رستگاران

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: محمدمهدی نادری قمی

اهل‌بیت(علیهم السلام) و نماز

همچنان‌كه اشاره كردیم، قرآن كریم در این سوره (سوره مؤمنون) پس از آن‌كه در ابتدا و به عنوان اولین صفت مؤمنان رستگار، مسأله خشوع در نماز را مطرح فرمود، بعد از ذكر
﴿ صفحه 120 ﴾
چند صفت دیگر، دوباره مسأله نماز را پیش مى‌كشد و مى‌فرماید: مؤمنان رستگار كسانى هستند كه مراقب نمازهاى خود هستند. در توضیح مواظبت بر نماز نیز گفتیم این مسأله مصادیق و مراتب مختلفى دارد و از رعایت وقت و احكام و آداب ظاهرى نماز تا حضور قلب و مسائلى را كه باعث فضیلت آن مى‌گردد شامل مى‌شود.
طبعاً پیروان اهل‌بیت(علیهم السلام) و مذهب جعفرى در این زمینه باید جلوتر از دیگران باشند و نمازهایشان نسبت به سایر كسانى كه در میان ادیان، دین حق را شناختند و پیرو آن گردیدند، بهتر باشد. این انتظارى كاملا به‌جا و به‌مورد است كه كسانى كه از علوم و معارف اهل‌بیت(علیهم السلام) استفاده مى‌كنند و بر خوان نعمت معرفت آن بزرگواران نشسته‌اند، با اقتداى به آنان، در مسأله مواظبت بر نماز گوى سبقت را از دیگران بربایند. اما آیا ما به راستى این‌گونه‌ایم و واقعیت نیز همین است؟ به نظر مى‌رسد پاسخ این سؤال منفى است. هریك از ما اگر كلاه خود را قاضى كنیم تصدیق خواهیم كرد كه نماز، اهمیت و جایگاه شایسته و لازم را در زندگى و عمل ما ندارد و كوتاهى‌هاى ما در این زمینه بى‌حد و اندازه است.
اگر یكى از دوستان عادى و معمولى ما تلفن بزند و بگوید فلان ساعت به منزل شما مى‌آیم، ما خانه را مرتب مى‌كنیم، لباس تمیز مى‌پوشیم، مویمان را شانه مى‌زنیم و سعى مى‌كنیم سر و وضعمان مرتب و منظم باشد. نزدیك شدن وقت نماز نیز بدین معنا است كه در آستانه ملاقات با كسى هستیم، با این تفاوت كه این بار نه با دوستى معمولى، كه قرار است با بزرگ‌ترین بزرگان و خداى خالق هستى و جهان دیدار كنیم. اما در آستانه این ملاقات آیا نشانى از آمادگى در ظاهر و باطن ما دیده مى‌شود؟ آیا ما حتى با تغییر سر و وضع ظاهرى هم كه شده، كارى مى‌كنیم كه نشان دهیم آماده چنین ملاقات بزرگ و سرنوشت‌سازى هستیم؟ این در حالى است كه در روایات ما علاوه بر مسائل باطنى، نسبت به آداب ظاهرى نماز، از عطر و مسواك زدن گرفته تا لباس تمیز و زیبا پوشیدن و تحت‌الحنك انداختن نیز بسیار تأكید شده است. در روایتى(120) چنین آمده كه حضرت مجتبى(علیه السلام) به هنگام نماز بهترین جامه‌هاى خود را بر تن مى‌كرد. هنگامى كه سبب این
﴿ صفحه 121 ﴾
كار را جویا شدند آن حضرت در پاسخ فرمود: خداوند جمیل است و جمال و زیبایى را دوست دارد، و از این رو من خود را براى حضور در پیشگاه الهى زینت مى‌كنم، و خداوند خود نیز در قرآن فرموده است:
خُذُوا زِینَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِد؛(121) براى هر نمازى زینت خود را با خویش برگیرید.
درباره عطر زدن در نماز از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است كه آن حضرت مى‌فرماید:
رَكْعَتَانِ یُصَلِّیهِمَا المُتَعَطِّرُ أَفْضَلُ مِنْ سَبْعِینَ رَكْعَة یُصَلِّیهَا غَیْرُ مُتَعَطِّر؛(122) دو ركعت نماز انسانى كه عطر زده از هفتاد ركعت نماز كسى كه عطر نزده بهتر است.
درباره مسواك زدن در نماز، از پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله) نقل شده كه فرمود:
لَوْلاَ أَنْ أَشُقَّ عَلَى أُمَّتِی لاََمَرْتُهُمْ بِالسِّوَاكِ مَعَ كُلِّ صَلاَة؛(123) اگر بر امتم سخت و دشوار نبود، هرآینه به آنها دستور مى دادم كه با هر نمازى مسواك بزنند.
همچنین در روایتى دیگر از امیرالمؤمنین(علیه السلام) آمده است كه:
رَكْعَتَانِ بِسِواك اَحَبُّ اِلَى اللهِ مِنْ سَبْعیِنَ رَكْعَة بِغَیْرِ سِواك؛(124) دو ركعت نماز با دندان‌هاى مسواك زده، نزد خداوند از هفتاد نماز بدون مسواك محبوب‌تر است.
