لقای الهی

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: کریم سبحانی

نشست سوم: سرای آخرت و لقای خداوند هدف اساسی زندگی و حركت انسان

﴿ صفحه 62﴾
﴿ صفحه 63﴾
«یا ایها الانسان انک کادح الی ربک ...»

هدف اساسی حرکت در نظام هستی

زندگی انسان با حرکات اختیاری همراه است. کسب و کار برای رفع نیازهای مادی و تلاش برای تأمین نیازهای روحی و روانی و نیز تأمین مصالح و منافع و جلوگیری از زیان و خسارت، همه با اراده و اختیار انسان انجام می‌پذیرند. گذشته از انسان‌های خاص و استثنایی، بیشتر انسان‌ها که هنوز به تعالی روحی و معنوی نرسیده‌اند، در حرکات و رفتار خود اهداف متعدد و جهت‌گیری‌های گوناگونی دارند؛ برای نمونه هدف انسان از تأمین غذا تنها رفع گرسنگی و زنده ماندن است و این با هدفی که او برای کسب علم و یا انس با خدا در نظر دارد متفاوت است. همچنین او برای مصون ماندن از سرما و گرما سرپناهی برای خود تهیه می‌کند یا برای تأمین لذت‌های جنسی خود، همسری برای خود برمی‌گزیند. او گرچه آگاهانه و با اختیار اهداف زندگی خویش را برمی‌گزیند و با رنج و زحمت برای رسیدن به آن‌ها تلاش می‌کند؛ اما نمی‌داند همه رفتارها و حرکت‌های او در بستر حرکت نظام هستی که
﴿ صفحه 64﴾
هدف مشخصی دارد، انجام می‌گیرد و او در قافله‌ای به سر می‌برد که به سوی هدفی از پیش تعیین شده در حرکت است و چون از آن هدف غافل است، هدف‌های محدود و موقتی را در زندگی دنبال می‌کند. او از این که اختیارات او باید در بستر حرکت کلی نظام طبیعت و عالمی که دارای تغییرات و حرکت تدریجی است، اعمال گردند غافل است و چون این عالم ثابت نیست، مؤمن ممکن است تا آخر مؤمن باقی نماند یا کافر ممکن است تا آخر در كفر خود باقی نماند.
این جهان و از جمله انسان بیهوده آفریده نشده است و نظام تكوین و انسان با تقدیر و مهندسی خداوند به سوی او در حرکتند و انسان می‌توانددر حوزه اختیار و انتخاب خویش با کسب کمالات و بهره‌مندی از توفیقات الهی و با محدود نکردن خود در اهداف دنیوی، بازگشتی مبارک و سعادتمندانه به سوی خدا داشته باشد و این چیزی است كه بسیاری از انسان‌ها به آن توجه ندارند. پس واژه «کادح» در آیه شریفه، حرکت‌های ارادی و اختیاری همراه با رنج و زحمت انسان برای رسیدن به اهداف خاص را در نظر دارد و گرنه حرکت‌های طبیعی و تکوینی همراه با رنج و زحمت نیستند؛ چراکه آن‌ها خود به خود در راستای هدفی که خداوند برایشان در نظر گرفته انجام گرفته و برگشت‌ناپذیرند و کسی نمی‌تواند جلوی آن‌ها را بگیرد. به تعبیر دیگر، حرکت‌های ارادی و اختیاری انسان در بستر حرکت جوهری انجام می‌پذیرند و مجموع آن‌ها یک هدف نهایی را جست و جو می‌کنند و آن رسیدن به عالمی است که در آن جا همگی خدا را ملاقات كرده و با همه وجود حضور خداوند را درک می‌کنند و سر و
﴿ صفحه 65﴾
كارشان با خداست. البته گنه‌کاران وقتی در سرای آخرت با مؤاخذه، قهر و عذاب خداوند رو به رو می‌شوند، از ملاقات او شادمان و مسرور نمی‌شوند.
بنابر آنچه گفتیم، مجموع حرکت‌های اختیاری انسان‌ها در بستر حرکت تکوینی و جوهری جهان که از پیش طراحی شده انجام می‌پذیرند و در این كاروان عظیم به سوی هدفی واحد روان‌اند؛ همانند قطاری که به همراه مسافران به سوی مقصدی در حرکت است و علاوه بر حرکت عمومی آن‌ها به سوی مقصد واحد، مسافران در درون کوپه‌های قطارْ نیز از این طرف به آن طرف و گاهی در جهت مخالف قطارحرکت می‌کنند؛ اما آن حرکت‌ها و جا به جا شدن‌های درون قطار خللی در حرکت اصلی قطار ایجاد نمی‌کنند و سرانجام همه به مقصدی که قطار به سوی آن در حرکت است خواهند رسید.

سرای آخرت و لقای خدا هدف غایی انسان

سوره انشقاق و دیگر سوره‌های مکی و از جمله سوره‌های کوچک پایانی قرآن، توجه انسان را به اصالت نداشتن و پایدار نبودن زندگی دنیا و رویداد آخرت و دگرگون و نابود گشتن جهان در آستانه آخرت و نیز سفر و حرکت انسان به سوی مقصدی که برای همیشه در آن خواهد بود، جلب می‌كنند:
- «إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ * وَإِذَا النُّجُومُ انكَدَرَتْ * وَإِذَا الْجِبَالُ سُیِّرَت؛(52) آن گاه که خورشید در هم پیچیده و بی‌نور شود. و آن
﴿ صفحه 66﴾
گاه که ستارگان تیره گردند و فرو ریزند. و آن گاه که کوه‌ها از جای رانده شوند [و چون ریگ روان گردند]».
- «فَإِذَا بَرِقَ الْبَصَرُ * وَخَسَفَ الْقَمَرُ * وَجُمِعَ الشَّمْسُ وَالْقَمَر؛(53) آن گاه که چشم [از ترس] خیره شود. و ماه تیره گردد. و خورشید و ماه جمع شوند [به هم رسند و هر دو تیره گردند]».
- «یَوْمَ تُبَدَّلُ الأَرْضُ غَیْرَ الأَرْضِ وَالسَّمَاوَاتُ وَبَرَزُواْ للّهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّار؛(54) روزی که زمین به غیر این زمین، و آسمان‌ها [به غیر این آسمان‌ها] مبدل گردند و [مردم] در برابر خدای یگانه قهار ظاهر شوند».
- «وَمَا قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ وَالأَرْضُ جَمِیعًا قَبْضَتُهُ یَوْمَ الْقِیَامَه وَالسَّماوَاتُ مَطْوِیَّاتٌ بِیَمِینِهِ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا یُشْرِكُون؛(55) و خدا را آن چنان که باید به بزرگی نشناخته‌اند و حال آن که روز قیامت زمین یکسره در قبضه [قدرت] اوست، و آسمان‌ها به هم پیچیده به دست اوست او منزه و برتر است از آنچه [با وی] شریک می‌گردانند».