لقای الهی

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: کریم سبحانی

ظهور قدرت و مالکیت مطلق خداوند در آخرت

در كل دستگاه آفرینش و نیز در این دنیا كه بخش كوچكی از آن است، حاکمیت و قدرت مطلق از آن خداست و همه کارها با اراده و مشیّت او انجام می‌پذیرد؛ اما ستمگران و حاکمان فاسد، قدرت ظاهری و پوچ خود را به رخ دیگران می‌کشند و در حق بندگان خدا ستم می‌کنند. در آخرت برای همه روشن می‌شود که قدرت مطلق از آن خداست و او مالک همه هستی است و آن گاه آتش قهر الهی همه ستمگران و عصیانگران را در خود فرو خواهد ‌برد:
﴿ صفحه 58﴾
«یَوْمَ هُم بَارِزُونَ لَا یَخْفَى عَلَى اللَّهِ مِنْهُمْ شَیْءٌ لِّمَنِ الْمُلْكُ الْیَوْمَ لِلَّهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّار؛(47) آن روز که آنان ظاهر گردند، چیزی از آن‌ها بر خدا پوشیده نمی‌ماند. امروز فرمانروایی از آن کیست؟ از آن خداوند یکتای قهار است».
خداوند در همه جا و برای همه چیز حضور دارد و به تعبیر حضرت امام خمینی (رحمه الله): «عالم محضر خداست»؛ اما چون در این عالم با علل و اسباب ظاهری رو به رو هستیم، حضور خداوند را درک نمی‌کنیم و نیز نمی‌توان آن را به آسانی با برهان عقلی اثبات کرد. از این رو، برخی از بزرگان گفته‌اند که منظور از حضور خداوند، حضور و احاطه علم خداوند برهمه هستی است. اما حضور خداوند را به روشنی می‌توان با ادله تعبدی ثابت کرد و از این راه به آن ایمان آورد و چون شهود و درک حضور خدا برای ما میسور نیست، ایمان به خدا و حضور او، ایمان به غیب است. در یکی از آیات قرآن، خداوند درباره احاطه خداوند بر عالم هستی و حضور عام او می‌فرماید:
«وَلِلّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ فَأَیْنَمَا تُوَلُّواْ فَثَمَّ وَجْهُ اللّهِ إِنَّ اللّهَ وَاسِعٌ عَلِیم؛(48) و مشرق و مغرب از آن خداست، پس به هر سو رو کنید، آن جا روی [به] خداست. آری، خدا گشایشگر داناست».
با توجه به این که حضور خداوند در دنیا را درک نمی‌کنیم، از آیاتی که دلالت بر حضور خداوند در همه عالم و حرکت انسان به سوی او
﴿ صفحه 59﴾
دارند، چنین برداشت می‌شود که دنیا عالم حجاب و ظاهر است و کُنه، واقعیت و باطن بسیاری از حقایق در این عالم شناخته نمی‌شود و معرفتی که از راه براهین عقلی یا تعبدی به آن‌ها به دست می‌آید، معرفت بالوجه است، با پشت سر نهادن دنیا، بخشی از پرده‌ها در عالم برزخ و بخش دیگر در عالم قیامت از برابر چشمان ما برداشته می‌شود و همه حقایق را آشكارا می‌بینیم و هیچ حقیقتی از ما پنهان نمی‌ماند:
«یَوْمَ تُبْلَى السَّرَائِرُ * فَمَا لَهُ مِن قُوَّه وَلا نَاصِر؛(49) آن روز که رازها [همه] فاش شود. پس او را نه نیرویی ماند و نه یاری».
در آن عالم همه حضور خداوند را آشکارا درک می‌کنند و می‌فهمند که سروکارشان با خداست و از کسی جز خدا کاری ساخته نیست و حتی بدون اذن و اجازه خدا کسی نمی‌تواند سخن بگوید:
«یَوْمَ یَقُومُ الرُّوحُ وَالْمَلائِكَه صَفًّا لاَّ یَتَكَلَّمُونَ إِلاَّ مَنْ أَذِنَ لَهُ الرحْمَنُ وَقَالَ صَوَابًا؛(50) روزی که روح و فرشتگان به صف می‌ایستند و [مردم] سخن نگویند، مگر کسی که [خدای] رحمان به او رخصت دهد و سخن راست گوید».
خداوند در آن عالم به گرفتاران عذاب تحمل ناشدنی الهی كه درخواست تخفیف آن را دارند، می‌فرماید:
«اخْسَؤُوا فِیهَا وَلا تُكَلِّمُون؛(51) [بروید] در آن گم شوید و با من سخن نگویید».
﴿ صفحه 60﴾
در فارسی برای دور کردن سگی كه به انسان حمله كرده واژه «چخ» را به کار می‌برند و این تحقیرآمیزترین و توهین‌آمیزترین واژه برای راندن سگ و یا کسی است كه درصدد تحقیر او هستیم و عرب هنگامی كه می‌خواهد سگ را از خود براند از واژه «اخسأ» استفاده می‌كند كه همان تحقیر و توهین را به همراه دارد.
﴿ صفحه 61﴾

نشست سوم: سرای آخرت و لقای خداوند هدف اساسی زندگی و حركت انسان

﴿ صفحه 62﴾
﴿ صفحه 63﴾
«یا ایها الانسان انک کادح الی ربک ...»

