لقای الهی

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: کریم سبحانی

مراتب و درجات عبادت

یکی از حقایقی که از ارکان دین به شمار می‌آید عبادت است و خداوند آن را یکی از اهداف بعثت پیامبران و فرستادگان خود معرفی می‌کند:
«فَأَرْسَلْنَا فِیهِمْ رَسُولًا مِنْهُمْ أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَیْرُهُ أَفَلَا
﴿ صفحه 100﴾
تَتَّقُون؛(84) و در میان آنان از خودشان پیامبری فرستادیم که خدای را بپرستید، شما را هیچ خدایی جز او نیست. آیا پروا نمی‌کنید؟»
این حقیقت دینی سطوح، لایه‌ها و مراتبی دارد و می‌توان آن را به سه مرتبه تقسیم کرد:
مرتبه اول: برداشت ظاهری و سطحی است که نوع افراد از عبادت دارند. از این زاویه، در برابر کسانی که به عبادت و پرستش بت می‌پردازند، بر پرستش ظاهری خداوند و انجام نماز، روزه و مناسک دین ـ حتی اگر تهی از روح، محتوا و توجه به خداوند باشد ـ عبادت اطلاق می‌شود. از دیدگاه کسانی که نگاه سطحی به عبادت خدا دارند، کسی که بدون توجه و حضور قلب نماز می‌خواند و در هنگام نماز فکرش به غیر خداوند توجه یافته است و به هنگام سلام نماز، تازه متوجه نماز خواندنش می‌شود، عبادت خدا را انجام داده است.
مرتبه دوم: داشتن حضور قلب و توجه به خداوند در هنگام عبادت است. وقتی ما با دقت به عبادت خدا نگاه می‌کنیم، درمی‌یابیم که حقیقت عبادت نمی‌تواند تنها انجام یکسری حرکات و سکنات باشد و فراتر از اعمال ظاهری، عبادت معنایی لطیف‌تر دارد که به واقع همان معنا حقیقت عبادت است و آن این که در هنگام عبادت باید به معبود توجه داشته باشیم و حرکات و سکنات ما جز برای عبادت خدا نباشد. پس هنگامی
﴿ صفحه 101﴾
كه حقیقت و واقعیت عبادت خدا چیزی جز بروز بندگی او نیست و اعمال و مناسکی که به عنوان عبادت خدا معرفی شده‌اند، همه برای این است که ما نشان دهیم که به بندگی خدا می‌پردازیم، آیا کسی که حقیقتاً خدا را عبادت می‌کند، ممکن است دلش به غیر خدا بستگی یابد و فکرش متوجه غیر خدا باشد و ادعا کند که خدا را عبادت می‌کند؟
کسی که در نماز توجهی به خدا ندارد و دلش با غیر خداست، مانند کسی است که به هنگام گفت و گو با دوستش روی خود را از او برمی‌گرداند و به او پشت می‌کند. بی‌تردید چنین رفتاری بی‌ادبی و اهانت است. هنگامی كه ما برای برپایی نماز در برابر خدا ایستاده‌ایم و می‌گوییم «ایاک نعبد»؛ یعنی خدایا روی دل ما متوجه توست و ما تنها تو را سزاوار پرستش می‌دانیم، اگر در آن حال دلمان از خدا به جای دیگر منصرف گردد، به ساحت پروردگار خود اهانت و جسارت کرده‌ایم و حتی اگر در برابر چنین رفتاری کیفر نشویم و خدا از رفتار ما درگذرد، بی‌شک چنین عبادتی ما را به قرب الهی نمی‌رساند.
مرتبه سوم: لطیف‌ترین و عالی‌ترین درجه عبادت این است و بنده در این مرتبه با همه وجود خدا را بندگی کند و برای خود شأنی و حیثیتی جز بندگی خدا قائل نباشد. چنین بنده‌ای نه تنها با همه وجود برای خدا نماز می‌خواند و در هنگام نماز و دیگر عبادات تنها به خداوند توجه دارد، بلکه كارهای روزمره؛ همانند خوردن و آشامیدن را نیز برای خداوند و در راستای بندگی او انجام می‌دهد.
﴿ صفحه 102﴾
«وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِیَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ حُنَفَاء وَیُقِیمُوا الصَّلَه وَیُؤْتُوا الزَّكَه وَذَلِكَ دِینُ الْقَیِّمَه؛(85) و بجز این که خدا را بپرستند فرمان نیافته بودند و در حالی که به توحید گراییده‌اند،‌ دین [خود] را برای او خالص گردانند و نماز برپا دارند و زکات بدهند و دین [ثابت و] پایدار همین است».
چنین عبادتی در عالی‌ترین سطح در حضرت ابراهیم(علیه السلام) تجلی یافت و خداوند خطاب به او فرمود:
«قُلْ إِنَّ صَلاَتِی وَنُسُكِی وَمَحْیَایَ وَمَمَاتِی لِلّهِ رَبِّ الْعَالَمِین؛(86) بگو در حقیقت، نماز من و [دیگر] عبادات من و زندگی و مرگ من برای خدا، پروردگار جهانیان است».
بنابراین، عبادت حقیقی آن است که در آن توجه انسان تنها به خداوند جلب گردد و دل در گرو معبود داشته باشد و اگر کسی به غیر خدا توجه یافت و از هوای نفس خود پیروی کرد در واقع به پرستش غیر خدا و هوای نفس پرداخته و از هدایت الهی محروم شده است:
«أَفَرَأَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ وَأَضَلَّهُ اللَّهُ عَلَى عِلْمٍ وَخَتَمَ عَلَى سَمْعِهِ وَقَلْبِهِ وَجَعَلَ عَلَى بَصَرِهِ غِشَاوَه فَمَن یَهْدِیهِ مِن بَعْدِ اللَّهِ أَفَلَا تَذَكَّرُون؛(87) پس آیا دیدی کسی را که هوس خویش را معبود خود قرار داد و خدا او را دانسته گمراه گردانید و بر گوش و
﴿ صفحه 103﴾
دلش مهر زد و بر دیده‌اش پرده نهاد؟ آیا پس از خدا چه کسی او را هدایت خواهد کرد؟ آیا پند نمی‌گیرید؟»
شایسته است به بررسی رفتار خود بپردازیم و بنگریم که انگیزه ما در رفتارها به ویژه رفتاری که در حضور مردم انجام می‌شود، جلب رضایت و خوشنودی خداوند است یا جلب نظر مردم، حتی عبادت و کارهایی که برای هدایت مردم و ترویج دین است، واقعاً برای خداوند انجام می‌گیرند و یا برای مردم، که اگر برای مردم انجام ‌گیرند، مردم را پرستش کرده‌ایم نه خدا را.

