سفر به سرزمین هزار آیین

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: اصغر عرفان

سخنرانى حضرت آیت‌الله مصباح یزدى«دام‌عزه» در حوزه علمیه پنجه شریف (دهلى)

بسم الله الرحمن الرحیم
اراده الهى بر این تعلق گرفته كه بعد از امام یازدهم همه خیرات و بركات در پرتو وجود مقدس امام زمان ‌عجل الله تعالى فرجه الشریف‌ـ به مردم اعطا شود. به عنوان تشبیه، وجود امام زمان مثل رودى است كه از یك سرچشمه بزرگ انشعاب گرفته است‌؛ سرچشمه نامحدود و بى‌كران فیض خداى متعال. امام زمان(علیه السلام) از این سرچشمه بى‌نهایت، فیض گرفته و سپس از وجود او جویبارهایى به سوى دیگر مخلوقات جارى شده است، در واقع امام زمان ‌عجل الله فرجه الشریف‌ـ باب رحمت خداست و كسى كه مى‌خواهد از رحمت الهى استفاده كند باید متوجه این در باشد. در دعاى ندبه مى‌خوانیم: أَیْنَ بَابُ اللهِ الَّذِی مِنْهُ یُؤْتَى‌؛
﴿ صفحه 392﴾
كجاست آن باب الهى كه از طرف او رحمت خدا اعطا مى‌شود. شناخت این معرفت و این عقیده یكى از نعمت‌هایى است كه خدا به ما شیعیان عطا كرده است و باید به شكرانه این نعمت همیشه دلمان متوجه آن حضرت باشد.
یكى از اصحاب ائمه از حضرت سؤال مى‌كند كه مقام و منزلت من پیش شما چقدر است؟ حضرت فرمودند ببین مقام و منزلت ما پیش تو چه اندازه است. هرقدر شما به ما توجه داشته باشید ما هم به شما توجه مى‌كنیم. هرقدر شما به ما توسل كنید ما هم براى شما دعا مى‌كنیم. در قرآن داریم كه شما یاد خدا باشید تا خدا یاد شما باشد. فَاذْكُرُونِی أَذْكُرْكُم در روایت آمده كه یاد ائمه هم یاد خداست. براى این‌كه آن بزرگان باب رحمت الهى و بنده شایسته خداوند هستند.
امیدواریم كه دل‌هاى ما آن لیاقت را بیابد كه همیشه توجه به وجود مقدس حضرت ولى‌عصر ‌ارواحنا فداه‌ـ داشته باشیم. براى این‌كه دلهامان به نور ولایت منوّر شود باید بكوشیم كه از هرگونه آلودگى، خیال بد، بداندیشى و نیت بد نسبت به دیگران پاك باشیم. ما مطمئنیم كه اعمال و رفتار ما از نظر آن بزرگوار مخفى نیست هر كار خیرى كه انجام بدهیم هر احترامى كه به پدر و مادر و خویشاوندان و ارحام بگذاریم هر زحمتى كه براى تحصیل بكشیم و هر خدمتى كه براى جامعه‌مان انجام دهیم و بالاخره هر گامى
﴿ صفحه 393﴾
كه در راه اسلام و تشیع برداریم همه مورد توجه و رضایت آن حضرت خواهد بود و این باعث مى‌شود كه ایشان هم براى موفقیت ما دعا كنند، و اگر خداى ناكرده كارهایى زشت از ما سر بزند باعث رنجش دل آن حضرت خواهد شد. من به عنوان برادرى كه چند صباحى از شما بیشتر عمر كرده‌ام توصیه مى‌كنم كه قدر عمر عزیز خودتان را بدانید و از تلاش در راه تحصیل علوم دینى كوتاهى نكنید كه اگر چنین باشد روزى بسیار پشیمان خواهید شد‌؛ روزى كه مى‌بینیم هر گامى كه در راه تحصیل علم برداشته‌ایم چه ارج‌هاى فراوانى در بهشت نصیب ما كرده است. از پیغمبر اكرم(صلى الله علیه وآله) درباره فضیلت علم حدیثى خطاب به جناب ابوذر غفارى وارد شده كه به بعضى از فقراتش اشاره مى‌كنم. حضرت به ابوذر فرمودند: الْجُلُوسُ سَاعَةً عِنْدَ مُذَاكَرَةِ الْعِلْمِ أَحَبُّ إِلَى اللهِ تَعَالَى مِنْ قِرَاءَةِ الْقُرْآنِ كُلِّهِ اثْنَا عَشَرَ أَلْفَ مَرَّة‌؛(110)یعنى ثواب یك ساعت در كلاس درس و مجلس علمى نشستن و بحث كردن از دوازده هزار ختم قرآن بیشتر است و بعد اضافه فرمود كه ثواب یك ساعت نشستن در مجلس علم از دوازده هزار تشییع جنازه مؤمن بیشتر است. باز فرمودند كه: كسى كه در راه تحصیل علم قدم برمى‌دارد ملائكه بال‌هاى خودشان را زیر پاى او مى‌گسترانند.
