لقای الهی

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: کریم سبحانی

نگرشی دوباره به مفهوم ملاقات با خدا

در نشست‌های پیشین گذشت که درباره ملاقات خدا كه در برخی از آیات قرآن، از جمله آیه ششم سوره انشقاق مطرح شده است دو دیدگاه وجود دارد: در دیدگاه اول این ملاقات عمومی تلقی شده و بر این اساس، مؤمن و کافر با ورود به عالم آخرت خدا را ملاقات خواهند کرد. با استفاده از آیات قرآن، توجیه این دیدگاه این است که عالم آخرت، عالم ظهور حقایق و برطرف شدن حجاب‌هاست. در آن عالم همه چیز برای همگان آشکار می‌گردد و هیچ چیز مخفی نمی‌ماند و همه درمی‌یابند که سروکارشان با خداست:
﴿ صفحه 90﴾
«یَوْمَ هُم بَارِزُونَ لا یَخْفَى عَلَى اللَّهِ مِنْهُمْ شَیْءٌ لِّمَنِ الْمُلْكُ الْیَوْمَ لِلَّهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّار؛(71) آن روز که آنان ظاهر گردند، چیزی از آن‌ها بر خدا پوشیده نمی‌ماند. امروز فرمانروایی از آن کیست؟ از آن خداوند یکتای قهار است».
دیدگاه دوم برای کسانی است که دارای گرایش‌های عرفانی هستند و ملاقات خدا را به لقای خاص تفسیر کرده‌اند که همراه با شهود و مشاهده خداوند است. همان ملاقاتی که در برخی از دعاها و مناجات‌ها از آن یاد شده است. از جمله امام سجاد(علیه السلام) در مناجات خود آن را نهایت آرزوی خویش و والاترین و لذت‌بخش‌ترین نعمت‌های خداوند معرفی می‌کند و می‌فرماید:
«وَلِقاؤُکَ قُرَّه عَیْنِی وَ وَصْلُکَ مُنی نفسی؛(72) لقای تو نور دیدگانم و وصال تو نهایت آرزوی من است».
امیرالمؤمنین(علیه السلام) نیز چون وصال الهی را عالی‌ترین آمال و آرزو و لذت‌بخش‌ترین نعمت و هدف نهایی خویش می‌داند، با بی‌قراری از درد فراق الهی که سوزنده‌ترین درد و سخت‌ترین مصیبت است شکوه می‌کند و می‌فرماید:
«وَ هَبْنِی صَبَرْتُ عَلَی عَذَابِکَ فَکَیْفَ أصْبِرُ عَلَی فِرَاقِک؛(73)خدایا، گیرم بر عذاب تو صبر کردم، چگونه بر فراق تو شکیبا باشم؟»
﴿ صفحه 91﴾

