لقای الهی

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: کریم سبحانی

هدف اساسی حرکت در نظام هستی

زندگی انسان با حرکات اختیاری همراه است. کسب و کار برای رفع نیازهای مادی و تلاش برای تأمین نیازهای روحی و روانی و نیز تأمین مصالح و منافع و جلوگیری از زیان و خسارت، همه با اراده و اختیار انسان انجام می‌پذیرند. گذشته از انسان‌های خاص و استثنایی، بیشتر انسان‌ها که هنوز به تعالی روحی و معنوی نرسیده‌اند، در حرکات و رفتار خود اهداف متعدد و جهت‌گیری‌های گوناگونی دارند؛ برای نمونه هدف انسان از تأمین غذا تنها رفع گرسنگی و زنده ماندن است و این با هدفی که او برای کسب علم و یا انس با خدا در نظر دارد متفاوت است. همچنین او برای مصون ماندن از سرما و گرما سرپناهی برای خود تهیه می‌کند یا برای تأمین لذت‌های جنسی خود، همسری برای خود برمی‌گزیند. او گرچه آگاهانه و با اختیار اهداف زندگی خویش را برمی‌گزیند و با رنج و زحمت برای رسیدن به آن‌ها تلاش می‌کند؛ اما نمی‌داند همه رفتارها و حرکت‌های او در بستر حرکت نظام هستی که
﴿ صفحه 64﴾
هدف مشخصی دارد، انجام می‌گیرد و او در قافله‌ای به سر می‌برد که به سوی هدفی از پیش تعیین شده در حرکت است و چون از آن هدف غافل است، هدف‌های محدود و موقتی را در زندگی دنبال می‌کند. او از این که اختیارات او باید در بستر حرکت کلی نظام طبیعت و عالمی که دارای تغییرات و حرکت تدریجی است، اعمال گردند غافل است و چون این عالم ثابت نیست، مؤمن ممکن است تا آخر مؤمن باقی نماند یا کافر ممکن است تا آخر در كفر خود باقی نماند.
این جهان و از جمله انسان بیهوده آفریده نشده است و نظام تكوین و انسان با تقدیر و مهندسی خداوند به سوی او در حرکتند و انسان می‌توانددر حوزه اختیار و انتخاب خویش با کسب کمالات و بهره‌مندی از توفیقات الهی و با محدود نکردن خود در اهداف دنیوی، بازگشتی مبارک و سعادتمندانه به سوی خدا داشته باشد و این چیزی است كه بسیاری از انسان‌ها به آن توجه ندارند. پس واژه «کادح» در آیه شریفه، حرکت‌های ارادی و اختیاری همراه با رنج و زحمت انسان برای رسیدن به اهداف خاص را در نظر دارد و گرنه حرکت‌های طبیعی و تکوینی همراه با رنج و زحمت نیستند؛ چراکه آن‌ها خود به خود در راستای هدفی که خداوند برایشان در نظر گرفته انجام گرفته و برگشت‌ناپذیرند و کسی نمی‌تواند جلوی آن‌ها را بگیرد. به تعبیر دیگر، حرکت‌های ارادی و اختیاری انسان در بستر حرکت جوهری انجام می‌پذیرند و مجموع آن‌ها یک هدف نهایی را جست و جو می‌کنند و آن رسیدن به عالمی است که در آن جا همگی خدا را ملاقات كرده و با همه وجود حضور خداوند را درک می‌کنند و سر و
﴿ صفحه 65﴾
كارشان با خداست. البته گنه‌کاران وقتی در سرای آخرت با مؤاخذه، قهر و عذاب خداوند رو به رو می‌شوند، از ملاقات او شادمان و مسرور نمی‌شوند.
بنابر آنچه گفتیم، مجموع حرکت‌های اختیاری انسان‌ها در بستر حرکت تکوینی و جوهری جهان که از پیش طراحی شده انجام می‌پذیرند و در این كاروان عظیم به سوی هدفی واحد روان‌اند؛ همانند قطاری که به همراه مسافران به سوی مقصدی در حرکت است و علاوه بر حرکت عمومی آن‌ها به سوی مقصد واحد، مسافران در درون کوپه‌های قطارْ نیز از این طرف به آن طرف و گاهی در جهت مخالف قطارحرکت می‌کنند؛ اما آن حرکت‌ها و جا به جا شدن‌های درون قطار خللی در حرکت اصلی قطار ایجاد نمی‌کنند و سرانجام همه به مقصدی که قطار به سوی آن در حرکت است خواهند رسید.

