رستگاران

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: محمدمهدی نادری قمی

تأملى در معناى «محافظت بر نماز»

در هر صورت، بحث مداومت بر نماز مربوط به سوره «معارج» است و فعلا محل بحث ما نیست. آنچه به مناسبت شرح و تفسیر آیات ابتداى سوره «مؤمنون» باید درباره آن بحث كنیم، مسأله «محافظت بر نماز» است. این تعبیر در چند آیه از آیات قرآن آمده است كه یكى در همین سوره «مؤمنون» است كه مى‌فرماید: وَالَّذِینَ هُمْ عَلى صَلَواتِهِمْ یُحافِظُون.(113) یكى هم در سوره«معارج» است كه مى‌فرماید: وَالَّذِینَ هُمْ عَلى صَلاتِهِمْ یُحافِظُون.(114) دیگرى در سوره «انعام» است كه مى‌فرماید: وهُمْ عَلى صَلاتِهِمْ یُحافِظُونَ.(115) و مورد آخر نیز در سوره «بقره» است كه مى‌فرماید: حافِظُوا عَلَى الصَّلَواتِ وَالصَّلاةِ الْوُسْطى؛(116) بر نمازها و نماز میانه مواظبت كنید.
درباره معناى محافظت بر نماز ممكن است بگوییم امرى مشخص و مضبوط مراد است، و ممكن هم هست بگوییم مانند سایر اوصاف، داراى مراتب و مصادیق مختلفى است. قدر متیقن از «محافظت بر نماز» این است كه انسان مواظبت كند كه نماز را در وقت خود بخواند و مراقب باشد كه خداى ناكرده نمازش قضا نشود. ممكن است كسى بگوید مقصود این آیات صرفاً همین معنا است؛ كه در این صورت آیه را بر معنا و امرى مشخص و مضبوط حمل كرده است و طبیعتاً این مقدار از محافظت بر نماز، واجب و لازم و حداقلِ مراتب آن است. اما به نظر مى‌رسد مناسب‌تر این باشد كه براى «محافظت بر نماز» معنایى گسترده قائل شویم كه طیف وسیعى از اوصاف كمالى و مراتب نماز را شامل شود. اگر محافظت بر نماز را این‌گونه معنا كنیم آن‌گاه غیر از خواندن نماز در وقت خود و مراقبت از قضا نشدن آن، براى مثال، «نماز اول وقت» خواندن نیز كه در روایات بسیار مورد تأكید قرار گرفته، از مصادیق محافظت بر نماز خواهد بود.
﴿ صفحه 115 ﴾

