لقای الهی

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: کریم سبحانی

چكیده گفته‌های پیشین

نتیجه‌ای که از این چند نشست می‌توان گرفت این است که انسان در زندگی خود به دنبال مقاصد و اهدافی است و با اختیار و اراده خویش برای رسیدن به آن‌ها حرکت و تلاش می‌کند. حرکت‌های ارادی انسان که با رنج و زحمت همراه هستند، ذاتاً مقصد معینی ندارند و می‌توانند به سوی اهداف گوناگونی جهت‌گیری شوند؛ اما مجموع این حرکت‌ها و فعالیت‌ها در بستر حرکت عمومی جهان هستی انجام می‌پذیرند و از این جهت قابل انطباق بر حرکت جوهری رسم‌کننده زمان می‌باشند.
﴿ صفحه 83﴾
بنابراین انسان از آن جهت که با اراده خود حرکتی را انجام می‌دهد، آن حرکت ارادی و همراه با رنج و زحمت، می‌تواند دارای اهداف متعددی باشد؛ اما از آن جهت که مجموع حرکات انسان در بستر حرکت عمومی جهان انجام می‌گیرد و چون حرکت عمومی جهان به خداوند می‌انجامد؛ انجامی كه درك حضور خداوند و ملاقات او را در در جهان دیگر به همراه دارد، حركت انسان در این مجموعه سرانجام و هدفی واحد خواهد داشت. اکنون با توجه به آن که این جهان پهناور با همه پدیده‌هایش و از جمله انسان به سوی جهان ظهور حقایق و ملاقات با خدا در حرکتند و همه انسان‌ها در پایان حرکت خود و در مسیر زندگی خویش خداوند را ملاقات خواهند کرد، این پرسش پیش می‌آید كه آیا انسان نباید کاری کند تا ملاقاتش با خداوند، ملاقاتی آرمانی باشد؛ همانند محبوبی که پس از سال‌ها انتظار و دور ماندن از محبوب و معشوق خویش، به لقای او نایل می‌گردد و در آغوشش می‌کشد و محبوب با روی گشاده او را بپذیرد؟ چنین باشد خوب است یا به هنگام ملاقات ، خداوند او را همچون حیوانی پست از خود براند و به آتش جهنم گرفتارش کند؟
عالم آخرت، در زبان قرآن عالم بازگشت به سوی اللهاست و انسان در نهایت حرکت خویش به جهان آخرت وارد شده و به سوی پروردگار خویش باز گردانده می‌شود و با او محشور می‌گردد:
«وَاعْلَمُوا أَنَّكُمْ إِلَیْهِ تُحْشَرُون؛(64) بدانید که شما را به سوی او گرد خواهند آورد».
﴿ صفحه 84﴾
خداوند در آیه دیگر می‌فرماید:
«اللَّهُ یَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ یُعِیدُهُ ثُمَّ إِلَیْهِ تُرْجَعُون؛(65) خداست که آفرینش را آغاز و سپس آن را تجدید می‌کند، آن‌گاه به سوی او بازگردانیده می‌شوید».
این عالم زوال‌پذیر است و روزی طومارش در هم پیچیده می‌شود و آن‌گاه جهان پایدار آخرت آغاز می‌گردد:
«یَوْمَ نَطْوِی السَّمَاء كَطَیِّ السِّجِلِّ لِلْكُتُبِ ...؛(66) روزی که آسمان را همچون در هم پیچیدن صفحه نامه‌ها در هم می‌پیچیم...».
حال كه قرار است خداوند آسمان را با آن عظمت که فاصله نقطه‌ای از آن با نقطه دیگر میلیاردها سال نوری است، در پایان دنیا چون کاغذی در هم می‌پیچد و در آخرت، انسان به دنیایی وارد می‌شود که محل ظهور قدرت و سلطنت مطلق و بلامنازع خداوند است: «لمَنِ الْمُلْكُ الْیَوْمَ لِلَّهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّار(67)». و در آن دنیا تنها فرمان و خواست خداوند جاری و حاکم است: « وَالأَمْرُ یَوْمَئِذٍ لِلَّه(68)»، آیا انسان نباید برای جلب خشنودی و رضایت خداوند بکوشد، هدف او در زندگی رسیدن به سعادت ابدی و لقای همراه با سرافرازی و نیک‌بختی باشد و برای رسیدن به این هدف متعالی نهایت تلاش خویش را به کار گیرد؟
همچنین گفته شد كه انتقال از ملاقات عمومی به ملاقات خاص
﴿ صفحه 85﴾
مدنظر عرفا بسیار به ‌جا و مطلوب است و اگر عرفا ملاقات در آیات قرآن را ـ از جمله آیه: «فَمَن كَانَ یَرْجُو لِقَاء رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلًا صَالِحاً وَلا یُشْرِكْ بِعِبَادَه رَبِّهِ أَحَدا؛(69) پس هر کس به لقای پروردگار خود امید دارد باید به کار شایسته بپردازد، و هیچ کس را در پرستش پروردگارش شریک نسازد». ـ به لقای خاص اولیای خدا با معبود خویش تفسیر می‌کنند، منظورشان این نیست که ملاقات عمومی منطبق بر تفسیر ظاهری و لفظی آن آیات منظور نیست، بلکه آنان از معنای ظاهری به معنای باطنی آن آیات منتقل شده‌اند.
﴿ صفحه 86﴾
﴿ صفحه 87﴾

