لقای الهی

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: کریم سبحانی

راه نیل به لقای محبوب

پس از آن که روشن شد همه انسان‌ها در قیامتْ خداوند را ملاقات می‌کنند و لقای مطلوب آن ملاقاتی است که انسان از جوار و همنشینی با خداوند بهره‌مند گردد و با انس با خداوند و مشاهده و دریافت رحمت بی‌نهایت وی به سعادت، سرور و لذت بی‌نهایت دست یابد، این پرسش مطرح می‌شود که راه دست‌یابی به لقای خاص و مطلوب خداوند چیست؟ خداوند در برخی از آیات قرآن پاسخ این پرسش را عمل صالح و شرک نورزیدن به خداوند معرفی كرده است:
«فَمَن كَانَ یَرْجُو لِقَاء رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلاً صَالِحاً وَلا یُشْرِكْ بِعِبَادَه رَبِّهِ أَحَدا؛(76) پس هر کس به لقای پروردگار خود امید دارد باید به کار شایسته بپردازد و هیچ کس را در پرستش پروردگارش شریک نسازد».
می‌توان گفت که مراد از «لقای خداوند» در این آیه لقای خاص
﴿ صفحه 94﴾
خداوند است که اولیای خدا و کسانی که به آخرت باور و یقین دارند، امید رسیدن به آن را دارند؛ چراکه ملاقات عمومی برای مؤمن و کافر حاصل می‌گردد و لازم نیست خداوند امیدواران بدان را استثنا كند. پس اگر خداوند می‌فرماید:
«هر کس به لقای پروردگار خود امید دارد»، با وجود این كه امید نداشتن به این لقا سوی دیگر قضیه است، لقای خاص و ملاقات خدا از نگرش عرفانی را مد نظر دارد که برخی بدان امید ندارند. راه دست‌یابی به این لقا و برخوردار گشتن از ولایت و رحمت بی‌نهایت خداوند این است که انسان اعمال صالح انجام دهد و به پروردگار خویش شرک نورزد و در سلك اولیای خدا و كسانی باشد كه به آخرت یقین و به آن لقا امید دارند.

جستاری در مفهوم ظن به لقای الهی

در قرآن علاوه بر «یقین» به آخرت، «ظن» به آخرت نیز به کار رفته است و این دو تعبیر در مورد لقای الهی نیز کاربرد قرآنی دارد:
«قَالَ الَّذِینَ یَظُنُّونَ أَنَّهُم مُّلاَقُوا اللهِ كَم مِّن فِئَه قَلِیلَه غَلَبَتْ فِئَه كَثِیرَه بِإِذْنِ اللّهِ...؛(77) [اما] کسانی که باور داشتند خدای را دیدار خواهند کرد. گفتند چه بسا گروه اندک بر گروهی بسیار، به اذن خدا پیروز شدند».
می‌توانیم در این گونه موارد، مانند برخی از مفسران كه یکی از معانی
﴿ صفحه 95﴾
«ظن» را علم می‌دانند، بگوییم ظن به معنای علم و یقین است؛ زیرا انسان باید به آخرت یقین داشته باشد كه نشانه رستگاری و هدایت انسان است. از این جهت خداوند یقین به آخرت را از ویژگی‌های اهل تقوا برمی‌شمارد و می‌فرماید:
«والَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِمَا أُنزِلَ إِلَیْكَ وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلِكَ وَبِالآخِرَه هُمْ یُوقِنُون؛(78) و آنان که بدانچه به سوی تو فرود آمده و به آنچه پیش از تو نازل شده است، ایمان می‌آورند و به آخرت یقین دارند».
اما باید توجه داشت كه؛ زیرا در برخی از آیات قرآن ظن به معنای اصلی خودش و در برابر علم و یقین به كار رفته است و ظهور آن آیات، تأویل ظن به علم و یقین را برنمی‌تابد، آن جا كه خداوند از بنده گنه‌کار خود نقل می‌کند که:
«مَا أَظُنُّ السَّاعَه قَائِمَه؛(79) گمان ندارم که رستاخیز برپا شود».
و یا:
«وَإِذَا قِیلَ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَالسَّاعَه لَا رَیْبَ فِیهَا قُلْتُم مَّا نَدْرِی مَا السَّاعَه إِن نَّظُنُّ إِلَّا ظَنًّا وَمَا نَحْنُ بِمُسْتَیْقِنِین؛(80) و چون گفته شد وعده خدا راست است و شکی در رستاخیز نیست، گفتید: ما نمی‌دانیم رستاخیز چیست. ما جز گمانی نمی‌پنداریم و [به آن] یقین نداریم».
﴿ صفحه 96﴾
تعبیر «ظن به لقای الهی و قیامت» در آیه شریفه از آن روست که خداوند می‌خواهد پایین‌ترین مرتبه احتمالی که برانگیزاننده و مؤثر در رفتار انسان است را مطرح كند.
گاهی انسان به دو سوی کاری كه می‌خواهد انجام دهد، تردید مساوی و پنجاه درصدد احتمال می‌دهد آن کار انجام بگیرد یا نه. گاهی احتمال انجام كاری کمتر از پنجاه درصد نیز هست، به این احتمال مرجوح که به هیچ وجه برانگیزاننده رفتار انسان نیست «وهم» گفته می‌شود، اگر چه شک نیز برانگیزاننده رفتار انسان نیست. اما گاهی انسان نسبت به کاری ظن دارد؛ یعنی بیش از پنجاه درصد احتمال می‌دهد آن کار انجام بگیرد. این احتمال راجح در رفتار انسان مؤثر است و در مقابل علم با نیروی كامل برانگیزندگی، پایین‌ترین مرتبه این نیرو را دارد. این ظن گاهی به معنای خاص خودش؛ یعنی «بشرط لا» به كار می‌رود. در این صورت مراد از آن، احتمال فراتر از شک و فروتر از علم است و نمی‌تواند شامل علم نیز بشود، اما گاهی ظن به معنای احتمال راجح؛ یعنی «لا بشرط» به كار می‌رود. در این صورت مراد از آن احتمال راجح فراتر از شک است، چه به مرز علم برسد و چه نرسد. این ظن اعم از معنای اصطلاحی آن است و می‌تواند شامل علم نیز باشد.

