رستگاران

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: محمدمهدی نادری قمی

اهمیت صفات سلبى در سعادت و نجات انسان

آنچه كه به عنوان یك پیام كلى مى‌توان از این آیه برداشت كرد این است كه انسان براى كامل شدن و ورود در جرگه «عباد الرحمان» و بندگان شایسته خداوند، باید هم یك
﴿ صفحه 275 ﴾
سلسله امور ایجابى و هم یك دسته امور سلبى را مد نظر قرار دهد. به عبارت دیگر، كسى كه مى‌خواهد «عبد خدا» شود، از یك سو باید نسبت به انجام و فعل برخى امور اهتمام ورزد، و از سوى دیگر نیز باید اهتمام داشته باشد كه برخى كارها را حتماً ترك كند. این دو، یعنى فعل و ترك، باید همراه هم باشند تا نتیجه مطلوب حاصل شود و تنها تقید به انجام كارهاى خیر كافى نیست، بلكه پرهیز و اجتناب از برخى امور دیگر نیز لازم است.
اگر كسى هزاران سال عبادت كند و شب‌ها را به نماز و عبادت و سجده بگذراند و همه روزها را روزه بگیرد و انواع كارهاى خیر را انجام دهد اما در كنارش به انجام یكى از كبایر موبقه نیز مبتلا باشد، تمامى اعمال صالح و عبادت‌هایش «حبط» مى‌شود واز بین مى‌رود. بحث «حبط اعمال» بحثى مفصل است كه اكنون قصد ورود به آن را نداریم و فقط در محدوده همین آیه از سوره فرقان به آن اشاره مى‌كنیم.
گناه «شرك» كه در صدر این آیه به آن اشاره شده و یكى از اوصاف سلبى عبادالرحمان معرفى گردیده، از جمله گناهانى است كه موجب حبط اعمال مى‌شود. اگر كسى هفتاد سال بهترین عبادت‌ها را انجام دهد اما در لحظه آخر عمر گرفتار شرك شود و با حالت شرك از دنیا برود تمامى اعمالش بر باد مى‌رود. در واقع آن شرك مانند آتشى است كه كسى در خرمنى انبوه بیندازد؛ روشن است كه آن آتش تمام آن خرمن را خاكستر خواهد كرد. اصولا بحث «حبط اعمال» همین است كه تأثیر برخى گناهان و اعمال زشت به گونه‌اى است كه تمام اندوخته اعمال انسان را آتش مى‌زند و هر آنچه كه از اعمال صالح انجام داده، همه را یك‌جا و به یك‌باره مى‌سوزاند و از بین مى‌برد.
از این رو، ما باید نسبت به تأكیدات قرآن در مورد برخى معاصى مراقب باشیم و آنها را جدّى بگیریم. جدّى گرفتن این تأكیدات به این است كه از مقدمات این افعال نیز پرهیز كنیم و غیر از خود این معاصى، محدوده و حریمى را نیز پیرامون آنها قائل شویم وخود را مقید كنیم كه در آن حریم‌ها ـ كه در واقع مقدمه ارتكاب و ورود به خود گناه هستند ـ وارد نشویم. این حریم مانند حریمى است كه ما براى نیفتادن در یك پرتگاه و دره عمیق قائل مى‌شویم. ما هیچ‌گاه خود را تا آخرین سانتى‌مترى كه ممكن است، به لبه یك پرتگاه
﴿ صفحه 276 ﴾
نزدیك نمى‌كنیم، بلكه به عكس، در صورت مواجه شدن با آن، چندگام از آن فاصله مى‌گیریم تا مطمئن باشیم در آن سقوط نخواهیم كرد. كسانى كه در جاده‌هاى كوهستانى، به خصوص در مواقع برفى و بارانى، رانندگى كرده‌اند این مسأله برایشان بسیار مملوس است و به خوبى به آن واقفند. مسأله دورى و خوددارى از ارتكاب گناه نیز به همین صورت است و انسان براى اطمینان بیشتر از نیفتادن در دام گناهان لازم است از برخى مقدماتى هم كه احتمال دارد آدمى را به سمت گناه سوق دهند اجتناب كند. آن مقدمات گرچه ممكن است خود امورى حلال و بى‌مشكل باشند، اما از آن جا كه مى‌توانند انسان را به سوى گناه بكشانند مطلوب این است كه آنها را نیز ترك كنیم. انسان اگر لب مرز حركت كند در صورتى كه كوچك‌ترین غفلتى نماید فوراً سقوط مى‌كند و به درون پرتگاه مى‌افتد. «وَمَْن یَحُمْ حَوْلَ الْحِمى أَوْ شَكَ أَنْ یُوقَعَ فیه» كسى كه نزدیك قرقگاه (لغزشگاه) حركت كند احتمال قریب دارد كه در آن بیفتد.