همه این دستورات و آداب براى آن است كه ما به نماز بیشتر توجه و اهتمام داشته باشیم و به جایگاه رفیع آن واقف گردیم و آن را در غفلت و بى‌خبرى به‌جا نیاوریم. پیامبر(صلى الله علیه وآله)وائمه معصومین(علیهم السلام) كه این دستورات را به ما داده‌اند خود به عظمت نماز به خوبى واقف بودند و حالات و رفتارهاى نقل شده از آن بزرگواران در این زمینه شاهد این مدعا است. امام حسن مجتبى(علیه السلام)هنگامى كه وضو مى‌گرفت و آماده نماز مى‌شد رنگ مباركش دگرگون مى‌گشت و بندبند وجودش مى‌لرزید. علت این حالت را كه از آن حضرت سؤال كردند، فرمود: سزاوار است كسى كه در پیشگاه خداوند صاحب عرش مى‌ایستد رنگش زرد شود و بندبند اعضایش بلرزد.(5) شبیه این روایت در مورد امام
5. همان، ج 43، ص 239، روایت 13، باب 16.
﴿ صفحه 122 ﴾
سجاد(علیه السلام) نیز وارد شده است.(125) همچنین نقل شده است كه امام سجاد(علیه السلام) هنگامى كه به
نماز مى‌ایستاد چنان بودكه گویا تنه درختى است كه جز آنچه باد شاخه آن را حركت مى‌دهد حركتى از خود
ندارد.(126)
در روایتى دیگر چنین آمده كه روزى امام سجاد(علیه السلام) مشغول نماز بود و عبا از شانه مبارك آن حضرت افتاد، ولى حضرت توجهى نكرد. وقتى از نماز فارغ شد یكى از اصحاب عرض كرد: عباى شما از شانه‌تان افتاد و شما بدون توجه به این امر نماز خود را دنبال كردید. آن حضرت فرمود: واى بر تو! آیا مى‌دانى در برابر چه كسى ایستاده بودم؟ به خدا قسم چنین فكرى مرا از توجه به عبا بازداشته بود. آیا نمى‌دانى از نماز بنده آن مقدار قبول مى‌شود كه با حضور قلب باشد؟ آن شخص عرض كرد: یابن رسول الله، با این وصف ما به هلاكت مى‌رسیم. حضرت فرمود: این‌گونه نیست و خداوند به وسیله نمازهاى مستحبى شما كاستى نمازهاى واجبتان را برطرف مى‌كند.(127)
درباره امیرالمؤمنین(علیه السلام) آمده است كه چون وقت نماز فرا مى‌رسید به خود مى‌پیچید و مى‌لرزید. به آن حضرت مى‌گفتند: اى امیرالمؤمنین شما را چه شده است؟ مى‌فرمود: وقت اداى امانتى رسیده است كه خداوند آن را بر آسمان‌ها و كوه‌ها عرضه كرد و آنها از قبول آن ابا كردند و از آن بیمناك شدند.(128)
امیرالمؤمنین(علیه السلام) خود درباره نماز پیامبر(صلى الله علیه وآله) مى‌فرماید: پیامبر(صلى الله علیه وآله) با ما سخن مى‌گفت و ما با او سخن مى‌گفتیم، اما چون هنگام نماز فرا مى‌رسید آن حضرت از فرط توجه به عظمت حق‌تعالى چنان دگرگون مى‌شد كه گویى نه او ما را مى‌شناخت و نه ما آن حضرت را.(129)
آرى، نماز واقعى و با توجه هنگامى میسر خواهد بود كه آدمى قبل از نماز دل و قلبش را متوجه نماز نماید و با فراموش كردن مسائل دیگر، توجه كند كه در شُرف ملاقات با چه كسى است. البته باید بپذیریم كه گرچه گفتن این مسأله سهل و آسان است، اما تحقق
﴿ صفحه 123 ﴾
آن در عمل، كارى مشكل و طاقت‌فرسا است. گرچه آرزوى قلبى گوینده این است كه روزى بتواند نمازهایى این‌گونه بخواند، اما در هر حال خود بنده نیز از این امر مستثنا نیستم و گرچه این مسأله را به زبان مى‌گویم اما عملم این‌گونه نیست. با این حال امیدوارم كه شما عزیزان از این كم‌توفیقى بنده عبرت بگیرید و ان شاء الله نمازهاى شما به گونه‌اى شود كه خداوند به بركت آن، نماز امثال بنده را هم قبول فرماید. خداى متعال همیشه در گوشه و كنار بندگانى دارد كه خدا را دوست دارند و خداوند نیز آنها را دوست مى‌دارد. كسى چه مى‌داند، شاید برخى از آن بندگان در همین جمع ما حضور داشته باشند. این بندگان گمنامند و شكل و شمایل و قیافه خاصى هم ندارند، اما خداوند به بركت آنها به بقیه نیز رحم مى‌كند و رحمت خویش را بر آنها نازل مى‌كند. احیاناً اگر كسانى هم در جمع ما مثل بنده بى‌توفیق هستند، امیدواریم كه به بركت ذكر روایات اهل‌بیت(علیهم السلام) و آیاتى كه مطرح مى‌شود، انقلاب و حركتى در آنها ایجاد گردد و تصمیم بگیرند كه از این پس نماز خود را كمى بهتر از گذشته بخوانند و ضمن رعایت اول وقت و سایر آداب آن، حضور قلب و توجه بیشترى در نمازشان داشته باشند.

