رستگاران

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: محمدمهدی نادری قمی

براى خدا، نه براى خود

در آیه مورد بحث نكته‌اى لطیف وجود دارد كه قابل توجه است. در این آیه اگر مى‌فرمود: الَّذِینَ یَبِیتُونَ سُجَّداً وَقِیاما، همان مطلبى كه اكنون افاده مى‌كند از آن فهمیده مى‌شد. اما تعبیر آیه این‌گونه است: الَّذِینَ یَبِیتُونَ لِرَبِّهِمْ سُجَّداً وَقِیاما؛ كه نكته لطیف آن مربوط به كلمه «لِرَبِّهِم» است. آیه مى‌فرماید عبادالرحمان كسانى هستند كه از احیاى شب‌ها به نماز و سجده، انگیزه و هدفى جز «لِرَبِّهِم» ندارند و تنها محرك آنان براى این شب‌زنده‌دارى و قیام و سجود، خود خداى متعال و محبت و رضایت او است. این در حالى است كه بسیارى از افراد ممكن است به انگیزه‌هاى مختلف دیگرى نماز شب بخوانند. براى مثال، در روایات داریم كه خواندن نماز شب باعث نورانى شدن و زیبایى چهره مى‌شود. از این رو شنیده شده كه برخى افراد نماز شب مى‌خوانده‌اند تا چهره‌اى زیبا و نورانى پیدا كنند! یا، براى مثال، در روایات آمده كه نماز شب موجب وسعت روزى مى‌شود؛ و كسانى دست كم یكى از انگیزه‌هایشان براى خواندن نماز شب این است كه از نظر رزق و روزى، زندگىِ پر رونقى داشته باشند. همچنین آثار مختلف دیگرى براى نماز شب ذكر شده، كه كم و بیش براى برخى از افراد نسبت به خواندن نماز شب انگیزاننده و محرك است.
پیداست كه اگر كسى با چنین انگیزه‌هایى به شب‌زنده‌دارى و خواندن نماز شب روى بیاورد، در واقع عبادتش رنگ «لانفسهم» دارد و «لربهم» نیست. عبادالرحمان «یبیتون لربهم» هستند نه «یبیتون لانفسهم». آنان براى آثار دنیوى نماز شب، یا براى برآورده شدن حاجاتشان، و یا حتى ثواب اخروى نیست كه ساعت‌هایى را در دل شب به عبادت خدا و سجده بر درگاه بى‌نیازش مى‌پردازند. اگر عاشقى براى انس گرفتن با معشوقش به در خانه او برود، پس از آن‌كه با او نشست و انس گرفت و خلوت كرد، آیا در پایان مزدى از او طلب مى‌كند!؟ عاشق اصولا از رسیدن به نزد معشوق هدفى جز انس و الفت و هم‌صحبتى با او ندارد. براى او همین افتخار بس، كه معشوق درِ خانه به روى او باز كرده و اجازه داده كه با معشوقش انس بگیرد و خلوت نماید. مگر عاشق از معشوق جز این چه مى‌خواهد؟
﴿ صفحه 210 ﴾
از این رو «عباد الرحمان» و آن كسانى كه عشق خدا را در سر دارند در ازاى عبادت خود مزدى از او طلب نمى‌كنند. آنان اگر توفیق عبادت داشته باشند، نه تنها حس طلب‌كارى ندارند، كه خود را بدهكار نیز احساس مى‌كنند و در اندیشه‌اند كه چگونه شكر این نعمت را به‌جا آورند. مگر توفیق هم‌صحبتى و انس با خدا، آن هم در خلوت و نیمه‌هاى شب، نعمت كم و كوچكى است كه كسى به سادگى بتواند از عهده شكر آن برآید؟ البته حقیقت این مطلب را بزرگان و اولیاى خدا درك مى‌كنند و امثال بنده از همان قماشیم كه اگر شبى هم توفیقى براى شب‌زنده‌دارى و نماز شب پیدا كردیم، احساس مى‌كنیم كه حقى و منّتى بر خدا پیدا كرده‌ایم و خداوند باید این خدمتى را كه ما به او كرده‌ایم جبران كند!

