رستگاران

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: محمدمهدی نادری قمی

فاصله از كجا تا كجا؟!

انصاف بدهیم، آیا حال و وضع ما نباید دست كم تا حدودى، شباهتى به این بزرگان داشته باشد؟ بنده كمترین در مورد خودم بدون تعارف باید اعتراف كنم كه با امثال این بزرگان خیلى فاصله دارم. حدس مى‌زنم كه امثال بنده نیز كم نباشند؛ به خصوص با شرایط خاصى كه این زمان‌ها پیش آمده و مشغله‌ها زیاد شده و بسیارى از افراد معمولا
﴿ صفحه 214 ﴾
تا پاسى از شب پاى تلویزیون هستند و وقتى هم تلویزیون تمام شد، تازه نوبت به فیلم و سى‌دى مى‌رسد! البته هنوز هم امثال مرحوم اصفهانى، بزرگان و شخصیت‌هایى در حوزه هستند كه بعضى از آنها را من خودم از نزدیك شاهد برخى حالات و تلاش‌هایشان بوده‌ام. از جمله مى‌توانم به حضرت آیت الله جوادى آملى ـ حفظهم الله تعالى ـ از اساتید بزرگوار فعلى در حوزه علمیه قم اشاره كنم. بنده با ایشان سال‌ها در مدرسه حجتیه بودم. ایشان هر شب پس از نماز مغرب و عشا، به جز چند دقیقه‌اى كه براى شام و اندكى استراحت صرف مى‌كردند، بقیه را تا نزدیكى‌هاى نیمه شب مشغول مطالعه بودند. روزها هم من هیچ وقت ایشان را بیكار ندیدم و مدام یا تدریس داشتند، یا مطالعه مى‌كردند، یا مشغول درس و مباحثه بودند، و خلاصه من به خاطر نمى‌آورم كه یك بار دیده باشم ایشان در مدرسه نیم ساعت بیكار نشسته باشند. من آن روزها هم مثل الآن تنبل بودم وبه حال ایشان غبطه مى‌خوردم ولى ایشان ـ ماشاءالله ـ بسیار موفق بودند.
آن روزها طلبه‌هاى درس‌خوان امثال حضرت آیت الله جوادى آملى كم نبودند، اما متأسفانه امروزه ظاهراً این‌طور نیست. البته من خودم زیاد از نزدیك برخورد ندارم، ولى از چیزهایى كه گاهى گوشه و كنار مى‌شنوم یا برخورد مى‌كنم، حدسم این است كه وضعیت حوزه ما درحال حاضر با آن زمان خیلى فاصله دارد، و این براى ما خسارت است. متأسفانه به تدریج جوّ فرهنگى ما نیز به تبع دنیا عوض شده و ارزش‌هایمان تغییر كرده و به گونه‌اى شده كه كارها و عبادت‌هاى این بزرگان در نظر ما افسانه جلوه مى‌كند! حتى گاهى اگر جرأت كنیم و برخى حریم‌ها را نادیده بگیریم، ممكن است در عبادت‌هاى امیرالمؤمنین و ائمه‌اطهار(علیهم السلام) هم شبهه كنیم و علامت سؤال جلوى آن بگذاریم! امروزه براى ما این معنا چندان قابل تصور و فهم نیست كه بگویند، امیرالمؤمنین(علیه السلام) شب‌ها در نخلستان‌هاى مدینه و كوفه آن‌قدر گریه مى‌كرد كه مانند چوبى خشك بیهوش بر زمین مى‌افتاد، آن‌چنان كه گویى جان به جان‌آفرین تسلیم كرده است!
اما از ائمه(علیهم السلام) كه بگذریم، در مورد علما و بزرگان جرأتمان بیشتر است و گاهى علناً در مورد مطالب و حكایاتى كه پیرامون شخصیت آنها ذكر مى‌شود، سؤالات و شبهاتى را ابراز مى‌كنیم. براى مثال، ما نمى‌توانیم بفهمیم كه چرا مى‌گویند مرحوم حاج میرزا جواد آقاى ملكى
﴿ صفحه 215 ﴾
