لقای الهی

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: کریم سبحانی

نشست دوم: چیستی ملاقات با خداوند و حركت به سوی او (2)

﴿ صفحه 40﴾
﴿ صفحه 41﴾
«یا ایها الانسان انک کادح الی ربک ...»

چگونگی ملاقات عمومی با خداوند در قیامت

گفتیم بنابر ظاهر آیه شریفه، انسان با رنج و تلاش به سوی خداوند حرکت می‌کند و این حرکت نمی‌تواند از قبیل حرکت انتقالی و مکانی و حرکت در اعراض باشد. بدین مناسبت مسأله حرکت جوهریه را مطرح کردیم که بر اساس آن، حرکت و تغییر تدریجی در جوهر و ذات موجودات رخ می‌دهد و چنان نیست که تنها اعراض موضوع حرکت و تغییر تدریجی باشند و جوهر و ذات موجودات، ثابت و بدون حرکت باشد، بلکه جوهر و ذات اشیاء و موجودات نیز همواره در حرکت بوده و برخوردار از تغییر تدریجی می‌باشد. بر این اساس، روح انسان نیز در تغییر تدریجی هدفمند و در حرکت به سوی مقصد مشخصی است و دگرگونی‌هایی که در روح انسان پدید می‌آید، همان حرکت به سوی هدف مشخص است و اگر جهت این حرکت خداوند باشد، می‌شود گفت بر اساس حرکت جوهریه، ما به سوی خداوند حرکت می‌کنیم؛ چه این که با ترسیم حرکت جوهریه در روح، انحصار تغییر تدریجی و
﴿ صفحه 42﴾
حرکت در ماده و امور جسمانی شکسته می‌شود و روح نیز که امری مجرد است، در اثر تعلق به ماده موضوع حرکت قرار می‌گیرد.
همچنین گفته شد از دیدگاه قرآن همه موجودات در سیر و حرکت به سوی خداوند متعال هستند و حرکت به سوی خداوند ویژه انسان نیست و هر چند این حرکت حقیقتی انکارناپذیر است؛ اما شناخت ماهیت آن نیاز به تحقیق و بررسی بیشتری دارد. بدین مناسبت مسأله دیدار با خداوند مطرح و گفته شد در برخی دعاها و مناجات‌ها و از جمله مناجات خمس‌عشر، ملاقات اختصاصی اولیای خداوند با پروردگار مطرح شده است و همچنین برخی آیات ناظر به دیدار و لقای خاص هستند؛ همانند آیه:
«الَّذِینَ یَظُنُّونَ أَنَّهُم مُّلاَقُوا رَبِّهِمْ وَأَنَّهُمْ إِلَیْهِ رَاجِعُون»(25) و «إَنَّ الَّذِینَ لاَ یَرْجُونَ لِقَاءنَا وَرَضُواْ بِالْحَیه الدُّنْیَا وَاطْمَأَنُّواْ بِهَا».(26)
اما بیشتر آیات مربوط به لقای الهی ناظر به ملاقات عمومی همه موجودات و نیز انسان با خداوند هستند و بر اساس این آیات که در برخی از آن‌ها انسان مخاطب مستقیم خداوند است، همه انسان‌ها در روز قیامت با خداوند ملاقات می‌کنند و از جمله آن آیات، آیه مورد بحث در سوره مكی انشقاق است که در آن موضوع معاد و توجه دادن انسان به عالم آخرت و دگرگون گشتن آسمان، زمین، ماه، ستارگان و خورشید در هنگامه قیامت مطرح شده است و هماهنگ با سیاق دیگر
﴿ صفحه 43﴾
آیات آن سوره، آیه مورد بحث نیز ناظر به معاد و دیدار انسان با خداوند در جهان آخرت است. با توجه به سیاق آیات و نشانه‌های موجود در آن سوره، ملاقات انسان با خداوند، در قیامت، امری مسلم و قطعی قلمداد می‌گردد. حال، این پرسش مطرح می‌شود که چگونه همه انسان‌ها، در قیامت، خداوند را ملاقات می‌کنند، در حالی که قرآن، کفار و گردن‌کشان را از دیدار خداوند در روز قیامت محروم می‌داند(27)؟ آیا چنین آیاتی ناظر به ملاقات عمومی بندگان با خداوند را تخصیص می‌زنند، یا معنا و مفاد آن‌ها با آیات ناظر به ملاقات عمومی با خداوند منافات ندارد؟
