رستگاران

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: محمدمهدی نادری قمی

هشدارى دیگر

اگر كسى با نیت پاك و خالص و واقعاً قربةً الى الله انفاق كرد آیا مى‌تواند مطئمن باشد كه انفاقش مثمر ثمر خواهد بود و به تعبیر قرآن، از هر بذرى كه پاشیده است هفتصد برابر برداشت خواهد كرد؟
پاسخ منفى است، و آدمى باید مراقب باشد عاملى نفرستد كه این زراعت و محصول را بسوزاند و فاسد كند. به عبارت دیگر، تا این‌جا شرایط و بحث‌هایى كه مطرح شد مربوط به این بود كه اصل زراعت درست و صحیح واقع شود، اما پس از كشت بذر انسان بایستى مراقب باشد كه زراعتش دچار آفت نشود یا آتشى در آن نیفتد و هر آنچه را كاشته بر باد ندهد. در آیاتى كه پیش از این ذكر كردیم، قرآن كریم در این زمینه مى‌فرماید:
یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَالأَْذى؛(62) اى كسانى كه ایمان آورده اید، صدقه هاى خود را با منّت و آزار باطل مكنید.
همچنین مى‌فرماید:
الَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ فِی سَبِیلِ اللهِ ثُمَّ لا یُتْبِعُونَ ما أَنْفَقُوا مَنًّا وَلا أَذىً لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَلا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلا هُمْ یَحْزَنُونَ؛(63) كسانى كه اموال خود را در راه خدا انفاق مى كنند، سپس در پى آنچه انفاق كرده اند منّت و آزارى روا نمى دارند، پاداش آنان برایشان نزد پروردگارشان [محفوظ] است و بیمى بر آنان نیست و اندوهگین نمى‌شوند.
از این رو باید بسیار مراقب باشیم كه با منّت گذاشتن بر افراد و مطرح كردن بعضى مطالب و بر زبان آوردن برخى سخنان، انفاق و كار نیك خود را ضایع و تباه نسازیم. گاه انسان حرفى مى‌زند و توجه ندارد كه با آن سخن، خروارها محصولى را كه انفاقش به بار آورده، آتش مى‌زند و به تلّى از خاكستر تبدیل مى‌كند. برخى افراد در روز قیامت هرچه جستوجو مى‌كنند اثرى از انفاق‌هاى فراوان خود نمى‌یابند. وقتى از علت این امر سؤال مى‌كنند به آنها گفته مى‌شود كه شما آتشى افروختید و اعمال خود را از بین بردید. در آیات مذكور از سوره بقره قرآن كریم این مطلب را این‌گونه به تصویر مى‌كشد:
﴿ صفحه 66 ﴾
أَیَوَدُّ أَحَدُكُمْ أَنْ تَكُونَ لَهُ جَنَّةٌ مِنْ نَخِیل وَأَعْناب تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الأَْنْهارُ لَهُ فِیها مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ وَأَصابَهُ الْكِبَرُ وَلَهُ ذُرِّیَّةٌ ضُعَفاءُ فَأَصابَها إِعْصارٌ فِیهِ نارٌ فَاحْتَرَقَتْ كَذلِكَ یُبَیِّنُ اللهُ لَكُمُ الآْیاتِ لَعَلَّكُمْ تَتَفَكَّرُونَ؛(64) آیا كسى از شما دوست دارد كه باغى از درختان خرما و انگور داشته باشد كه از زیر آنها نهرها روان است، و براى او در آن [باغ] از هرگونه میوه‌اى [فراهم] باشد، در حالى كه او را پیرى رسیده و فرزندانى خردسال دارد، [ناگهان] گردبادى آتشین بر آن [باغ] زند و [باغ یك‌سره] بسوزد؟ این‌گونه، خداوند آیات [خود] را بر شما روشن مى‌گرداند، باشد كه شما بیندیشید.
بنابراین انسان باید مراقب باشد تا با سركوفت زدن، تحقیركردن، زخم زبان زدن و انجام رفتارهاى آزاردهنده نسبت به كسانى كه به آنها انفاق كرده است، عمل خویش را باطل و بى‌اثر نسازد.