شما حتماً اسم شهید ثانى را ‌كه از بزرگترین علماى
﴿ صفحه 394﴾
شیعه است‌ ـ شنیده‌اید. صاحب كتاب شرح لمعه ‌كه منبع درسى حوزه‌هاست‌ـ ایشان از خانه پابرهنه به طرف مدرسه و كلاس درس مى‌رفتند. وقتى از وى پرسیدند چرا كفش‌هایتان را درآورده‌اید؟ پاسخ مى‌دادند كه چون در روایت آمده است كه فرشتگان بال‌هایشان را زیر پاى طالب علم پهن مى‌كنند و من دوست ندارم با كفش روى بال فرشتگان راه بروم.
امیدواریم كه ما به این حقایق یقین داشته باشیم و بدانیم كه خداوند متعال چه توفیقى نصیب ما كرده كه توانسته‌ایم علوم دینى را تحصیل كنیم. خدا را بر این نعمت بزرگ شكر مى‌كنیم و از او مى‌خواهیم كه بر توفیقات همه ما بیفزاید، و ان‌شاء‌الله شما را ذخائرى براى آینده اسلام و تشیع قرار بدهد.
والسلام علیكم ورحمة الله وبركاته
﴿ صفحه 395﴾

سخنرانى حضرت آیت‌الله مصباح یزدى«دام‌عزه» در جامعه اهل‌بیت(علیهم السلام)

بسم الله الرحمن الرحیم
...‌خداى متعال را شكر مى‌كنم كه توفیق عنایت فرمود در این محفل نورانى به خدمت شما اساتید و طلاب عزیز شرفیاب شوم. توفیق شما براى تحصیل، یكى از بزرگترین نعمت‌ها و عنایت‌هاى خداى متعال به شماست. چه بسیارند علاقمندان آشنایى با معارف اسلامى كه این زمینه براى آنها فراهم نمى‌شود‌؛ در كشورشان، در شهرشان استاد ندارند و امكان مهاجرت و رفتن به حوزه‌هاى علمیه را پیدا نمى‌كنند‌؛ بنابراین شما باید خداوند متعال را براى این‌كه در این كشور بزرگ و در میان صدها میلیون انسان به شما چنین توفیقى داده، شكرگزار باشید و قدر این نعمت را بدانید. از دیدگاه قرآن و احادیث وقتى بخواهند ارزش
﴿ صفحه 396﴾
عملى را بیان كنند، آن را با ثواب شهید مى‌سنجند‌؛ چون در فرهنگ اسلامى هیچ عملى بالاتر از شهادت در راه خدا نیست. گاهى مى‌گویند فلان عمل اگر درست انجام شود ثواب چند شهید دارد. از یك طرف در قرآن و روایات درباره ثواب شهادت و اهمیت جهاد بحث شده است و از یك سو درباره اهمیت تحصیل علم. در همان زمان ائمه اطهار(علیهم السلام)گاهى براى افراد سؤال مى‌شد كه آیا ثواب جهاد بیشتر است یا ثواب تحصیل علم؟ البته هر كدامشان مراتبى دارد و ثواب هر شهادتى یكسان نیست. هر طالب علمى هم ثواب یكسان ندارد‌؛ ولى به طور كلى آیا آن‌كه به جهاد مى‌رود ثواب بیشترى دارد یا آن‌كه در پى تحصیل علوم دینى است؟ در چندین روایت این مضمون با عبارت‌هایى شبیه هم آمده است: وُزن حبر العلماء بدم الشهداء فرجح علیه،(111) در روایت دیگرى آمده است: إِذَا كَانَ یَوْمُ الْقِیَامَةِ جَمَعَ اللهُ عَزَّ وَجَلَّ النَّاسَ فِی صَعِید وَاحِد وَوُضِعَتِ الْمَوَازِینُ فَتُوزَنُ دِمَاءُ الشُّهَدَاءِ مَعَ مِدَادِ الْعُلَمَاءِ فَیُرَجَّحُ مِدَادُ الْعُلَمَاءِ عَلَى دِمَاءِ الشُّهَدَاءِ،(112) در روز قیامت وقتى نوشته عالم و خون شهید را با هم مى‌سنجند، نوشته عالم برترى پیدا مى‌كند، سنگین‌تر مى‌شود‌؛ ارزشش بیشتر است. ممكن است این سؤال مطرح شود كه عالم در خانه‌اش مى‌نشیند احیاناً
﴿ صفحه 397﴾
هواى خوب، منطقه خوب، روزى فراوان، چه‌بسا امكانات تحصیل هم برایش فراهم است، درس مى‌گوید مطلب مى‌نویسد‌؛ اما شهید باید از خانه و كاشانه‌اش مهاجرت كند برود در میدان جنگ و خونش ریخته شود، چطور ثواب نوشته عالم از خون شهید بیشتر است؟ گاهى مى‌پرسند اگر ما در میدان جهاد شركت كنیم بهتر است یا این‌كه دنبال تحصیل علم برویم؟ البته مى‌دانیم هر كدام از جهاد یا تحصیل علم اگر واجب عینى شد دیگر قابل مقایسه با دیگرى نیست. اگر یك وقت رفتن به جبهه وجوب عینى داشت آنجا دیگر نمى‌شود نشست و درس خواند و درس گفت. باید به جبهه رفت، كما این‌كه اگر تحصیل علم واجب شد دیگر نمى‌شود به جهاد مستحبى رفت. اگر هر دو مساوى باشد یعنى یك طرف، جهاد مستحبى است و از آن سو تحصیل علم هم مستحب است. در شرایط مساوى چرا تحصیل علم بهتر از جهاد است؟ امام در پاسخ فرمودند: آن‌كه براى حفظ مرزهاى كشور اسلامى به جهاد مى‌رود، مانع مى‌شود از این‌كه دشمنان وارد كشور اسلامى شوند و به مال و جان و ناموس مسلمان‌ها تجاوز كنند. اگر این كار را نكند، زمین‌هاى مسلمانان دست كفار مى‌افتد، اموالشان غارت مى‌شود و نوامیسشان به خطر مى‌افتد‌؛ اما تحصیل‌كنندگان علم، مرز قلب‌ها را از خطر نفوذ شیطان حفظ مى‌كنند و نمى‌گذارند ایمان مردم غارت شود. وقتى
﴿ صفحه 398﴾
دشمنى وارد كشور شود اموالمان را مى‌برد، ضرر دنیوى مى‌كنیم، ضررى كه در آخرت خدا جبرانش مى‌كند، حتى اگر كشته شویم چند روزى زندگى دنیا را از دست مى‌دهیم، در عوض خداوند در آخرت زندگى ابدى به ما مى‌دهد‌؛ اما اگر ایمان ما را غارت كنند، برایمان چه مى‌ماند؟ عذاب ابدى‌؛ پس فایده تحصیل علم این است كه ایمان مردم را حفظ مى‌كند، یعنى مانع مى‌شود از این‌كه اشخاصى گمراه و به عذاب ابدى گرفتار شوند. پس به همان اندازه كه آخرت بر دنیا ترجیح دارد تحصیل علم هم بر جهاد ترجیح دارد. آیا این دلیل به نظر شما قانع كننده است؟ البته دلیل امام معصوم جاى شبهه ندارد‌؛ ولى صرف نظر از این‌كه این دلیل را امام معصوم بیان فرموده است عقل ما هم درك مى‌كند.