در پاسخ باید گفت ملاقات با ندیدن منافات ندارد و ممکن است کسانی خداوند را ملاقات کنند؛ اما او را نبینند و از این ملاقات بهره‌ای نبرند. کسی که نابینا و ناشنواست، کسی را نمی‌بیند و صدایی را نمی‌شنود و مانعی که در وجود اوست او را از مشاهده و شنیدن سخنان دیگران و در نتیجه انس گرفتن با آنان محروم کرده است و این مسأله او را رنج می‌دهد و چنین است حال كافران و طغیانگران. آن‌ها خداوند را ملاقات می‌کنند؛ اما کفرشان مانع مشاهده خداوند و بهره‌ بردن از این ملاقات می‌شود و این محرومیت برای آنان عذاب دردناکی است که لحظه‌ای آنان را رها نمی‌کند. آنان در روز قیامت همانند دیگران در مقام دیدار قرار می‌گیرند؛ اما کفر و اعمال زشت آنان توفیق مشاهده خداوند را از آنان می‌گیرد و حسرت ابدی محروم شدن از انس با خداوند آنان را
﴿ صفحه 44﴾
سخت می‌آزارد. آنان در دنیا نیز با کفر و اعمال ناپسند پرده بر قلبشان می‌كشند و خودشان را از درک حقایق و شنیدن حق محروم می‌كنند و چراغ هدایت به رویشان خاموش می‌گردد:
«صُمٌّ بُكْمٌ عُمْیٌ فَهُمْ لاَ یَرْجِعُون؛(28) کرند، لالند، کورند و به راه نمی‌آیند».
بنابراین، با اینکه دیدار با خداوند در روز قیامت همگانی است؛ اما تعابیری در قرآن وجود دارد که گاه از آن‌ها چنین برداشت می‌شود که کفار و گنه‌کاران از این بار عام بی نصیبند. دقت در این آیات روشن می‌سازد که مفاد آن‌ها بهره نبردن از ملاقات با خدا و محروم بودن از عنایت و انس با پروردگار است. تعابیر مشابهی نیز در برخی آیات قرآن وجود دارد كه جهنمیان در قیامت نه زنده می‌شوند و نه می‌میرند: «ثُمَّ لا یَمُوتُ فِیهَا وَلا یَحْیَى.»(29) در حالی كه هر کسی یا زنده است و یا مرده و عقلاً غیر این ممکن نیست. اهل جهنم برای درك عذاب الهی باید زنده باشند و هستند؛ اما منظور از آیه این است که جهنمیان حیات مطلوب ندارند. انسان حیات و زندگی را برای لذت بردن و بهره‌مندی از منافع آن می‌خواهد وگرنه زندگی آکنده از رنج، شکنجه و عذاب از مرگ بدتر است. حیات مطلوبْ ویژه مؤمنان و دوستان خداست و کسانی که از آن محروم باشند مرده‌اند، حتی اگر از حیات ظاهری برخوردار باشند. حیات مطلوب، زندگی همراه با نور هدایت الهی و برخورداری از راهنمایی‌های
﴿ صفحه 45﴾
فرستادگان خداست. همان حیاتی که خداوند مؤمنان را بدان فرا می‌خواند و می‌فرماید:
«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اسْتَجِیبُواْ لِلّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُم لِمَا یُحْیِیكُم؛(30) ای کسانی که ایمان آورده‌اید، چون خدا و پیامبر شما را به چیزی فراخواندند که به شما حیات می‌بخشد، آنان را اجابت کنید».
در آیه دیگر، خداوند درباره جایگاه و بزرگی انسان برخوردار از حیات مطلوب و برتری آن بر کسی که در تاریکی‌ گناهان گرفتار است، می‌فرماید:
«أَوَ مَن كَانَ مَیْتًا فَأَحْیَیْنَاهُ وَجَعَلْنَا لَهُ نُورًا یَمْشِی بِهِ فِی النَّاسِ كَمَن مَّثَلُهُ فِی الظُّلُمَاتِ لَیْسَ بِخَارِجٍ مِّنْهَا كَذَلِكَ زُیِّنَ لِلْكَافِرِینَ مَا كَانُواْ یَعْمَلُون؛(31) آیا کسی که مرده [دل] بود و زنده‌اش گردانیدیم و برای او نوری پدید آوردیم تا در پرتو آن در میان مردم راه برود، همانند کسی است که گویی گرفتار در تاریکی‌هاست و از آن بیرون آمدنی نیست؟ این گونه برای کافران آنچه انجام می‌دادند، زینت داده شده است».
خداوند قرآن را بیم‌دهنده برای کسی که حیات مطلوب دارد، معرفی می‌کند:
«لِیُنذِرَ مَن كَانَ حَیًّا وَیَحِقَّ الْقَوْلُ عَلَى الْكَافِرِین؛(32)تا هر که را
﴿ صفحه 46﴾
[دلی] زنده است، بیم‌ دهد و گفتار [خدا] درباره کافران محقق گردد».

