رستگاران

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: محمدمهدی نادری قمی

اهمیت نماز در رستگارى

در قرآن كریم، در موارد متعددى اوصاف كسانى كه اهل سعادت و نجات و فلاح هستند ذكر شده، و آنان با عناوینى همچون «مفلحین» و «فائزین» معرفى شده‌اند. البته این اوصاف در همه‌جا یكى نیست و در هر مورد بنا به اقتضاى حال و مقام، برخى صفات ذكر گردیده و مورد تأكید قرار گرفته است. این‌كه مقتضاى هر حال و مقامى چه بوده و چرا در هرجا فقط برخى صفات خاص ذكر شده و بر آنها تأكید گردیده، مطلبى است كه عقل بشرى و ناقص ما قاصر از فهم آن است. در این میان یكى از نكات قابل توجهى كه در این زمینه وجود دارد این است كه تقریباً تمامى این موارد در ذكر «نماز» و تأكید بر آن اشتراك دارند و كمتر موردى را مى‌یابیم كه نماز به عنوان یكى از اوصاف و ویژگى‌هاى رفتارىِ «مفلحین» و «فائزین» ذكر نشده باشد. در همین آیات ابتدایى سوره «مؤمنون» این مسأله به فاصله چند آیه كوتاه دو بار مورد تأكید قرار گرفته است. یك بار در همان آغاز سوره و به عنوان اولین صفت مؤمنانى كه به فلاح و رستگارى مى‌رسند، فرمود:
الَّذِینَ هُمْ فِی صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ؛(107) آنان كه در نماز خویش فروتن‌اند.
﴿ صفحه 112 ﴾
اكنون در آیه نهم نیز یك بار دیگر اهمیت نماز و نقش آن در رسیدن به فلاح را با این تعبیر بیان مى‌دارد كه:
وَالَّذِینَ هُمْ عَلى صَلَواتِهِمْ یُحافِظُون؛(108) و آنان كه بر نمازهایشان مواظبت مى‌كنند.
شبیه همین مسأله را در سوره «معارج» نیز مشاهده مى‌كنیم. در آن‌جا نیز ابتدا مى‌فرماید:
الَّذِینَ هُمْ عَلى صَلاتِهِمْ دائِمُون؛(109) آنان كه بر نماز خویش مداومت دارند.
سپس در ادامه و بعد از ذكر چند صفت دیگر مى‌فرماید:

