رستگاران

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تدوین و نگارش: محمدمهدی نادری قمی

هم انذار، هم بشارت

پیش از این نیز اشاره كردیم كه یكى از روش‌هاى بسیار شایع قرآن در تعلیم و تربیت، استفاده از عنصر «انذار» و «تبشیر» است. به عنوان یك روش كلى، قرآن از یك طرف مردم را از عواقب شوم كارهاى بد مى‌ترساند، و از طرف دیگر آنها را به نتایج شیرین و مطلوبى كه بر كارهاى خوب مترتب مى‌شود بشارت مى‌دهد. در همین آیاتى كه فعلا محل بحث ما است ابتدا از عنصر انذار استفاده كرده و مى‌فرماید:
وَمَنْ یَفْعَلْ ذلِكَ یَلْقَ أَثاماً * یُضاعَفْ لَهُ الْعَذابُ یَوْمَ الْقِیامَةِ وَیَخْلُدْ فِیهِ مُهانا؛(311) و
﴿ صفحه 296 ﴾
هركس این كارها را انجام دهد مجازات سختى خواهد دید. عذاب او در قیامت دو چندان مى‌گردد و براى همیشه با خوارى در آن خواهد ماند.
این آیه هشدار مى‌دهد كسانى كه مرتكب گناهان مذكور شوند مخلد در عذاب خواهند بود و عذابشان نیز دو چندان است، و به علاوه، مورد اهانت قرار خواهند گرفت و به ذلت و خوارى خواهند افتاد.
اما بلافاصله اهرم تبشیر را نیز به كار مى‌گیرد و مى‌فرماید: اگر كسى توبه كرد و عمل صالح انجام داد نه‌تنها گناهانش بخشوده و سیاهى‌هاى مربوط به آن پاك مى‌شود؛ بلكه به جاى آن، نامه عملش نورانى و روشن مى‌گردد:
إِلاّ مَنْ تابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ عَمَلاً صالِحاً فَأُوْلئِكَ یُبَدِّلُ اللهُ سَیِّئاتِهِمْ حَسَنات؛(312) مگر كسى كه توبه كند و ایمان آورَد و كار شایسته انجام دهد، كه خداوند [چنین كسانى را]بدى‌هایشان را به نیكى‌ها تبدیل مى‌كند.
اكنون كه آن زشتى‌ها و سیاهى‌ها از نامه عمل پاك گردیده و اعمال صالح و نورانى جاى آن را گرفته، آدمى مى‌تواند با افتخار آن را به دیگران هم نشان دهد و مصداق این آیه گردد كه:
فَأَمّا مَنْ أُوتِیَ كِتابَهُ بِیَمِینِهِ فَیَقُولُ هاؤُمُ اقْرَؤُا كِتابِیَه؛(313) اما كسى كه نامه اعمالش به دست راستش داده شود، گوید: بیایید و نامه عمل مرا بخوانید.
چرا كه در این نامه عمل، دیگر اثرى از گناهان نیست و اگر دیگران آن را ببینند مایه رسوایى و خجالت او نمى‌شود. اكنون در اثر توبه، آن سیاهى‌ها محو شده و نور ایمان و عمل صالح جایگزین آن گردیده است؛ و چه بشارتى از این بالاتر! كسى كه گناهى كرده بود كه به سبب آن مستوجب عذاب ابدى گردیده بود، اكنون با عملى كوچك و پشیمانى و عذرخواهى به درگاه خداوند، آن عذاب ابدى از او برداشته شد. با این حال، خداى متعال مى‌توانست فقط عذاب را از او بردارد، ولى صفحه سیاه نامه عملش را همچنان باقى نگاه دارد و در كنار آن، صفحه سفیدى براى توبه و عمل صالحش بازنماید. اگر این‌گونه بود، آن‌گاه خجالت و شرمسارى فرد باقى مى‌ماند و دیگر نمى‌توانست نامه
﴿ صفحه 297 ﴾
عملش را به دیگران نشان دهد و فریاد بزند كه: هاؤُمُ اقْرَؤُا كِتابِیَه. اما خداى رحمان این امتیاز را نیز براى فرد توبه‌كننده قائل مى‌شود و صفحه سیاه مربوط به گناهان او را به كلى محو و نابود مى‌كند و فقط آن بخش نورانى و مربوط به اعمال صالحش را باقى نگاه مى‌دارد. به راستى آیا این بشارتى بزرگ براى عاصیان و خطاكاران نیست؟!

