رستگاران

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: محمدمهدی نادری قمی

درس ششم: نماز و رستگارى

﴿ صفحه 110 ﴾
﴿ صفحه 111 ﴾

وَالَّذِینَ هُمْ عَلى صَلَواتِهِمْ یُحافِظُون * أُولئِكَ هُمُ الْوارِثُونَ * الَّذِینَ یَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ هُمْ فِیها خالِدُونَ؛(106) و آنان كه از نمازهایشان مواظبت مى كنند؛ آنانند كه خود وارثانند؛ همانان كه بهشت را به ارث مى برند و در آن جا جاودان مى مانند.

اهمیت نماز در رستگارى

در قرآن كریم، در موارد متعددى اوصاف كسانى كه اهل سعادت و نجات و فلاح هستند ذكر شده، و آنان با عناوینى همچون «مفلحین» و «فائزین» معرفى شده‌اند. البته این اوصاف در همه‌جا یكى نیست و در هر مورد بنا به اقتضاى حال و مقام، برخى صفات ذكر گردیده و مورد تأكید قرار گرفته است. این‌كه مقتضاى هر حال و مقامى چه بوده و چرا در هرجا فقط برخى صفات خاص ذكر شده و بر آنها تأكید گردیده، مطلبى است كه عقل بشرى و ناقص ما قاصر از فهم آن است. در این میان یكى از نكات قابل توجهى كه در این زمینه وجود دارد این است كه تقریباً تمامى این موارد در ذكر «نماز» و تأكید بر آن اشتراك دارند و كمتر موردى را مى‌یابیم كه نماز به عنوان یكى از اوصاف و ویژگى‌هاى رفتارىِ «مفلحین» و «فائزین» ذكر نشده باشد. در همین آیات ابتدایى سوره «مؤمنون» این مسأله به فاصله چند آیه كوتاه دو بار مورد تأكید قرار گرفته است. یك بار در همان آغاز سوره و به عنوان اولین صفت مؤمنانى كه به فلاح و رستگارى مى‌رسند، فرمود:
الَّذِینَ هُمْ فِی صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ؛(107) آنان كه در نماز خویش فروتن‌اند.
﴿ صفحه 112 ﴾
اكنون در آیه نهم نیز یك بار دیگر اهمیت نماز و نقش آن در رسیدن به فلاح را با این تعبیر بیان مى‌دارد كه:
وَالَّذِینَ هُمْ عَلى صَلَواتِهِمْ یُحافِظُون؛(108) و آنان كه بر نمازهایشان مواظبت مى‌كنند.
شبیه همین مسأله را در سوره «معارج» نیز مشاهده مى‌كنیم. در آن‌جا نیز ابتدا مى‌فرماید:
الَّذِینَ هُمْ عَلى صَلاتِهِمْ دائِمُون؛(109) آنان كه بر نماز خویش مداومت دارند.
سپس در ادامه و بعد از ذكر چند صفت دیگر مى‌فرماید:

وَالَّذِینَ هُمْ عَلى صَلاتِهِمْ یُحافِظُون؛(110) و آنان كه بر نمازشان مواظبت مى‌كنند.
البته در سوره «مؤمنون» تعبیر به صورت جمع (صلواتهم) آمده و در سوره «معارج» به صورت مفرد (صلاتهم) آورده شده، كه فلسفه این اختلاف تعبیر از مسائلى است كه باید از طریق مفسران راستین قرآن، یعنى اهل‌بیت(علیهم السلام)، دانسته شود.
در هر صورت، كمترین چیزى كه این تكرار مى‌تواند بر آن دلالت كند این است كه نماز در معارف اسلامى مورد توجه ویژه است و در سعادت انسان نقشى بسیار مهم و حیاتى دارد. در همین راستا قرآن گاهى در آیاتى همچون: الَّذِینَ هُمْ عَلى صَلاتِهِمْ دائِمُون، بر كمیّت نماز، و گاه در آیاتى نظیر: الَّذِینَ هُمْ فِی صَلاتِهِمْ خاشِعُون، بر كیفیت نماز و اوصافى كه موجب كمال آن مى‌شود، تأكید كرده است. البته همان‌گونه كه پیش از این نیز اشاره كردیم، باید توجه داشت كه ارزش‌هایى كه در قرآن كریم در وصف گروه‌هاى مختلف (همچون مفلحین، فائزین و مانند آنها) بیان مى‌شود داراى مراتب و درجات مختلفى از مطلوبیت و ارزش است، كه بالاترین آنها مطلوبیت در حد «وجوب» است. براى مثال، در بحث زكات و در شرح و تفسیر آیه شریفه وَالَّذِینَ هُمْ لِلزَّكاةِ فاعِلُون توضیح دادیم كه اصطلاح قرآنى «زكات»، هر نوع صدقه و انفاقى را شامل مى‌شود و زكات واجب و مصطلح فقهى گرچه یقیناً مصداق این آیه است اما یگانه و تنها مصداق آن نیست و آیه، مصادیق و مراتب مختلف انفاق را در بر مى‌گیرد. همچنین در مورد نماز هم
﴿ صفحه 113 ﴾
كه فرمود: الَّذِینَ هُمْ فِی صَلاتِهِمْ خاشِعُون، گفتیم كه این‌گونه نیست كه این بیان فقط درباره نمازهاى واجب روزانه باشد، بلكه هر نمازى را شامل مى‌شود. اكنون در این‌جا نیز كه مى‌فرماید: الَّذِینَ هُمْ عَلى صَلاتِهِمْ دائِمُون، قدر متیقن و فرد اعلاى این امر، مداومت بر نمازهاى واجب است؛ كه شرط فلاح و رستگارى این است كه انسان بر نمازهاى واجب خود مداومت ورزد و از آن كم نگذارد و این طور نباشد كه نمازش را گاهى بخواند و گاه ترك كند. اما این مقدار، حداقلى است كه به عنوان یك تكلیف واجب باید در مورد نماز رعایت كرد، وگرنه براى این آیه مى‌توان معانى‌اى دقیق‌تر، یا لایه‌هایى دیگر از معنا در نظر گرفت كه شامل مراتب فضیلت مى‌شود، هرچند به حد وجوب نرسد. براى مثال، یكى از معانى‌اى كه مى‌توان براى این آیه در نظر گرفت این است كه بگوییم مقصود از مداومت بر نماز این است كه انسان هر زمان كه فرصت پیدا مى‌كند مشغول نماز شود و نماز بخواند و مصداق این شعر شاعر گردد كه: «خوشا آنان كه دائم در نمازند.»(111) البته انسان كارهاى واجب و وظایف و تكالیف دیگرى هم دارد كه باید آنها را انجام دهد و از این رو نمى‌تواند همه زندگى‌اش را در نماز خلاصه كند و مدام 24 ساعت نماز بخواند، اما مى‌تواند این‌گونه باشد كه در تمامى حالات و ساعات، روحش همراه نماز باشد و غیر از آن، به محض این‌كه فرصتى دست دهد سراغ نماز برود و نماز بخواند.
نمونه كامل و تام این مسأله را مى‌توان در زندگى و وجود پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله) و ائمه اطهار(علیهم السلام) مشاهده كرد كه در این باره در سیره آن بزرگواران مطالبى عجیب و حیرت‌آور نقل شده است. آن بزرگواران این‌گونه بودند كه اصلا لذتشان در نماز بود و در حالى كه از كارها و مسائل و مشكلات دنیا خسته مى‌شدند و انواع غم و غصه‌هاى دنیایى آنان را احاطه مى‌كرد، خوشى و لذت و نور چشمشان در نماز بود و با آن آرام مى‌شدند. این جمله تقریباً به صورت متواتر از پیغمبر اكرم(صلى الله علیه وآله) نقل شده كه مى‌فرمودند:
قُرَّةُ عیْنی فِی الصَّلاةِ؛(112) نور چشم من در نماز است.
﴿ صفحه 114 ﴾

تأملى در معناى «محافظت بر نماز»

در هر صورت، بحث مداومت بر نماز مربوط به سوره «معارج» است و فعلا محل بحث ما نیست. آنچه به مناسبت شرح و تفسیر آیات ابتداى سوره «مؤمنون» باید درباره آن بحث كنیم، مسأله «محافظت بر نماز» است. این تعبیر در چند آیه از آیات قرآن آمده است كه یكى در همین سوره «مؤمنون» است كه مى‌فرماید: وَالَّذِینَ هُمْ عَلى صَلَواتِهِمْ یُحافِظُون.(113) یكى هم در سوره«معارج» است كه مى‌فرماید: وَالَّذِینَ هُمْ عَلى صَلاتِهِمْ یُحافِظُون.(114) دیگرى در سوره «انعام» است كه مى‌فرماید: وهُمْ عَلى صَلاتِهِمْ یُحافِظُونَ.(115) و مورد آخر نیز در سوره «بقره» است كه مى‌فرماید: حافِظُوا عَلَى الصَّلَواتِ وَالصَّلاةِ الْوُسْطى؛(116) بر نمازها و نماز میانه مواظبت كنید.
درباره معناى محافظت بر نماز ممكن است بگوییم امرى مشخص و مضبوط مراد است، و ممكن هم هست بگوییم مانند سایر اوصاف، داراى مراتب و مصادیق مختلفى است. قدر متیقن از «محافظت بر نماز» این است كه انسان مواظبت كند كه نماز را در وقت خود بخواند و مراقب باشد كه خداى ناكرده نمازش قضا نشود. ممكن است كسى بگوید مقصود این آیات صرفاً همین معنا است؛ كه در این صورت آیه را بر معنا و امرى مشخص و مضبوط حمل كرده است و طبیعتاً این مقدار از محافظت بر نماز، واجب و لازم و حداقلِ مراتب آن است. اما به نظر مى‌رسد مناسب‌تر این باشد كه براى «محافظت بر نماز» معنایى گسترده قائل شویم كه طیف وسیعى از اوصاف كمالى و مراتب نماز را شامل شود. اگر محافظت بر نماز را این‌گونه معنا كنیم آن‌گاه غیر از خواندن نماز در وقت خود و مراقبت از قضا نشدن آن، براى مثال، «نماز اول وقت» خواندن نیز كه در روایات بسیار مورد تأكید قرار گرفته، از مصادیق محافظت بر نماز خواهد بود.
﴿ صفحه 115 ﴾