از این رو در مورد كبایر موبقه باید بسیار مراقب باشیم و حواسمان جمع باشد و احتیاط لازم را به عمل آوریم. در برخى موارد خود قرآن كریم آن موارد احتیاطى را نیز گوشزد نموده و براى جلوگیرى از افتادن در دام آن گناه، بر رعایت آن احتیاط نیز تأكید و پیشاپیش آن را تحریم كرده است. از جمله این موارد مى‌توان همین بحث انحراف جنسى را مثال زد. بسیارى از انحرافات جنسى با نگاه آغاز مى‌شود و اگر انسان بتواند چشم خود را حفظ كند و مراقب نگاه خود باشد، تا حد بسیار زیادى نسبت به انحرافات جنسى مصونیت پیدا خواهد كرد. نگاه به نامحرم كردن، خود گناه است، اما این گناه كوچك مقدمه‌اى براى گناهان بعدى و بزرگ‌تر است. از این رو انسان براى آن‌كه به آن عوارض بعدى مبتلا نشود از ابتدا باید نگاه خود را كنترل كند. قرآن كریم در این زمینه مى‌فرماید:
قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَیَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِكَ أَزْكى لَهُم؛(299) به مردان با ایمان بگو: «دیده فرو نهند و دامان خود را حفظ كنند» كه این براى آنان پاكیزه‌تر است.
﴿ صفحه 277 ﴾
از سیاق آیه كه مى‌فرماید: یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَیَحْفَظُوا فُرُوجَهُم، چنین بر مى‌آید كه نگاه مقدمه آلوده شدن دامان و انحراف جنسى است و اگرانسان بتواند نگاه خود را كنترل كند، مى‌تواند دامان خویش را نیز از آلودگى حفظ نماید. اگر انسان از ابتدا، به خصوص اوایل جوانى، مراقب خود باشد، كنترل چشم موجب در امان ماندن از بسیارى مفاسد دیگر خواهد شد. البته شرایط اجتماعى نیز در این امر تأثیر دارد و مى‌تواند به عنوان عاملى مثبت و تقویت‌كننده، و یا مخرب و منفى در این راستا عمل كند. این‌كه در اسلام حجاب بر زنان واجب شده، در جهت ایجاد همین بستر اجتماعى مناسب براى كنترل چشم و نگاه است. البته براى مردان نیز پوشاندن قسمت‌هایى از بدن به فتواى همه علما واجب است و برخى قسمت‌ها نیز ـ به خصوص آن‌جا كه در معرض دید نامحرم است ـ پوشاندنش ترجیح دارد و مستحب است. حتى زن در مقابل زنان دیگر، و مرد در برابر مردان دیگر، علاوه بر عورت، ترجیحاً خوب است كه قسمت‌هاى دیگرى از بدنش نیز پوشیده باشد. اینها همه براى آن است كه انسان از وساوس شیطانى هرچه دورتر باشد و تا حد امكان زمینه‌هاى بروز و انجام گناه مسدود گردد.
از این رو مصلحان و دل‌سوزان جامعه، و كسانى كه اداره امور جامعه را در دست دارند باید تلاش كنند شرایطى فراهم آید كه افراد تا حد امكان از این مفاسد دور بمانند. اگر با این عذر و بهانه كه «اینها گناه صغیره است و چندان مهم نیست» حریم‌ها یكى پس از دیگرى شكسته شود، كم‌كم كار به جایى مى‌رسد كه شرایط، دیگر قابل كنترل نخواهد بود و نخواهیم توانست جلوى مفاسد را بگیریم. اگر مراقب این گناهان و قدم‌هاى كوچك نباشیم، گام به گام جلو مى‌رویم و به یك‌باره چشم باز مى‌كنیم و مى‌بینیم كه لب پرتگاه و در آستانه سقوط قرار گرفته‌ایم. سهل گرفتن این خطاها و گام‌هاى انحرافى كوچك بسیار خطرناك است و مى‌تواند در نهایت به بروز فاجعه و سقوط حتمى منجر شود. این‌كه فرهنگ عمومى دنیا چیزى را مى‌پسندد دلیل نمى‌شود كه ما نیز آن را بپذیریم. ما باید آموزه‌هاى قرآنى را مد نظر قرار دهیم و از تعالیمى كه قرآن كریم بر آن تأكید فرموده استفاده كنیم. علاوه بر آن بسیارى از مطالب را نیز اهل بیت و ائمه اطهار(علیهم السلام) براى ما بیان فرموده‌اند كه باید سرلوحه رفتارها و زندگى ما قرار گیرد.
﴿ صفحه 278 ﴾
امیدواریم كه خداى متعال به همه ما و مسؤولان و دست‌اندركاران توفیق دهد تا شرایط اجتماعى را به گونه‌اى فراهم كنیم كه همه مردم، به ویژه جوانان جامعه اسلامى، تا حد ممكن از گناه مصونیت پیدا كنند.
﴿ صفحه 279 ﴾

