آموزش فلسفه جلد اول(مشکات)

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌فایده این بحث

ممکن است چنین پنداشته شود که بحث درباره اصالت وجود یا ماهیت، یک بحث تفننی
﴿ صفحه 322 ﴾

است و تأثیری در حل مسائل مهم فلسفی ندارد، چنان‌که هم قائلین به اصالت وجود این مسائل را حل کرده‌اند و هم قائلین به اصالت ماهیت.
ولی این پندار نادرستی است و چنان‌که طی مباحث آینده روشن خواهد شد، حل بسیاری از مسائل مهم فلسفی در گرو اصالت وجود است، و راه‌حل‌هایی که براساس اصالت ماهیت ارائه می‌شود تمام نیست و منتهی به بن‌بست می‌شود. چنان‌که در مسئله تشخص ماهیت دیدیم که براساس اصالت ماهیت راه‌حل صحیحی ندارد. البته این مسئله در مقابل مسائل بسیار مهمی که مبتنی بر اصالت وجود می‌شود، قابل مقایسه نیست، و اگر بخواهیم همه موارد را در اینجا یادآور شویم، سخن به درازا می‌کشد. علاوه بر اینکه بیان ارتباط آنها با اصالت وجود، نیازمند به طرح آن مسائل و نشان دادن نقطه‌های حساس آنهاست که می‌بایست در جای خودش بیان شود.
در اینجا فقط به دو مسئله بسیار مهم فلسفی اشاره می‌کنیم که هریک به نوبه خود، مبنای مسائل ارزشمند دیگری است: یکی از آنها مسئله علیت و حقیقت رابطه معلول با علت است که نتیجه آن براساس اصالت وجود، عدم استقلال معلول نسبت به علت هستی‌بخش می‌باشد و بر پایه آن، مسائل بسیار مهمی از‌جمله نفی جبر و تفویض و توحید افعالی حل می‌گردد، و دیگری مسئله حرکت جوهری اشتدادی و تکاملی است که تبیین آن نیز متوقف بر پذیرفتن اصالت وجود است، و تفصیل آنها در جای خودش بیان خواهد شد.
بنابراین مسئله اصالت وجود، یک مسئله کاملاً جدی و بنیادی و درخور اهتمام فراوان است، و هیچ‌گاه نباید درباره آن مسامحه و سهل‌انگاری روا داشت.

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌خلاصه

1. مسئله اصالت وجود یا ماهیت، قبل از صدرالمتألهین به‌صورت مسئله مستقلی مطرح نبوده و هرچند در میان فلسفه پیشین گرایش‌هایی به یکی ازدو طرف مسئله به چشم
﴿ صفحه 323 ﴾
می‌خورد، ولی نمی‌توان هیچ‌کدام از دو قول را به‌صورت قطعی به مکتب فلسفی خاصی نسبت داد.
2. منظور از واژه «وجود» در این مبحث، معنای اسم مصدری آن با حذف ویژگی «حدث» است.
3. ماهیت دارای دو اصطلاح اعم و اخص است و منظور از آن در این مبحث، همین اصطلاح اخص آن می‌باشد؛ آن هم ماهیت به حمل شایع.
4. منظور از اصالت و اعتباریت در این مبحث، دو معنای متقابل خاص است و اولی یعنی مصداق بالذات بودن واقعیت عینی برای یکی از این دو مفهوم، و دومی یعنی مصداق بالعرض بودن آن.
5. «حقیقت» دارای اصطلاحات متعددی است، و منظور از آن در اینجا همان واقعیت عینی است.
6. فرض اصیل بودن وجود و ماهیت با هم، فرض صحیحی نیست و مستلزم تسلسل می‌باشد.
7. همچنین فرض اعتباری بودن هردو نادرست است؛ زیرا لازمه آن این است که قضیه هلیة‌ بسیطه، مشتمل بر مفهومی نباشد که از واقعیت عینی حکایت کند.
8. طرح مسئله به‌صورتی که دارای دو طرف (اصالت وجود و اصالت ماهیت) باشد، مبتنی بر چند اصل است: پذیرفتن وجود محمولی، وحدت مفهوم وجود، و دوگانگی ماهیت وجود در ذهن نه در خارج.
9. معنای اصالت وجود این است که واقعیت عینی، مصداق بالذات مفهوم وجود است و مفهوم ماهوی تنها از حدود واقعیت حکایت می‌کند و بالعرض بر آن حمل می‌شود، و معنای اصالت ماهیت این است که واقعیت عینی، مصداق بالذات مفهوم ماهوی است و مفهوم وجود بالعرض به آن نسبت داده می‌شود.
﴿ صفحه 324 ﴾
10. نتیجه این بحث در مسائل زیادی ظاهر می‌شود که ازجمله آنها تشخص ماهیت، رابط بودن معلول نسبت به علت هستی‌بخش، و حرکت جوهری تکاملی است.
﴿ صفحه 325 ﴾

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌درس بیست و هفتم‌‌: ‌‌‌‌‌‌اصالت وجود

شامل:
— ادله اصالت وجود
— مجاز فلسفی
— حل دو شبهه
﴿ صفحه 326 ﴾
﴿ صفحه 327 ﴾