انفاق پنهانى یا انفاق آشكار؟

نكته دیگر در بحث انفاق این است كه آیا انفاق را باید علنى انجام داد یا سرّى و پنهانى؟ قرآن كریم در آیه‌اى به این پرسش پاسخ داده و با بى‌اشكال دانستن انفاق علنى، انفاق مخفیانه و پنهانى را بهتر دانسته است:
إِنْ تُبْدُوا الصَّدَقاتِ فَنِعِمّا هِیَ وَإِنْ تُخْفُوها وَتُؤْتُوهَا الْفُقَراءَ فَهُوَ خَیْرٌ لَكُمْ؛(65) اگر صدقه ها را آشكار كنید، این كارِ خوبى است، و اگر آن را پنهان دارید و به مستمندان بدهید، این براى شما بهتر است.
علنى انجام دادن انفاق، یكى از مزایا و محسّناتش این است كه موجب تشویق دیگران به این كار مى‌شود و به سایرین الگو و سرمشق ارائه مى‌كند. ما خود در مساجد، تكایا و جلسات مذهبى نیز تجربه كرده‌ایم كه براى جمع‌آورى پول جهت انجام كارهاى خیر یك نفر باید برخیزد و پیش‌قدم شود تا دیگران را نیز به مشاركت وادارد. اگر آن یك نفر بلند نشود و پیشنهاد نكند، سایرین خودبه‌خود كمتر انگیزه براى كمك كردن و پول دادن دارند و یا اصلا به كلى از این مسأله غافلند. اما یك نفر كه اقدام مى‌كند دیگران نیز به
﴿ صفحه 67 ﴾
دنبال او حركت مى‌كنند و در آن كار خیر سهیم مى‌شوند. در انفاق هم اگر كاملا مخفیانه و سرّى باشد و كسى چیزى متوجه نشود، این مسأله الگوگیرى و تأثیر در دیگران اتفاق نمى‌افتد. از این رو این جهتِ حُسن و امتیازى است كه در انفاق علنى وجود دارد و در انفاق مخفیانه نیست.
اما از سوى دیگر، از آن‌جا كه انسان در معرض ابتلا به ریا قرار دارد و دست شیطان در این زمینه‌ها براى باطل كردن اعمال انسان قوى است، براى كسانى كه هنوز خودسازى نكرده‌اند و بر شیطان و نفس خود درست مسلط نشده‌اند بهتر آن است كه انفاق‌هایشان را مخفیانه انجام دهند. این قضیه در مورد سایر اعمال نیز صادق است و این‌گونه افراد بهتر است، براى مثال، اگر نماز شب هم مى‌خوانند یا روزه مستحبى مى‌گیرند، طورى باشد كه دیگران متوجه نشوند و نفهمند، و بالاخره هرقدر انسان سعى كند كه كارها و اعمال نیكش مخفى باشد بهتر است.
در همین زمینه به خاطر دارم آن زمانى كه در مدرسه طلبگى بودیم، گاهى سحرها كه برمى‌خاستیم، مى‌دیدیم كه خیلى از حجره‌ها خاموش است. ابتدا فكر مى‌كردیم افرادى كه در آن حجره‌ها بودند توفیق نماز شب و مناجات سحرگاهى ندارند، اما بعدها متوجه شدیم كه آنها عمداً چراغ حجره‌شان را روشن نمى‌كردند تا كسى متوجه نشود كه آنها اهل سحرخیزى و نماز شب و تهجّدند. برخى از آنها در این مخفى‌كارى آن‌قدر زرنگ بودند كه پس از ساعت‌ها مناجات و گریه و خواندن نافله شب و نماز صبح، نزدیكى‌هاى آفتاب هم مى‌آمدند و در مسجد دو ركعت نماز مى‌خواندند تا دیگران فكر كنند كه آن‌ها نماز صبحشان را در آن موقع مى‌خوانند. با این كار، نه‌تنها كسى از نماز شب خواندن و سحرخیزى آنها چیزى نمى‌فهمید، بلكه تصور مى‌شد كه آنها نماز صبحشان را هم بسیار دیر و دقایقى قبل از طلوع آفتاب مى‌خوانند! این كار آنها براى این بود كه مى‌خواستند بینى شیطان را به خاك بمالند و راه وسوسه او را براى هرگونه ریا و تظاهر و خودنمایى ببندند و از این جهت او را كاملا از خود ناامید كنند.