تبریزى شب‌ها در منزل گریه مى‌كرد و چنان نعره مى‌كشید كه گاهى همسایه‌ها تعجب مى‌كردند كه در منزل ایشان چه خبر است! گاهى خیلى كه متعبد و معتقد باشیم و در اصل این حكایت‌ها و حالاتى كه از بزرگان نقل مى‌شود تشكیك نكنیم، مى‌پنداریم این حالات و روحیات فقط از ترس آتش جهنم است و فقط كسانى كه خیلى از عذاب و آتش الهى مى‌ترسند چنین گریه‌هایى مى‌كنند. در حالى كه این تصور درست نیست و گریه «خوف» فقط یك قسم از اقسام گریه است و گریه‌هاى دیگرى، هم چون گریه «حیا» یا گریه «محبت» داریم كه بسیار ارزشمندتر از گریه خوف است.
در هر صورت، گاهى بد نیست كه انسان دست كم بشنود چنین مسائلى وجود داشته و بدانیم برخى آیات قرآن كریم كه براى ما چندان مفهوم نیست، در مورد كسانى تبلور عینى یافته و به حقیقت پیوسته است. البته برخى آیات قرآن حقیقتاً عجیب است و خود بنده در این عمر هفتاد ساله‌ام شاید حتى یك مصداق آن را هم ندیده و نشنیده باشم. از جمله مى‌توانم به این آیه شریفه اشاره كنم:
إِذا تُتْلى عَلَیْهِمْ آیاتُ الرَّحْمنِ خَرُّوا سُجَّداً وَبُكِیًّا؛(223) هرگاه آیات [خداى] رحمان بر آنان خوانده مى شد، سجده كنان و گریان به خاك مى افتادند.
گاهى انسان مى‌نشیند و سر بر سجده مى‌گذارد، اما گاهى بى‌اختیار مى‌افتد و سرش بر خاك قرار مى‌گیرد. «خَرُّوا» كه در این آیه آمده، اشاره به همین حالت دوم است و مى‌فرماید: برخى بندگان خداوند چنین حالتى دارند كه به محض شنیدن آیات الهى بى‌اختیار به خاك مى‌افتند! شاهد این امر آیه‌اى است كه باهمین تعبیر در مورد حضرت موسى(علیه السلام) و حكایت آن حضرت در كوه طور وارد شده است:
فَلَمّا تَجَلّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَخَرَّ مُوسى صَعِقا؛(224) پس چون پروردگارش به كوه جلوه نمود، آن را ریز ریز ساخت و موسى بیهوش بر زمین افتاد.
نكته مهم در آیه مذكور این است كه بحث یك نفر و دو نفر نیست، بلكه صحبت این است كه به طور كلى همه «عباد الرحمان» چنین حالتى دارند. شبیه این آیه، آیه دیگرى است در سوره بقره كه مى‌فرماید:
﴿ صفحه 216 ﴾
إِنَّما یُؤْمِنُ بِآیاتِنا الَّذِینَ إِذا ذُكِّرُوا بِها خَرُّوا سُجَّداً وَسَبَّحُوا بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَهُمْ لا یَسْتَكْبِرُون؛(225) تنها كسانى به آیات ما ایمان مى‌آورند كه چون آن [آیات] را به ایشان یادآورى كنند، سجده كنان به روى در مى افتند و به ستایش پروردگارشان تسبیح مى گویند، و آنان بزرگى نمى فروشند.
خوب است ما در این آیات بیشتر تأمل كنیم و مقدارى آنها را با وضع و حال خودمان مقایسه كنیم و ببینیم قرآن چه خواسته و این بندگان شایسته خدا به كجا رسیده بودند و از این عالم چه فهمیده بودند و آیا آنها سود بردند یا ما؟ چه كسى مى‌داندكه این بندگان چه لذتى از عبادتشان مى‌برند و خداوند چه معامله‌اى با آنها خواهد كرد؟ قرآن كریم در این‌باره مى‌فرماید:

فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِیَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْیُن جَزاءً بِما كانُوا یَعْمَلُون؛(226) هیچ كس نمى داند چه چیز از آنچه روشنى بخش دیدگان است، به پاداش آنچه انجام مى دادند براى آنها پنهان شده است.
اینان همان بندگانى هستند كه نیمه شب عاشقانه با خداى متعال راز و نیاز مى‌كنند:
تَتَجافى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضاجِعِ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفاً وَطَمَعا؛(227) پهلوهایشان از بسترها جدا مى‌گردد [و] پروردگارشان را از روى بیم و طمع مى‌خوانند.
هیچ كس نمى‌داند چنین بندگانى چه لذتى را در راز و نیاز شبانه یافته‌اند و آن چیست كه آنها را از بستر گرم و نرم جدا مى‌كند و به درگاه آن بى‌نیاز مى‌كشاند. تنها كسى مى‌تواند این لذت را درك كند كه خود بهره‌اى از آن برده باشد، و راه دیگرى براى درك و تصور این لذت وجود ندارد.
از خداى متعال درخواست مى‌كنیم كه از تصدق سربندگان خویش به ما نیز عنایتى بفرماید و گناهانى را كه مانع انس ما با حضرتش و چشیدن طعم عبادتش مى‌گردد، مورد رحمت و مغفرت قرار دهد.
﴿ صفحه 217 ﴾