لذت انس با خداوند در کام اولیای الهی

دو برداشت از لقای الهی مطرح شد كه یکی ظاهری و سطحی بوده و عبارت است از لقای عمومی خداوند در قیامت. بر اساس این برداشت، همه مردم، بدون استثنا، در آن عالم خداوند را ملاقات می‌کنند و حجاب گناهان مانع می‌شود کفار و گنه‌کاران خداوند را مشاهده کنند و از رحمت بی‌کرانش بهره‌مند گردند و آن گناهان آنان را به خشم و کیفر الهی گرفتار می‌كند. طبیعی است که اگر کسی لقای عمومی خداوند و آخرت را باور داشت، باید مواظب رفتار خود بوده و فرمان‌های خداوند را انجام دهد. برداشت دیگر از لقای الهی، درک محضر و حضور خداوند و بهره‌مندی از رحمت بی‌کران و توجهات ویژه معبود است. این لقا که عالی‌ترین مرتبه شهود خداوند است، ویژه دوستان و اولیای خداست که پس از گذران عمر در مسیر اطاعت و جلب رضایت
﴿ صفحه 104﴾
الهی، خداوند چنین فرجام مبارکی برای آنان رقم می‌زند و آنان را از مشاهده خود مسرور می‌سازد:
«وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ نَّاضِرَه * إِلَى رَبِّهَا نَاظِرَه؛ در آن روز چهره‌هایی شادابند و به پروردگار خود می‌نگرند».(88)
دوستان خدا با لقای الهی در قیامت به نقطه اوج و كمال انس با خداوند می‌رسند؛ چه این‌كه در دنیا نیز ذكر و انس با خداوند بزرگ‌ترین آرمان آن‌هاست و عالی‌ترین لذت‌ها را به آنان می‌دهد و بی‌بهره‌گشتن از آن را خسارت بزرگی برای خود می‌دانند. از این رو امام سجاد(علیه السلام) در مناجات خود می‌فرماید:
«وَأسْتَغْفِرُکَ مِنْ کُلِّ لَذَّه بِغَیْرِ ذِکْرِکَ وَمِنْ کُلِّ رَاحَه بِغَیْرِ أُنْسِکَ وَمِنْ کُلِّ سُرُورٍ بِغَیْرِ قُرْبِک؛(89) خدایا، از هر لذتی بجز یاد تو و از هر آسایشی جز انس با تو و از هر نشاطی جز مقام قرب تو آمرزش می‌طلبم».
لقای حقیقی الهی برداشته شدن فاصله بین عاشق و معشوق و عبد و معبود است؛ همچون عاشقی که پس از سال‌ها جدایی و دوری از معشوق و لحظه شماری برای رسیدن به او و ترس و نگرانی از این که مبادا به محبوبش نرسد ، ناگاه خود را در کنار معشوق می‌بیند و او را در آغوش می‌کشد. اگر کسی خواهان چنین لقایی است، باید رفتارش را برای خداوند خالص گرداند و رفتار او تنها با نیت و انگیزه الهی باشد.
﴿ صفحه 105﴾

