آموزش فلسفه جلد اول(مشکات)

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌معانی اصطلاحی «فلسفه»

تاکنون با سه معنای اصطلاحی فلسفه آشنا شده‌ایم: اصطلاح اولِ آن، شامل همه علوم
﴿ صفحه 68 ﴾
حقیقی می‌شود؛ اصطلاح دوم آن، بعضی از علوم قراردادی را هم دربرمی‌گیرد؛ و اصطلاح سوم آن، مخصوص به معرفت‌های غیر‌تجربی است و در مقابل علم (‌معرفت تجربی) به‌کار می‌رود.
فلسفه طبق این اصطلاح، شامل منطق، شناخت‌شناسی، هستی‌شناسی (متافیزیک)، خدا‌شناسی، روان‌شناسی نظری (‌غیرتجربی)، زیبایی‌شناسی، اخلاق و سیاست می‌شود،(6) هرچند در این زمینه کمابیش اختلاف‌نظرهایی وجود دارد و گاهی فقط به معنای فلسفه اُولی یا متافیزیک به‌کار می‌رود و بنابراین می‌توان آن را اصطلاح چهارمی تلقی کرد.
واژه فلسفه کاربردهای اصطلاحی دیگری نیز دارد که غالباً همراه با صفت‌ یا مضاف‌الیه استعمال می‌شود، مانند «فلسفه علمی» و «فلسفه علوم».

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌فلسفه علمی

این تعبیر نیز در موارد گونه‌گونی به‌کار می‌رود:
الف) درباره فلسفه تحققی: اگوست کنت پس از محکوم کردن تفکر فلسفی و متافیزیکی و انکار قوانین عقلی جهان‌شمول، علوم تحققی را به شش بخش اساسی تقسیم کرد که هریک، قوانین ویژه خود را خواهد داشت. به این ترتیب ریاضیات، کیهان‌شناسی، فیزیک، شیمی، زیست‌شناسی، و علم‌الاجتماع (جامعه‌شناسی) و کتابی به‌نام «درس‌هایی درباره فلسفه پوزیتویسم» در شش مجلد نگاشت و کلیات علوم شش‌گانه را با شیوه به‌اصطلاح تحققی، مورد بررسی قرار داد و سه مجلد آن را به جامعه‌شناسی اختصاص داد، هرچند اساس این فلسفه تحققی را ادعاهای جزمی غیرتحققی تشکیل می‌دهد!
به‌هر‌حال، محتوای این کتاب که در واقع طرحی برای بررسی علوم و به‌ویژه علوم اجتماعی است، به‌نام فلسفه تحققی و فلسفه علمی نامیده می‌شود؛
ب) در مورد فلسفه ماتریالیسم دیالکتیک: مارکسیست‌ها برخلاف پوزیتویست‌ها، بر ضرورت فلسفه و وجود قوانین جهان‌شمول تأکید می‌کنند، ولی معتقدند که این قوانین،
﴿ صفحه 69 ﴾
از تعمیم قوانین علوم تجربی به‌دست می‌آید، نه از اندیشه‌های عقلی و متافیزیکی. ازاین‌رو فلسفه ماتریالیسم دیالکتیک را که به‌حسب ادعای خودشان، از دستاوردهای علوم تجربی به‌دست آمده است، فلسفه علمی می‌نامند، هرچند علمی‌بودن آن، بیش از علمی‌بودن فلسفه پوزیتویسم نیست و اساساً فلسفه علمی (در صورتی‌که «علمی» به معنای «تجربی» باشد) تعبیر ناهماهنگ و شبیه «کوسة‌ریش‌پهن» است و در بحث‌های تطبیقی، سخنان ایشان را مورد نقادی قرار داده‌ایم؛(7)
ج) مرادف با «متدلوژی» (روش‌شناسی): روشن است که هر علمی به مقتضای نوع مسائل، روش خاصی را برای تحقیق و اثبات مطالب می‌طلبد؛ مثلاً مسائل تاریخی را نمی‌توان در آزمایشگاه و به‌وسیله تجزیه و ترکیب مواد و عناصر حل کرد. چنان‌که هیچ فیلسوفی نمی‌تواند با تحلیلات و استنتاجات ذهنی و فلسفی اثبات کند که «ناپلئون در چه‌سالی به روسیه حمله کرد؟ و آیا در این جنگ پیروز شد یا شکست ‌خورد؟»، بلکه باید این‌گونه مسائل را با بررسی اسناد و مدارک و ارزیابی اعتبار آنها اثبات کرد.
به‌طور کلی، علوم (به معنای عام) را از نظر اسلوب تحقیق و روش پژوهش و سبک بررسی مسائل و اثبات مطالب می‌توان به سه دسته کلی تقسیم کرد: علوم عقلی، علوم تجربی، و علوم نقلی و تاریخی.
بررسی انواع و طبقات علوم و تعیین روش‌های کلی و جزئی هریک از دسته‌های سه‌گانه، علمی را به‌نام «متدلوژی» پدید آورده است که احیاناً به‌نام «فلسفه علمی» نامیده می‌شود، چنان‌که گاهی «منطق عملی» خوانده می‌شود.

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌خلاصه

1. چون در چند قرن اخیر در اروپا واژه‌های علم و فلسفه در مقابل یکدیگر قرار گرفته، لازم است توضیحی پیرامون اصطلاحات علم و فلسفه داده شود.
2. اساساً اشتراک لفظی و وجود معانی مختلف برای یک لفظ، موجب مشکلات و
﴿ صفحه 70 ﴾
مغالطاتی در مباحث علمی و به‌خصوص مباحث فلسفی می‌شود. ازاین‌رو ضرورت دارد قبل از ورود در هر مبحث، معنای منظور از اصطلاحات مورد استعمال در آن مبحث، توضیح داده شود.
3. واژه «علم» دارای معانی اصطلاحی گوناگونی است که مهم‌ترین آنها از این قرار است:
الف) اعتقاد یقینی؛
ب) مجموعه قضایای متناسب، اعم از جزئی و کلی؛
ج) مجموعه قضایای کلی، اعم از حقیقی و اعتباری؛
د) مجموعه قضایای کلی حقیقی؛
ه‍( مجموعه قضایای تجربی.
4. واژه فلسفه نیز اصطلاحاتی دارد که مهم‌ترین آنها از این قرار است:
الف) همه علوم حقیقی؛
ب) علوم حقیقی به‌اضافه بعضی از علوم قراردادی، مانند ادبیات و معانی و بیان؛
ج) علوم غیر‌تجربی مانند منطق، الهیات، زیبایی‌شناسی و...؛
د) به‌خصوص مابعدالطبیعه و الهیات.
5. تعبیر «فلسفه علمی» نیز در موارد مختلفی به‌کار می‌رود:
الف) طرح بررسی علوم تحققی (فلسفه پوزیتویسم)؛
ب) فلسفه مارکسیسم (ماتریالیسم دیالکتیک)؛
ج) متدلوژی یا روش‌شناسی علوم.
﴿ صفحه 71 ﴾