اهمیت نماز اول وقت

همان‌گونه كه ذكر شد، در بحث «مواظبت بر نماز» یكى از مسائلى كه در روایات اسلامى بسیار مورد تأكید قرار گرفته، مسأله «نماز اول وقت» است. بر حسب آنچه در روایات آمده است، نمازى كه در اول وقت خوانده شود، نسبت به نمازى كه در غیر اول وقت به‌جا آورده شود تفاوت ارزششان از زمین تا آسمان است، و اگر قدرى تأمل كنیم قاعدتاً هم باید همین‌گونه باشد.
نماز ارتباط با خداى متعال و رفتن به حضور خدا است. نماز، سخن گفتن با خدا و راز گفتن با هستى‌بخش یگانه و بى‌همتا است. اگر ما خداى متعال را به عظمت بشناسیم و توجه كنیم كه خداوند ولى‌نعمت ما و دارنده همه صفات جمال و كمال است، بسیار طبیعى است كه سعى كنیم همیشه نزد او باشیم و با آن ذات مقدس بیشتر ارتباط پیدا كنیم.
در زندگى روزمرّه، هركس در جامعه و محیط خود، بر اساس فرهنگ و ارزش‌هایى كه دارد، برخى شخصیت‌ها را بزرگ و ارزشمند مى‌شمارد و آرزو مى‌كند كه بتواند با آنها ارتباط داشته باشد و از نزدیك با آنها سخن بگوید. براى مثال، اگر این امكان براى شما وجود داشته باشد كه هر وقت مایلید، بتوانید مستقیماً به مقام معظّم رهبرى تلفن بزنید و با ایشان صحبت كنید، آیا هیچ فرصتى را در این راه از دست مى‌دهید؟ روشن است كه شما این امر را افتخارى براى خود مى‌دانید و هرگاه كوچك‌ترین فرصتى دست دهد فوراً به سراغ تلفن مى‌روید تا با ایشان صحبت كنید و احیاناً اگر كارى دارند با كمال افتخار براى ایشان انجام دهید. حال در نماز بحث ارتباط با خداوند مطرح است؛ خدایى كه عظمتش، نعمت‌هایش، كمال، جمال و لطف و محبتش بى‌نهایت است. داخل شدن وقت نماز بدین معنا است كه اكنون زمانى است كه مى‌توان با چنین خدایى سخن گفت و ارتباط برقرار كرد، و مهم‌تر از همه این‌كه، خدا خودْ ما را به این ارتباط دعوت كرده و دوست مى‌دارد كه با او سخن بگوییم و نجوا كنیم! اكنون با چنین وضعیتى آیا جا دارد كه انسان این دعوت خدا را رد كند و پشت گوش بیندازد و به سراغ غذا خوردن یا مطالعه كردن یا با فلان دوست صحبت كردن و نظایر آنها برود؟! اگر توجه كنیم، روشن است كه این كار توهین به خداوند و كمال بى‌ادبى به ساحت قدس آن كمال مطلق و ذات بى‌همتا
﴿ صفحه 116 ﴾
است. خدا با آن عظمت بى‌نهایت و در عین غنا و بى‌نیازى‌اش منِ خُرد و حقیر را فرا مى‌خواند، آن‌گاه من این دعوت را رد مى‌كنم و امور دیگر را بر آن مقدّم مى‌دارم!
اگر حتى یك دوست ساده شما كه چندان هم موقعیت و مقامى ندارد شما را صدا كند و بگوید با شما كار دارم، چنان‌چه به تقاضاى او بى‌اعتنایى كنید و بگویید كار دارم، جا دارد كه آن دوست از شما گلایه كند كه حق دوستى را به‌جا نیاورده‌اید. اكنون نماز بدین معنا است كه خدایى كه همه هستى من و شما را عطا كرده و هرچه خوبى و نیكى در عالم است از او است، ما را دعوت كرده، آن هم نه براى نفع خود، بلكه براى آن‌كه رحمتش را بر ما بیشتر كند و ما را بیش از پیشْ از خوان نعمت‌هاى بى‌كرانش بهره‌مند سازد. بدیهى است كه در این حال اگر انسان دعوت خداوند را نشنیده بگیرد و به دنبال كارى دیگر برود، حركتش بسیار زشت و نكوهیده خواهد بود.
ما از زشتى این قبیل كارهاى خود غافلیم، وگرنه براى هر نمازى كه انسان حتى براى لحظه‌اى آن را از اول وقت خود تأخیر مى‌اندازد جا دارد كه صدها و هزاران بار استغفار كند و از پیشگاه خداوند عذرخواهى نماید كه خدایا مرا ببخش كه چنین توهینى به ساحت قدس تو روا داشتم و در حالى كه تو مرا خواندى، من به سراغ دیگران و امور دیگر رفتم.
در هر صورت، این‌كه سعى كنیم نماز را در وقت خود بخوانیم و مراقب باشیم قضا نشود كمترین مراتب محافظت بر نماز است و این امر مراتب بالاترى نیز دارد كه از جمله مهم‌ترین آنها یكى این است كه انسان همه نمازهایش را در اول وقت و وقت فضیلت آن بخواند.
در زمینه نماز اول وقت و آثار آن، غیر از روایات فراوان، مطالب و داستان‌هاى متعددى نیز از بزرگان نقل شده است. از جمله، بنده از دو نفر از بزرگانى كه در عصر خودمان بافضیلت‌تر از آنها نمى‌شناسم مطلبى را شنیدم كه هر دو از استادشان نقل مى‌كردند. ایشان فرموده بودند: اگركسى قول بدهد كه همه نمازهایش را در اول وقت بخواند، من قول مى‌دهم و تضمین مى‌كنم كه به بالاترین كمالات برسد. یكى از این دو بزرگوار مى‌فرمود این فرمایش استاد سرّى دارد كه انسان تا خود عمل نكند به آن سرّ دست نمى‌یابد و اگر كسى خود را مقید كند كه همیشه نمازهایش را در اول وقت بخواند، خواهد دید كه خداوند چه نعمت و مقامى به او عطا مى‌فرماید.
﴿ صفحه 117 ﴾

