لقای الهی

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: کریم سبحانی

عذاب محروم شدن از جوار الهی

گفتیم واژه «لقا» و «ملاقات» در قرآن ناظر به ملاقات عمومی خداوند است و مدلول آیات در بردارنده این واژه‌ها این است که همه مردم با ورود به عالم آخرت حضور خداوند را درک خواهند كرد. مسلماً این درک، ذهنی و در چارچوب مفاهیم نیست، بلکه به معنای شهود و درک حضوری خداوند است. این لقا برای همه اهل آخرت لذت‌بخش نیست، بلكه از آن رو كه لقای مطلوب؛ یعنی لقای خاص، بزرگ‌ترین آرمان انسان است و در پرتو آن، علاوه بر آن که حضور خداوند را درک می‌کند، او را مشاهده نیز خواهد كرد و در جوار او از سرور و لذتی ابدی و بی‌نهایت برخوردار می‌گردد؛ برای کسانی که از مشاهده خداوند و جوار او محرومند سخت‌ترین عذاب خواهد بود.
«كَلَّا إِنَّهُمْ عَن رَّبِّهِمْ یَوْمَئِذٍ لَّمَحْجُوبُون؛(74) چنین نیست که آن‌ها می‌پندارند، بلکه آن‌ها در آن روز از پروردگارشان محجوبند».
بنابر بسیاری از آیات کفار و گنه‌کاران در قیامت کور و کر محشور می‌شوند و در هنگام ملاقات با خدا، با این که حضور او را درک می‌کنند؛ اما او را مشاهده نمی‌کنند و سخنش را نمی‌شنوند و از این که آنچه را باید ببینند، نمی‌بینند و آنچه را که باید بشنوند، نمی‌شنوند رنج می‌برند و در عذابند:
«قَالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِی أَعْمَى وَقَدْ كُنتُ بَصِیرًا * قَالَ كَذَلِكَ أَتَتْك
﴿ صفحه 92﴾
آیَاتُنَا فَنَسِیتَهَا وَكَذَلِكَ الْیَوْمَ تُنسَى؛(75)می‌گوید: پروردگارا، چرا مرا نابینا محشور کردی با آن که بینا بودم؟ می‌فرماید همان گونه که نشانه‌های ما بر تو آمد و آن را به فراموشی سپردی، امروز همان‌گونه فراموش می‌شوی».
كنه و واقعیت عذاب دیداری و شنیداری شدن کفار و گنه‌کارانی كه کور و کر محشور می‌شوند، برای ما آشکار نیست و ما در این دنیا با فهم‌های عادی خود و با مقایسه‌هایی که بین آنچه از آخرت به ما گزارش شده با وضعیت‌های مشابه آن در دنیا، برداشت‌های ناقصی از رخدادهای آخرت داریم. گاه برای داشتن دركی مناسب از کوری و کری افراد در قیامت، آن‌ها را با کسانی که به ظاهر سالم هستند و به خاطر پریشانی حواس چیزی را نمی‌بینند و صدایی را نمی‌شنوند مقایسه می‌كنیم؛ اما داشتن چنین وضعیتی در دنیا به خاطر تخدیر شدن است و این افراد به این جهت درکی از شنیدن و دیدن ندارند. در حالی كه كفار در آخرت تخدیر نمی‌شوند و درک خویش را از دست نمی‌دهند، بلكه در وضعیتی قرار می‌گیرند که می‌خواهند خدا را مشاهده کنند، از رحمت او بهره‌مند گردند و لذت برند؛ اما چون از این موهبت بزرگ محرومند، سخت اذیت می‌شوند و عذاب می‌کشند.
گرچه مدلول ظاهری «لقای الهی» در آیات قرآن ملاقات عام است و لقای خاص خداوند با ظاهر آیات ناسازگار است؛ ولی بر اساس
﴿ صفحه 93﴾
آنچه در نشست‌های پیشین گفتیم، می‌توانیم علاوه بر تطبیق واژه «لقا» و «ملاقات الهی» بر ملاقات عام خداوند، لقای خاص را مدلول اشاره‌ای این آیات بدانیم؛ چون گاهی برخی از جملات و الفاظ در کنار دلالت آشكار خود، دلالت دیگری نیز دارند که اهل فن آن را «دلالت اشاره‌ای» می‌نامند.