سرای آخرت و لقای خدا هدف غایی انسان

سوره انشقاق و دیگر سوره‌های مکی و از جمله سوره‌های کوچک پایانی قرآن، توجه انسان را به اصالت نداشتن و پایدار نبودن زندگی دنیا و رویداد آخرت و دگرگون و نابود گشتن جهان در آستانه آخرت و نیز سفر و حرکت انسان به سوی مقصدی که برای همیشه در آن خواهد بود، جلب می‌كنند:
- «إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ * وَإِذَا النُّجُومُ انكَدَرَتْ * وَإِذَا الْجِبَالُ سُیِّرَت؛(52) آن گاه که خورشید در هم پیچیده و بی‌نور شود. و آن
﴿ صفحه 66﴾
گاه که ستارگان تیره گردند و فرو ریزند. و آن گاه که کوه‌ها از جای رانده شوند [و چون ریگ روان گردند]».
- «فَإِذَا بَرِقَ الْبَصَرُ * وَخَسَفَ الْقَمَرُ * وَجُمِعَ الشَّمْسُ وَالْقَمَر؛(53) آن گاه که چشم [از ترس] خیره شود. و ماه تیره گردد. و خورشید و ماه جمع شوند [به هم رسند و هر دو تیره گردند]».
- «یَوْمَ تُبَدَّلُ الأَرْضُ غَیْرَ الأَرْضِ وَالسَّمَاوَاتُ وَبَرَزُواْ للّهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّار؛(54) روزی که زمین به غیر این زمین، و آسمان‌ها [به غیر این آسمان‌ها] مبدل گردند و [مردم] در برابر خدای یگانه قهار ظاهر شوند».
- «وَمَا قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ وَالأَرْضُ جَمِیعًا قَبْضَتُهُ یَوْمَ الْقِیَامَه وَالسَّماوَاتُ مَطْوِیَّاتٌ بِیَمِینِهِ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا یُشْرِكُون؛(55) و خدا را آن چنان که باید به بزرگی نشناخته‌اند و حال آن که روز قیامت زمین یکسره در قبضه [قدرت] اوست، و آسمان‌ها به هم پیچیده به دست اوست او منزه و برتر است از آنچه [با وی] شریک می‌گردانند».

ضرورت استفاده از فرصت‌ها برای آخرت

قرآن بارها به انسان یادآوری می‌كند که برای مقاصد و اهداف دنیوی آفریده نشده‌ است و حرکت او به سوی آخرت و سرای ملاقات با
﴿ صفحه 67﴾
خداست؛ سرایی که هیچ کس بدون اذن الهی نمی‌تواند کاری انجام دهد. از آیات مربوط به معاد علاوه بر این پیام كلی مطالب دیگری نیز استفاده می‌شود، از جمله، زندگی دنیا گذرا و دارای سیری و حرکتی یک سویه و برگشت‌ناپذیر است و عمر انسان که با گذشت زمان از آن کاسته می‌شود و جایگزین ندارد، بسیار ارزشمند می‌باشد، پس تا فرصت باقی است باید از آن استفاده کرد و برای تأمین سعادت ابدی کوشید و لحظه‌ای برای انجام اعمال نیک و مسؤولیت‌هایی که خداوند بر عهده ما نهاده را نباید از دست داد؛ زیرا ممکن است مرگ انسان فرا رسد و فرصت جبران اشتباهات و لغزش‌ها از او گرفته شود.
برای انسانی كه می‌داند با هر نفسی قدمی به سوی آخرت برمی‌دارد و زندگی او سراسر سیر و حرکت به سوی مقصد ابدی آخرت است، شرط عقل نیست به جای پرداختن به آنچه برای آخرتش سودمند است، عمر خود را صرف کارهای بیهوده‌ای کند که دستاوردی جز عذاب ابدی در پی ندارند. عاقلانه نیست تنها به فکر آسایش و راحتی این دنیا باشد و سال‌ها تلاش و مثلاً کوشش خود را صرف تهیه خانه‌ای مجلل و باشكوه و چشم‌نواز کند. باید عمر را در مسیر جلب رضایت الهی سپری کرد؛ زیرا شادمانی به دست آمده از آن ابدی و جاودانی است و خوشی‌های دنیا ناپایدار و گذرا هستند و دنیا و داشته‌هایش ارزش دل بستگی ندارند:
«وَیَوْمَ یُعْرَضُ الَّذِینَ كَفَرُوا عَلَى النَّارِ أَذْهَبْتُمْ طَیِّبَاتِكُمْ فِی حَیَاتِكُمُ الدُّنْیَا وَاسْتَمْتَعْتُم بِهَا فَالْیَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذَابَ الْهُونِ بِمَا كُنتُم
﴿ صفحه 68﴾
تَسْتَكْبِرُونَ فِی الأَرْضِ بِغَیْرِ الْحَقِّ وَبِمَا كُنتُمْ تَفْسُقُون؛(56) و آن روز که كافران را بر آتش عرضه می‌دارند [به آنان می‌گویند:] نعمت‌های پاکیزه خود را در زندگی دنیایتان [خودخواهانه] صرف کردید و از آن‌ها برخوردار شدید؛ پس امروز به [سزای] آن که در زمین به ناحق سرکشی می‌کردید و به سبب آن که نافرمانی می‌کردید، به عذاب خفت [آور] کیفر می‌شوید».
انسان گمان می‌کند دنیا مقصد و محل اقامت است، بی خبر از آن که هم او و هم محیطی که در آن زندگی می‌کند در حرکت و دگرگونی هستند و روزی مرگ او فرا می‌رسد و همه چیز نابود می‌شود. بنابراین نباید به دنیا و نعمت‌های نابود شدنی آن دل‌بست و باید آن‌ها را در جهت انجام تکالیف و کسب رضای خداوند به کار گرفت و در بهره‌برداری از آن‌ها حدود الهی را رعایت کرد؛ چراکه
«مَا عِندَكُمْ یَنفَدُ وَمَا عِندَ اللّهِ بَاق؛(57) آنچه پیش شماست تمام می‌شود و آنچه پیش خداست پایدار است».