آموزش فلسفه جلد اول(مشکات)

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌وحدت در مفهوم وجود

وحدت و کثرت مفهومی اختصاصی به ماهیات ندارد، هرچند اصطلاح «وحدت نوعی» و «وحدت جنسی» مختص به آنها می‌باشد، بلکه هر مفهومی گرچه از قبیل معقولات ثانیه فلسفی یا منطقی باشد، مباین با مفهوم دیگر بوده، هریک از آنها متصف به «وحدت» و مجموع آنها متصف به «کثرت» می‌شود، و مخصوصاً تعدد و کثرت مفاهیم در مشترکات لفظی، و وحدت مفهومی در مشترکات معنوی، کاربرد زیادی دارد.
مفهوم وجود نیز که از معقولات ثانیه فلسفی به‌شمار می‌رود، مباین با سایر مفاهیم است و چنان‌که در درس بیست و دوم گذشت، مفهوم واحدی است که مشترک معنوی بین مصادیق مختلف می‌باشند.
این مفهوم نه‌تنها مانند ماهیات مرکب، منحل به جنس و فصل نمی‌شود، بلکه به‌واسطه بساطتی که دارد از هرگونه ترکیب دیگری نیز مبرّاست. از سوی دیگر به‌عنوان جنس یا فصل، جزء هیچ ماهیتی به‌شمار نمی‌رود؛ زیرا از قبیل مفاهیم ماهوی نیست. حاصل آنکه هرچند مفهوم وجود دارای وحدت نوعی یا وحدت جنسی نیست، اما مانند سایر معقولات ثانیه متصف به وحدت مفهومی می‌شود، چنان‌که مقتضای اشتراک معنوی آن است.
﴿ صفحه 344 ﴾
اما وحدت مفهومی وجود به معنای یک‌نواختی و تساوی صدق آن در جمیع موارد نیست، بلکه از قبیل «مفاهیم مشکک» می‌باشد که حمل آنها بر موارد، متفاوت است. برای روشن شدن این مطلب باید توضیحی درباره دو اصطلاح متواطی و مشکک بدهیم.

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌متواطی و مشکک

مفاهیم کلی را از نظر کیفیت صدق بر مصادیق، به دو دسته تقسیم کرده‌اند:
متواطی مفهومی است که صدق آن بر همه افراد یک‌نواخت باشد، و افراد آن تقدم و تأخر یا اولویت یا اختلاف دیگری در مصداقیت برای آن مفهوم نداشته باشند؛ مثلاً مفهوم «جسم» بر همه مصادیقش به‌طور یک‌سان حمل می‌شود و هیچ جسمی نیست که از نظر جسمیت مزیتی بر جسم دیگر داشته باشد. هرچند هرکدام از اجسام دارای خواصی هستند و بعضی از آنها مزایایی بر بعضی دیگر دارند، ولی از نظر صدق مفهوم جسم تفاوتی با یکدیگر ندارند.
اما مشکک مفهومی است که صدق آن بر افراد و مصادیقش متفاوت باشد و بعضی از آنها از نظر مصداقیت برای آن مفهوم مزیتی بر بعضی دیگر داشته باشند. چنان‌که همه خط‌ها در مصداق بودن برای طول یک‌سان نیستند و مصداقیت خط یک‌متری برای آن، بیش از مصداقیت خط یک سانتی‌متری است، یا مفهوم سیاه بر همه مصادیقش به‌طور یک‌سان حمل نمی‌شود و بعضی از آنها سیاه‌تر هستند.
مفهوم وجود هم از این قبیل است و اتصاف اشیاء به موجودیت یک‌سان نیست و بین آنها تقدم و تأخر و اولویت‌هایی وجود دارد؛ چنان‌که صدق وجود بر خدای متعالی که هیچ‌گونه محدودیتی ندارد، با صدق آن بر وجودهای دیگر قابل مقایسه نیست.
درباره اینکه راز اختلاف در صدق مفاهیم مشکک چیست، و اینکه آیا مفاهیم ماهوی هم بالذات قابل تشکیک هستند یا نه، و اصولاً چند نوع تشکیک وجود دارد، بحث‌هایی انجام گرفته است و قائلین به اصالت ماهیت، چند نوع تشکیک از قبیل تشکیک در کم و
﴿ صفحه 345 ﴾
زیادی (مانند طول) را در کمیت‌ها، و تشکیک در ضعف و شدت (مانند رنگ) را در کیفیت‌ها پذیرفته‌اند، ولی قائلین به اصالت وجود، تشکیک در ماهیت را بالعرض می‌دانند و مرجع این اختلافات را اختلاف در وجود معرفی می‌کنند.
افزون بر این مرحوم صدر‌المتألهین و پیروان حکمت متعالیه، این‌گونه تشکیکات را «تشکیک عامی» می‌نامند و برای حقیقت عینی وجود، تشکیک دیگری قائل هستند که آن را «تشکیک خاصی» می‌خوانند و ویژگی آن این است که دو مصداق وجودْ مستقل از یکدیگر نباشند، بلکه یکی از مراتب دیگری به‌شمار آید. بعضی دیگر از عارف‌مشربان، اقسام دیگری را نیز برای تشکیک در وجود ذکر کرده‌اند که نیازی به بیان آنها نیست. ‌‌‌‌‌