درس دوازدهم: عبادالرحمان، هراسناك و نگران

﴿ صفحه 218 ﴾
﴿ صفحه 219 ﴾
وَالَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنَا اصْرِفْ عَنّا عَذابَ جَهَنَّمَ(228) إِنَّ عَذابَها كانَ غَراماً * إِنَّها ساءَتْ مُسْتَقَرًّا وَمُقاماً؛ و [عباد الرحمان]كسانى‌اند كه مى‌گویند: پروردگارا، عذاب جهنم را از ما باز گردان، كه عذابش سخت و دائمى است. مسلّماً آن [جهنم] بد قرارگاه و جایگاهى است.

نگرانى بندگان شایسته خداوند از جهنم و عذاب

در چند جلسه گذشته با استفاده از آیات سوره فرقان مطالبى را درباره اوصاف «عباد الرحمان» ذكر كردیم. اكنون به این آیه مى‌رسیم كه مى‌فرماید یكى دیگر از اوصاف عبادالرحمان این است كه از خداى متعال درخواست مى‌كنند كه ایشان را از عذاب جهنم مصون بدارد و از گرفتار آمدن در آن جایگاه سخت و پر آتش محافظت فرماید. دو كلمه «مستقر» و «مُقام» گرچه هر دو به معناى جایگاه، قرارگاه و اقامتگاه هستند، اما شاید بتوان این تفاوت را بین آنها گذاشت كه «مستقر» اعم از جایگاه موقتى و دائم است، ولى «مُقام» به اقامتگاه دایمى گفته مى‌شود.
به طور كلى یكى از اوصافى كه خداوند براى بندگان شایسته‌اش بیان مى‌فرماید این است كه آنان از جهنم و عذاب آخرت در هراسند و پیوسته یكى از نگرانى‌ها و دعاهایشان این است كه خداى متعال آنها را از عذاب جهنم حفظ فرماید. این مطلب در آیات مختلفى از قرآن كریم بیان شده و این آیات سوره فرقان نیز یكى از همین نمونه‌ها است. به عنوان نمونه‌اى دیگر از این قبیل آیات، مى‌توان به آیات پایانى سوره آل عمران اشاره كرد كه خداوند در وصف «اولى الالباب» چنین مى‌فرماید:
﴿ صفحه 220 ﴾
إِنَّ فِی خَلْقِ السَّماواتِ وَالأَْرْضِ وَاخْتِلافِ اللَّیْلِ وَالنَّهارِ لآَیات لاُِولِی الأَْلْبابِ * الَّذِینَ یَذْكُرُونَ اللهَ قِیاماً وَقُعُوداً وَعَلى جُنُوبِهِمْ وَیَتَفَكَّرُونَ فِی خَلْقِ السَّماواتِ وَالأَْرْضِ رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلاً سُبْحانَكَ فَقِنا عَذابَ النّارِ؛(229) مسلّماً در آفرینش آسمان ها و زمین، و در پى یكدیگر آمدن شب و روز، براى خردمندان نشانه هایى است. همانان كه خدا را [در همه احوال،] ایستاده و نشسته، و به پهلو آرمیده یاد مى‌كنند، و در [اسرار]آفرینش آسمان‌ها و زمین مى‌اندیشند [و مى‌گویند:] پروردگارا، اینها را بیهوده نیافریده‌اى؛ منزهى تو! ما را از عذاب آتشِ [دوزخ] نگاه دار.
«اولى الالباب» یعنى كسانى كه اهل عقل و اندیشه‌اند و ژرف‌اندیش و داراى لبّ و مغزند و سطحى‌نگر نیستند. چنین كسانى هنگامى كه این جهان پهناور و با عظمت را مشاهده مى‌كنند، به سادگى از كنار آن عبور نمى‌كنند و به فكر فرو مى‌روند كه آفرینش مجموع جهان هستى، و از جمله آفرینش انسان، نمى‌تواند بى‌هدف و عبث باشد.
أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً وَأَنَّكُمْ إِلَیْنا لا تُرْجَعُونَ؛(230) آیا گمان كردید شما را بیهوده آفریده ایم و به سوى ما بازگردانده نمى شوید؟!
تفكر و تدبر در عالم آفرینش و به دنبال آن، پى بردن به هدفمند بودن خلقت جهان و انسان، اولى الالباب را به این نتیجه مى‌رساند كه هدف این عالم جز با وجود عالمى دیگر تحقق پیدا نخواهد كرد؛ عالمى كه در آن، نیكوكاران پاداش نیكى‌هاى خود، و بدكاران كیفر بدى‌هاى خویش را ببینند. به راستى اگر عالمِ پاداش و كیفرى در كار نباشد، زندگى و خلقت انسان در این دنیا چه فایده‌اى خواهد داشت؟ اگر جنایت‌كارانى كه در طول زندگى خود مرتكب هزاران جنایت مى‌شوند، كیفر جنایات خود را نبینند، آیا خلقت جهان و انسان عبث و بیهوده نخواهد بود؟ از این رو نتیجه این كار اولى الالباب كه «یتفكرون فى خلق السماوات والارض» این است كه مى‌گویند: رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلا؛ پروردگارا، اینها را بیهوده نیافریده‌اى.
بیهوده نبودن عالم نیز به این است كه حساب و كتابى داشته باشد و پاداش و كیفرى در كار باشد.
﴿ صفحه 221 ﴾
از سوى دیگر، همه انسان‌ها در معرض لغزش و گناهند، و از این رو در مورد هر انسانى این احتمال قویاً وجود دارد كه به كیفر گناهانش مستحق عذاب و آتش گردد. به عبارت دیگر، انسان یا ـ خداى ناكرده ـ بالفعل مرتكب گناه شده، و یا از آن جهت كه انسان است هر لحظه در معرض خطا و لغزش است؛ و در هر دو صورت جا دارد كه از كیفر و عذاب الهى در هراس باشد.
بنابراین، سیر تفكر اولى الالباب به طور طبیعى آنها را به این‌جا مى‌رساند كه ملتمسانه از خداى متعال درخواست كنند كه آنان را از عذاب و آتش دور بدارد. البته هر كس در حد و اندازه معرفت خودش محفوظ بودن از عذاب را از خداوند درخواست مى‌كند، اما به هر حال اولین مرتبه در این امر، كه انسان از حس‌گرایى خارج گردد و اهل «لب» و مغز شود، این است كه بیندیشد این عالم سرسرى و بیهوده نیست و كوچك‌ترین كارى كه انجام دهد حساب و كتاب دارد:
فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّة خَیْراً یَرَهُ * وَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّة شَرًّا یَرَهُ؛(231) پس هر كس هموزن ذره اى نیكى كند آن را خواهد دید، و هر كس هموزن ذره اى بدى كند آن را خواهد دید.
از این رو سر سوزنى كار خوب یا بد، پاداش یا كیفر خواهد داشت و این طور نیست كه انسان بگوید من چون بسیار گناه كرده‌ام، اكنون دیگر یكى كم یا زیاد تفاوتى نمى‌كند. چنین پندارى غلط است و گناه حساب خودش را دارد و انسان اگر غرق گناه هم باشد، حتى اگر بتواند یك گناه هم كمتر مرتكب شود قطعاً بهتر است.
به هر حال، یكى از اوصاف «عباد الرحمان» این است كه آنان همواره درباره عذاب آخرت بیمناك و در هراسند و از خداى متعال درخواست مى‌كنند كه آنها را از آن در امان و محفوظ بدارد. این دعا در اصل طبعاً به این بازمى‌گردد كه عبادالرحمان در واقع از خدا مسألت مى‌كنند كه آنها را از مقدمات عذاب، كه گناه و لغزش است، حفظ كند تا در اثر گناه مبتلا به كیفر و مجازات آن، كه عذاب جهنم است، نشوند.
﴿ صفحه 222 ﴾