وَالَّذِینَ هُمْ عَلى صَلاتِهِمْ یُحافِظُون؛(110) و آنان كه بر نمازشان مواظبت مى‌كنند.
البته در سوره «مؤمنون» تعبیر به صورت جمع (صلواتهم) آمده و در سوره «معارج» به صورت مفرد (صلاتهم) آورده شده، كه فلسفه این اختلاف تعبیر از مسائلى است كه باید از طریق مفسران راستین قرآن، یعنى اهل‌بیت(علیهم السلام)، دانسته شود.
در هر صورت، كمترین چیزى كه این تكرار مى‌تواند بر آن دلالت كند این است كه نماز در معارف اسلامى مورد توجه ویژه است و در سعادت انسان نقشى بسیار مهم و حیاتى دارد. در همین راستا قرآن گاهى در آیاتى همچون: الَّذِینَ هُمْ عَلى صَلاتِهِمْ دائِمُون، بر كمیّت نماز، و گاه در آیاتى نظیر: الَّذِینَ هُمْ فِی صَلاتِهِمْ خاشِعُون، بر كیفیت نماز و اوصافى كه موجب كمال آن مى‌شود، تأكید كرده است. البته همان‌گونه كه پیش از این نیز اشاره كردیم، باید توجه داشت كه ارزش‌هایى كه در قرآن كریم در وصف گروه‌هاى مختلف (همچون مفلحین، فائزین و مانند آنها) بیان مى‌شود داراى مراتب و درجات مختلفى از مطلوبیت و ارزش است، كه بالاترین آنها مطلوبیت در حد «وجوب» است. براى مثال، در بحث زكات و در شرح و تفسیر آیه شریفه وَالَّذِینَ هُمْ لِلزَّكاةِ فاعِلُون توضیح دادیم كه اصطلاح قرآنى «زكات»، هر نوع صدقه و انفاقى را شامل مى‌شود و زكات واجب و مصطلح فقهى گرچه یقیناً مصداق این آیه است اما یگانه و تنها مصداق آن نیست و آیه، مصادیق و مراتب مختلف انفاق را در بر مى‌گیرد. همچنین در مورد نماز هم
﴿ صفحه 113 ﴾
كه فرمود: الَّذِینَ هُمْ فِی صَلاتِهِمْ خاشِعُون، گفتیم كه این‌گونه نیست كه این بیان فقط درباره نمازهاى واجب روزانه باشد، بلكه هر نمازى را شامل مى‌شود. اكنون در این‌جا نیز كه مى‌فرماید: الَّذِینَ هُمْ عَلى صَلاتِهِمْ دائِمُون، قدر متیقن و فرد اعلاى این امر، مداومت بر نمازهاى واجب است؛ كه شرط فلاح و رستگارى این است كه انسان بر نمازهاى واجب خود مداومت ورزد و از آن كم نگذارد و این طور نباشد كه نمازش را گاهى بخواند و گاه ترك كند. اما این مقدار، حداقلى است كه به عنوان یك تكلیف واجب باید در مورد نماز رعایت كرد، وگرنه براى این آیه مى‌توان معانى‌اى دقیق‌تر، یا لایه‌هایى دیگر از معنا در نظر گرفت كه شامل مراتب فضیلت مى‌شود، هرچند به حد وجوب نرسد. براى مثال، یكى از معانى‌اى كه مى‌توان براى این آیه در نظر گرفت این است كه بگوییم مقصود از مداومت بر نماز این است كه انسان هر زمان كه فرصت پیدا مى‌كند مشغول نماز شود و نماز بخواند و مصداق این شعر شاعر گردد كه: «خوشا آنان كه دائم در نمازند.»(111) البته انسان كارهاى واجب و وظایف و تكالیف دیگرى هم دارد كه باید آنها را انجام دهد و از این رو نمى‌تواند همه زندگى‌اش را در نماز خلاصه كند و مدام 24 ساعت نماز بخواند، اما مى‌تواند این‌گونه باشد كه در تمامى حالات و ساعات، روحش همراه نماز باشد و غیر از آن، به محض این‌كه فرصتى دست دهد سراغ نماز برود و نماز بخواند.
نمونه كامل و تام این مسأله را مى‌توان در زندگى و وجود پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله) و ائمه اطهار(علیهم السلام) مشاهده كرد كه در این باره در سیره آن بزرگواران مطالبى عجیب و حیرت‌آور نقل شده است. آن بزرگواران این‌گونه بودند كه اصلا لذتشان در نماز بود و در حالى كه از كارها و مسائل و مشكلات دنیا خسته مى‌شدند و انواع غم و غصه‌هاى دنیایى آنان را احاطه مى‌كرد، خوشى و لذت و نور چشمشان در نماز بود و با آن آرام مى‌شدند. این جمله تقریباً به صورت متواتر از پیغمبر اكرم(صلى الله علیه وآله) نقل شده كه مى‌فرمودند:
قُرَّةُ عیْنی فِی الصَّلاةِ؛(112) نور چشم من در نماز است.
﴿ صفحه 114 ﴾

تأملى در معناى «محافظت بر نماز»