عذاب حرمان از مشاهده و انس با خدا در قیامت

روشن شد در قیامت که عالم لقاء و ملاقات با خداست، کسانی به هنگام ملاقات او را نمی‌بینند. البته آنان که با کفر و طغیان خویش در دنیا، خشم و غضب خداوند را برای خویش فراهم آورده‌اند، باید در قیامت که همه در موقعیتی هستند که سخت نیازمند مشاهده خداوند و لذت بردن از آن هستند، از لذت مشاهده پروردگار خویش محروم گردند و این حرمان رنج و عذابی جانکاه برای آنان خواهد بود. کسی كه احساس گرسنگی و تشنگی به او دست می‌دهد و یا به درد شدیدی گرفتار می‌شود، از این احساس رنج برده و درصدد رفع آن برمی‌آید؛ اما اگر با وجود نیاز به آب و غذا، گرسنگی و تشنگی به او دست نداد، در تکاپوی رفع نیاز خود برنمی‌آید. گرچه در دنیا دور بودن از خداوند مصیبت بزرگی است؛ اما از آن جا كه اهمیت ارتباط با خدا و زیان و خسارت دور شدن از او را درک نمی‌کنیم و احساس نیاز به مشاهده خداوند نداریم، از این که از وی دور هستیم و از انس با او محرومیم، رنج نمی‌بریم. در قیامت چنین نیست. آن جا عالم ملاقات با خدا است و همه عطش بی‌پایانی برای مشاهده خداوند دارند و والاترین نیاز و لذت انسانْ شنیدن سخن خداوند می‌باشد. نیاز انسان به انس با خدا وصف‌ناشدنی است و در عین حال سخت‌ترین عذاب الهی و سوزانده‌تر
﴿ صفحه 47﴾
از آتش جهنم، محروم شدن از مشاهده خداوند و سخن گفتن با اوست. به همین خاطر هنگامی كه خداوند درصدد بیان سخت‌ترین عذاب گنه‌کاران برمی‌آید، می‌گوید خداوند در روز قیامت به آنان نگاه نمی‌کند و با آنان حرف نمی‌زند.
«لِیُنذِرَ مَن كَانَ حَیًّا وَیَحِقَّ الْقَوْلُ عَلَى الْكَافِرِین».(33)
قیامت عالم دیدار با خداست و هر چند ممکن است این امر، قابل تبیین عقلانی نباشد و نتوان برهان عقلی برای آن ارائه کرد؛ اما قرآن تأکید دارد که در قیامت همگان خداوند را ملاقات می‌کنند و در مقامی قرار می‌گیرند که می‌بایست او را ببینند و سخنش را بشنوند و از این راه به لذتی سرشار و غیر قابل توصیف دست یابند و این در حالی است كه گنه‌کاران از عنایت الهی و مشاهده و شنیدن سخن پروردگار خویش محروم می‌گردند و مشخص است منظور از مشاهده خداوند مشاهده حسی و مشاهده با چشم نیست و بیان کیفیت این مشاهده معنوی نیازمند فرصتی دیگر می‌باشد.
از آن جایی كه دنیا عالم ملاقات همگانی با خداوند نیست، لذت دیدار خداوند و شنیدن سخن او برای بسیاری درک شدنی نیست و از این جهت باکی از گناه و مخالفت با فرمان خدا و در نتیجه محروم شدن از انس با خدا در قیامت ندارند. در واقع، گنه‌کاران همانند کسی هستند که ذهنش تخدیر شده است و درد و کمبودهای بدن خویش را احساس نمی‌کند؛ همچون کسی که بدنش نیاز به آب دارد؛ اما آن نیاز را احساس
﴿ صفحه 48﴾
نمی‌کند یا شامه‌اش از کار افتاده و بوی بد گنداب و مرداب را احساس نمی‌کند و قرار گرفتن در محیط متعفن او را نمی‌آزارد. گنه‌کاران نیز بوی بد گناه را احساس نمی‌کنند و تعفن گناه آنان را آزار نمی‌دهد.