‌‌‌‌‌‌خلاصه

1. دو ماهیت بسیط، متباین به تمام‌الذات هستند و هیچ جهت ماهوی مشترکی نخواهند داشت.
2. در منطق کلاسیک، جهت ماهوی مشترک بین چند ماهیت مرکب را جنس، و جهت امتیاز هرکدام را فصل می‌نامند.
3. جنس، ممکن است مرکب و دارای جنس عالی‌تری باشد، ولی فصل، همواره بسیط خواهد بود.
4. مشهور این است که عالی‌ترین اجناس (مقولات) ده تا هستند که یکی از آنها جوهر و بقیه مقولات عرضی می‌باشند، ولی اقوال دیگری نیز در این زمینه وجود دارد.
5. دو ماهیت مرکب که از دو مقوله باشند، متباین به تمام‌الذات خواهند بود، ولی ماهیات مندرج در یک مقوله، متباین به‌بعض‌الذات هستند و جهت ماهوی مشترکی دارند.
6. مفهوم وجود، مفهوم بسیط و عامی است که با اضافه شدن به ماهیات مختلف تخصص می‌یابد.
7. هر ماهیت تامی (نوع) دارای «وحدت نوعی»، و هر جهت اشتراک ذاتی بین چند
﴿ صفحه 346 ﴾
ماهیت (جنس)، دارای «وحدت جنسی» است، و هر فردی از ماهیت، دارای «وحدت عددی» می‌باشد و این وحدت بالذات صفت وجود آن است.
8. افراد کثیر از یک ماهیت، «واحد بالنوع»، و انواع کثیر از یک جنس «واحد بالجنس» نامیده می‌شوند که اوصافی بالعرض برای آنها به‌شمار می‌رود.
9. وحدت و کثرت و همچنین «عدد»، مفاهیمی انتزاعی و از قبیل معقولات ثانیه می‌باشند.
10. وحدت مفهومی اختصاصی به ماهیات ندارد و هرکدام از معقولات ثانیه (مانند مفهوم وجود) نیز متصف به وحدت مفهومی می‌شود، چنان‌که بیش از یکی از آنها متصف به کثرت می‌گردند.
11. مفهوم وجود هیچ‌گونه ترکیبی ندارد، و نه جنس و فصلی برای آن تصور می‌شود، نه خودش جنس یا فصل برای ماهیتی به‌شمار می‌آید.
12. متواطی مفهومی است کلی که صدق آن بر همه مصادیق یک‌نواخت باشد، مانند مفهوم جسم.
13. مشکک مفهومی است کلی که صدق آن بر افراد متفاوت باشد، مانند مفهوم سفیدی و سیاهی.
14. مفهوم وجود از مفاهیم تشکیکی است که صدق آن بر موجودات مختلف، یک‌سان نیست.
15. قائلین به اصالت ماهیت چند نوع تشکیک را در ماهیات پذیرفته‌اند، از قبیل تشکیک در کمیت و کیفیت، ولی قائلین به اصالت وجود منشأ این تشکیکات را اختلاف در وجود می‌دانند.
16. اصحاب حکمت متعالیه نوع دیگری از تشکیک برای وجود عینی قائل هستند که آن را «تشکیک خاصی» می‌نامند، و ویژگی آن این است که دو موجود از یکدیگر مستقل نباشند و یکی از مراتب دیگری باشد.


﴿ صفحه 347 ﴾