یادى از مرحوم حاج شیخ محمدحسین اصفهانى

بسیارى از ما اگر گاهى زندگى و حالات خود را با برخى بزرگان و اولیاى خدا مقایسه كنیم، به طور حتم شرمنده خواهیم شد و سر در گریبان تفكر فرو خواهیم برد و این امر مى‌تواند مایه تذكر و عبرت ما شود. از این رو مناسب است در این‌جا برخى از مطالبى را كه بنده از بعضى بزرگان سراغ دارم ذكر كنم، به امید آن‌كه همه ما از انفاس قدسى و ملكوتى این بزرگان بهره‌اى ببریم.
یكى از اساتید ـ حفظهم الله تعالى ـ گاهى براى ما مطالبى را در مورد استادشان مرحوم حاج شیخ محمد حسین اصفهانى (كمپانى) نقل مى‌كردند. از جمله مى‌فرمودند: استاد ما در مسائل علمى آن‌چنان پركار بود كه اگر كسى كارهاى علمى ایشان را مى‌دید، فكر مى‌كرد كه تمام 24 ساعت كارشان مطالعه و تحقیق و نوشتن است. مرحوم اصفهانى اهتمام فراوانى به درس و بحث و مطالعه و تحقیق داشته و داستان‌ها و مطالب عجیبى در این زمینه درباره ایشان نقل شده است. قوّت و قدرت علمى و دقت نظر مرحوم اصفهانى در كتاب‌ها و نوشته‌هاى ایشان كاملا مشهود است و كتاب‌هاى ایشان از جمله پربارترین كتاب‌هایى است كه اكنون در دسترس ما قرار گرفته است. حاشیه مرحوم اصفهانى بركفایه اوج قوّت فكرى و علمى این مرد را نشان مى‌دهد و انصافاً اگر كسى بتواند مطالب
﴿ صفحه 211 ﴾
این كتاب را درست بفهمد، بعید نیست كه بگوییم حقش این است كه به او اجازه اجتهاد داده شود. در هر صورت، استاد ما مى‌فرمود كه ایشان با این تلاش علمى و پركارى كم نظیر در این زمینه، از سوى دیگر نیز عبادت‌هایش به گونه‌اى بود كه اگر كسى از آن اطلاع مى‌یافت، فكر مى‌كرد كه ایشان در 24 ساعت جز عبادت كارى ندارد!
این مرد بزرگ آن‌چنان بین عبادت‌هاى طولانى وتلاش علمى عمیق و طولانى جمع كرده بوده كه انسان از آن در بهت و حیرت فرو مى‌رود. زیارت عاشورا و نماز جعفر طیار از جمله كارهاى عادى و همه روزه مرحوم اصفهانى به حساب مى‌آمده است.
استاد ما ـ حفظه الله ـ مى‌فرمود: این اواخر مرحوم اصفهانى پس از همه این كارها و انجام همه مطالعات و عبادات و قرائت قرآنش، شب كه مى‌خوابید، متكایى را كه زیر سر مى‌گذاشت از اشك چشمش خیس مى‌شد! به راستى كه باید گفت: طوبى و هنیئاً لهم!
نكته مهم در این میان این است كه این اولیاى خدا همه این زحمت‌هایى كه مى‌كشند نه براى این است كه مزدى بگیرند یا به حوایجشان برسند و آثارى در این دنیا برایشان ظاهر شود. حكایت آنها حكایت «یَبِیتُونَ لِرَبِّهِم» است و آنان مى‌خواهند از شب تا به صبح همچون عاشقى كنار خدا ومعشوقشان باشند، نه آن‌كه همچون تجارت‌پیشگان بخواهند با نماز شبشان هم كاسبى و تجارت كنند!
بارى، نقل این حكایت‌ها و حالات بزرگان در درجه اول براى آن است كه خود بنده مقدارى از عالم غفلت و بى‌خبرى به در آیم و براى لحظاتى هم كه شده، درنگ و تأمل نمایم. به راستى در مقابل انسان‌هایى امثال مرحوم حاج شیخ محمد حسین اصفهانى ما چه هستیم و چه مى‌گوییم؟! اگر امثال چنین علما و بزرگانى با چنین معرفت‌هایى در حضور پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله) و ائمه اطهار(علیهم السلام) باشند، جاى امثال بنده در كجا خواهد بود؟! آیا ممكن است از آن میان، زیر نعلین‌ها و كفش این بزرگان هم كه شده، جایى به ما بدهند؟!

