آموزش فلسفه جلد اول(مشکات)

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌مراتب علم حضوری

نکته دیگر شایان توجه این است که همه علم‌های حضوری از نظر شدت و ضعف یک‌سان نیستند، بلکه گاهی علم حضوری از قوت و شدت کافی برخوردار است و به‌صورت آگاهانه تحقق می‌یابد، ولی گاهی هم به‌صورت ضعیف و کم‌رنگی حاصل می‌شود و به‌صورت نیمه‌آگاهانه و حتی ناآگاهانه درمی‌آید.
اختلاف مراتب علم حضوری گاهی معلول اختلاف مراتب وجود شخص درک‌کننده است؛ یعنی هرقدر نفس از نظر مرتبه وجودی ضعیف‌تر باشد، علوم حضوری‌اش ضعیف‌تر و کم‌رنگ‌تر است، و هرقدر مرتبه وجودی‌اش کامل‌تر شود، علوم حضوری آن کامل‌تر و آگاهانه‌تر می‌گردد. تبیین این مطلب متوقف بر بیان مراتب وجود و همچنین مراتب تکاملی نفس است که باید در سایر علوم فلسفی اثبات شود، و در اینجا می‌توانیم براساس این دو اصل موضوع، امکان شدت و ضعف در علوم حضوری را بپذیریم.
علم حضوری به حالات روانی نیز به‌صورت دیگری قابل شدت و ضعف است؛ مثلاً بیماری که از درد، رنج می‌برد و درد خود را با علم حضوری می‌یابد، هنگامی که دوست عزیزی را می‌بیند و توجهش به‌سوی او معطوف می‌شود، دیگر شدت درد را درک نمی‌کند. علت ضعف این ادراک، ضعف توجه است. برعکس، موقع تنهایی و به‌خصوص در شب تاریک که توجهی به سایر امور ندارد، درد خود را با شدت بیشتری درک می‌کند که علت آن، شدت توجه است. اختلاف مراتب علم حضوری می‌تواند در تفسیرهای ذهنی آنها مؤثر باشد؛ مثلاً نفس در مراحل اولیه با اینکه علم حضوری به خویشتن دارد، ممکن است در اثر ضعف این علم، ارتباط خود را با بدن به‌صورت «رابطه عینیت» تصور کند و در نتیجه بپندارد که حقیقت نفس همین بدن مادی یا پدیده‌های مربوط به آن است، ولی هنگامی که مراتب کامل‌تری از علم حضوری برایش حاصل شد، و به عبارت دیگر هنگامی که جوهر نفس تکامل یافت، دیگر چنین اشتباهی رخ نمی‌دهد.
همچنین در جای خودش ثابت شده که انسان نسبت به آفریدگار خویش علم حضوری
﴿ صفحه 173 ﴾
دارد، ولی در اثر ضعف مرتبه وجودی و نیز در اثر توجه به بدن و امور مادی، این علم به‌صورت ناآگاهانه درمی‌آید، اما با تکامل نفس و کاهش توجه به بدن و امور مادی و تقویت توجهات قلبی نسبت به خداوند متعالی، همان علم به مراتبی از وضوح و آگاهی می‌رسد تا آنجا که می‌گوید: «اَیکون لغیرک من الظهور ما لیس لک؟»‌‌‌‌‌(21)

‌‌‌‌‌‌خلاصه

1. دکارت، سنگ بنای شناخت یقینی را علم به ‌وجود شک قرار داد و خواست از این راه، وجود شک‌کننده (روح انسان) را اثبات کند. سپس وضوح و تمایز را به عنوان معیاری برای بازشناسی اندیشه‌های درست از نادرست معرفی کرد.
2. آغاز کردن از شک برای شروع بحث با شک‌گرایان صحیح است، ولی نمی‌توان آن را مقدم بر علم به نفس و دلیل وجود آن قرار داد. چنان‌که نمی‌توان وضوح و تمایز را به عنوان معیار شناخت ‌حقیقت پذیرفت.
3. در علم حصولی، شخص به‌وسیله صورت یا مفهوم ذهنی، از شی‌ء یا شخص درک‌شونده آگاه می‌شود، ولی در علم حضوری چنین واسطه‌ای وجود ندارد.
4. علم هرکس به ‌وجود خودش و به قوای نفسانی و احساسات و عواطف و سایر حالات روانی و به فعلی که بی‌واسطه از نفس صادر می‌شود، مانند تصمیم و اراده حضوری است.
5. صورت‌ها و مفاهیم ذهنی نسبت به اشیاء یا اشخاصی که از آنها حکایت می‌کنند، علم حصولی هستند ولی نفس، خود آنها را حضوراً می‌یابد.
6. خطا که عبارت است از عدم مطابقت ادراک با ادراک‌شونده، در جایی امکان تحقق دارد که ادراک با واسطه انجام گیرد؛ زیرا در چنین موردی جای این احتمال هست که صورت ادراکی مطابق با واقعیت معلوم نباشد، اما در علم حضوری که ذات معلوم مورد شهود عالم قرار می‌گیرد، جای چنین احتمالی نیست و همین است راز خطاناپذیری علم حضوری.
﴿ صفحه 174 ﴾
7. علم حضوری یک شهود بسیط است و در آن نه موضوع و محمولی وجود دارد و نه تحلیل و تفسیری؛ ولی همراه آن یک یا چند علم حصولی تحقق می‌یابد که ممکن است بعضی از آنها خطا باشد، مانند اشتهای کاذب و مکاشفاتی که همراه با تفسیرهای ذهنیِ غلط است.
8. علم حضوری دارای مراتب مختلفی است و ممکن است بعضی از آنها آگاهانه نباشد، مانند علم حضوری اغلب مردم به خدای متعالی.
9. علت اختلاف مراتب علم حضوری یا تفاوت درجات وجودی، ذات عالم است، مانند اختلاف علم نفس به خودش در مراتب مختلفی که از تجرد پیدا می‌کند، و یا تفاوت مراتب توجه نفس است مانند اختلاف احساس درد در اثر شدت و ضعف توجه.
10. ضعف علم حضوری ممکن است موجب تفسیر ذهنی غلط شود، چنان‌که کسانی می‌پندارند روحشان با بدنشان یکی است با اینکه علم حضوری به آن دارند.
﴿ صفحه 175 ﴾

‌‌‌‌‌‌درس چهاردهم‌‌: ‌‌‌‌‌‌علم حصولی

شامل:
— لزوم بررسی علم حصولی
— تصور و تصدیق
— اجزاء قضیه
— اقسام تصور
— تصورات کلی
— تحقیق درباره مفهوم کلی
— پاسخ یک شبهه
— بررسی نظریات دیگر
﴿ صفحه 176 ﴾
﴿ صفحه 177 ﴾