راه نیل به لقای محبوب

پس از آن که روشن شد همه انسان‌ها در قیامتْ خداوند را ملاقات می‌کنند و لقای مطلوب آن ملاقاتی است که انسان از جوار و همنشینی با خداوند بهره‌مند گردد و با انس با خداوند و مشاهده و دریافت رحمت بی‌نهایت وی به سعادت، سرور و لذت بی‌نهایت دست یابد، این پرسش مطرح می‌شود که راه دست‌یابی به لقای خاص و مطلوب خداوند چیست؟ خداوند در برخی از آیات قرآن پاسخ این پرسش را عمل صالح و شرک نورزیدن به خداوند معرفی كرده است:
«فَمَن كَانَ یَرْجُو لِقَاء رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلاً صَالِحاً وَلا یُشْرِكْ بِعِبَادَه رَبِّهِ أَحَدا؛(76) پس هر کس به لقای پروردگار خود امید دارد باید به کار شایسته بپردازد و هیچ کس را در پرستش پروردگارش شریک نسازد».
می‌توان گفت که مراد از «لقای خداوند» در این آیه لقای خاص
﴿ صفحه 94﴾
خداوند است که اولیای خدا و کسانی که به آخرت باور و یقین دارند، امید رسیدن به آن را دارند؛ چراکه ملاقات عمومی برای مؤمن و کافر حاصل می‌گردد و لازم نیست خداوند امیدواران بدان را استثنا كند. پس اگر خداوند می‌فرماید:
«هر کس به لقای پروردگار خود امید دارد»، با وجود این كه امید نداشتن به این لقا سوی دیگر قضیه است، لقای خاص و ملاقات خدا از نگرش عرفانی را مد نظر دارد که برخی بدان امید ندارند. راه دست‌یابی به این لقا و برخوردار گشتن از ولایت و رحمت بی‌نهایت خداوند این است که انسان اعمال صالح انجام دهد و به پروردگار خویش شرک نورزد و در سلك اولیای خدا و كسانی باشد كه به آخرت یقین و به آن لقا امید دارند.

جستاری در مفهوم ظن به لقای الهی

در قرآن علاوه بر «یقین» به آخرت، «ظن» به آخرت نیز به کار رفته است و این دو تعبیر در مورد لقای الهی نیز کاربرد قرآنی دارد:
«قَالَ الَّذِینَ یَظُنُّونَ أَنَّهُم مُّلاَقُوا اللهِ كَم مِّن فِئَه قَلِیلَه غَلَبَتْ فِئَه كَثِیرَه بِإِذْنِ اللّهِ...؛(77) [اما] کسانی که باور داشتند خدای را دیدار خواهند کرد. گفتند چه بسا گروه اندک بر گروهی بسیار، به اذن خدا پیروز شدند».
می‌توانیم در این گونه موارد، مانند برخی از مفسران كه یکی از معانی
﴿ صفحه 95﴾
«ظن» را علم می‌دانند، بگوییم ظن به معنای علم و یقین است؛ زیرا انسان باید به آخرت یقین داشته باشد كه نشانه رستگاری و هدایت انسان است. از این جهت خداوند یقین به آخرت را از ویژگی‌های اهل تقوا برمی‌شمارد و می‌فرماید:
«والَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِمَا أُنزِلَ إِلَیْكَ وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلِكَ وَبِالآخِرَه هُمْ یُوقِنُون؛(78) و آنان که بدانچه به سوی تو فرود آمده و به آنچه پیش از تو نازل شده است، ایمان می‌آورند و به آخرت یقین دارند».
اما باید توجه داشت كه؛ زیرا در برخی از آیات قرآن ظن به معنای اصلی خودش و در برابر علم و یقین به كار رفته است و ظهور آن آیات، تأویل ظن به علم و یقین را برنمی‌تابد، آن جا كه خداوند از بنده گنه‌کار خود نقل می‌کند که:
«مَا أَظُنُّ السَّاعَه قَائِمَه؛(79) گمان ندارم که رستاخیز برپا شود».
و یا:
«وَإِذَا قِیلَ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَالسَّاعَه لَا رَیْبَ فِیهَا قُلْتُم مَّا نَدْرِی مَا السَّاعَه إِن نَّظُنُّ إِلَّا ظَنًّا وَمَا نَحْنُ بِمُسْتَیْقِنِین؛(80) و چون گفته شد وعده خدا راست است و شکی در رستاخیز نیست، گفتید: ما نمی‌دانیم رستاخیز چیست. ما جز گمانی نمی‌پنداریم و [به آن] یقین نداریم».
﴿ صفحه 96﴾
تعبیر «ظن به لقای الهی و قیامت» در آیه شریفه از آن روست که خداوند می‌خواهد پایین‌ترین مرتبه احتمالی که برانگیزاننده و مؤثر در رفتار انسان است را مطرح كند.
گاهی انسان به دو سوی کاری كه می‌خواهد انجام دهد، تردید مساوی و پنجاه درصدد احتمال می‌دهد آن کار انجام بگیرد یا نه. گاهی احتمال انجام كاری کمتر از پنجاه درصد نیز هست، به این احتمال مرجوح که به هیچ وجه برانگیزاننده رفتار انسان نیست «وهم» گفته می‌شود، اگر چه شک نیز برانگیزاننده رفتار انسان نیست. اما گاهی انسان نسبت به کاری ظن دارد؛ یعنی بیش از پنجاه درصد احتمال می‌دهد آن کار انجام بگیرد. این احتمال راجح در رفتار انسان مؤثر است و در مقابل علم با نیروی كامل برانگیزندگی، پایین‌ترین مرتبه این نیرو را دارد. این ظن گاهی به معنای خاص خودش؛ یعنی «بشرط لا» به كار می‌رود. در این صورت مراد از آن، احتمال فراتر از شک و فروتر از علم است و نمی‌تواند شامل علم نیز بشود، اما گاهی ظن به معنای احتمال راجح؛ یعنی «لا بشرط» به كار می‌رود. در این صورت مراد از آن احتمال راجح فراتر از شک است، چه به مرز علم برسد و چه نرسد. این ظن اعم از معنای اصطلاحی آن است و می‌تواند شامل علم نیز باشد.