مصادیق مختلف محافظت بر نماز

در هر حال، یكى از معانى محافظت بر نماز، خواندن آن در اول وقت است، اما غیر از این مى‌تواند معانى و مراتب دیگرى نیز داشته باشد. به طور كلى، اگر واجبات نماز به‌جا آورده نشود نماز باطل خواهد بود و ضایع خواهد شد. از این رو اگر این مسأله را در نظر بگیریم مى‌توانیم بگوییم قدر متیقن از محافظت بر نماز این است كه انسان واجبات نماز و آنچه را كه موجب «صحت و درستى» نماز مى‌شود رعایت نماید. اما نماز یك سلسله آداب نیز دارد كه شرط فضیلت نماز است و موجب مى‌شود ثواب و اثر و فضیلت نماز بیشتر شود، كه از جمله آنها مسأله نماز اول وقت است كه به آن اشاره كردیم. بدین ترتیب، رعایت این آداب و شرایط فضیلت را كه موجب قرب بیشتر انسان به خداى متعال مى‌شود، مى‌توان مراتب و مصادیق دیگرى از «محافظت بر نماز» دانست.
در عین حال، از زاویه‌اى دیگر مى‌توان اصل و روح همه این احكام و آداب، و واجبات و مستحبات در نماز را «توجه» به خداى متعال دانست و بر اساس آن، مواظبت بر نماز و مراتب و مصادیق آن را به میزان «توجه» انسان به خداى متعال در حین نماز تفسیر كرد. این تفسیر آن‌گاه مى‌تواند بیشتر مورد تأیید قرار گیرد كه توجه كنیم نماز غافلانه و بى‌حضور قلب و بى‌توجه تا چه حد كارى زشت و نكوهیده است. براى تصور این زشتى مى‌توان به این مثال توجه كرد كه كسى با دوست و آشنایى معمولى و هم‌طراز خود مشغول صحبت شود اما در حین صحبت كردن با وى، پشتش را به او بكند و صورتش را از او بگرداند و به جاى نگاه كردن به او، مرتب به این طرف و آن طرف و چپ و راست و زمین و آسمان نگاه كند! در همین مثال، اگر طرف مقابل و شخصى را كه با او صحبت مى‌كنیم معلم و استاد خویش یا شخصیتى محترم و عالى‌قدر در نظر بگیریم، زشتى این كار به مراتب بیشتر روشن خواهد شد.
اكنون باید توجه كنیم كه در حین نماز، ما در حال سخن گفتن با خداوند هستیم. در این حال اگر دل و قلبمان متوجه خدا و رو به سوى او باشد ادب سخن گفتن با خدا را رعایت كرده‌ایم، اما اگر دلمان متوجه جایى دیگر باشد، مانند آن است كه در حال صحبت كردن با خداى متعال رو و صورتمان را از ذات اقدسش گردانده و به او پشت كرده باشیم. البته خداوند جسم نیست و جهت ندارد كه صورت ما به سمت او باشد:
﴿ صفحه 118 ﴾
وَللهِِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ فَأَیْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ الله؛(117) و مشرق و مغرب از آنِ خدا است، پس به هر سو رو كنید، آن جا روى [به]خدا است.
رو به سوى خدا بودن به این است كه روى دل و قلبمان را به سمت او متوجه كنیم. از این رو نماز خواندن در حال غفلت و در حالى كه فكر و ذهن ما مشغول امور و مسائلى دیگر است، در واقع روى گرداندن از خداوند در حال سخن گفتن با او است، كه كمال بى‌ادبى و توهین محسوب مى‌شود.
با این همه، اى كاش فقط همین مقدار بود كه در حال نماز دل و قلبمان از یاد خدا غافل و غرق در غیر خدا است، اما متأسفانه مسأله از این هم بالاتر است. این‌كه بسیارى از نمازها این‌گونه است كه پس از گفتن «السلام علیكم» تازه شخص یادش مى‌آید كه نماز مى‌خوانده، به تنهایى مصیبتى بزرگ و جسارتى نابخشودنى است، اما تأسف‌بارتر آن است كه بسیارى از ما حتى آداب ظاهرى نماز را نیز رعایت نمى‌كنیم. ما براى صحبت كردن با دوستانمان، آرام و شمرده سخن مى‌گوییم و كلمات را با سرعتى طبیعى ادا مى‌كنیم. این در حالى است كه متأسفانه كم نیست مواردى كه مشاهده مى‌شود افراد به هنگام نماز خواندن بسیار عجله و شتاب به خرج مى‌دهند و الفاظ و كلمات را بسیار تند و سریع ادا مى‌كنند و با سرعتى وصف‌ناشدنى ركوع و سجده و قیام و قعود را انجام مى‌دهند. گاهى برخى افراد آن‌قدر نماز را تند و سریع مى‌خوانند كه در نوع خود مى‌توان آن را یك ركورد به حساب آورد، و براى مثال، نماز چهار ركعتى را در یك دقیقه تمام مى‌كنند!
آیا اقتضاى رعایت ادب ربوبى این است؟ نمازهاى بسیارى از ما از جهات مختلف آن‌چنان ناقص و معیوب است كه اگر نمازى را با تمام شرایط فقهى آن هم خوانده باشیم و از نظر ظاهرى هیچ اشكالى نداشته باشد، براى همان نیز باید هزاران بار استغفار كنیم و از بى‌ادبى‌هاى بى‌شمارى كه در حین نماز به ساحت قدس ربوبى روا داشته‌ایم عذرخواهى نماییم. قرآن كریم مى‌فرماید:
فَوَیْلٌ لِلْمُصَلِّینَ * الَّذِینَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُون؛(118) پس واى بر نمازگزاران؛ آنانى كه از نمازشان غافلند.
﴿ صفحه 119 ﴾
البته ساهى از نماز بودن نیز مى‌تواند معنایى گسترده و تشكیكى داشته باشد و مراتب مختلفى را شامل مى‌شود كه یك مرتبه آن همین است كه انسان به معانى آنچه در نماز مى‌گوید بى‌توجه باشد یا به هنگام نماز نسبت به موقعیت خود در برابر خداوند و این‌كه با چه كسى سخن مى‌گوید توجه نداشته باشد. در قرآن كریم آیه‌اى وجود دارد كه در این زمینه مى‌توان اشاره‌اى كوبنده را از آن استنباط كرد؛ آن‌جا كه مى‌فرماید:

یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَقْرَبُوا الصَّلاةَ وَأَنْتُمْ سُكارى حَتّى تَعْلَمُوا ما تَقُولُونَ؛(119) اى كسانى كه ایمان آورده‌اید، در حال مستى به نماز نزدیك نشوید تا زمانى كه بدانید چه مى‌گویید.
گرچه شأن نزول و ظاهر این آیه مربوط به مستى حاصل از شراب و مانند آن است، اما با بسط معناى این آیه مى‌توان از آن نتیجه گرفت كه انسان اگر در حال نماز متوجه نباشد كه چه مى‌گوید، مانند آن است كه در حال مستى با خدا سخن مى‌گوید. انسان مست متوجه اطراف خود و حركات و سكنات خویش نیست و نمى‌فهمد كه چه مى‌گوید. پس كسى هم كه به ظاهر مست نیست ولى از ابتدا تا انتهاى نماز به آنچه مى‌گوید هیچ توجهى ندارد و تمام حواسش در جایى دیگر است، از این حیث كه از آنچه مى‌گوید كاملا غافل است، با انسان مست چندان تفاوتى ندارد.
بسیارى از ما در مورد نمازهایمان خیلى كه هنر كنیم این است كه به مقدارى از معانى آن توجه كنیم، اما این‌كه حال قلبمان نیز با آنچه زبانمان مى‌گوید موافق باشد، امرى است كه بسیار به ندرت اتفاق مى‌افتد و زیاد نیستند كسانى كه چنین نمازهایى بخوانند.
در هر صورت همه اینها مراتبى از محافظت بر نماز است كه مى‌توان آیاتى را كه بحث محافظت بر نماز را مطرح كرده ناظر به آنها دانست.