در هر صورت، بحث مداومت بر نماز مربوط به سوره «معارج» است و فعلا محل بحث ما نیست. آنچه به مناسبت شرح و تفسیر آیات ابتداى سوره «مؤمنون» باید درباره آن بحث كنیم، مسأله «محافظت بر نماز» است. این تعبیر در چند آیه از آیات قرآن آمده است كه یكى در همین سوره «مؤمنون» است كه مى‌فرماید: وَالَّذِینَ هُمْ عَلى صَلَواتِهِمْ یُحافِظُون.(113) یكى هم در سوره«معارج» است كه مى‌فرماید: وَالَّذِینَ هُمْ عَلى صَلاتِهِمْ یُحافِظُون.(114) دیگرى در سوره «انعام» است كه مى‌فرماید: وهُمْ عَلى صَلاتِهِمْ یُحافِظُونَ.(115) و مورد آخر نیز در سوره «بقره» است كه مى‌فرماید: حافِظُوا عَلَى الصَّلَواتِ وَالصَّلاةِ الْوُسْطى؛(116) بر نمازها و نماز میانه مواظبت كنید.
درباره معناى محافظت بر نماز ممكن است بگوییم امرى مشخص و مضبوط مراد است، و ممكن هم هست بگوییم مانند سایر اوصاف، داراى مراتب و مصادیق مختلفى است. قدر متیقن از «محافظت بر نماز» این است كه انسان مواظبت كند كه نماز را در وقت خود بخواند و مراقب باشد كه خداى ناكرده نمازش قضا نشود. ممكن است كسى بگوید مقصود این آیات صرفاً همین معنا است؛ كه در این صورت آیه را بر معنا و امرى مشخص و مضبوط حمل كرده است و طبیعتاً این مقدار از محافظت بر نماز، واجب و لازم و حداقلِ مراتب آن است. اما به نظر مى‌رسد مناسب‌تر این باشد كه براى «محافظت بر نماز» معنایى گسترده قائل شویم كه طیف وسیعى از اوصاف كمالى و مراتب نماز را شامل شود. اگر محافظت بر نماز را این‌گونه معنا كنیم آن‌گاه غیر از خواندن نماز در وقت خود و مراقبت از قضا نشدن آن، براى مثال، «نماز اول وقت» خواندن نیز كه در روایات بسیار مورد تأكید قرار گرفته، از مصادیق محافظت بر نماز خواهد بود.
﴿ صفحه 115 ﴾

