لقای الهی

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: کریم سبحانی

نقش اطاعت از خدا در بهره‌مند شدن از محبت و توجه به معبود

بر اساس آموزه‌های دینی، پیروی از دستورات خداوند و تلاش برای جلب رضایت او در زندگی و صرف عمر در بندگی خداوند، سبب بهره‌مند شدن از عنایات، توفیقات و توجهات خاص خداوند می‌شود و از این گذر، چنان توجه انسان به خداوند جلب می‌‌گردد و عشق و محبت به او بر دلش پرتو می‌افكند كه به چیزی جز رضایت معبود نمی‌اندیشد و از هر كاری كه او را از توجه به معبود باز دارد گریزان می‌شود. حتی او در نتیجه بندگی خدا و توجه به معبود به مرتبه و مقامی می‌رسد كه پیوسته خداوند به نجوای با او می‌پردازد. در حدیث معراج خداوند درباره بهره‌مندی دوستانش از فیض حضور و نجوای خود می‌فرماید:‌
«فَأُنَاجِیِه فیِ ظُلَمِ اللَّیْلِ وَنُورِ النَّهارِ حَتَّی یَنْقَطِعَ حَدِیثَهُ مَعَ الْمَخْلُوقِینَ وَمجَالِسَتَهُ مَعَهُم؛(104) در تاریكی شب و روشنی روز با او مناجات می‌كنم تا از سخن گفتن با مردم پرهیز كند و از همنشینی با آنان گریزان گردد».
كسی كه در مسیر بندگی خدا حركت كرد و رضایت خدا را بر خواست نفس و هوس‌های خویش مقدم داشت، محبوب خداوند
﴿ صفحه 140﴾
می‌شود و با عنایت الهی به محضر ربوبی بار می‌یابد و طرف نجوای معشوق و معبود می‌شود و چنان از شنیدن نجوای او غرق لذت و سرور می‌گردد كه حاضر نمی‌شود لحظه‌ای از آن حال خارج شده و به سخن گفتن با دیگران بپردازد. او تسلیم اراده و خواست معبود است و تنها در حد ضرورت و انجام وظیفه به معاشرت با دیگران و پرداختن به امور فردی، خانوادگی و اجتماعی خود می‌پردازد و بیشتر وقت خود را صرف عبادت و راز و نیاز با خداوند می‌كند؛ زیرا با انس با محبوب به آرامشی كامل و عالی‌ترین مرتبه لذت دست می‌یابد. از این رو رسول خدا(صلى الله علیه وآله) به نماز عشق می‌ورزید و می‌فرمود:
«جُعِلَتْ قُرَّه عَیْنیِ فیِ الصَّلوه؛(105) نور چشم من در نماز قرار داده شده است».
آن حضرت به هنگام نماز از معاشرت با غیر محبوب و دور ماندن از مجلس انس با معبودْ احساس ناراحتی و ناشكیبی می‌كرد، خطاب به مؤذن خویش، بلال، می‌فرمود:
«أَرِحْنَا یَا بَلَال؛(106) ای بلال [با گفتن اذان] راحتی و آرامش را به ما بازگردان».
كسی كه خداوند را دوست دارد، نماز و شب‌زنده‌داری برای او را نیز دوست می‌دارد و از مناجات و راز و نیاز با خداوند خسته نمی‌شود؛ اما هنگامی كه توجه به لذّت‌های دنیا دل انسان را فراگرفت و علاقه به
﴿ صفحه 141﴾
خوردنی‌ها و مال دنیا و برخورداری از ریاست، مقام و موقعیت‌های اجتماعی بر دل انسان چیره شد، دیگر در آنْ جایی برای محبت خدا باقی نمی‌ماند و عنایت الهی نیز از چنین شخصی سلب می‌شود. عنایت و توفیق الهی از آن كسی است كه درصدد اطاعت و بندگی خداست و پیش از ‌آن كه طعم محبت خدا را بچشد، بر این باور است كه راه سعادت و رستگاری، بندگی و تلاش برای جلب رضایت الهی است. وقتی او در این مسیر گام برداشت، نخست جرقه‌ای از نور خدا بر دلش می‌تابد و جرعه‌ای از محبت الهی را به كامش می‌ریزند، اگر او ارزش این بخشش و نعمت‌ الهی را دانست و در مسیر بندگی خدا تلاش بیشتری از خود نشان داد، بارقه‌های بیشتری از محبت الهی بر دلش فرود می‌آید، چنان كه با حضور در مرتبه‌ای سراسر قلب و دل او از محبت و عشق به خداوند آكنده می‌شود و در دلش جایی برای بیگانه باقی نمی‌ماند و اگر از اندوخته‌های خود بهره نبرد و به باورهای خویش توجه نكرد، تدریجاً از محبت و توجهات الهی كه منشأ حیات معنوی است، محروم می‌شود و فرجامی تاریك و اسفبار خواهد داشت:
«أُوْلَـئِكَ مَأْوَاهُمُ النُّارُ بِمَا كَانُواْ یَكْسِبُونَ؛(107) آنان جایگاهشان، به سزای آنچه می‌كردند آتش دوزخ است».
﴿ صفحه 142﴾
﴿ صفحه 143﴾