نشست چهارم: امید به لقای خداوند و راه دستیابی بدان

﴿ صفحه 88﴾
﴿ صفحه 89﴾
«فَمَن كَانَ یَرْجُو لِقَاء رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلاً صَالِحاً وَلا یُشْرِكْ بِعِبَادَه رَبِّهِ أَحَدا؛(70) پس هرکس به لقای پروردگار خود امید دارد باید به کار شایسته بپردازد و هیچ کس را در پرستش پروردگارش شریک نسازد».

نگرشی دوباره به مفهوم ملاقات با خدا

در نشست‌های پیشین گذشت که درباره ملاقات خدا كه در برخی از آیات قرآن، از جمله آیه ششم سوره انشقاق مطرح شده است دو دیدگاه وجود دارد: در دیدگاه اول این ملاقات عمومی تلقی شده و بر این اساس، مؤمن و کافر با ورود به عالم آخرت خدا را ملاقات خواهند کرد. با استفاده از آیات قرآن، توجیه این دیدگاه این است که عالم آخرت، عالم ظهور حقایق و برطرف شدن حجاب‌هاست. در آن عالم همه چیز برای همگان آشکار می‌گردد و هیچ چیز مخفی نمی‌ماند و همه درمی‌یابند که سروکارشان با خداست:
﴿ صفحه 90﴾
«یَوْمَ هُم بَارِزُونَ لا یَخْفَى عَلَى اللَّهِ مِنْهُمْ شَیْءٌ لِّمَنِ الْمُلْكُ الْیَوْمَ لِلَّهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّار؛(71) آن روز که آنان ظاهر گردند، چیزی از آن‌ها بر خدا پوشیده نمی‌ماند. امروز فرمانروایی از آن کیست؟ از آن خداوند یکتای قهار است».
دیدگاه دوم برای کسانی است که دارای گرایش‌های عرفانی هستند و ملاقات خدا را به لقای خاص تفسیر کرده‌اند که همراه با شهود و مشاهده خداوند است. همان ملاقاتی که در برخی از دعاها و مناجات‌ها از آن یاد شده است. از جمله امام سجاد(علیه السلام) در مناجات خود آن را نهایت آرزوی خویش و والاترین و لذت‌بخش‌ترین نعمت‌های خداوند معرفی می‌کند و می‌فرماید:
«وَلِقاؤُکَ قُرَّه عَیْنِی وَ وَصْلُکَ مُنی نفسی؛(72) لقای تو نور دیدگانم و وصال تو نهایت آرزوی من است».
امیرالمؤمنین(علیه السلام) نیز چون وصال الهی را عالی‌ترین آمال و آرزو و لذت‌بخش‌ترین نعمت و هدف نهایی خویش می‌داند، با بی‌قراری از درد فراق الهی که سوزنده‌ترین درد و سخت‌ترین مصیبت است شکوه می‌کند و می‌فرماید:
«وَ هَبْنِی صَبَرْتُ عَلَی عَذَابِکَ فَکَیْفَ أصْبِرُ عَلَی فِرَاقِک؛(73)خدایا، گیرم بر عذاب تو صبر کردم، چگونه بر فراق تو شکیبا باشم؟»
﴿ صفحه 91﴾