عذاب محروم شدن از جوار الهی

گفتیم واژه «لقا» و «ملاقات» در قرآن ناظر به ملاقات عمومی خداوند است و مدلول آیات در بردارنده این واژه‌ها این است که همه مردم با ورود به عالم آخرت حضور خداوند را درک خواهند كرد. مسلماً این درک، ذهنی و در چارچوب مفاهیم نیست، بلکه به معنای شهود و درک حضوری خداوند است. این لقا برای همه اهل آخرت لذت‌بخش نیست، بلكه از آن رو كه لقای مطلوب؛ یعنی لقای خاص، بزرگ‌ترین آرمان انسان است و در پرتو آن، علاوه بر آن که حضور خداوند را درک می‌کند، او را مشاهده نیز خواهد كرد و در جوار او از سرور و لذتی ابدی و بی‌نهایت برخوردار می‌گردد؛ برای کسانی که از مشاهده خداوند و جوار او محرومند سخت‌ترین عذاب خواهد بود.
«كَلَّا إِنَّهُمْ عَن رَّبِّهِمْ یَوْمَئِذٍ لَّمَحْجُوبُون؛(74) چنین نیست که آن‌ها می‌پندارند، بلکه آن‌ها در آن روز از پروردگارشان محجوبند».
بنابر بسیاری از آیات کفار و گنه‌کاران در قیامت کور و کر محشور می‌شوند و در هنگام ملاقات با خدا، با این که حضور او را درک می‌کنند؛ اما او را مشاهده نمی‌کنند و سخنش را نمی‌شنوند و از این که آنچه را باید ببینند، نمی‌بینند و آنچه را که باید بشنوند، نمی‌شنوند رنج می‌برند و در عذابند:
«قَالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِی أَعْمَى وَقَدْ كُنتُ بَصِیرًا * قَالَ كَذَلِكَ أَتَتْك
﴿ صفحه 92﴾
آیَاتُنَا فَنَسِیتَهَا وَكَذَلِكَ الْیَوْمَ تُنسَى؛(75)می‌گوید: پروردگارا، چرا مرا نابینا محشور کردی با آن که بینا بودم؟ می‌فرماید همان گونه که نشانه‌های ما بر تو آمد و آن را به فراموشی سپردی، امروز همان‌گونه فراموش می‌شوی».
كنه و واقعیت عذاب دیداری و شنیداری شدن کفار و گنه‌کارانی كه کور و کر محشور می‌شوند، برای ما آشکار نیست و ما در این دنیا با فهم‌های عادی خود و با مقایسه‌هایی که بین آنچه از آخرت به ما گزارش شده با وضعیت‌های مشابه آن در دنیا، برداشت‌های ناقصی از رخدادهای آخرت داریم. گاه برای داشتن دركی مناسب از کوری و کری افراد در قیامت، آن‌ها را با کسانی که به ظاهر سالم هستند و به خاطر پریشانی حواس چیزی را نمی‌بینند و صدایی را نمی‌شنوند مقایسه می‌كنیم؛ اما داشتن چنین وضعیتی در دنیا به خاطر تخدیر شدن است و این افراد به این جهت درکی از شنیدن و دیدن ندارند. در حالی كه كفار در آخرت تخدیر نمی‌شوند و درک خویش را از دست نمی‌دهند، بلكه در وضعیتی قرار می‌گیرند که می‌خواهند خدا را مشاهده کنند، از رحمت او بهره‌مند گردند و لذت برند؛ اما چون از این موهبت بزرگ محرومند، سخت اذیت می‌شوند و عذاب می‌کشند.
گرچه مدلول ظاهری «لقای الهی» در آیات قرآن ملاقات عام است و لقای خاص خداوند با ظاهر آیات ناسازگار است؛ ولی بر اساس
﴿ صفحه 93﴾
آنچه در نشست‌های پیشین گفتیم، می‌توانیم علاوه بر تطبیق واژه «لقا» و «ملاقات الهی» بر ملاقات عام خداوند، لقای خاص را مدلول اشاره‌ای این آیات بدانیم؛ چون گاهی برخی از جملات و الفاظ در کنار دلالت آشكار خود، دلالت دیگری نیز دارند که اهل فن آن را «دلالت اشاره‌ای» می‌نامند.

راه نیل به لقای محبوب

پس از آن که روشن شد همه انسان‌ها در قیامتْ خداوند را ملاقات می‌کنند و لقای مطلوب آن ملاقاتی است که انسان از جوار و همنشینی با خداوند بهره‌مند گردد و با انس با خداوند و مشاهده و دریافت رحمت بی‌نهایت وی به سعادت، سرور و لذت بی‌نهایت دست یابد، این پرسش مطرح می‌شود که راه دست‌یابی به لقای خاص و مطلوب خداوند چیست؟ خداوند در برخی از آیات قرآن پاسخ این پرسش را عمل صالح و شرک نورزیدن به خداوند معرفی كرده است:
«فَمَن كَانَ یَرْجُو لِقَاء رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلاً صَالِحاً وَلا یُشْرِكْ بِعِبَادَه رَبِّهِ أَحَدا؛(76) پس هر کس به لقای پروردگار خود امید دارد باید به کار شایسته بپردازد و هیچ کس را در پرستش پروردگارش شریک نسازد».
می‌توان گفت که مراد از «لقای خداوند» در این آیه لقای خاص
﴿ صفحه 94﴾
خداوند است که اولیای خدا و کسانی که به آخرت باور و یقین دارند، امید رسیدن به آن را دارند؛ چراکه ملاقات عمومی برای مؤمن و کافر حاصل می‌گردد و لازم نیست خداوند امیدواران بدان را استثنا كند. پس اگر خداوند می‌فرماید:
«هر کس به لقای پروردگار خود امید دارد»، با وجود این كه امید نداشتن به این لقا سوی دیگر قضیه است، لقای خاص و ملاقات خدا از نگرش عرفانی را مد نظر دارد که برخی بدان امید ندارند. راه دست‌یابی به این لقا و برخوردار گشتن از ولایت و رحمت بی‌نهایت خداوند این است که انسان اعمال صالح انجام دهد و به پروردگار خویش شرک نورزد و در سلك اولیای خدا و كسانی باشد كه به آخرت یقین و به آن لقا امید دارند.