آموزش فلسفه جلد اول(مشکات)

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌رد شبهه شک‌گرایان

شبهه‌ای که سوفیست‌ها و شک‌گرایان به آن تمسک جسته‌اند و آن را به صورت‌های گوناگون و با ذکر مثال‌های مختلفی بیان کرده‌اند این است: گاهی انسان از راه حس به وجود چیزی یقین پیدا می‌کند، ولی بعداً متوجه می‌شود که خطا کرده است، پس معلوم می‌شود که ادراک حسی، ضمانت صحت ندارد. به دنبال آن، چنین احتمالی پیش می‌آید که از کجا سایر ادراکات حسی من خطا نباشد، و شاید روزی بیاید که به خطا بودن آنها هم پی‌ببرم. همچنین گاهی انسان از راه دلیل عقلی، اعتقاد یقینی به مطلبی پیدا می‌کند، اما پس از چندی می‌فهمد که آن دلیل درست نبوده و یقینش مبدل به شک می‌شود. پس معلوم می‌شود که ادراک عقلی هم ضمانت صحت ندارد، و به همان ترتیب، احتمال خطا به سایر مدرَکات عقل هم سرایت می‌کند. نتیجه آنکه نه حس قابل اعتماد است، و نه عقل، و برای انسان جز شک باقی نمی‌ماند.
در پاسخ باید گفت:
1. معنای این استدلال آن است که شما می‌خواهید از راه این دلیل به نتیجه منظورتان که همان صحت ‌شک‌گرایی است برسید و به آن علم پیدا کنید و دست‌کم
﴿ صفحه 161 ﴾
بخواهید نظر خودتان را به این وسیله به طرف بقبولانید؛ یعنی انتظار دارید که او علم به صحت ادعای شما پیدا کند؛ در صورتی که مدعای شما این است که حصول علم مطلقاً محال است!
2. معنای کشف خطا در ادراکات حسی و عقلی این است که بفهمیم ادراک ما مطابق با واقع نیست، پس لازمه‌اش اعتراف به ‌وجود علم به خطا بودن ادراک است؛
3. لازمه دیگر آن این است که بدانیم واقعیتی وجود دارد که ادراک خطایی ما با آن مطابقت ندارد، وگرنه خطا بودن ادراک، مفهومی نخواهد داشت؛
4. لازمه دیگرش این است که خود ادراک خطایی و صورت ذهنی مخالف با واقع، برای ما معلوم باشد؛
5. و بالأخره باید وجود خطاکننده و حس یا عقل خطاکار را نیز بپذیریم؛
6. این استدلال خودش یک استدلال عقلی است (هرچند در واقع مغالطه است)، و استناد به آن به معنای معتبر شمردن عقل و ادراکات آن است؛
7. افزون بر اینها، در اینجا علم دیگری نیز مفروض است و آن این است که ادراک خطایی در عین خطا بودن نمی‌تواند درست باشد.
پس همین استدلال، مستلزم اعتراف به وجود چندین علم است و با این وصف چگونه می‌توان امکان علم را مطلقاً انکار کرد و یا حتی در وقوع آن تشکیک نمود؟!
اینها همه پاسخ‌های نقضی به استدلال شک‌گرایان بود و اما حل مطلب و بیان وجه مغالطه در آن این است که صحت و خطای ادراکات حسی را به کمک دلایل عقلی اثبات می‌کنیم و اما اینکه گفته شد کشف خطا در یک ادراک عقلی موجب سرایت احتمال خطا به سایر ادراکات عقل می‌شود، صحیح نیست؛ زیرا احتمال خطا تنها در ادراکات نظری (غیربدیهی) راه دارد و اما بدیهیات عقلی که اساس براهین فلسفی را تشکیل می‌دهند، به هیچ‌وجه قابل خطا نیستند، و توضیح خطاناپذیری آنها در درس نوزدهم خواهد آمد.
﴿ صفحه 162 ﴾

‌‌‌‌‌‌‌‌‌خلاصه

1. چون هدف ما از بررسی مسائل شناخت، تثبیت موضع برحق فلسفه الهی است، از‌این‌رو تنها به مسائلی از شناخت‌شناسی خواهیم پرداخت که در این راه مفید باشد.
2. شناخت‌شناسی نیاز به اصول موضوعه‌ای که در علم دیگری بیان شود، ندارد.
3. نیاز فلسفه به شناخت‌شناسی، از قبیل نیاز یک علم به علم دیگر برای اثبات اصول موضوعه‌اش نیست؛ زیرا اولاً، قضایای مورد نیاز فلسفه، قضایای بدیهی و غیرقابل انکار است، و ثانیاً، نیاز به این‌گونه قضایا که در شناخت‌شناسی مورد بحث واقع می‌شود، مانند نیاز به قضایایی که در علم منطق بیان می‌گردد، در واقع برای حصول علم به علم و مضاعف شدن شناخت می‌باشد.
4. امکان و تحقق شناخت، بدیهی و بی‌نیاز از اثبات است، ولی از سوفیست‌ها و شکاکان نقل شده که مطلقاً امکان آن را انکار می‌کرده‌اند.
5. ادعای عدم امکان شناخت، متضمن علم به این مطلب و ناقض خودش می‌باشد و همچنین ادعای نسبی بودن همه علوم و شناخت‌ها.
6. استدلال برای این ادعای نادرست، به خطاپذیری ادراکات حسی و عقلی نیز مستلزم چندین علم است: علمی که علی‌الفرض از این دلیل حاصل می‌شود؛ علم به خطا بودن بعضی از ادراکات حسی و عقلی؛ علم به واقعیتی که ادراک خطایی با آن مطابق نیست؛ علم به وجود خود ادراک خطایی؛ علم به خطاکننده؛ علم به اعتبار این استدلال که از شناخت‌های عقلانی تشکیل یافته است؛ و علم به محال بودن تناقض.
7. جواب حلی این شبهه آن است که صحت و خطای ادراکات حسی را به کمک دلایل عقلی اثبات می‌کنیم و این دلایل، مبتنی بر یک دسته از ادراکات عقلی است که خطایی در آنها راه ندارد و به‌هیچ وجه مورد شک و تردید واقع نمی‌شود، و خطا‌بودن بعضی از ادراکات عقلی موجب سرایت احتمال خطا به همه آنها نمی‌گردد.


﴿ صفحه 163 ﴾

‌‌‌‌‌‌درس سیزدهم‌‌: ‌‌‌‌‌‌اقسام شناخت

شامل:
— در جست‌وجوی سنگ بنای شناخت
— نخستین تقسیم علم
— علم حضوری
— راز خطاناپذیری علم حضوری
— همراهی علم حصولی با علم حضوری
— مراتب علم حضوری
﴿ صفحه 164 ﴾
﴿ صفحه 165 ﴾