حكمى عمومى براى توبه

سؤال دیگرى كه در این‌جا مى‌تواند مطرح شود این است كه آیا فقط توبه‌اى كه مربوط به این گناهان خاص (شرك، قتل نفس و فحشا) باشد چنین اثرى دارد یا هر توبه‌اى این نتایج را به دنبال مى‌آورد؟ آیه بعد پاسخ این سؤال را روشن كرده است:
وَمَنْ تابَ وَعَمِلَ صالِحاً فَإِنَّهُ یَتُوبُ إِلَى اللهِ مَتابا؛(314) و هركس توبه كند و كار شایسته انجام دهد، همانا به سوى خداوند بازمى گردد.
این آیه بیان مى‌دارد كه قاعده مذكور كلى است و هركس هر لغزش و گناهى كه مرتكب شده باشد، در صورتى كه توبه كند و عمل صالحى انجام دهد، راه بازگشت او به سوى خدا باز است و خداوند از سر رأفت و رحمت با او معامله خواهد كرد. البته در آیه قبل بحث «ایمان» را هم مطرح كرد و فرمود: «إلاّ مَنْ تابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ یَتُوبُ إِلَى اللهِ مَتابا» است موفق گردد.
از مضمون حدیثى كه از امام باقر(علیه السلام) نقل شده چنین برمى‌آید كه وقتى بنده‌اى مرتكب گناهى مى‌شود، خداى متعال پیوسته انتظار مى‌كشد كه آن بنده چه وقت توبه مى‌كند و به سوى خداوند بازمى‌گردد. آرى، در حالى‌كه بنده با گناهش در واقع به خداوند پشت كرده و به شیطان روى نموده است، اما خداوند از دورى بنده‌اش ناراحت و نگران است و به انتظار نشسته كه چه وقت دوباره بازمى‌گردد! در این روایت مى‌فرماید: هنگامى كه بنده گناه‌كارى از گناه خود توبه مى‌كند خداوند به اندازه‌اى شاد مى‌شود كه حد ندارد. البته این مطلب كه شادى خدا به چه معنا است، باید در جاى خود توضیح داده شود، اما به هر حال تا این تعبیرات نشود حقیقت مطلب براى ما انسان‌ها
﴿ صفحه 298 ﴾
روشن نمى‌شود. مى‌فرماید: شادى خداوند از توبه این عبد، بیشتر است از شادى كسى كه در بیابانى بى‌آب و علف زاد و توشه خود را گم كرده باشد و پس از ساعت‌ها سرگردانى و جستوجو آن را بیابد. خود روایت این صحنه را بسیار زیبا تصویر كرده است: شخصى را در نظر بگیرید كه در بیابانى خشك و سوزان تك و تنها مانده و مركب و زاد و راحله خویش را گم كرده و دستش از همه جا و همه چیز كوتاه شده است. حتى آب و غذایش هم كه بار آن مركب بوده از دست داده است. از این رو، از جرعه‌اى آب و لقمه‌اى غذا كه بتواند در آن گرماى سوزان با آن اندكى رفع عطش یا سدّ جوع نماید محروم مانده است. طبعاً به امید آن‌كه نشانى از گمشده خویش بیابد حیران و سرگردان در آن بیابان گرم و خشك گاه به این سو و گاه به آن سو مى‌رود. اما هرچه جستوجو مى‌كند اثرى از زاد و راحله خویش نمى‌یابد و سرانجام خسته و نا امید و در حالى كه دیگر رمقى برایش باقى نمانده و تسلیم مرگ شده، دست را زیر سر مى‌گذارد و روى زمین دراز مى‌كشد. در این حال ناگهان چشم باز مى‌كند و شخصى را مى‌بیند كه با شتر و زاد و راحله گم شده‌اش در جلوى او ایستاده و صدایش مى‌زند تا مهار شترش را به دست او بدهد. طبیعى است كه خوشحالى چنین كسى از یافتن زاد و راحله‌اش به حدى است كه با هیچ لفظ و كلامى قابل توصیف نیست. در حدیث مى‌فرماید: خوشحالى خداوند از توبه بنده‌اش، از خوشحالى چنین كسى بیشتر است!(315) امیدواریم كه خداى متعال به همه ما توفیق توبه نصوح از خطاها و لغزش‌هایمان را عنایت فرماید.
﴿ صفحه 299 ﴾

درس شانزدهم: دو وصف سلبى دیگر براى عبادالرحمان

﴿ صفحه 300 ﴾
﴿ صفحه 301 ﴾
وَالَّذِینَ لا یَشْهَدُونَ الزُّورَ وَإِذا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِراما؛(316) و [عبادالرحمان] كسانى‌اند كه شهادت ناحق نمى‌دهند، و چون بر لغو بگذرند، بزرگوارانه از آن مى‌گذرند.