آموزش فلسفه جلد اول(مشکات)

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌نفس‌الامر

در بسیاری از عبارات فلاسفه به این تعبیر برمی‌خوریم که فلان مطلب مطابق با «نفس‌الامر» است، از‌جمله در مورد «قضایای حقیقیه» که بعضی یا هیچ‌یک از مصادیق موضوع آنها در خارج موجود نیست، ولی هروقت موجود شود محمول برای آن ثابت خواهد بود. در چنین قضایایی گفته می‌شود که ملاک صدق آنها مطابقت با نفس‌الامر است؛ زیرا همه مصادیق آنها در خارج موجود نیست تا مطابقت مفاد قضایا را با آنها بسنجیم و بگوییم که مطابق با خارج است.
﴿ صفحه 241 ﴾
همچنین در قضایایی که از معقولات ثانیه تشکیل می‌شوند، مانند قضایای منطقی یا قضایایی که احکامی برای معدومات و محالات اثبات می‌کنند، گفته می‌شود که ملاک صدق آنها مطابقت با نفس‌الامر است.
درباره معنای این اصطلاح سخنانی گفته شده که یا تکلف‌آمیز است، مانند اینکه بعضی از فلاسفه گفته‌اند منظور از کلمه «امر» عالم مجردات است، و یا مشکلی را حل نمی‌کند، مانند اینکه گفته شده که منظور از نفس‌الامر، خود شی‌ء است؛ زیرا این سؤال به‌حال خود باقی می‌ماند که سرانجام برای ارزشیابی این قضایا باید آنها را با چه چیزی سنجید؟
با توضیحی که در ملاک صدق و کذب قضایا داده شد، روشن گشت که منظور از نفس‌الامر غیر از واقعیات خارجی، ظرف ثبوت عقلی محکیات می‌باشد که در موارد مختلف تفاوت می‌کند، و در مواردی مرتبه خاصی از ذهن است، مانند قضایای منطقی، و در مواردی ثبوت خارجی مفروض است، مانند محکی قضیه محال بودن اجتماع نقیضین، و در مواردی بالعرض به خارج نسبت داده می‌شود، چنان‌که می‌گویند: «علت عدم معلول، عدم علت است»، که رابطه علیت در حقیقت بین وجود علت و وجود معلول برقرار است و بالعرض به عدم آنها هم نسبت داده می‌شود. ‌‌‌‌‌

‌‌‌‌‌‌خلاصه

1. حقیقت بودن شناخت عبارت است از مطابقت آن با واقعی که از آن حکایت می‌کند، و سایر تعاریف مستلزم خروج از محل بحث است.
2. عقل‌گرایان معیار بازشناسی حقایق را فطرت عقل معرفی می‌کنند، ولی این معیار نمی‌تواند مطابقت قضایا را با واقعیات اثبات کند.
3. تجربه‌گرایان معیار حقیقت را تجربه حسی می‌دانند، ولی علاوه بر اینکه کاربرد این معیار مخصوص محسوسات است، نتیجه مطلوب نمی‌دهد؛ زیرا حاصل تجربه را باید با حس درک کرد که مجدداً نیاز به ارزشیابی دارد.
﴿ صفحه 242 ﴾
4. وجدانیات چون انعکاس ذهنی علوم حضوری است و تطابق آنها را می‌توان حضوراً درک کرد، دارای ارزش صددرصد می‌باشند.
5. همچنین قضایای منطقی که حکایت از امور ذهنی دیگری دارند، با تجربه درون‌ذهنی قابل ارزشیابی هستند.
6. تصورات تشکیل‌دهنده قضایای بدیهی، از قبیل معقولات ثانیه هستند که بی‌واسطه یا باواسطه از علوم حضوری گرفته می‌شوند و اتحاد آنها با تجربه درون‌ذهنی ثابت می‌شود؛ زیرا مفهوم محمول آنها از تحلیل مفهوم موضوع به‌دست می‌آید و اثبات اتحاد آنها نیاز به امر خارجی ندارد. بنابراین راز خطا‌ناپذیری بدیهیات اولیه هم اتکای آنها بر علوم حضوری است.
7. واقعیتی که قضایای صادقه باید مطابق آن باشند، اعم از واقعیت‌های مادی و مجرد، و همچنین اعم از واقعیت‌های ذهنی و عینی است.
8. منظور از نفس‌الامر همان محکی قضایاست و موارد آن به حسب اختلاف انواع قضایا تفاوت می‌کند؛ مثلاً مصداق نفس‌الامر در قضایای علوم تجربی، واقعیات مادی و در وجدانیات، واقعیات نفسانی، و در قضایای منطقی، مرتبه خاصی از ذهن، و در پاره‌ای از موارد، واقعیت مفروض است.
﴿ صفحه 243 ﴾

درس بیستم‌‌: ‌‌‌‌‌‌ارزشیابی قضایای اخلاقی و حقوقی

شامل:
— ویژگی شناخت‌های اخلاقی و حقوقی
— ملاک صدق و کذب در قضایای ارزشی
— بررسی معروف‌ترین نظریات
— تحقیق در مسئله
— حل یک شبهه
— نسبیت در اخلاق و حقوق
— فرق بین قضایای اخلاقی و حقوقی
﴿ صفحه 244 ﴾
﴿ صفحه 245 ﴾