درس پانزدهم: سرنوشت خطاكاران

﴿ صفحه 280 ﴾
﴿ صفحه 281 ﴾
وَالَّذِینَ لا یَدْعُونَ مَعَ اللهِ إِلهاً آخَرَ وَلا یَقْتُلُونَ النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللهُ إِلاّ بِالْحَقِّ وَلا یَزْنُونَ وَمَنْ یَفْعَلْ ذلِكَ یَلْقَ أَثاماً * یُضاعَفْ لَهُ الْعَذابُ یَوْمَ الْقِیامَةِ وَیَخْلُدْ فِیهِ مُهاناً * إِلاّ مَنْ تابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ عَمَلاً صالِحاً فَأُوْلئِكَ یُبَدِّلُ اللهُ سَیِّئاتِهِمْ حَسَنات وَكانَ اللهُ غَفُوراً رَحِیماً * وَمَنْ تابَ وَعَمِلَ صالِحاً فَإِنَّهُ یَتُوبُ إِلَى اللهِ مَتاباً؛(300) و [عبادالرحمان] كسانى اند كه با خدا معبودى دیگر را نمى خوانند و كسى را كه خدا [خونش را]حرام كرده جز به حق نمى‌كشند، و زنا نمى‌كنند؛ و هركس این كارها را انجام دهد مجازات سختى خواهد دید. عذاب او در قیامت دو چندان مى‌گردد و براى همیشه با خوارى در آن خواهد ماند. مگر كسى كه توبه كند و ایمان آورَد و كار شایسته انجام دهد؛ كه خداوند بدى‌هایشان را به نیكى‌ها تبدیل مى‌كند، و خداوند همواره آمرزنده و مهربان است. و هركس توبه كند و كار شایسته انجام دهد، همانا به سوى خداوند بازمى‌گردد [و پاداش خود را از او دریافت مى‌كند].