دو حكایت دیگر درباره مرحوم اصفهانى

یكى از شاگردان مرحوم اصفهانى، مرحوم حاج شیخ على محمد بروجردى بود. وى در منطقه بروجرد و لرستان مقلدان زیادى داشت و گرچه از بزرگان بود اما در مناطق دیگر
﴿ صفحه 212 ﴾
چندان شناخته شده نبود. آن مرحوم با كسانى همچون آیت‌الله میلانى(قدس سره) از شاگردان قدیمى مرحوم اصفهانى بودند و سال‌ها از محضر آن بزرگوار استفاده كردند. در هر صورت، در مورد مرحوم حاج شیخ محمد حسین اصفهانى قضیه‌اى را یكى از آقایان كه بدون واسطه از ایشان شنیده بود و نقل مى‌كرد كه شنیدنى است.
سابقاً در نجف مرسوم بود كه غالب علما و مراجع و اساتید بزرگ، روضه هفتگى داشتند كه معمولا هم در روزهاى آخر هفته و عصر پنج شنبه یا صبح و عصر جمعه برگزار مى‌شد. سنّت حسنه‌اى بود و شاگردان و دوستان علما جمع مى‌شدند، هم ذكر توسلى مى‌شد وهم یك فرع فقهى مطرح مى‌شد و بحث علمى و مذاكره علم صورت مى‌گرفت.
در هر صورت، یكى از كسانى كه در نجف روضه هفتگى داشت، مرحوم حاج شیخ محمد حسین اصفهانى بود. مرحوم شیخ مقید بود كه هر كس مى‌آمد به روضه ایشان، خودش كفش‌هاى او را جفت كند و با دست خود برایش چاى ببرد. مرحوم بروجردى گفته بود من دیده بودم در این فاصله كه افراد مى‌آمدند و سلام مى‌كردند، مرحوم شیخ غیر از سلام و علیك و گفتن «مسّاكم الله بالخیر» سخنى نمى‌گفت، ولى مرتب لب‌هایش حركت مى‌كرد. خیلى سعى مى‌كردم بفهمم این چیست كه مرحوم اصفهانى تا این حد مقید است آن را بخواند و پس از هر بار سلام و مسّاكم الله، بلافاصله دوباره شروع به خواندن مى‌كند. چند مرتبه هم خواستم از استاد سؤال كند كه این چه دعا و ذكرى است كه شما این‌قدر مقید به خواندن آن هستید، اما ابّهت استاد مانع این امر مى‌شد. تا این‌كه یك‌بار بالاخره به خودم جرأت دادم و از مرحوم اصفهانى سؤال كردم كه آقا این چه ذكرى است كه شما مرتب و حتى بین یك كفش جفت كردن و احوالپرسى‌ها تكرار مى‌كنید؟ مرحوم اصفهانى ابتدا نمى‌خواسته پاسخ مرحوم بروجردى را بدهد، اما از آن‌جا كه ایشان از شاگردان خودمانى و خاصش بود، پس از مقدارى تأمل فرموده بود: آدم روزى هزارتا انّا انزلنا بخواند خوب است!
آنچه بهت انسان را بیشتر مى‌كند این است كه كسى این عبادت را دارد كه آن حاشیه بر كفایه و مكاسب را با آن عمق و دقت نوشته، كه عرض كردم اگر كسانى بتوانند درست آن را بفهمند، باید اجازه اجتهاد به ایشان داد!
﴿ صفحه 213 ﴾
استاد بزرگوار ما حضرت آیت الله بهجت ـ حفظه الله تعالى ـ از جمله كسانى است كه سال‌هایى را در محضر مرحوم حاج شیخ محمد حسین اصفهانى تلمذ و كسب فیض كرده است. در مورد تقید مرحوم اصفهانى به درس و بحث و تلاش علمى، مطلبى را بدون واسطه، از خود مرحوم اصفهانى براى ما نقل مى‌فرمود. طبق نقل آیت الله بهجت خود مرحوم حاج شیخ فرموده بود، من سیزده سال تمام شب‌ها به درس مرحوم آخوند خراسانى مى‌رفتم و در طول این سیزده سال فقط یك شب درسم تعطیل شد! (به علت گرماى هوا، آن زمان معمولا مرسوم بود علماى نجف شب‌ها بعد از نماز مغرب و عشا درس مى‌گفتند. از این رو درس مرحوم آخوند هم شب‌ها برگزار مى‌شد.) مرحوم اصفهانى فرموده بود علت تعطیلى آن یك شب هم این بودكه من براى زیارت كاظمین رفته بودم و وقتم را طورى تنظیم كردم كه قاعدتاً باید به درس مى‌رسیدم. اما اتفاقاً مانعى ـ كه شاید خرابى خودرو بوده ـ پیش آمد و وقت گذشت و دیدم دیگر به درس نمى‌رسم. وقتى متوجه شدم كه به درس نخواهم رسید، نشستم و بر اساس مطالب درس شب قبل حساب كردم و پیش خودم حدس زدم كه امشب قاعدتاً استاد باید چه بگوید. سپس آنچه را كه فكر مى‌كردم مرحوم آخوند امشب بنا است بگوید، فردا صبح كه نوشته‌ام را با نوشته دوستانم مقابله كردم، دیدم نوشته من مطابق همان مطالبى است كه استاد بیان كرده است.
آرى، آن عبادت‌ها واذكار و هزار بار انّا انزلنا در یك روز، مربوط به كسى است كه تلاش و عظمت و عمق علمى او نیز تا بدان حد است كه درس نشنیده استاد را بى‌كم و كاست مى‌نویسد و در طول سیزده سال فقط یك شب، آن هم به علت مانعى كه در مسافرت برایش پیش مى‌آید، از درس استاد غیبت مى‌كند!