اهمیت نماز اول وقت

همان‌گونه كه ذكر شد، در بحث «مواظبت بر نماز» یكى از مسائلى كه در روایات اسلامى بسیار مورد تأكید قرار گرفته، مسأله «نماز اول وقت» است. بر حسب آنچه در روایات آمده است، نمازى كه در اول وقت خوانده شود، نسبت به نمازى كه در غیر اول وقت به‌جا آورده شود تفاوت ارزششان از زمین تا آسمان است، و اگر قدرى تأمل كنیم قاعدتاً هم باید همین‌گونه باشد.
نماز ارتباط با خداى متعال و رفتن به حضور خدا است. نماز، سخن گفتن با خدا و راز گفتن با هستى‌بخش یگانه و بى‌همتا است. اگر ما خداى متعال را به عظمت بشناسیم و توجه كنیم كه خداوند ولى‌نعمت ما و دارنده همه صفات جمال و كمال است، بسیار طبیعى است كه سعى كنیم همیشه نزد او باشیم و با آن ذات مقدس بیشتر ارتباط پیدا كنیم.
در زندگى روزمرّه، هركس در جامعه و محیط خود، بر اساس فرهنگ و ارزش‌هایى كه دارد، برخى شخصیت‌ها را بزرگ و ارزشمند مى‌شمارد و آرزو مى‌كند كه بتواند با آنها ارتباط داشته باشد و از نزدیك با آنها سخن بگوید. براى مثال، اگر این امكان براى شما وجود داشته باشد كه هر وقت مایلید، بتوانید مستقیماً به مقام معظّم رهبرى تلفن بزنید و با ایشان صحبت كنید، آیا هیچ فرصتى را در این راه از دست مى‌دهید؟ روشن است كه شما این امر را افتخارى براى خود مى‌دانید و هرگاه كوچك‌ترین فرصتى دست دهد فوراً به سراغ تلفن مى‌روید تا با ایشان صحبت كنید و احیاناً اگر كارى دارند با كمال افتخار براى ایشان انجام دهید. حال در نماز بحث ارتباط با خداوند مطرح است؛ خدایى كه عظمتش، نعمت‌هایش، كمال، جمال و لطف و محبتش بى‌نهایت است. داخل شدن وقت نماز بدین معنا است كه اكنون زمانى است كه مى‌توان با چنین خدایى سخن گفت و ارتباط برقرار كرد، و مهم‌تر از همه این‌كه، خدا خودْ ما را به این ارتباط دعوت كرده و دوست مى‌دارد كه با او سخن بگوییم و نجوا كنیم! اكنون با چنین وضعیتى آیا جا دارد كه انسان این دعوت خدا را رد كند و پشت گوش بیندازد و به سراغ غذا خوردن یا مطالعه كردن یا با فلان دوست صحبت كردن و نظایر آنها برود؟! اگر توجه كنیم، روشن است كه این كار توهین به خداوند و كمال بى‌ادبى به ساحت قدس آن كمال مطلق و ذات بى‌همتا
﴿ صفحه 116 ﴾
است. خدا با آن عظمت بى‌نهایت و در عین غنا و بى‌نیازى‌اش منِ خُرد و حقیر را فرا مى‌خواند، آن‌گاه من این دعوت را رد مى‌كنم و امور دیگر را بر آن مقدّم مى‌دارم!
اگر حتى یك دوست ساده شما كه چندان هم موقعیت و مقامى ندارد شما را صدا كند و بگوید با شما كار دارم، چنان‌چه به تقاضاى او بى‌اعتنایى كنید و بگویید كار دارم، جا دارد كه آن دوست از شما گلایه كند كه حق دوستى را به‌جا نیاورده‌اید. اكنون نماز بدین معنا است كه خدایى كه همه هستى من و شما را عطا كرده و هرچه خوبى و نیكى در عالم است از او است، ما را دعوت كرده، آن هم نه براى نفع خود، بلكه براى آن‌كه رحمتش را بر ما بیشتر كند و ما را بیش از پیشْ از خوان نعمت‌هاى بى‌كرانش بهره‌مند سازد. بدیهى است كه در این حال اگر انسان دعوت خداوند را نشنیده بگیرد و به دنبال كارى دیگر برود، حركتش بسیار زشت و نكوهیده خواهد بود.
ما از زشتى این قبیل كارهاى خود غافلیم، وگرنه براى هر نمازى كه انسان حتى براى لحظه‌اى آن را از اول وقت خود تأخیر مى‌اندازد جا دارد كه صدها و هزاران بار استغفار كند و از پیشگاه خداوند عذرخواهى نماید كه خدایا مرا ببخش كه چنین توهینى به ساحت قدس تو روا داشتم و در حالى كه تو مرا خواندى، من به سراغ دیگران و امور دیگر رفتم.
در هر صورت، این‌كه سعى كنیم نماز را در وقت خود بخوانیم و مراقب باشیم قضا نشود كمترین مراتب محافظت بر نماز است و این امر مراتب بالاترى نیز دارد كه از جمله مهم‌ترین آنها یكى این است كه انسان همه نمازهایش را در اول وقت و وقت فضیلت آن بخواند.
در زمینه نماز اول وقت و آثار آن، غیر از روایات فراوان، مطالب و داستان‌هاى متعددى نیز از بزرگان نقل شده است. از جمله، بنده از دو نفر از بزرگانى كه در عصر خودمان بافضیلت‌تر از آنها نمى‌شناسم مطلبى را شنیدم كه هر دو از استادشان نقل مى‌كردند. ایشان فرموده بودند: اگركسى قول بدهد كه همه نمازهایش را در اول وقت بخواند، من قول مى‌دهم و تضمین مى‌كنم كه به بالاترین كمالات برسد. یكى از این دو بزرگوار مى‌فرمود این فرمایش استاد سرّى دارد كه انسان تا خود عمل نكند به آن سرّ دست نمى‌یابد و اگر كسى خود را مقید كند كه همیشه نمازهایش را در اول وقت بخواند، خواهد دید كه خداوند چه نعمت و مقامى به او عطا مى‌فرماید.
﴿ صفحه 117 ﴾