لقای الهی

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: کریم سبحانی

نقش كاستن از دلبستگی‌های دنیوی در امید به لقای الهی

گفتیم امید به لقای الهی در درجه اولْ بسته به باور داشتن امكان و تحقق لقای الهی و داشتن تصور درست از آن است وگرنه برای كسانی كه اصل لقای الهی را منكرند، امید به لقای الهی معنا ندارد و آنچه برای آنان متصور است امید به رحمت و یا عذاب الهی است. پس از آن كه لقای الهی را باور داشتیم، تلاش كنیم از دلبستگی‌های خود به دنیا كه مانع پرداختن به امور اخروی و از جمله اندیشه درباره محبت و لقای الهی می‌شوند بكاهیم. موانع دنیوی سبب می‌شوند باورهای ما از جمله باور به معاد و لقای الهی بی‌خاصیت و بی‌اثر گردند. همه ما معاد را باور داریم و می‌دانیم دلایل و براهین قطعی و از جمله یك سوم آیات قرآن بر معاد دلالت دارند؛‌ اما همین كه توجه ما به مظاهر دنیوی جلب می‌شود و تعلقات مادی ما را به خود مشغول می‌كنند، علاقه‌ای به پرداختن به قیامت و معاد نداریم و از آنچه ما را متوجه قیامت می‌كند گریزانیم. محبت‌های ظاهری، تعلقات مادی، گرفتار شدن در دام شیطان و مخالفت با خواست خداوند انسان را از محبت‌های معنوی به ویژه محبت به خداوند كه عالی‌ترین و خالصانه‌ترین مرتبه محبت است بازمی‌دارد و شوق دیدار با محبوب را در انسان از بین می‌برد و در نتیجه، امید به لقای الهی نیز در دل انسان پدید نمی‌آید. خداوند به كسی كه با تلاش خود به
﴿ صفحه 138﴾
دنبال كسب رضایت الهی و رسیدن به مدارج معنوی و بهره‌مند گشتن از محبت و عشق به ساحت قدس ربوبی است، شایستگی چشیدن طعم محبت خویش را عنایت می‌كند و او با تفضل و عنایت الهی سرشار از محبت الهی می‌گردد:
تا كه از جانب معشوق نباشد كششی ***‌ كوشش عاشق بیچاره به جایی نرسد
بزرگ‌ترین آرمان پیشوایان معصوم ما درك وصال الهی و رسیدن به لقای اوست و آنان در مناجات خود و از جمله امام سجاد(علیه السلام) در جای جای مناجات خمس عشر از خداوند درخواست كرده‌اند كه آنان را به سوی خود جذب كند و با كشش محبت خویش آنان را به خود برساند. امام حسین(علیه السلام) در دعای عرفه می‌فرماید:
«إِلهیِ أُطْلُبْنیِ بِرَحْمَتِكَ حَتَّی أَصِلَ إِلیْكَ وَاجْذِبْنیِ بَمِنّكَ حَتَّی أُقْبِلَ عَلَیْك؛(103) بارالها؛ مرا به پاس رحمتت بطلب تا به تو واصل گردم و با جاذبه احسانت مجذوبم كن تا یكسره روی دل به سوی تو آورم [و از غیر تو روی گردانم] ».
نتیجه دل سپردن به دنیا و سرمست شدن از مظاهر فریبنده آن و امیدوار نبودن به لقای الهی، گرفتار شدن به آتش فراق الهی در قیامت است كه از هر عذاب و آتشی سوزنده‌تر است؛ زیرا عالی‌ترین كمال و مقام اخروی نیل به وصال الهی و قرار گرفتن در شعاع جذبه معبود است. مضمون برخی از روایات این است كه گاهی در بهشت، بر حسب
﴿ صفحه 139﴾
مراتب بهشتیان، نور عظمت الهی بر اولیای خدا تجلی می‌كند و آنان با همه وجود بی توجه به نعمات بهشتی غرق توجه به خدا می‌شوند و حتی از شدت جذبه الهی مدهوش می‌گردند.