چند نكته ادبى و تفسیرى

همچنان‌كه پیش از این اشاره كردیم، در آیات پایانى سوره فرقان، در توصیف عبادالرحمان ابتدا برخى فضایل و صفات مثبت آنان ذكر شده و سپس برخى گناهان و
﴿ صفحه 282 ﴾
اوصافى كه عبادالرحمان از آن مبرّا و بركنار هستند بیان گردیده است. در این قسمت، ابتدا بزرگ‌ترین گناهان كه «شرك به خدا» است آورده شده و سپس دو گناه كبیره دیگر، یكى قتل نفس و دیگرى فساد و فحشا، در كنار شرك ذكر گردیده است. در جلسه گذشته درباره این سه گناه كبیره توضیحاتى را بیان كردیم و در این زمینه به همان مقدار بسنده مى‌كنیم. اكنون در ادامه به ذیل همین آیه و آیه پس از آن توجه مى‌كنیم كه مى‌فرماید:
وَمَنْ یَفْعَلْ ذلِكَ یَلْقَ أَثاماً * یُضاعَفْ لَهُ الْعَذابُ یَوْمَ الْقِیامَةِ وَیَخْلُدْ فِیهِ مُهانا؛ و هركس این كارها را انجام دهد مجازات سختى خواهد دید. عذاب او در قیامت دو چندان مى‌گردد و براى همیشه با خوارى در آن خواهد ماند.
از لحاظ بحث قرائتْ این نكته قابل ذكر است كه در قرآن تنها یك مورد وجود دارد كه بنا بر قرائت مشهور، كسره آن بایستى اشباع شود، و آن هم كلمه «فِیه» در همین آیه است. در هر صورت، مهم تبیین و تفسیر این آیات است كه ما در بحث حاضر به مدد الهى به برخى از نكاتى كه در این آیات وجود دارد اشاره مى‌كنیم.
در تفسیر این آیه برخى مفسران به این نكته اشاره كرده‌اند كه عبارت «یُضاعَفْ لَهُ الْعَذاب» به عذاب جسمانى، و تعبیر «مُهانا» به عذاب روحى و روانى اشاره دارد. سرّ این مطلب نیز این است كه نسبت به اشخاصى كه مقام و موقعیتى براى خودشان قائلند گاهى توهین براى آنها از هر عذابى دردناك‌تر و سخت‌تر است. از این رو در این آیه مى‌فرماید مرتكبان این گناهان غیر از آن‌كه عذاب جهنم را تحمل مى‌كنند مورد اهانت نیز قرار مى‌گیرند. كلمه «مُهان» از نظر ادبى اسم مفعولِ «اهانت» و به معناى كسى است كه مورد اهانت قرار مى‌گیرد.
دیگر نكته تفسیرى و قابل بحث در این آیه، در مورد كلمه «ذلِك» است كه اشاره به چیست؟ از نظر ادبى، كلمه «ذلك» اسم اشاره مفرد است و طبعاً مشارٌالیه آن باید مفرد باشد. این در حالى است كه در این آیه، پیش از كلمه «ذلك» سه گناه ذكر شده است. هنگامى كه چند چیز به دنبال هم مى‌آید و سپس یك اسم اشاره مفرد آورده مى‌شود، از نظر ظهور لفظى، آن اسم اشاره، از بین آن چند چیز به آخرین مورد ذكر شده بازمى‌گردد. بر این اساس یك احتمال این است كه بگوییم كلمه «ذلك» در این آیه اشاره به گناه زنا و
﴿ صفحه 283 ﴾
فحشا است. احتمال دیگر این است كه این سه فعل را «یك» مجموعه در نظر بگیریم و بگوییم كلمه «ذلك» اشاره به این مجموعه دارد و مقصود این است كه كسانى كه مجموع این سه گناه را انجام دهند عاقبت وخیمى خواهند داشت. احتمال سوم هم این است كه بگوییم مقصود این است كه هركس هر یك از این سه گناه را مرتكب شود در روز قیامت به سختى مجازات خواهد شد.