البته در این زمینه باید این مطلب را نیز اضافه كنیم كه لازم است مراقب باشیم از آن طرف نیفتیم و شیطان ما را نسبت به مسأله ریا در وسواس نیندازد. گاه شیطان از این در
﴿ صفحه 68 ﴾
وارد مى‌شود و آن‌قدر در مورد ریا نكردن در گوش انسان مى‌خواند كه براى پرهیز از ریا، انسان كلا آن عمل را ترك مى‌كند، و براى مثال، از خیر نماز شب خواندن مى‌گذرد. روشن است كه این اندازه وسواس در مخفى‌كارى به هیچ وجه صحیح نیست و باید قطع داشته باشیم كه این از دام‌هاى شیطان است. این حالت از مصادیق آن ضرب‌المثل معروف است كه: «دیكته نانوشته غلط ندارد». این‌جا شیطان از این راه انسان را فریب مى‌دهد كه، براى مثال، با خود مى‌گوید، براى آن‌كه نكند ریا شود خوب است امشب نماز شب نخوانم. فردا شب نیز با همین وسوسه باز هم نماز شب را نمى‌خواند، فرداى آن شب نیز همین‌طور، و خلاصه این وسوسه آن‌قدر ادامه پیدا مى‌كند كه آن عمل را به كلى ترك مى‌كند. نور چشم شیطان همین است كه ما نماز شب نخوانیم، و این بار با وسوسه «پرهیز از ریا و خودنمایى» به این هدف خود نایل آمده است. پس باید مراقب باشیم كه در این دام شیطان گرفتار نشویم. قاعده كلى در این زمینه این است كه اگر امر دایر است بین علنى انجام دادن كار یا مخفى كردن آن، بهتر است كه براى پرهیز از ریا مخفیانه و به طور پنهانى انجام دهیم؛ اما اگر امر دایر است بین این‌كه علنى انجام دهیم یا اصلا ترك كنیم و انجام ندهیم، این‌جا باید به انجام آن كار به صورت علنى مبادرت ورزیم.
در پایان اشاره به این نكته لازم است كه غالب آنچه در این‌جا درباره انفاق گفتیم، اختصاص به انفاق ندارد و در سایر عبادات هم سارى و جارى است، ولى چون بحث آیه «وَالَّذِینَ هُمْ لِلزَّكاةِ فاعِلُون» مطرح بود، طبعاً گفتوگوى ما نیز به انفاق و رعایت این نكات در مورد آن اختصاص یافت.
﴿ صفحه 69 ﴾

درس چهارم: مهار غریزه جنسى

﴿ صفحه 70 ﴾
﴿ صفحه 71 ﴾
قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ * الَّذِینَ هُمْ فِی صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ * وَالَّذِینَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ * وَالَّذِینَ هُمْ لِلزَّكاةِ فاعِلُونَ * وَالَّذِینَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حافِظُونَ * إِلاّ عَلى أَزْواجِهِمْ أَوْ ما مَلَكَتْ أَیْمانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَیْرُ مَلُومِینَ * فَمَنِ ابْتَغى وَراءَ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ العادُونَ.