رستگاران

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: محمدمهدی نادری قمی

تطبیق قاعده اعتدال در مورد انفاق

فراموش نكنیم كه مفاد آیه مورد بحث ما مربوط به انفاق است و در معرفى یكى از اوصاف عبادالرحمان مى‌فرماید آنان كسانى‌اند كه از افراط و تفریط در انفاق پرهیز، و جانب اعتدال را در آن رعایت مى‌كنند:
وَالَّذینَ إِذا أَنْفَقُوا لَمْ یُسْرِفُوا وَلَمْ یَقْتُرُوا وَكانَ بَیْنَ ذلِكَ قَواماً؛(273) و [عباد الرحمان]كسانى‌اند كه چون انفاق كنند، نه اسراف مى‌كنند و نه تنگ مى‌گیرند، و میان این دو [روش] حد اعتدالى دارند.
از این رو بحث‌هایى كه اخیراً مطرح كردیم در فرضى است كه به اصطلاح علمى، «الغاى خصوصیت» كنیم و با توجه به عبارت «وَكانَ بَیْنَ ذلِكَ قَواما» ملاك و اصلى كلى و عمومى را از آیه استفاده كنیم و بگوییم انفاق خصوصیتى ندارد، بلكه اصولا و به طور كلى در هر كارى حد وسط آن مطلوب است و باید ملاك عمل قرار گیرد. البته فعلا در این‌جا بنا نداریم درباره این مبنا، از دیدگاه فلسفه اخلاق اسلامى وارد بحث شویم و میزان صحت و سقم آن را بررسى نماییم. ممكن است در بررسى‌هاى بیشتر و دقیق‌تر به این نتیجه برسیم كه این ملاك در همه موارد با تعالیم اسلامى وفق نمى‌كند و سازگارى ندارد. اما به هر حال اگر چنین مبنایى را پذیرفتیم، باید توجه داشته باشیم كه معناى آن، حد وسط كمّى و عددى نیست تا، براى مثال، بگوییم حد ممكن دست‌یابى به علم یا مال و ثروت هر چقدر هست، اگر نصف آن را بگیریم كارمان درست و از لحاظ اخلاقى مطلوب است! یا در مقام خرج كردن مال، اگر همیشه نصف پول‌هایمان را خرج كنیم كارى
﴿ صفحه 255 ﴾
اخلاقى و درست انجام داده‌ایم و اگر كمتر یا بیشتر صرف كنیم كار نادرستى كرده‌ایم!
تفسیر حد وسط، به نصف عددى، قطعاً و بى هیچ تردیدى تفسیرى باطل و اشتباه است. در همین بحث انفاق و صرف مال، گاهى ممكن است شرایطى پیش بیاید كه واجب یا مستحب باشد انسان تمامى اموال خود را بدهد. براى مثال، اگر دشمن به كشور اسلامى حمله كرده و براى نجات اسلام و مسلمانان لازم باشد ثروتمندان تمامى پس‌انداز خود را بدهند، باید این كار را انجام دهند. اگر براى دفاع از اسلام بذل جان لازم است، به طریق اولى بذل مال لازم خواهد بود. قرآن كریم نیز در آیات متعددى بر این امر تأكید كرده است:
وَجاهِدُوا بِأَمْوالِكُمْ وَأَنْفُسِكُمْ فِی سَبِیلِ الله؛(274) و با مال‌ها و جان‌هاتان در راه خدا جهاد كنید.
بنابراین، بر فرض هم كه ما از این آیه این قاعده كلى را استنباط و استخراج كنیم كه «در هر امرى كه دو طرف افراط و تفریط دارد حد وسطش مطلوب است»، اما نباید تصور كنیم این حد وسط، كمّى است و آن‌گاه درصدد برآییم در كسب مال، علم، در معاشرت و مسائل دیگر بر اساس این ملاك رفتار كنیم. قطعاً این مطلب به شوخى و خنده شبیه‌تر است تا حقیقت، كه براى مثال، بگوییم در اسلام اختیار چهار همسر دائمى اجازه داده شده، اكنون ما براى رعایت حد وسط خوب است دو زن داشته باشیم! هرگز چنین نیست:
فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاّ تَعْدِلُوا فَواحِدَة؛(275) پس اگر بیم دارید كه به عدالت رفتار نكنید، پس یك [زن دائمى كافى است].
از این رو رعایت حد وسط كمّى كاملا گمراه‌كننده است. آنچه مسلّم است این است كه به هر كارى باید در حدى پرداخت كه با سایر تكالیف و ارزش‌ها تزاحم پیدا نكند؛ اگر واجب است با سایر واجبات، واگر مستحب است با واجبات و سایر مستحبات مزاحمت نداشته باشد. به طور كلى، تدبیر عقلایى و حكیمانه آن است كه انسان به گونه‌اى زندگى كند كه بتواند همه شؤون زندگى را پوشش دهد و به نحو مقتضى نسبت به پاسخ‌گویى به نیازهاى متزاحم و گوناگون اقدام نماید. آدمى گاهى فقط چشمش را به یك جهت
﴿ صفحه 256 ﴾
مى‌دوزد و از سایر جهات و مسائل غافل مى‌شود. رعایت اصل اعتدال و حد وسط ما را از افتادن در دام چنین غفلتى نگاه خواهد داشت.