فهرست منابع

1. قرآن مجید
2. حر عاملی، محمد بن الحسن؛ وسائل الشیعه، چاپ اول، مؤسسه آل‌البیت لاحیاء التراث، قم، 1410 ق.
3. رستگار، یعقوب‌الدین، تفسیر البصائر، [بی‌نا]، قم، 1357 ش.
4. زنوزی، ملاعبدالله، لمعات الهیه، چاپ دوم، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی و انجمن اسلامی حکمت و فلسفه ایران، تهران، 1361 ش.
5. قمی، شیخ عباس، مفاتیح الجنان، چاپ چهارم، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، قم، 1370 ش.
6. کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، دارالکتب الاسلامیه، تهران، 1377 ق.
7. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، چاپ دوم، المکتبه الاسلامیه، تهران، 1366 ش.
8. محمدی ری‌شهری، محمد، میزان الحکمه، چاپ دوم، مکتب الاعلام الاسلامی، قم، 1367 ش.

پاورقی

1. شیخ عباس قمی، مفاتیح الجنان، دعای كمیل.
2. محمد محمدی ری شهری، میزان الحكمه، ج 4، ص 2797.
3. انشقاق (84)، 6.
4. ر.ک: یعسوب الدین رستگار، تفسیر البصائر، ج 53، ص 553ـ552.
5. انعام (6)، 130.
6. زخرف (43)، 84.
7. بقره (2)، 115.
8. بقره (2)، 46.
9. یونس (10)، 7.
10. شوری (42)، 53.
11. نجم (53)، 42.
12. هود (11)، 123.
13. نمل (27)، 88.
14. بقره (2)، 156.
15. علق (96)، 8 .
16. مؤمنون (23)، 115.
17. انشقاق (84)، 6.
18. کهف (18)، 104.
19. انعام (6)، 130.
20. حجر (15)، 3.
21. محمد (47)، 12.
22. انشقاق (84)، 7 ـ 15.
23. حاقه (69)، 19.
24. کهف (18)، 36.
25. بقره (2)، 46.
26. یونس (10)، 7.
27. كَلاَّ إِنَّهُمْ عَن رَّبِّهِمْ یَوْمَئِذٍ لَّمَحْجُوبُون. مطففین (83)، 15.
28. بقره (2)، 18.
29. اعلی (87)، 13.
30. انفال (8)، 24.
31. انعام (6)، 122.
32. یس (36)، 70.
33. آل عمران (3)، 77.
34. شوری (42)، 51.
35. قیامت (75)، 23 ـ 22.
36. شعراء (26)، 4.
37. ملک (67)، 2.
38. بقره (2)، 30.
39. بحارالانوار، ج 3، باب 2، روایت 2، ص 15.
40. روم (30)، 7.
41. نساء (4)، 10.
42. ق (50)، 22.
43. سجده (32)، 12.
44. بلد (90)، 4.
45. انبیاء (21)، 19.
46. اعراف (7)، 50.
47. مؤمن (40)، 16.
48. بقره (2)، 115.
49. طارق (86)، 9.
50. نباء (78)، 38.
51. مؤمنون (23)، 108.
52. تکویر (81)، 3ـ1.
53. قیامت (75)، 9ـ7.
54. ابراهیم (14)، 48.
55. زمر (39)، 67.
56. احقاف (46)، 30.
57. نحل (16)، 96.
58. نحل (16)، 8 ـ 5.
59. همان، 9.
60. زخرف (43)، 14 ـ 12.
61. نحل (16)، 16.
62. بحارالانوار، ج 16، باب 6، روایت 25، ص 91.
63. اصول کافی، ج 1، باب 58، روایت 3، ص 170.
64. بقره (2)، 203.
65. روم (30)، 11.
66. انبیاء (21)، 104.
67. غافر (40)، 16.
68. انفطار (87)، 19.