نقش اطاعت از خدا در بهره‌مند شدن از محبت و توجه به معبود

بر اساس آموزه‌های دینی، پیروی از دستورات خداوند و تلاش برای جلب رضایت او در زندگی و صرف عمر در بندگی خداوند، سبب بهره‌مند شدن از عنایات، توفیقات و توجهات خاص خداوند می‌شود و از این گذر، چنان توجه انسان به خداوند جلب می‌‌گردد و عشق و محبت به او بر دلش پرتو می‌افكند كه به چیزی جز رضایت معبود نمی‌اندیشد و از هر كاری كه او را از توجه به معبود باز دارد گریزان می‌شود. حتی او در نتیجه بندگی خدا و توجه به معبود به مرتبه و مقامی می‌رسد كه پیوسته خداوند به نجوای با او می‌پردازد. در حدیث معراج خداوند درباره بهره‌مندی دوستانش از فیض حضور و نجوای خود می‌فرماید:‌
«فَأُنَاجِیِه فیِ ظُلَمِ اللَّیْلِ وَنُورِ النَّهارِ حَتَّی یَنْقَطِعَ حَدِیثَهُ مَعَ الْمَخْلُوقِینَ وَمجَالِسَتَهُ مَعَهُم؛(104) در تاریكی شب و روشنی روز با او مناجات می‌كنم تا از سخن گفتن با مردم پرهیز كند و از همنشینی با آنان گریزان گردد».
كسی كه در مسیر بندگی خدا حركت كرد و رضایت خدا را بر خواست نفس و هوس‌های خویش مقدم داشت، محبوب خداوند
﴿ صفحه 140﴾
می‌شود و با عنایت الهی به محضر ربوبی بار می‌یابد و طرف نجوای معشوق و معبود می‌شود و چنان از شنیدن نجوای او غرق لذت و سرور می‌گردد كه حاضر نمی‌شود لحظه‌ای از آن حال خارج شده و به سخن گفتن با دیگران بپردازد. او تسلیم اراده و خواست معبود است و تنها در حد ضرورت و انجام وظیفه به معاشرت با دیگران و پرداختن به امور فردی، خانوادگی و اجتماعی خود می‌پردازد و بیشتر وقت خود را صرف عبادت و راز و نیاز با خداوند می‌كند؛ زیرا با انس با محبوب به آرامشی كامل و عالی‌ترین مرتبه لذت دست می‌یابد. از این رو رسول خدا(صلى الله علیه وآله) به نماز عشق می‌ورزید و می‌فرمود:
«جُعِلَتْ قُرَّه عَیْنیِ فیِ الصَّلوه؛(105) نور چشم من در نماز قرار داده شده است».
آن حضرت به هنگام نماز از معاشرت با غیر محبوب و دور ماندن از مجلس انس با معبودْ احساس ناراحتی و ناشكیبی می‌كرد، خطاب به مؤذن خویش، بلال، می‌فرمود:
«أَرِحْنَا یَا بَلَال؛(106) ای بلال [با گفتن اذان] راحتی و آرامش را به ما بازگردان».
كسی كه خداوند را دوست دارد، نماز و شب‌زنده‌داری برای او را نیز دوست می‌دارد و از مناجات و راز و نیاز با خداوند خسته نمی‌شود؛ اما هنگامی كه توجه به لذّت‌های دنیا دل انسان را فراگرفت و علاقه به
﴿ صفحه 141﴾
خوردنی‌ها و مال دنیا و برخورداری از ریاست، مقام و موقعیت‌های اجتماعی بر دل انسان چیره شد، دیگر در آنْ جایی برای محبت خدا باقی نمی‌ماند و عنایت الهی نیز از چنین شخصی سلب می‌شود. عنایت و توفیق الهی از آن كسی است كه درصدد اطاعت و بندگی خداست و پیش از ‌آن كه طعم محبت خدا را بچشد، بر این باور است كه راه سعادت و رستگاری، بندگی و تلاش برای جلب رضایت الهی است. وقتی او در این مسیر گام برداشت، نخست جرقه‌ای از نور خدا بر دلش می‌تابد و جرعه‌ای از محبت الهی را به كامش می‌ریزند، اگر او ارزش این بخشش و نعمت‌ الهی را دانست و در مسیر بندگی خدا تلاش بیشتری از خود نشان داد، بارقه‌های بیشتری از محبت الهی بر دلش فرود می‌آید، چنان كه با حضور در مرتبه‌ای سراسر قلب و دل او از محبت و عشق به خداوند آكنده می‌شود و در دلش جایی برای بیگانه باقی نمی‌ماند و اگر از اندوخته‌های خود بهره نبرد و به باورهای خویش توجه نكرد، تدریجاً از محبت و توجهات الهی كه منشأ حیات معنوی است، محروم می‌شود و فرجامی تاریك و اسفبار خواهد داشت:
«أُوْلَـئِكَ مَأْوَاهُمُ النُّارُ بِمَا كَانُواْ یَكْسِبُونَ؛(107) آنان جایگاهشان، به سزای آنچه می‌كردند آتش دوزخ است».
﴿ صفحه 142﴾
﴿ صفحه 143﴾

فهرست منابع

1. قرآن مجید
2. حر عاملی، محمد بن الحسن؛ وسائل الشیعه، چاپ اول، مؤسسه آل‌البیت لاحیاء التراث، قم، 1410 ق.
3. رستگار، یعقوب‌الدین، تفسیر البصائر، [بی‌نا]، قم، 1357 ش.
4. زنوزی، ملاعبدالله، لمعات الهیه، چاپ دوم، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی و انجمن اسلامی حکمت و فلسفه ایران، تهران، 1361 ش.
5. قمی، شیخ عباس، مفاتیح الجنان، چاپ چهارم، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، قم، 1370 ش.
6. کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، دارالکتب الاسلامیه، تهران، 1377 ق.
7. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، چاپ دوم، المکتبه الاسلامیه، تهران، 1366 ش.
8. محمدی ری‌شهری، محمد، میزان الحکمه، چاپ دوم، مکتب الاعلام الاسلامی، قم، 1367 ش.