سخنى با عزیزان روحانى و طلبه

در زمینه بحث انفاق، تذكر نكته‌اى كه به هم‌لباس‌هاى بنده و دوستان طلبه مربوط مى‌شود خالى از لطف و فایده نخواهد بود؛ چرا كه گاهى دوستان ما از این نكته غافل مى‌شوند. غیر از بحث تزاحم تكالیف كه اشاره كردیم درس خواندن یك طلبه نباید مانع از انجام واجبات دیگر نظیر برّ والدین و صله رحم توسط او شود؛ مسأله دیگرى كه در این‌جا وجود دارد انفاق واجبى است كه گاهى به گردن برخى از ما طلبه‌ها مى‌آید و ما از آن غافلیم.
همه مى‌دانند كه زندگى نوع ما طلبه‌ها از راه وجوهات شرعى اداره مى‌شود. پول‌هایى كه مردم به عنوان خمس و زكات و سایر وجوه شرعى به مراجع و علما مى‌پردازند، توسط آن بزرگواران به عنوان شهریه در اختیار طلاب قرار مى‌گیرد تا در مصارف زندگى خود هزینه كنند. این وضعیت موجب مى‌شود كه گاهى دوستان طلبه ما تصور مى‌كنند كه چون زندگى ما از راه خمس و زكاتى كه مردم مى‌پردازند تأمین مى‌شود، پس دیگر بر خود ما پرداخت خمس واجب نیست. از این رو، گاهى دیده مى‌شود برخى از طلاب بر اساس چنین ذهنیتى، در زندگى خود حساب سال ندارند. این دوستان توجه نمى‌كنند كه بر فرض هم كه چنین مسأله‌اى صحیح باشد، اما گاهى یك طلبه ممكن است درآمدهایى از غیر راه شهریه و وجوهات شرعى داشته باشد.
در واقع دو نكته در این زمینه وجود دارد كه دوستان باید توجه كنند: نكته اول این‌كه اگر چیزى از شهریه زیاد بیاید و خرج نشود، باید به بیت‌المال باز گردانده شود. شهریه‌اى كه آقایان مراجع از محل وجوهات شرعى به طلاب مى‌پردازند معمولا به عنوان مصرف به آنها داده مى‌شود. از این رو اگر فرضاً طلبه‌اى مقدارى از شهریه‌اى را كه به این عنوان به او داده شده مصرف نكرد، مالك آن اضافه نیست و باید آن را به بیت‌المال بازگرداند. این نكته بسیار مهمى است كه گاهى براى برخى دوستان طلبه سوء تفاهم مى‌شود و از آن غفلت مى‌كنند. براى آن‌كه این مسأله واضح‌تر شود خوب است به مسأله‌اى شبیه آن توجه كنیم:
﴿ صفحه 257 ﴾
در پرداخت خمس و زكات و وجوهات شرعى براى آن‌كه مردم به زحمت نیفتند و لازم نباشد مستقیماً به دفتر خود علما مراجعه كنند، معمولا مراجع عظام تقلید در شهرها و مناطق مختلف وكلایى دارند كه مردم به آنها مراجعه مى‌كنند. اكنون فرض كنید كسى از طرف مرجعى براى اخذ وجوهات اجازه دارد و مجاز هم هست كه ثلث آن را در نیازهاى شخصى خودش صرف كند. در این‌جا موارد متعددى پیش مى‌آید كه مبالغى از وجوهات نزد وكیلى جمع مى‌شود و او نیازى به استفاده از آن ندارد. حال اگر فرضاً این وكیل از دنیا برود، این‌گونه نیست كه این اموال به ورثه او منتقل شود، بلكه این اموال به امانت نزد او بوده و اكنون كه از دنیا رفته به بیت‌المال باز مى‌گردد. در مورد طلبه‌اى هم كه شهریه‌اى به عنوان مصرف به او داده مى‌شود مسأله دقیقاً همین‌طور است و در صورت عدم مصرف، كل آن مازاد باید به بیت‌المال بازگردانده شود.
نكته دوم در همین زمینه این است كه كه یك طلبه ممكن است غیر از شهریه درآمدهاى دیگرى هم داشته باشد. براى مثال، كتاب و مقاله‌اى نوشته و حق التألیفى گرفته، یا منبرى رفته و در ازاى آن وجهى به او داده‌اند. این درآمدها دیگر شهریه و از محل وجوهات شرعى نیست تا گفته شود شهریه خمس ندارد، بلكه حساب آنها جدا است و در صورت اضافه آمدن از مخارج سال حتماً باید خمس آن پرداخت شود. بنابراین كسى نمى‌تواند با این عذر كه من خودم از راه شهریه و مصرف خمس زندگى مى‌كنم، خود را از