لقای الهی

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تدوین و نگارش: کریم سبحانی

زندگی، حرکتی همیشگی و پویشی آکنده از سختی‌ها به سوی آخرت

چنان‌که از آیات قرآن به دست می‌آید نسبت دنیا به آخرت، به نوعی نسبت ظاهر به باطن و پوسته به مغز است و دنیا آکنده از نادانی­‌ها و پرده‌هایی است که جلو شناخت حقایق را می‌گیرند؛ اما در آخرت پرده‌ها كنار می‌روند و نهان انسان‌ها و همه حقایق آشکار می‌گردند. گرچه ما در عالم طبیعت گرفتار حجاب‌ها هستیم و حقایق را نمی‌بینیم و درک درستی از خداوند و دیدار او نداریم؛ اما با شتاب به سوی آخرت در حرکتیم و هر روز که از عمرمان کاسته می‌شود، قدمی به آخرت نزدیک‌تر می‌شویم. این سیر و حركت تكاملی و ارادی، همانند حرکت
﴿ صفحه 56﴾
جوهری یكنواخت نیست، بلکه همراه با رنج و زحمت است، حتی خوشی‌ها و لذت‌های آن نیز چنین می‌باشد. اگر ما به راحت‌ترین زندگی‌ها نیز بنگریم، آن را آمیخته با رنج‌ها می‌یابیم، حتی غذا خوردن نیز خالی از رنج و خستگی نیست:
«لَقَدْ خَلَقْنَا الإِنسَانَ فِی كَبَد؛(44) به راستی که انسان را در رنج آفریدیم».
اما زندگی در بهشت خالی از رنج و زحمت و سرشار از آسایش و لذت است. کسانی که در این دنیا عاشق عبادت خدا هستند، در آخرت نیز عاشق عبادت خدا خواهند بود و آن جا نیز پیوسته به عبادت خدا می‌پردازند؛ چون از آن لذت فوق‌العاده می‌برند. چه اینکه اکنون نیز فرشتگان همواره مشغول عبادت خدا هستند و از آن لذت بسیار می‌برند و هیچ‌گاه از عبادت خدا خسته نمی‌شوند:
«وَلَهُ مَن فِی السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَنْ عِندَهُ لا یَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِهِ وَلا یَسْتَحْسِرُون؛(45) و هرکه در آسمان‌ها و زمین است برای اوست و کسانی که نزد اویند از پرستش وی تکبر نمی‌ورزند و درمانده نمی‌شوند».
ما در پایان حرکت همراه با رنج خویش به جهان آخرت وارد می‌شویم و آن جا همه خداوند را ملاقات می‌کنند، ملاقاتی که در دنیا تحقق نمی‌یابد. در آن عالم همه همانند تشنه‌ای که مدت زیادی آب ننوشیده،
﴿ صفحه 57﴾
عطش ملاقات خدا را دارند. بهشتیان بر حسب درجاتشان از دیدار خدا لذت می‌برند و گاهی غرق توجه به خداوند می‌گردند و در مقابل، جهنمیان بهره‌ای از این دیدار ندارند و حرمان از توجه خداوند درد و عذابی جانکاه بر جانشان می‌نهد و هیچ‌گاه نمی‌توانند درد محرومیت از انس با خدا را التیام بخشند و از آن عذاب دردناک رهایی یابند و برای ابد در حسرت بهره‌مندی از لذت‌های بهشت باقی می‌مانند:
«وَنَادَى أَصْحَابُ النَّارِ أَصْحَابَ الْجَنَّه أَنْ أَفِیضُواْ عَلَیْنَا مِنَ الْمَاء أَوْ مِمَّا رَزَقَكُمُ اللّهُ قَالُواْ إِنَّ اللّهَ حَرَّمَهُمَا عَلَى الْكَافِرِین؛(46) و دوزخیان بهشتیان را آواز می‌دهند که از آن آب یا از آنچه خدا روزی شما کرده بر ما فرو ریزید. می‌گویند: خدا آن‌ها را بر کافران حرام کرده است».

