لقای الهی

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: کریم سبحانی

راهكار فهم و شناخت لقای الهی

برای تقریب به ذهن و یافتن دركی مبهم و ناقص از لقای الهی شایسته است از نمونه‌های برجسته و عالی وصال و فراق كه در دنیا و زندگی ما تحقق می‌یابد، بهره بگیریم. در بین انسان‌ها، مادر خالصانه‌ترین و عالی‌ترین درجه وصال را نسبت به فرزند خود دارد. تصور كنید این موجود بسیار عاطفی مدتی فرزند دلبند خود را گم كرده باشد و نتواند اثر و نشانی از او پیدا كند. بی‌تردید او در دوری فرزند خویش لحظه‌ای
﴿ صفحه 132﴾
آرام نمی‌گیرد و زندگی برای او چون جهنم غیر قابل تحمل می‌شود. بعید نیست چنین مادری با این شرایط با پیدا كردن فرزندش و در آغوش كشیدن او از شدت شوق بی‌هوش شود و حتی جان بدهد. لذت و شادمانی ناشی از وصال، نتیجه محبتی است كه بین محب و محبوب وجود دارد و هرچه این محبت شدید‌تر باشد، لذت دیدار و وصال بیشتر می‌گردد، تا آن جا كه این محبت به عالی‌ترین مرتبه؛ یعنی عشق می‌رسد ـ كه نمونه بارز آن در وجود مادر نسبت به فرزند یافت می‌شود ـ و همین عشق است كه به هنگام وصال انسان به محبوب و یا وصال مادر به فرزند، شدیدترین لذت و شادمانی متصور در محبت‌های عادی را برای او به وجود می‌آورد.

منشأ پیدایش محبت در انسان

منشأ آن محبت كه برانگیزاننده لذت انس با محبوب است، كمال مطلوبی است كه انسان در محبوب خود سراغ دارد، از این جهت مادر كه در فرزند خود امری مطلوب و دوست داشتنی می‌یابد از انس با او نهایت لذت را می‌برد؛ اما افراد بیگانه كه چنان كمال مطلوبی را در آن فرزند نمی‌یابند، تمایل و اُنسی با او ندارند و فرزندی كه در نزد مادر زیبا و دوست داشتنی جلوه كرده، ممكن است حتی به نظر آنان زشت باشد. مادر همه چیز فرزندش را دوست دارد حتی سخن گفتن‌های كودكانه و حركات و رفتارهای او را با تمام وجود می‌پذیرد و با دیدن آن‌ها سرشار از لذت می‌شود؛ اما آن رفتار برای دیگران عادی و بی‌اهمیت است.
﴿ صفحه 133﴾
واكنش مادر ناشی از تناسب رفتار كودك با نفس و روح اوست و ملایمت و سازگاری رفتار و امری با نفس، منشأ لذت و احساس شادمانی انسان می‌گردد.

خداوند منبع كمالات و محبت نامتناهی

از آنچه گفته شد نتیجه می‌گیریم كه محبت و دوست داشتن ناشی از كمال دیداری، شنیداری، روحی، معنوی و كمالات دیگری است كه ممكن است وصف ناشدنی هم باشند. این كمالات درجات و مراتبی دارند و اشیا، حیوانات و انسان‌ها هر یك دارای مراتب و درجاتی از آن كمالات هستند و هر موجودی كه درجات بیشتری از كمالات را داشته باشد، دوست داشتنی‌تر و تعلق خاطر به آن بیشتر خواهد بود. مثلاً پرنده‌ای كه هم زیباست و صدای زیبایی هم دارد، دوست داشتنی‌تر است. موجودات عادی چون محدود و متناهی هستند، كمالات آن‌ها نیز محدود، متناهی هستند و در نتیجه محبت ناشی از آن كمالات نیز محدود است؛ اما از آن جا كه خداوند نامحدود و نامتناهی است، كمالات او نیز چنین‌اند و محبت و عشق حقیقی و كامل به او نیز چنین خواهد بود. هركس بر حسب درك و فهم ناقص خود مرتبه‌ای از كمالات خدا را درك می‌كند و در همان اندازه به خداوند محبت می‌ورزد؛ اما اگر در كسی توانایی اوج گرفتن روح و رسیدن به عالی‌ترین مراتب كمال فراهم آید و به تعبیر دیگر میل به بی‌نهایت پیدا كند و بتواند كمال و جمال بی‌نهایت خداوند را به نوعی درك كند، عشق و محبت او به خداوند نیز
﴿ صفحه 134﴾
بی‌اندازه خواهد بود. این همان مرتبه فرازین و والایی است كه امام سجاد(علیه السلام) در دعای سحر ماه مبارك رمضان از خداوند درخواست می‌كند:
«أَللَّهُمَّ، إِنّی أَسئَلُكَ مِنْ جَمَالِكَ بِأَجْمَلِهِ وَكُلُّ جَمَالِكِ جَمِیلٌ... أَللَّهُمَّ، إِنّیِ أَسْئَلُكَ مِنْ كَمَالِكَ بِأَكْمَلِهِ وَكُلُّ كَمَالِكَ كَامِل؛(100) بارالها، از نیكوترین مراتب جمالت از تو درخواست می‌كنم و تمام مراتب جمالت نیكوست... بارالها، از عالی‌ترین مراتب كمالت از تو درخواست می‌كنم و تمام مراتب آن كامل و عالی است».
همان‌ گونه كه هیچ موجود امكانی هر اندازه بزرگ هم كه باشد قابل مقایسه با خداوند نیست ـ زیرا خداوند نامحدود و نامتناهی است و دیگر موجودات متناهی هستند ـ كمالات دیگر موجودات نیز قابل مقایسه با كمالات نامحدود خداوند نیستند. زیباترین و كامل‌ترین موجودات در مقابل كمال و جمال الهی قطره‌ای از اقیانوس نیز به حساب نمی‌آیند. حال آیا می‌توان برای محبت به خداوند دارای جمال و كمال مطلق و نامتناهی و جود و بخشش بی‌نهایت او مرزی مشخص كرد؟ اگر وجود انسان مالامال از عشق به خداوند باشد، باز ناچیز بوده و از انسان ساخته نیست كه متناسب با كمالات بی‌نهایت خداوند به او عشق بورزد.