داشتن حساب سال معاف و معذور بدارد. این‌كه، من همیشه بدهكار هستم و هشتم گرو نُه است، دلیل موجّهى براى نداشتن حساب سال و پرداخت نكردن خمس نیست. مسلمان باید سال خمسى داشته باشد و در موعد مقرر حساب زندگى‌اش را رسیدگى كند و حتى اگر مبلغ ناچیزى هم از درآمد سالش زیاد آمده خمس آن را بپردازد. حتى اگر صد تومان یا هزار تومان هم اضافه آمده باشد، باید خمس آن را پرداخت كرد. كسى كه خمس مالش را، هر چقدر هم كم و ناچیز، پرداخت نكند غاصب محسوب مى‌شود و كارش مصداق بارز «غصب» است؛ آن هم نه غصبى مثل همه غصب‌هاى دیگر، بلكه این كار، غصب مال امام معصوم(علیه السلام) و ذرّیه رسول خدا(صلى الله علیه وآله) و سادات، و بدترین غصب‌ها است.
﴿ صفحه 258 ﴾
از این رو نداشتن سال مالى و نپرداختن خمس مسأله‌اى بسیار خطرناك است و نمى‌توان با این بهانه كه «من درآمدى ندارم و خودم براى گذران زندگى از سهم امام مصرف مى‌كنم» از زیر بار آن شانه خالى كرد. حتى كسانى كه از كمك‌هاى مالىِ خانواده‌شان استفاده مى‌كنند، اگر مى‌دانند كه آنها اهل خمس نیستند و وجوهات نمى‌دهند، باید پولى را كه از آنها دریافت مى‌كنند تخمیس كرده و وجوهات آن را بپردازند و سپس مصرف كنند. مؤمنان باید در خانواده خود این مسأله را به دختر و پسرهایشان هم كه در ابتداى سن تكلیف هستند یاد بدهند و به آنها تأكید كنند كه از همان ابتداى سن تكلیف براى خودشان سال خمسى و حساب سال داشته باشند و حتى اگر یك دو ریالى هم خمس به آنها تعلق مى‌گیرد آن را پرداخت كنند.
ندادن خمس علاوه بر آن‌كه از گناهان كبیره است و آثار تكلیفى دارد، آثار وضعى بسیار بدى نیز به جاى مى‌گذارد. خوردن مال حرام غیر از جهنم و عذاب، قساوت قلب و شقاوت مى‌آورد. كسى كه اموال مردم و مال حرام در شكمش انباشته شده باشد، دیگر میل به عبادت و رغبت به كار خیر پیدا نمى‌كند، توفیقاتش سلب مى‌گردد و دعایش مستجاب نمى‌شود. ترتب این آثار سوء نیز فقط مربوط به كسانى نیست كه میلیونى و میلیاردى خمس بدهكارند و نمى‌دهند، بلكه افرادى مثل ما هم كه چندان مال و ثروتى ندارند ممكن است به این عواقب دچار شوند. بنابراین باید توجه كنیم كه براى پرداخت خمس لازم نیست حتماً سرمایه‌دار و صاحب درآمد و ثروت میلیاردى باشیم و با همین درآمد اندك و زندگى معمولى هم مى‌توانیم به سهم خودمان مشمول پرداخت خمس واقع شویم.
در هر صورت، خلاصه قسمت اخیر بحث این شد كه ما طلاب باید توجه داشته باشیم پرداختن به درس و بحث و اداى این تكلیف واجب، ما را از انجام واجبات دیگر نظیر برّ والدین و كمك مالى به آنها در صورت توان، صله رحم، رعایت حقوق همسر، فرزندان، بستگان و همسایگان باز ندارد. همچنین از انفاق‌هاى مالى واجب نباید غافل باشیم و گمان نكنیم كه چون خود ما شهریه مى‌گیریم و سهم امام مصرف مى‌كنیم، نیازى به داشتن سال مالى و حساب سال و پرداخت خمس از سایر درآمدهایمان نداریم.
﴿ صفحه 259 ﴾

درس چهاردهم: صفات سلبى عبادالرحمان

﴿ صفحه 260 ﴾
﴿ صفحه 261 ﴾
وَالَّذِینَ لا یَدْعُونَ مَعَ اللهِ إِلهاً آخَرَ وَلا یَقْتُلُونَ النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللهُ إِلاّ بِالْحَقِّ وَلا یَزْنُونَ وَمَنْ یَفْعَلْ ذلِكَ یَلْقَ أَثاماً؛(276) و [عباد الرحمان]كسانى‌اند كه با خدا معبودى دیگر نمى‌خوانند، و كسى را كه خداوند [خونش را] حرام كرده است جز به حق نمى‌كُشند، و زنا نمى‌كنند، و هر كس چنین كارهایى را انجام دهد مجازات سختى خواهد دید.