بهشت، پاداش مؤمنان رستگار

در هر صورت، در ادامه این آیات و پس از ذكر اوصافى كه ذكر آنها گذشت، قرآن كریم چنین مؤمنانى را به بهشت بشارت مى‌دهد:
أُولئِكَ هُمُ الْوارِثُونَ * الَّذِینَ یَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ هُمْ فِیها خالِدُونَ؛(130) آنانند كه خود وارثانند؛ همانان كه بهشت را به ارث مى برند و در آن جا جاودان مى مانند.
درباره این‌كه چرا قرآن كریم در این‌جا از واژه «ارث» استفاده كرده است، مفسران بزرگ بحث‌هاى مختلفى را مطرح نموده‌اند كه در این‌جا فرصت پرداختن به آنها نیست. شاید یكى از نكات این امر آن باشد كه بهشت و پاداش‌هاى بهشتى نیز همچون ارث، بدون آن‌كه انسان زحمت چندانى براى آن كشیده باشد به او داده مى‌شود. رحمت‌ها و نعمت‌هایى كه خداى متعال بهشتیان را از آن برخوردار مى‌كند بى‌پایان و بى‌حد و حصر
﴿ صفحه 124 ﴾
است و چندان تناسبى با كارهاى نیك آنان در این دنیا ندارد. زندگى انسان در این دنیا بسیار محدود، و در مقایسه با زندگى آخرت، چند لحظه كوتاه و چشم بر هم زدنى بیش نیست. اعمال نیك آدمى در طول دوره زندگى در این دنیا حتى از آن هم بسیار محدودتر و كمتر است. آن‌گاه در مقابل این حجم عمل بسیار كم و ناچیز، خداى متعال در سایه لطف و تفضل خویش نعمت‌هایى بسیار بزرگ و غیر قابل تصور به مؤمنان عطا مى‌كند كه گوشى نشنیده، چشمى ندیده و به ذهنى خطور نكرده است. علاوه بر این، برخلاف نعمت‌هاى دنیایى كه عاریه‌اى است و فقط چند صباحى در اختیار انسان قرار مى‌گیرد و سپس از او گرفته مى‌شود، نعمت‌هاى بهشتى همیشگى است و بهشتیان مالك و وارث آنها مى‌شوند. امیدواریم كه خداى متعال به بركت پیروى از اهل‌بیت عصمت و طهارت(علیهم السلام)همه ما را از مؤمنان مفلح و رستگار و وارثان فردوس برین قرار دهد.
﴿ صفحه 125 ﴾

درس هفتم: چكیده و نتیجه مباحث پیشین

﴿ صفحه 126 ﴾
﴿ صفحه 127 ﴾