آموزش فلسفه جلد اول(مشکات)

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی

‌‌‌‌‌‌خلاصه

1. علوم حضوری، محدود هستند و خطاناپذیری آنها به‌تنهایی برای حل مشکل شناخت کافی نیست. از‌این‌رو باید برای ارزشیابی علوم حصولی کوشش کرد.
2. تصور عبارت است از پدیده ذهنی ساده‌ای که شأنیت نمایش دادن ماوراء خود را داشته باشد.
3. تصدیق در یک اصطلاح عبارت است از قضیه منطقی که مشتمل بر موضوع و محمول و حکم به اتحاد آنهاست، و به اصطلاح دیگر، تنها به خود حکم اطلاق می‌شود.
4. قوام قضیه به حکم است و از دیدگاه منطقی هیچ قضیه‌ای فاقد حکم نیست.
5. تصور به دو قسم (کلی و جزئی) تقسیم می‌شود، و تصورات جزئی به حسی و خیالی و وهمی منقسم می‌گردند.
﴿ صفحه 187 ﴾
6. اسمیین، کلیت را به عنوان صفتی برای مفاهیم انکار کرده‌اند و الفاظ کلی را از قبیل مشترکات لفظی به حساب آورده‌اند.
7. گروه دیگری مفهوم کلی را صورت جزئی مبهم دانسته‌اند که در اثر ابهام، قابل انطباق بر امور متعدد می‌باشد.
8. افلاطونیان ادراک کلیات را به عنوان مشاهده حقایق مجرد یا یادآوری آنها تفسیر کرده‌اند.
9. ارسطوئیان ادراک کلی را نوع ویژه‌ای از ادراک ذهنی دانسته‌اند که به‌وسیله عقل انجام می‌گیرد.
10. نظریه اسمیین با تأمل در ویژگی‌های مفاهیم کلی و الفاظ حاکی از آنها، مانند وحدت وضع، عدم احتیاج به قرینه معیّنه و قابلیت انطباق بر مصادیق نامتناهی ابطال می‌شود.
11. وحدت مفهوم کلی به لحاظ حیثیت مفهومی آن است و با تعدد وجودهای آن در اذهان مختلف یا تکرر آن در ذهن واحد منافاتی ندارد.
12. وجود مفاهیمی مانند محال و معدوم، دلیل بطلان نظریه دوم و سوم است و بدین‌ترتیب، نظریه چهارم تعیّن می‌یابد.
﴿ صفحه 189 ﴾

‌‌‌‌‌‌درس پانزدهم‌‌: ‌‌‌‌‌‌اقسام مفاهیم کلی

شامل:
— اقسام معقولات
— ویژگی هریک از اقسام معقولات
— مفاهیم اعتباری
— مفاهیم اخلاقی و حقوقی
— باید و نباید
— موضوعات اخلاقی و حقوقی
﴿ صفحه 190 ﴾
﴿ صفحه 191 ﴾