ظهور قدرت و مالکیت مطلق خداوند در آخرت

در كل دستگاه آفرینش و نیز در این دنیا كه بخش كوچكی از آن است، حاکمیت و قدرت مطلق از آن خداست و همه کارها با اراده و مشیّت او انجام می‌پذیرد؛ اما ستمگران و حاکمان فاسد، قدرت ظاهری و پوچ خود را به رخ دیگران می‌کشند و در حق بندگان خدا ستم می‌کنند. در آخرت برای همه روشن می‌شود که قدرت مطلق از آن خداست و او مالک همه هستی است و آن گاه آتش قهر الهی همه ستمگران و عصیانگران را در خود فرو خواهد ‌برد:
﴿ صفحه 58﴾
«یَوْمَ هُم بَارِزُونَ لَا یَخْفَى عَلَى اللَّهِ مِنْهُمْ شَیْءٌ لِّمَنِ الْمُلْكُ الْیَوْمَ لِلَّهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّار؛(47) آن روز که آنان ظاهر گردند، چیزی از آن‌ها بر خدا پوشیده نمی‌ماند. امروز فرمانروایی از آن کیست؟ از آن خداوند یکتای قهار است».
خداوند در همه جا و برای همه چیز حضور دارد و به تعبیر حضرت امام خمینی (رحمه الله): «عالم محضر خداست»؛ اما چون در این عالم با علل و اسباب ظاهری رو به رو هستیم، حضور خداوند را درک نمی‌کنیم و نیز نمی‌توان آن را به آسانی با برهان عقلی اثبات کرد. از این رو، برخی از بزرگان گفته‌اند که منظور از حضور خداوند، حضور و احاطه علم خداوند برهمه هستی است. اما حضور خداوند را به روشنی می‌توان با ادله تعبدی ثابت کرد و از این راه به آن ایمان آورد و چون شهود و درک حضور خدا برای ما میسور نیست، ایمان به خدا و حضور او، ایمان به غیب است. در یکی از آیات قرآن، خداوند درباره احاطه خداوند بر عالم هستی و حضور عام او می‌فرماید:
«وَلِلّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ فَأَیْنَمَا تُوَلُّواْ فَثَمَّ وَجْهُ اللّهِ إِنَّ اللّهَ وَاسِعٌ عَلِیم؛(48) و مشرق و مغرب از آن خداست، پس به هر سو رو کنید، آن جا روی [به] خداست. آری، خدا گشایشگر داناست».
با توجه به این که حضور خداوند در دنیا را درک نمی‌کنیم، از آیاتی که دلالت بر حضور خداوند در همه عالم و حرکت انسان به سوی او
﴿ صفحه 59﴾
دارند، چنین برداشت می‌شود که دنیا عالم حجاب و ظاهر است و کُنه، واقعیت و باطن بسیاری از حقایق در این عالم شناخته نمی‌شود و معرفتی که از راه براهین عقلی یا تعبدی به آن‌ها به دست می‌آید، معرفت بالوجه است، با پشت سر نهادن دنیا، بخشی از پرده‌ها در عالم برزخ و بخش دیگر در عالم قیامت از برابر چشمان ما برداشته می‌شود و همه حقایق را آشكارا می‌بینیم و هیچ حقیقتی از ما پنهان نمی‌ماند:
«یَوْمَ تُبْلَى السَّرَائِرُ * فَمَا لَهُ مِن قُوَّه وَلا نَاصِر؛(49) آن روز که رازها [همه] فاش شود. پس او را نه نیرویی ماند و نه یاری».
در آن عالم همه حضور خداوند را آشکارا درک می‌کنند و می‌فهمند که سروکارشان با خداست و از کسی جز خدا کاری ساخته نیست و حتی بدون اذن و اجازه خدا کسی نمی‌تواند سخن بگوید:
«یَوْمَ یَقُومُ الرُّوحُ وَالْمَلائِكَه صَفًّا لاَّ یَتَكَلَّمُونَ إِلاَّ مَنْ أَذِنَ لَهُ الرحْمَنُ وَقَالَ صَوَابًا؛(50) روزی که روح و فرشتگان به صف می‌ایستند و [مردم] سخن نگویند، مگر کسی که [خدای] رحمان به او رخصت دهد و سخن راست گوید».
خداوند در آن عالم به گرفتاران عذاب تحمل ناشدنی الهی كه درخواست تخفیف آن را دارند، می‌فرماید:
«اخْسَؤُوا فِیهَا وَلا تُكَلِّمُون؛(51) [بروید] در آن گم شوید و با من سخن نگویید».
﴿ صفحه 60﴾
در فارسی برای دور کردن سگی كه به انسان حمله كرده واژه «چخ» را به کار می‌برند و این تحقیرآمیزترین و توهین‌آمیزترین واژه برای راندن سگ و یا کسی است كه درصدد تحقیر او هستیم و عرب هنگامی كه می‌خواهد سگ را از خود براند از واژه «اخسأ» استفاده می‌كند كه همان تحقیر و توهین را به همراه دارد.
﴿ صفحه 61﴾

نشست سوم: سرای آخرت و لقای خداوند هدف اساسی زندگی و حركت انسان

﴿ صفحه 62﴾
﴿ صفحه 63﴾
«یا ایها الانسان انک کادح الی ربک ...»