آموزش فلسفه جلد اول(مشکات)

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌موضوعات اخلاقی و حقوقی

چنان‌که اشاره شد دسته دیگری از مفاهیم در قضایای اخلاقی و حقوقی به‌کار می‌روند که موضوعات این قضایا را تشکیل می‌دهند، مانند عدل و ظلم و مالکیت و زوجیت. در پیرامون این مفاهیم نیز بحث‌هایی از نظر لغت‌شناسی و ریشه‌یابی واژه‌ها و تحولات معانی حقیقی و مجازی صورت گرفته که مربوط به ادبیات و زبان‌شناسی است و اجمالاً می‌توان گفت که غالب آنها از مفاهیم ماهوی و فلسفی به عاریت گرفته شده و به مقتضای نیازهای عملی انسان در زمینه‌های فردی و اجتماعی، در معانی قراردادی به‌کار رفته است؛ مثلاً با توجه به لزوم کنترل غرایز و خواست‌ها و رعایت محدودیت‌هایی در رفتار، به‌طور کلی حدودی در نظر گرفته شده و خروج از آنها ظلم و طغیان، و نقطه مقابل آن عدل و قسط نام‌گذاری گردیده، چنان‌که با توجه به لزوم محدود شدن تصرفات انسان در دایره اموالی که از مجرای خاصی به چنگ آورده، تسلطی اعتباری و قراردادی بر پاره‌ای از اموال لحاظ و «مالکیت» نامیده شده است.
اما آنچه از نقطه‌نظر شناخت‌شناسی قابل بررسی است، این است که آیا این مفاهیم فقط براساس خواست‌های فردی یا گروهی قرار داده شده و هیچ رابطه‌ای با حقایق عینی و مستقل از تمایلات افراد یا گروه‌های اجتماعی ندارد و در نتیجه قابل هیچ‌گونه تحلیل عقلانی هم نیست، یا اینکه می‌توان برای آنها پایگاهی در میان حقایق عینی و واقعیت‌های خارجی جست‌وجو کرد و آنها را براساس روابط علّی و معلولی تحلیل و تبیین نمود؟
﴿ صفحه 199 ﴾
در این زمینه نیز نظر صحیح این است که این مفاهیم هرچند قراردادی و به معنای خاصی «اعتباری» هستند، ولی چنین نیست که به‌کلی بی‌ارتباط با حقایق خارجی، و بیرون از حوزه قانون علیت باشند، بلکه اعتبار آنها براساس نیازهایی است که انسان برای رسیدن به سعادت و کمال خودش تشخیص می‌دهد؛ تشخیصی که مانند موارد دیگر گاهی صحیح و مطابق با واقع است و زمانی هم خطا و مخالف با واقع. چنان‌که ممکن است کسانی صرفاً برای جلب منافع شخصی خودشان چنین قراردادهایی کنند و حتی به زور بر جامعه‌ای هم تحمیل نمایند، ولی به هر حال نمی‌توان آنها را گزاف و بدون ملاک به‌حساب آورد. به همین جهت است که می‌توان درباره آنها به بحث و کنکاش نشست و پاره‌ای از نظریات یا قراردادها را تأیید و پاره‌ای دیگر را رد کرد و برای هرکدام دلیل و برهانی آورد. اگر این قراردادها صرفاً نمایشگر تمایلات شخصی و به‌منزله سلیقه‌های فردی در انتخاب رنگ لباس می‌بود، هرگز سزاوار ستایش یا نکوهشی نمی‌بود و تأیید یا محکوم کردن آنها معنایی جز اظهار موافقت یا مخالفت در سلیقه نمی‌داشت.
حاصل آنکه اعتبار این مفاهیم گرچه در گرو جعل و قرارداد است، ولی به عنوان سمبولی برای روابط عینی و حقیقی میان افعال انسانی و نتایج مترتب بر آنها در نظر گرفته می‌شوند؛ روابطی که می‌بایست کشف شود و در رفتار انسان مورد توجه قرار گیرد. در حقیقت آن روابط تکوینی و مصالح حقیقی، پشتوانه این مفاهیم تشریعی و قراردادی است. ‌‌‌‌‌

‌‌‌‌‌‌خلاصه

1. مفاهیم کلی مورد استعمال در علوم عقلی، به سه دسته تقسیم می‌شوند: مفاهیم ماهوی، مفاهیم فلسفی، مفاهیم منطقی.
2. مفاهیم ماهوی (معقولات اُولی) مفاهیمی هستند که ذهن انسان به‌طور خودکار و بدون نیاز به مقایسات و تعملات، آنها را از موارد جزئی انتزاع می‌کند، مانند مفهوم انسان و مفهوم سفیدی.
﴿ صفحه 200 ﴾
3. مفاهیم فلسفی (معقولات ثانیه فلسفی) مفاهیمی هستند که انتزاع آنها نیاز به کندوکاو و مقایسه دارد، مانند مفهوم علت و معلول که از مقایسة‌ مصادیق آنها و رابطه خاص آنها با یکدیگر انتزاع می‌شوند.
4. مفاهیم منطقی (معقولات ثانیه منطقی) مفاهیمی هستند که از ملاحظه مفاهیم دیگر و در نظر گرفتن ویژگی‌های آنها انتزاع می‌شوند، چنان‌که وقتی مفهوم انسان را مثلاً در نظر می‌گیریم و می‌بینیم که قابل انطباق بر مصادیق بی‌شمار است، مفهوم «کلی» را از این مفهوم انتزاع می‌کنیم و به همین جهت، این مفاهیم فقط صفت برای مفاهیم دیگر واقع می‌شوند، و به‌اصطلاح، هم عروض و هم اتصافشان ذهنی است.
5. واژه «اعتباری» دارای اصطلاحات متعددی است و هنگام کاربرد آن باید دقت کافی به‌عمل آورد تا خلط و اشتباهی پیش نیاید، و یکی از آنها مفاهیم اخلاقی و حقوقی است که گاهی «مفاهیم ارزشی» هم نامیده می‌شوند.
6. باید و نباید و واژه‌های جانشین آنها مانند واجب و ممنوع، به لحاظ اینکه التزاماً دلالت بر مطلوبیت متعلقشان دارند، «ارزشی» نامیده می‌شوند نه اینکه با سه دسته مذکور مباینت کلی داشته باشند و حتی با نیروی درک‌کننده دیگری درک شوند، بلکه در اصل از قبیل معقولات ثانیه فلسفی و مبیّن «ضرورت بالقیاس» هستند.
7. مفاهیمی که موضوعات قضایای اخلاقی و حقوقی را تشکیل می‌دهند، معمولاً از مفاهیم ماهوی و فلسفی به عاریت گرفته می‌شوند و هرچند تابع وضع و قرارداد هستند، ولی به عنوان سمبولی برای امور حقیقی و غیرقراردادی لحاظ می‌گردند و روابط حقیقی بین افعال انسان‌ها و نتایج آنها و به دیگر سخن مصالح و مفاسد اعمال، پشتوانه عینی و حقیقی این مفاهیم را تشکیل می‌دهند.
﴿ صفحه 201 ﴾

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌درس شانزدهم‌‌: ‌‌‌‌‌‌حس‌گرایی

شامل:
— گرایش پوزیتویسم
— نقد پوزیتویسم
— اصالت حس یا عقل
﴿ صفحه 202 ﴾
﴿ صفحه 203 ﴾