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اقسام معقولات

مفاهیم کلی که در علوم عقلی از آنها استفاده می‌شود به سه دسته تقسیم می‌گردند: مفاهیم ماهوی یا معقولات اُولی، مانند مفهوم انسان و مفهوم سفیدی؛ مفاهیم فلسفی یا معقولات ثانیه فلسفی، مانند مفهوم علت و مفهوم معلول؛ و مفاهیم منطقی یا معقولات ثانیه منطقی، مانند مفهوم عکس مستوی و مفهوم عکس نقیض.
یادآور می‌شویم که انواع دیگری از مفاهیم کلی هستند که در علم اخلاق و علم حقوق مورد استعمال واقع می‌شوند و بعداً به آنها اشاره می‌کنیم.
این تقسیم سه‌گانه که از ابتکارات فلسفه اسلامی است، فواید فراوانی دارد که در ضمن بحث‌های آینده با آنها آشنا خواهیم شد و عدم دقت در بازشناسی و تمییز آنها از یکدیگر، موجب خلط‌ها و مشکلات زیادی در بحث‌های فلسفی می‌شود و بسیاری از لغزش‌های فلسفه غربی در اثر خلط بین این مفاهیم حاصل شده که نمونه آنها را در سخنان هگل و کانت می‌توان یافت.(23) از‌این‌رو لازم است توضیحی پیرامون آنها بدهیم.
مفهوم کلی یا قابل حمل بر امور عینی است و به‌اصطلاح اتصاف آن خارجی است، مانند مفهوم انسان که بر حسن و حسین و... حمل می‌گردد و گفته می‌شود «حسن انسان است» و یا قابل حمل بر امور عینی نیست و تنها بر مفاهیم و صورت‌های ذهنی حمل می‌گردد و به‌اصطلاح اتصاف آن ذهنی است، مانند مفهوم کلی و جزئی (به اصطلاح منطقی) که اولی صفت برای «مفهوم انسان» و دومی صفت برای «صورت ذهنی حسن»
﴿ صفحه 192 ﴾
واقع می‌شود. دسته دوم را که تنها بر امور ذهنی حمل می‌شود، «مفاهیم منطقی» یا «معقولات ثانیه منطقی» می‌نامند.
اما مفاهیمی که بر اشیاء خارجی حمل می‌شوند، به دو دسته تقسیم می‌گردند: یک دسته مفاهیمی که ذهن به‌طور خودکار از موارد خاص انتزاع می‌کند؛ یعنی همین‌که یک یا چند ادراک شخصی به‌وسیله حواس ظاهری یا شهود باطنی حاصل شد، فوراً عقل مفهوم کلی آن را به‌دست می‌آورد، مانند مفهوم کلی «سفیدی» که بعد از دیدن یک یا چند شی‌ء سفید‌رنگ انتزاع می‌شود، یا مفهوم کلی «ترس» که بعد از پیدایش یک یا چندبار احساس خاص به‌دست می‌آید. چنین مفاهیمی را مفاهیم ماهوی یا معقولات اُولی می‌نامند.
دسته دیگر مفاهیمی هستند که انتزاع آنها نیازمند به کندوکاو ذهنی و مقایسه اشیاء با یکدیگر می‌باشد؛ مانند مفهوم علت و معلول که بعد از مقایسه دو چیزی که وجود یکی از آنها متوقف بر وجود دیگری است و با توجه به این رابطه انتزاع می‌شود؛ مثلاً هنگامی که آتش را با حرارت ناشی از آن مقایسه می‌کنیم و توقف حرارت را بر آتش مورد توجه قرار می‌دهیم، عقل مفهوم علت را از آتش، و مفهوم معلول را از حرارت انتزاع می‌کند و اگر چنین ملاحظات و مقایساتی در کار نباشد، هرگز این‌گونه مفاهیم به‌دست نمی‌آیند، چنان‌که اگر هزاران‌بار آتش دیده شود و همچنین هزاران‌بار حرارت احساس شود، ولی بین آنها مقایسة‌ای انجام نگیرد و پیدایش یکی از دیگری مورد توجه واقع نشود، هرگز مفهوم علت و معلول نمی‌آید. این‌گونه مفاهیم را «مفاهیم فلسفی» یا «معقولات ثانیه فلسفی» می‌نامند و اصطلاحاً می‌گویند: معقولات اُولی هم عروضشان خارجی است و هم اتصافشان. معقولات ثانیه فلسفی عروضشان ذهنی، ولی اتصافشان خارجی است، و معقولات ثانیه منطقی هم عروضشان ذهنی است و هم اتصافشان.
درباره این تعاریف و کاربرد واژه «عروض ذهنی» و «عروض خارجی» و همچنین درباره نامیدن مفاهیم فلسفی به «معقولات ثانیه» جای مناقشاتی هست، ولی ما آنها را فقط به عنوان «اصطلاح» تلقی می‌کنیم و به‌صورتی که گفته شد توجیه می‌نماییم.
﴿ صفحه 193 ﴾