هدف اساسی حرکت در نظام هستی

زندگی انسان با حرکات اختیاری همراه است. کسب و کار برای رفع نیازهای مادی و تلاش برای تأمین نیازهای روحی و روانی و نیز تأمین مصالح و منافع و جلوگیری از زیان و خسارت، همه با اراده و اختیار انسان انجام می‌پذیرند. گذشته از انسان‌های خاص و استثنایی، بیشتر انسان‌ها که هنوز به تعالی روحی و معنوی نرسیده‌اند، در حرکات و رفتار خود اهداف متعدد و جهت‌گیری‌های گوناگونی دارند؛ برای نمونه هدف انسان از تأمین غذا تنها رفع گرسنگی و زنده ماندن است و این با هدفی که او برای کسب علم و یا انس با خدا در نظر دارد متفاوت است. همچنین او برای مصون ماندن از سرما و گرما سرپناهی برای خود تهیه می‌کند یا برای تأمین لذت‌های جنسی خود، همسری برای خود برمی‌گزیند. او گرچه آگاهانه و با اختیار اهداف زندگی خویش را برمی‌گزیند و با رنج و زحمت برای رسیدن به آن‌ها تلاش می‌کند؛ اما نمی‌داند همه رفتارها و حرکت‌های او در بستر حرکت نظام هستی که
﴿ صفحه 64﴾
هدف مشخصی دارد، انجام می‌گیرد و او در قافله‌ای به سر می‌برد که به سوی هدفی از پیش تعیین شده در حرکت است و چون از آن هدف غافل است، هدف‌های محدود و موقتی را در زندگی دنبال می‌کند. او از این که اختیارات او باید در بستر حرکت کلی نظام طبیعت و عالمی که دارای تغییرات و حرکت تدریجی است، اعمال گردند غافل است و چون این عالم ثابت نیست، مؤمن ممکن است تا آخر مؤمن باقی نماند یا کافر ممکن است تا آخر در كفر خود باقی نماند.
این جهان و از جمله انسان بیهوده آفریده نشده است و نظام تكوین و انسان با تقدیر و مهندسی خداوند به سوی او در حرکتند و انسان می‌توانددر حوزه اختیار و انتخاب خویش با کسب کمالات و بهره‌مندی از توفیقات الهی و با محدود نکردن خود در اهداف دنیوی، بازگشتی مبارک و سعادتمندانه به سوی خدا داشته باشد و این چیزی است كه بسیاری از انسان‌ها به آن توجه ندارند. پس واژه «کادح» در آیه شریفه، حرکت‌های ارادی و اختیاری همراه با رنج و زحمت انسان برای رسیدن به اهداف خاص را در نظر دارد و گرنه حرکت‌های طبیعی و تکوینی همراه با رنج و زحمت نیستند؛ چراکه آن‌ها خود به خود در راستای هدفی که خداوند برایشان در نظر گرفته انجام گرفته و برگشت‌ناپذیرند و کسی نمی‌تواند جلوی آن‌ها را بگیرد. به تعبیر دیگر، حرکت‌های ارادی و اختیاری انسان در بستر حرکت جوهری انجام می‌پذیرند و مجموع آن‌ها یک هدف نهایی را جست و جو می‌کنند و آن رسیدن به عالمی است که در آن جا همگی خدا را ملاقات كرده و با همه وجود حضور خداوند را درک می‌کنند و سر و
﴿ صفحه 65﴾
كارشان با خداست. البته گنه‌کاران وقتی در سرای آخرت با مؤاخذه، قهر و عذاب خداوند رو به رو می‌شوند، از ملاقات او شادمان و مسرور نمی‌شوند.
بنابر آنچه گفتیم، مجموع حرکت‌های اختیاری انسان‌ها در بستر حرکت تکوینی و جوهری جهان که از پیش طراحی شده انجام می‌پذیرند و در این كاروان عظیم به سوی هدفی واحد روان‌اند؛ همانند قطاری که به همراه مسافران به سوی مقصدی در حرکت است و علاوه بر حرکت عمومی آن‌ها به سوی مقصد واحد، مسافران در درون کوپه‌های قطارْ نیز از این طرف به آن طرف و گاهی در جهت مخالف قطارحرکت می‌کنند؛ اما آن حرکت‌ها و جا به جا شدن‌های درون قطار خللی در حرکت اصلی قطار ایجاد نمی‌کنند و سرانجام همه به مقصدی که قطار به سوی آن در حرکت است خواهند رسید.