لزوم پالایش عبادت از انگیزه‌های غیر الهی

برخی از «عمل صالح» برداشت سطحی دارند و به کارهای به ظاهر خیر و شایسته، عمل صالح می‌گویند و توجه ندارند كه عمل صالح عملی است كه علاوه بر برخورداری از ظاهری شایسته، باید با نیت الهی و برای خداوند انجام گیرد. ممکن است کسی به نیازمندان کمک کند و به کارهایی كه سود همگانی دارد بپردازد؛ اما هنگامی كه به انگیزه و نیت خود توجه می‌كند، می‌فهمد کارش برای خدا نیست و با انگیزه اطاعت از خدا آن كارها را نكرده، حتی ممکن است کارهایی همانند نماز و روزه که از عبادات هستند را برای غیر خدا انجام دهد.
بنابراین نباید خودمان را فریب دهیم و با دل خوش كردن به ظواهر تصور کنیم اعمالمان صالحند و برای خداوند انجام گرفته‌اند، بلکه باید با دقت رفتار خود را بررسی كنیم، آن گاه در خواهیم یافت که چه بسا با داشتن نیت الهی، انگیزه‌های غیرالهی همچون شهرت طلبی، جلب توجه و پسند دیگران نیز در كار بوده و حتی نقش اساسی در انجام كارهایمان داشته‌اند و با نبود این انگیزه‌ها به آن كارها اقدام نمی‌کردیم. اگر با دقت به رفتار خود می‌نگریم و ناخالصی‌های فراوانی در آن‌ها می‌یابیم، شایسته است از آن رفتار که با انگیزه‌های غیر الهی انجام گرفته‌اند توبه کنیم؛ چون خداوند کاری را که برای غیر او انجام گیرد نمی‌پذیرد. فرمایش خداوند در روایتی از امام صادق(علیه السلام)، است که:
«أنَا خَیْرُ شَرِیکٍ مَنْ أشْرَکَ مَعِیَ غَیْرِی فِی عَمَلِهِ لَمْ اَقْبِلْهُ إلاّ مَا
﴿ صفحه 106﴾
کَانَ خَالِصا؛(90) من شریک خوبی هستم و عمل کسی را که در انجامش غیر مرا با من شریک گردانیده نمی‌پذیرم و عملی که تنها برای من انجام بگیرد می‌پذیرم».
پس هر اندازه معرفت انسان افزایش یابد و بیشتر به اصلاح نفس خود بپردازد و تلاش بیشتری در پیرایش رفتار خود از انگیزه‌های غیرالهی داشته باشد، با دقت بیشتری به كارهایش نگاه می‌كند که مبادا انگیزه غیر الهی در انجام آن‌ها دخالت داده شده باشد و در این سیر تکاملی به مرحله‌ای می‌رسد که برای او اندک شائبه مادی و غیر الهی خسارت بزرگی به شمار می‌آید، به همین خاطر است كه گفته‌اند: «حَسَنَاتُ الأبْرَارِ سَیِّئَاتُ الْمُقَرَّبین».
گرچه در روایت آمده است: «أکْثَرُ أهْلِ الْجَنَه الْبُلَه؛(91) بیشتر بهشتیان ساده دلان هستند»؛ اما مقربان درگاه الهی که به عالی‌ترین درجات شناخت خداوند نایل گشته‌اند، شرایط متفاوتی دارند. چه بسا برای آنان که خود را برای خداوند خالص گردانیده‌اند و مقام و مرتبه عالی آن‌ها ایجاب می‌کند که تنها برای جلب رضایت خدا و رسیدن به مقام قرب او عبادت کنند، انجام عبادت به امید ثواب و رسیدن به بهشت باعث سبب افت مقام و مرتبت می‌گردد و از این جهت از خداوند طلب بخشش و آمرزش دارند.
اگر زمانی دریابیم كه كارها و حتی عبادت هایمان را تنها برای خدا
﴿ صفحه 107﴾
انجام نداده‌ایم و زن و فرزند، خویشان، دوستان و گروه و جناحی را که بدان وابسته‌ایم با خداوند شریک قرار داده‌ایم بسی حسرت خواهیم خورد، زیرا بی‌تردید خداوند این رفتار و عبادات شرک‌آلود را نمی‌پذیرد و چنین داشته‌هایی ما را به لقای حقیقی خداوند نایل نمی‌گرداند. تنها كار نیكی که انگیزه‌های غیر الهی در انجام آن نقشی ندارد، مورد پذیرش خداوند قرار می‌گیرد. به همین سبب باید بكوشیم رفتارمان خداپسند باشد و در انجام آن‌ها انگیزه‌ای جز جلب رضایت خداوند نداشته باشیم و رفتارمان را از شرک آشکار و شرک پنهان كه همان ریا است پیراسته سازیم. در این صورت به ایمان حقیقی می‌رسیم و در فرجام زندگی به لقای حقیقی خداوند خواهیم رسید.
﴿ صفحه 108﴾
﴿ صفحه 109﴾