقایق متباین به تمام الذات دانسته‌اند.
4. دلیل این قول آن است که اگر وجودهای عینی مابه‌الاشتراکی می‌داشتند، نظیر ماهیات نوعیه و جنسیه می‌شدند و لازمه‌اش این بود که حقایق عینی وجود، مرکب باشند.
5. این دلیل تمام نیست؛ زیرا مابه‌الاشتراک وجودهای عینی از قبیل ماهیت نوعیه یا جنسیه نیست.
6. صدرالمتألهین نوعی دیگر از وحدت را برای وجودهای عینی قائل شده، و کثرت آنها را مستند به اختلاف مراتب آنها دانسته، و بدین‌ترتیب مابه‌الامتیاز آنها را به مابه‌الاشتراک بازگردانده است.
7. دلیلی که بر این مطلب ذکر کرده این است که وحدت مفهوم وجود، کاشف از حیثیت عینی مشترک بین همه واقعیت‌های عینی است.
8. این دلیل قابل مناقشه است؛ زیرا مفهوم وجود از قبیل معقولات ثانیه است و وحدت و کثرت آنها دلیل قاطعی بر وحدت و کثرت جهات عینی نیست.
9. دلیل دیگری برای مراتب تشکیکی وجود می‌توان اقامه کرد، به این بیان که وجود معلول عین ربط به وجود علت هستی‌بخش و مرتبه‌ای از مراتب وجود اوست، پس سراسر
﴿ صفحه 368 ﴾
هستی که از سلسله‌ای از علل و معلولات تشکیل می‌یابند، نسبت به خدای متعالی استقلالی ندارند و همگی آنها مراتبی از تجلیات او به‌شمار می‌آیند.
10. مقتضای این دلیل، قائل شدن به تشکیک خاصی بین معلولات و علل ایجاد‌کننده است، اما معلولات هم‌رتبه را باید متباین به تمام وجود بسیط آنها دانست.

پاورقی

1 - هنوز هم در بسیاری از کتابخانه‌های معتبر جهان، کتب فیزیک و شیمی تحت عنوان «فلسفه» رده‌بندی می‌شود.
2 - اشاره به نخستین آیاتی است که بر پیغمبر اسلام(صلى الله علیه وآله) نازل شد؛ یعنی آیات اول سوره علق: اِقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّک الَّذِی خَلَقَ... الَّذِی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ.
3 - قبلاً «کنت دوسن سیمون» چنین مکتبی را پیشنهاد کرده بود و ریشه آن را در افکار کانت می‌توان یافت.
4 - گویند اگوست کنت، این مراحل سه‌گانه را از پزشکی به نام دکتر بوردان گرفته بود.
5 - آن یــکی شیــر اســت انـدر بـادیــه و آن دگـر شیــر اســت انــدر بـادیــه
آن یکی شیر است که آدم می‌خورد و آن دگر شیر است که آدم می‌خورد
6 - ر.ک: فلسفه عمومی یا مابعدالطبیعه، ترجمه یحیی مهدوی، ص 42؛ خلاصه فلسفه، ترجمه فضل‌الله صمدی، چاپ هشتم؛ تاریخ فلسفه غرب، ترجمه نجف دریابندری، ج 4، ص 600؛ تاریخ فلسفه، ترجمه عباس زریاب خوئی، چاپ سوم، ص 6؛ فلسفه یا پژوهش حقیقت، ترجمه سیدجلال‌الدین مجتبوی، ص 20؛ مسائل و نظریات فلسفه، ترجمه بزرگمهر.
7 - ر.ک: ایدئولوژی تطبیقی، درس دوم.
8 - البته باید پوزیتویست‌ها را استثنا کرد؛ زیرا ایشان معتقدند که پژوهش علمی فقط در راه کشف چگونگی تحقق پدیده‌ها انجام می‌گیرد، نه در راه کشف چرایی آنها؛ و اصولاً مفاهیم علت و معلول و مانند آنها را مفاهیمی متافیزیکی و غیرعلمی به‌حساب می‌آورند.
9 - این مطلب را می‌توان از بعضی سخنان صدر‌المتألهین به‌خصوص در اوایل سفر سوم (الهیات بالمعنی الاخص) و سفر چهارم (علم النفس) از اسفار، استظهار کرد.
10 - انتخاب واژه «موجود» به جای «وجود»، این مزیت را دارد که با قول کسانی که قائل به «اصالت ماهیت» هستند هم کاملاً سازگار است و پیش از آنکه اصالت وجود اثبات شود، مناسب‌تر این است که موضوع فلسفه چیزی قرار داده شود که با هر دو قول بسازد.
11 - ر.ک: فلسفه چیست، ترجمه منوچهر بزرگمهر، ص21.
12 - ر.ک: درآمدی بر فلسفه، ترجمه اسدالله مبشری، ص18.
13 - ر.ک: ایدئولوژی تطبیقی، درس نهم و شانزدهم.
14 - برای توضیح بیشتر به کتب مفصل منطق و به کتاب آشنایی با علوم اسلامی ـ منطق و فلسفه، نوشته استاد شهید مطهری مراجعه کنید.
15 - ر.ک: قبسات، ص191.
16 - برای توضیح بیشتر، ر.ک: محمدتقی مصباح یزدی، چکیده چند بحث فلسفی، ص13ـ18.
17 - محمّد (47)، 12.
18 - اعراف (7)، 179.
19 - جاثیه (45)، 24.
20 - برای توضیح بیشتر به درس دوم از ایدئولوژی تطبیقی مراجعه کنید.
21 - ر.ک: دعای حضرت سیدالشهداء(علیه السلام)در روز عرفه.
22 - نظریه پدیدارشناسی ادموند هوسرل را نیز باید از مشتقات این نظریه به‌حساب آورد.
23 - ر.ک: ایدئولوژی تطبیقی، درس دهم و یازدهم؛ پاسداری از سنگرهای ایدئولوژیک، مقاله «دیالکتیک».
24 - ر.ک: ایدئولوژی تطبیقی، درس یازدهم و دوازدهم.
25 - ر.ک: تعلیقات ابن‌سینا، ص68، 88، 148؛ اسفار، ج3، ص498؛ نهایة الحکمة، مرحله 11، فصل 13.
26 - ر.ک: برهان شفا، مقاله 1، فصل 4؛ طبیعیات شفا، فن 6، مقاله 1، فصل 5.
27 - ر.ک: اسفار، ج1، ص49.
28 - ر.ک: المقاومات، ص175؛ المطارحات، ص361.
29 - ر.ک: التحصیل، ص286.
30 - ر.ک: اسفار، ج1، ص198 و ج2، ص236.