آموزش فلسفه جلد اول(مشکات)

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی

‌‌‌‌‌‌درس چهاردهم‌‌: ‌‌‌‌‌‌علم حصولی

شامل:
— لزوم بررسی علم حصولی
— تصور و تصدیق
— اجزاء قضیه
— اقسام تصور
— تصورات کلی
— تحقیق درباره مفهوم کلی
— پاسخ یک شبهه
— بررسی نظریات دیگر
﴿ صفحه 176 ﴾
﴿ صفحه 177 ﴾

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌لزوم بررسی علم حصولی

دانستیم که علم حضوری، یافتن خود واقعیت عینی است و از‌این‌رو شک و شبهه‌ای در آن راه ندارد؛ ولی می‌دانیم که دایره علم حضوری محدود است و به‌تنهایی نمی‌تواند مشکل شناخت‌شناسی را حل کند و اگر راهی برای بازشناسی حقایق در میان علوم حصولی نداشته باشیم، نمی‌توانیم منطقاً هیچ نظریه قطعی را در هیچ علمی بپذیریم و حتی بدیهیات اولیه هم قطعیت و ضرورت خودشان را از دست خواهند داد و از بداهت و ضرورت، تنها نامی برای آنها باقی خواهد ماند. بنابراین لازم است تلاش خود را برای ارزشیابی شناخت‌های حصولی و به‌دست آوردن معیار حقیقت در آنها ادامه دهیم و بدین‌منظور به بررسی انواع علم حصولی می‌پردازیم.

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تصور و تصدیق

منطقیین علم را به دو قسم تصور و تصدیق تقسیم کرده‌اند و در واقع مفهوم عرفی علم را از یک نظر محدود کرده و آن را به علم حصولی اختصاص داده‌اند، و از سوی دیگر آن را به تصور ساده هم گسترش داده‌اند.
تصور در لغت به معنای «نقش‌بستن» و «صورت‌پذیرفتن» است، و در اصطلاحِ اهل معقول عبارت است از پدیده ذهنی ساده‌ای که شأنیت حکایت از ماورای خودش را داشته باشد، مانند تصور کوه دماوند و مفهوم کوه.
تصدیق در لغت به معنای «راست ‌شمردن» و «اعتراف کردن» است، و در اصطلاح
﴿ صفحه 178 ﴾
منطق و فلسفه بر دو معنای نزدیک به هم اطلاق می‌شود، و از این نظر، از مشترکات لفظی به‌شمار می‌رود:
الف) به معنای قضیه منطقی که شکل ساده آن مشتمل بر موضوع و محمول و حکم به اتحاد آنهاست؛
ب) به معنای خود حکم که امر بسیطی است و نشان‌دهنده اعتقاد شخص به اتحاد موضوع و محمول است.
بعضی از منطق‌دانان جدید غربی پنداشته‌اند که تصدیق عبارت است از انتقال ذهن از یک تصور به تصور دیگر، براساس قواعد تداعی معانی. ولی این پندار نادرست است؛ زیرا نه هرجا تصدیقی هست تداعی معانی لازم است، و نه هرجا تداعی معانی هست ضرورتاً تصدیقی وجود خواهد داشت، بلکه قوام تصدیق به حکم است و همین است فرق بین قضیه و چند تصوری که همراه هم یا پی‌در‌پی در ذهن نقش بندد، بدون اینکه اِسنادی بین آنها باشد.