آموزش فلسفه جلد اول(مشکات)

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تعریف فلسفه

بنابر اینکه فلسفه را مساوی با فلسفه اُولی یا متافیزیک، و موضوع آن را «موجود مطلق» (نه مطلق موجود) بدانیم، می‌توانیم آن را به این صورت تعریف کنیم: علمی که از احوال موجود مطلق بحث می‌کند؛ یا علمی که از احوال کلی وجود گفت‌وگو می‌کند؛ یا مجموعه قضایا و مسائلی که پیرامون موجود بما هو موجود، مطرح می‌شود.(10)
برای فلسفه، ویژگی‌هایی ذکر شده که مهم‌ترین آنها از این قرار است:
1. روش اثبات مسائل آن، روش تعقلی است، برخلاف علوم تجربی و علوم نقلی. ولی این روش، در منطق، خدا‌شناسی، روان‌شناسی فلسفی، و بعضی از علوم دیگر مانند فلسفه اخلاق و حتی در ریاضیات نیز به‌کار گرفته می‌شود. بنابراین نمی‌توان آن را ویژه «فلسفه اُولی» دانست.
2. فلسفه متکفل اثبات مبادی تصدیقی سایر علوم است و این یکی از وجوه نیاز سایر علوم به فلسفه می‌باشد و از‌این‌رو به‌نام «مادر علوم» نامیده می‌شود.
﴿ صفحه 92 ﴾
3. در فلسفه، معیار بازشناسی امور حقیقی از امور وهمی و اعتباری به‌دست می‌آید. از‌این‌رو گاهی هدف اصلی فلسفه، شناختن امور حقیقی و تمییز آنها از وهمیات و اعتباریات شمرده می‌شود، ولی بهتر آن است که آن را هدف شناخت‌شناسی بدانیم.
4. ویژگی مفاهیم فلسفی این است که از راه حس و تجربه به‌دست نمی‌آید، مانند مفاهیم علت و معلول، واجب و ممکن، مادی و مجرد. این مفاهیم اصطلاحاً معقولات ثانیه فلسفی نامیده می‌شوند و توضیح آنها در مبحث‌ شناخت‌شناسی خواهد آمد.
با توجه به این ویژگی می‌توان دریافت که چرا مسائل فلسفی تنها با روش تعقلی قابل اثبات است، و چرا قوانین فلسفی از راه تعمیم قوانین علوم تجربی به‌دست نمی‌آید.

‌‌‌‌‌‌‌‌‌خلاصه

1. مسائل یک علم عبارت است از قضایایی که موضوعات آنها تحت عنوان جامعی (کل یا کلی) مندرج می‌شوند، و موضوع علم عبارت است از همان عنوان جامع.
2. ممکن است یک عنوان، موضوع علم عامی قرار گیرد و با اضافه کردن قیودی به آن، موضوعات علوم خاصی، در قلمرو آن علم عام پدید آید، و ازجمله این قیود، «قید اطلاق» است؛ مثلاً «مطلق جسم»، موضوع علم عام «طبیعی»، و «جسم مطلق»، موضوع «سماع طبیعی»، و جسم‌های مقید، موضوعات سایر علوم خاص طبیعی را تشکیل می‌دهند.
3. پیش از ورود در مباحث هر علمی لازم است موضوع آن علم شناخته شود و وجود آن اثبات گردد (اگر بدیهی نباشد)، و همچنین لازم است اصولی که اثبات مسائل آن علم متوقف بر آنهاست، شناخته شوند و این همه را مبادی تصوری و تصدیقی علم می‌نامند.
4. کلی‌ترین مبادی علوم، در فلسفه اُولی مورد بحث قرار می‌گیرند.
5. موضوع فلسفه به‌عنوان علم عامی که شامل همه علوم حقیقی می‌شود، «مطلق موجود» است، ولی موضوع فلسفه به معنای اخص (متافیزیک) «موجود مطلق» است، و مسائل آن قضایایی هستند که اختصاص به نوع خاصی از موجودات ندارند.
﴿ صفحه 93 ﴾
6. فلسفه به معنای اخص عبارت است از علمی که از احوال کلی وجود، و به‌عبارت‌دیگر از احوال موجود بما هو موجود، بحث می‌کند.
7. مفاهیم فلسفه از قبیل معقولات ثانیه فلسفی هستند که از راه حس و تجربه حسی به‌دست نمی‌آیند. از‌این‌رو مسائل آن با روش تجربی قابل اثبات نیستند و نمی‌توان قوانین فلسفی را از تعمیم قوانین علوم تجربی به‌دست آورد.
8. در فلسفه، معیار بازشناسی حقایق از وهمیات و اعتباریات به‌دست می‌آید.
﴿ صفحه 94 ﴾
﴿ صفحه 95 ﴾

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌درس هفتم‌‌: ‌‌‌‌‌‌موقعیت فلسفه

شامل:
— ماهیت مسائل فلسفی
— مبادی فلسفه
— هدف فلسفه
﴿ صفحه 96 ﴾
﴿ صفحه 97 ﴾