69. کهف (18)، 110.
70. کهف (18)، 110.
71. غافر (40)، 16.
72. شیخ عباس قمی، مفاتیح الجنان، مناجات خمس عشر، مناجات مریدین.
73. همان، دعای کمیل.
74. مطففین (83)، 15.
75. طه (20)، 125 ـ 126.
76. کهف (18)، 110.
77. بقره (2)، 249.
78. همان، 4.
79. فصلت (41)، 50.
80. جاثیه (45)، 32.
81. یونس (10)، 15.
82. احزاب (33)، 21.
83. ممتحنه (60)، 6.
84. مؤمنون (23)، 32.
85. بینه (98)، 5.
86. انعام (6)، 162.
87. قیامت (75)، 22ـ23.
88. جاثیه، (45)، 23.
89. شیخ عباس قمی، مفاتیح الجنان، مناجات خمس عشره، مناجات الذاکرین.
90. محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج 70، باب 54، حدیث 15، ص 243.
91. همان، ج 5، باب 3، حدیث 79، ص 128.
92. یونس (10)، 8 ـ 7.
93. بقره (2)، 223.
94. قیامت (75)، 6 ـ 3.
95. نهج‌البلاغه، خطبه 5.
96. علم به كُنه در علم حضوری عبارت است از حضور تمام حقیقت عینی و هویت خارجی شیء برای مدرَك، مثل حضور تمام حقیقت عینی و هویت خارجی واجب الوجوب بالذات برای او و علم مجردات به هویت‌های عینی خود، بلكه علم هر علتی به هویت عینی و انیت خارجیه معلول خود. علم به كُنه در علم حصولی عبارت است از حصول صورت تمام ذات یا ذاتیات شیء در نزد مدرَك؛ مثل صورت حیوان ناطق كه تمام ذاتیات انسان است. (ملاعبدالله زنوزی، لمعات الهیه، ص‌84‌ ـ‌83).
97. بقره (2)، 260.
98. علم به وجه در علم حضوری اشراقی عبارت است از حضور هویت اثر شیء و وجه شیء از آن جهت كه اثر آن شیء و وجه آن شیء‌ است، برای مدرك؛ مثل حضور معلوم بالذات و مجعول بالذات شیء برای مدرك، خواه آن مدرك خود معلول بالذات باشد یا غیر آن... به عبارت دیگر، حضور اثر و فیض به حضور اشراقی از برای مدرك، حضور مؤثر و مفیض است به حضور اشراقی از برای آن و لیكن این حضور به وجه است نه به كُنه، به نحو نقصان است نه به نحو تمام؛ به وجه قصور است نه به وجه كمال. علم به وجه در علم حصولی عبارت است از حصول صورت نعتی از نعوت و خاصه‌ای از خواص شیء‌ در نزد مدرك؛‌ مثل صورت ضاحك و كاتب در نزد مدرك از آن حیث كه نعتی از نعوت و خاصه‌ای از خواص انسانند (ملاعبدالله زنوزی، همان، صص 85 ـ 83).
99. شیخ عباس قمی، مفاتیح الجنان، دعای كمیل.
100. شیخ عباس قمی،‌ مفاتیح الجنان، دعای سحر ماه رمضان.
101. واقعه (56)، 21.
102. محمدتقی مجلسی، بحارالانوار، ج 77، باب 4،‌ حدیث 3، ص 84.
103. شیخ عباس قمی، مفایتح الجنان، دعای حضرت امام حسین(علیه السلام) در روز عرفه.
104. محمدتقی مجلسی، بحارالانوار، ج 77، باب 2، حدیث 6، ص 29.
105. شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج 2، باب 89، حدیث 11، ص 144.
106. همان.
107. یونس (10) / 8.