آموزش فلسفه جلد اول(مشکات)

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌وحدت جهان

وحدتی که تاکنون برای هر موجود عینی مورد بحث قرار گرفت، به هیچ وجه کثرت مجموع آنها را نفی نمی‌کند. اما وحدت دیگری برای کل جهان مطرح می‌شود که کثرت و تعدد آن را نفی می‌نماید، چنان‌که معروف است که فلاسفه جهان را «واحد» می‌دانند. اما این سخن را به چند صورت می‌توان تفسیر کرد:
1. منظور از وحدت جهان، وحدت اتصالی جهان طبیعت باشد، چنان‌که فلاسفه مبحثی را در فلسفه طبیعی تحت عنوان «بطلان خلأ» مطرح کرده‌اند و با بیانات مختلفی کوشیده‌اند تا اثبات نمایند که بین دو موجود طبیعی خلأ محض محال است و در جاهایی که پنداشته می‌شود چیزی موجود نیست، در واقع اجسام رقیق و لطیفی وجود دارند که قابل درک حسی نیستند.
﴿ صفحه 354 ﴾
بر این اساس استدلال کرده‌اند که اگر دو یا چند جهان طبیعی فرض شود، در صورتی که آنها متصل و پیوسته به یکدیگر باشند، دارای وحدت اتصالی خواهند بود و جهان واحدی را تشکیل خواهند داد، و اگر میان آنها خلأ حقیقی فرض شود، به‌طوری که آنها را کاملاً از یکدیگر جدا و منعزل نماید، با دلیل‌های نفی خلأ منافات خواهد داشت؛
2. منظور، وحدت نظام جهان طبیعت باشد؛ به این معنا که موجودات طبیعی همواره در یکدیگر تأثیر و تأثر و فعل و انفعال دارند و هیچ موجود طبیعی را نمی‌توان یافت که نه در موجود طبیعی دیگری مؤثر، و نه از آن متأثر باشد. چنان‌که موجودات هم‌زمان با تفاعلات خودشان، زمینه پیدایش موجودات بعدی را فراهم می‌کنند و خودشان نیز از تفاعلات موجودات قبلی به وجود آمده‌اند. بنابراین همه جهان طبیعت محکوم این رابطه علیت و معلولیت مادی است. از‌این‌رو می‌توان آن را دارای نظام واحدی دانست؛ ولی روشن است که این وحدت، در واقع صفت نظام است که وجود عینی مستقلی از موجودات بی‌شمار جهان ندارد و براساس آن نمی‌توان وحدتی حقیقی برای جهان طبیعت اثبات کرد؛
3. منظور، وحدت جهان در سایه وحدت صورتی باشد که همه اجزاء آن را در زیر چتر خودش متحد می‌سازد. چنان‌که اجزاء نبات و حیوان در سایه وحدت صورت جوهری خودشان متحد می‌شوند.
صورت واحدی که برای کل جهان می‌توان فرض کرد، به‌طوری که موجودات ذی‌روح مانند انسان و حیوان را نیز دربرگیرد، ناچار روح دیگری خواهد بود که می‌توان آن را «نفس کلی» یا «روح جهان» نامید. اما بعضی از فلاسفه پا را فراتر نهاده و مجردات و جمیع ماسوی‌الله را نیز مشمول آن دانسته‌اند و بدین‌ترتیب عقل اول یا کامل‌ترین موجود امکانی را به‌منزله صورتی برای مادون آن به‌حساب آورده‌اند. چنان‌که بسیاری از عرفا جهان را «انسان کبیر» نامیده‌اند. اما تاکنون برهانی بر این مطلب نیافته‌ایم و مخصوصاً موجود مجرد تامی مانند عقل اول را صورت جهان نامیدن، خالی از مسامحه نیست.
﴿ صفحه 355 ﴾
به هر حال چنین فرضی نیز به معنای نفی کثرت حقیقی از اجزاء جهان نخواهد بود؛ زیرا این وحدت، در واقع صفت همان صورت فوقانی جهان است و بالعرض به مجموع جهان نسبت داده می‌شود، چنان‌که در مورد وحدت روح و بدن گفته شد.
ناگفته نماند که پذیرفتن این وحدت برای جهان، مستلزم پذیرفتن قسم سوم از ترکیبات یادشده است، ولی پذیرفتن آن قسم ترکیب، مستلزم پذیرفتن چنین وحدتی نیست.

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌خلاصه

1. وحدت شخصی مساوق با تشخص و وجود عینی است و هر موجودی از آن جهت که موجود بالفعلی است، دارای تشخص و وحدت خواهد بود.
2. هر موجود بسیط و تجزیه‌ناپذیری، مانند خدای متعالی و مجردات، دارای وجود واحدی می‌باشد و جای فرض کثرت در ذات آن نیست.
3. اجسام کلان هرچند دارای گسستگی‌ها و خلأهای نسبی باشند، در نهایت به ذرات خُردی می‌رسند که دارای امتداد و اتصال حقیقی، و نیز دارای وحدت اتصالی خواهند بود.
4. ترکیب در اجسام به چند صورت قابل تصور است: ترکیب از اجزاء بالقوه، ترکیب از ماده و صورت با فرض بالقوه بودن ماده، ترکیب از ماده و صورت با فرض فعلیت داشتن ماده و همچنین ترکیب صوَر متراکب، ترکیب صناعی مانند اجزاء ساعت، ترکیب اجتماعی مانند ترکیب سپاه از سربازان و ترکیب جامعه از افراد انسان. دو قسم اول دارای وحدت حقیقی، و قسم سوم دارای وحدت بالعرض، و دو قسم اخیر دارای وحدت اعتباری می‌باشند.
5. ترکیبات اُرگانیک را باید از قسم سوم به‌حساب آورد، و همچنین ترکیبات شیمیایی در صورتی که برای آنها صورت واحدی ثابت شود.
6. ترکیب موجود از ماهیت و وجود، ترکیبی تحلیلی و ذهنی است نه عینی و خارجی.
﴿ صفحه 356 ﴾
7. اثبات وحدت جهان به معنای وحدت اتصالی تمام موجودات طبیعی، منوط به ابطال خلأ محض است.
8. وحدت نظام در جهان طبیعت امری قابل قبول است، ولی وحدتی حقیقی برای اجزای جهان به‌شمار نمی‌رود.
9. اثبات وحدت جهان به معنای داشتن روح یا صورت عقلانی واحد، در گروِ برهان است.
10. پذیرفتن چنین وحدتی، به معنای پذیرفتن قسم سوم از ترکیبات یادشده است، هرچند پذیرفتن آن قسم از ترکیب، مستلزم پذیرفتن چنین فرضی نیست.


﴿ صفحه 357 ﴾

‌‌‌‌‌‌درس سی‌ام‌‌: ‌‌‌‌‌‌مراتب وجود

شامل:
— اقوال درباره وحدت و کثرت هستی
— دلیل اول بر مراتب تشکیکی وجود
— دلیل دوم بر مراتب تشکیکی وجود
﴿ صفحه 358 ﴾
﴿ صفحه 359 ﴾