تلازم بین باور لقای الهی و امید داشتن به آن

ظن محرک انسان است. وقتی کسی به آخرت ظن داشته باشد و مثلا
﴿ صفحه 97﴾
هفتاد و یا هشتاد درصد احتمال بدهد آخرتی وجود دارد، در همان اندازه به لقا و دیدار خداوند در قیامت امیدوار است و این باور او را برای داشتن رفتاری مناسب و شایسته و باز داشتن از گفتن سخنان ناپسند و بیهوده و دست‌اندازی به مال مردم و انجام هر معصیتی وامی‌دارد. هنگامی كه انسان باور داشت حساب و کتابی در کار است، مواظب رفتار خود خواهد بود. پس ظن به آخرت ملازم و همراه با امید به آخرت و لقای الهی است و از این روی، در برخی از آیات قرآن رجا و امید به لقای الهی ملاک ایمان، نداشتن رجا و امید به لقای الهی ملاک کفر معرفی شده است. خداوند از کفار و کسانی که امیدی به لقای الهی نداشتند چنین نقل می‌کند:
«وَإِذَا تُتْلَى عَلَیْهِمْ آیَاتُنَا بَیِّنَاتٍ قَالَ الَّذِینَ لاَ یَرْجُونَ لِقَاءنَا ائْتِ بِقُرْآنٍ غَیْرِ هَـذَا أَوْ بَدِّلْه؛(81) و چون آیات روشن ما بر آنان خوانده شود، آنان که به دیدار ما امید ندارند می‌گویند: قرآن دیگری جز این بیاور، یا آن را عوض کن».
مقایسه بین آیات بیانگر امید به آخرت با آیاتی که در آن‌ها امید به لقای الهی گفته شده و مشابهتی که بین مفاد آن دو دسته از آیات وجود دارد، ما را به تلازم بین امید به آخرت و امید به لقای الهی و همراه هم بودن آن دو رهنمون می‌سازد. خداوند درباره کسانی که به خداوند و آخرت ایمان و امید دارند می‌فرماید:
﴿ صفحه 98﴾
«لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَه حَسَنَه لِّمَن كَانَ یَرْجُو اللَّهَ وَالْیَوْمَ الآخِرَ وَذَكَرَ اللَّهَ كَثِیرا؛(82) قطعاً برای شما در [اقتدا به] رسول خدا سرمشقی نیکوست، برای آن کس که به خدا و روز واپسین امید دارد و خدا را فراوان یاد می‌کند».
در جای دیگر، پس از آن که حضرت ابراهیم(علیه السلام) و پیروان راستینش را سرمشق مؤمنان می‌داند، می‌فرماید:
«لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِیهِمْ أُسْوَه حَسَنَه لِمَن كَانَ یَرْجُو اللَّهَ وَالْیَوْمَ الآخِرَ...؛(83) قطعاً برای شما در [پیروی از] آنان سرمشقی نیکوست، برای کسی که به خدا و روز واپسین امید دارد».
مفاد و سمت و سوی این دو آیه، شبیه آیات مربوط به لقای الهی، از جمله آیه 110 از سوره کهف که محور این بحث هست و آیه 249 از سوره بقره می‌باشد.
چنان که گفتیم منظور از لقای الهی در آیه مورد بحث، لقای مطلوب است که برای مؤمنان در قیامت حاصل می‌شود و آنان به خاطر پرستش خداوند و انجام دستورات الهی، از رحمت بی‌نهایت الهی و سعادت ابدی و همجواری محبوب در قیامت برخوردار می‌گردند اما به راحتی نمی‌توان از آن، واژه مشاهده و رؤیت الهی را که عرفا بدان قائلند برداشت کرد؛ چه این که بسیاری از مؤمنان تصوری از رؤیت الهی ندارند، چه رسد که آن را تصدیق کنند.
﴿ صفحه 99﴾
بعضی از مفسران چون رؤیت خداوند را در بهشت محال می‌دانند، واژه «لقاء الله» را به لقای رحمت خداوند تأویل کرده‌اند؛ اما اگر گفته شود که منظور از لقاءالله در آیه لقای عمومی خداوند است که برای همگان در قیامت حاصل می‌شود، مفاد آیه چنین خواهد بود ظن به آخرت دست كم باعث می‌شود انسان در برابر پروردگار سر تسلیم فرود آورد و تنها او را عبادت کند، شرک نورزد و عمل نیك انجام دهد. این برداشت هرچند مقتضای ظاهر آیه است و نمی‌توان آن را انکار کرد؛ اما باید توجه داشت آیات قرآن علاوه بر برخوردار بودن از مدلول و معنای ظاهری، لطایف و معانی دقیق‌تری نیز دارند که مدلول اشاره‌ای آن آیات به حساب می‌آیند. گاهی حقایق و معارفی که در قرآن مطرح شده دارای مراتبی از معانی است و نخست معنای ظاهری و سطحی از آن‌ها برداشت می‌شود؛ اما با دقت و ظرافت بیشتر، در بطن و لایه زیرین آن معنای ظاهری، معنایی عمیق‌تر کشف می‌گردد و گاه دقت و موشکافی فزون‌تر، معانی عمیق و جدیدتری از باطن آن حقایق را برای ما نمایان می‌سازد.