بالاترین خطرى كه امروز جامعه اسلامى را تهدید مى‌كند عاملى است كه به دین و ایمان مردم لطمه زند، همان كه ما در ایران به آن مى‌گوییم تهاجم فرهنگى‌؛ در این تهاجم، دشمنان به فرهنگ، دین، ایمان و ارزش‌هاى مردم هجوم مى‌برند، عقاید مردم را خدشه‌دار مى‌كنند، در دینشان شك مى‌اندازند، ارزش‌هایشان را كم‌اهمیت جلوه مى‌دهند تا دیگر براى افراد تفاوتى نكند ارزش‌هاى اسلامى رعایت بشود یا نشود، ربا بخورد یا نخورد، ازدواج او مشروع باشد یا غیر مشروع، بگوید فعلا من درآمدى
﴿ صفحه 399﴾
داشته باشم از هر راهى مى‌خواهد باشد. این‌ها باعث مى‌شود كه ارزش‌هاى اسلامى از بین برود. به تعبیر مقام معظم رهبرى مجموع عقاید و ارزش‌ها فرهنگ نام دارد. آن فرهنگ حقیقى كه ما مى‌گوییم همان عقاید و اخلاق است، این نصّ كلام مقام معظم رهبرى است. ما كه مى‌گوییم فرهنگ، یعنى عقاید و اخلاق، كه اگر این‌ها مورد یورش دشمنان قرار گیرد نتیجه‌اش گمراهى و پیآمدش عذاب ابدى است‌؛ بنابراین واجب‌ترین كار، جلوگیرى از هجوم دشمن است. با چه وسیله‌اى؟ با تیر، با تفنگ، با تانك، با بمب اتم، و چه چیز دیگرى؟ با علم، علم دینى، با كلام معصومین، با آیات قرآن، با دلایل عقلى، با تربیت صحیح، این كارى است كه از تحصیلات ابتدایى علوم دینى شروع مى‌شود تا به مقامى كه بزرگانى امثال امام راحل(رحمه الله)و سایر مراجع عظام ‌ادام الله ظلهم‌ـ رسیدند، به آنجا ختم مى‌شود كه البته آن هم حد و مرز مشخصى ندارد. اگر همه صدها سال عمر كنند باز هم زمینه تحقیق و مطالعه فراهم است‌؛ بنابراین موفقیت براى تحصیل علم یعنى موفقیت براى ارزشمندترین كارها نزد خدا، موفقیت براى واجب‌ترین كارها در این زمان و مخصوصاً در این مناطق، مناطقى كه روزگارى جایگاه علماى بزرگى بود‌؛ روحانیونى كه در تاریخ تشیع جایگاه بسیار رفیعى داشتند. امروز متأسفانه وضع به گونه‌اى شده كه حتى برخى از
﴿ صفحه 400﴾
مدارس و مساجد هم به دست دیگران افتاده است‌؛ بنابراین شما اولا باید قدر نعمت عظیمى را كه خدا به شما داده بدانید. نگاه نكنید كه در این ساختمان محدود، سى چهل نفر درس مى‌خوانید. امام راحل(رحمه الله)مى‌فرمودند: خانه فاطمه زهرا(علیها السلام)یك چهاردیوارى خشتى بود كه سقفش از لیف‌هاى خرما بود. از آن خانه نورانیت به همه عالم منتشر شد. آیا كوچك بودن یا ارزش مادى نداشتن مانع شد از این‌كه همه عالم به وسیله آنها نورانى شود؟ كمبود وسایل ظاهرى مهم نیست، مهم همّت مردانه و تصمیم قطعى شماست. هرچه نیرو دارید به كار گیرید، خوب فكر كنید، خوب درس بخوانید و خوب مباحثه كنید، مطالبى كه باید به خاطر سپرده شود خوب حفظ كنید‌؛ البته بیشتر كار شما باید در مسائل فكرى باشد ولى گاهى هم نیاز است آدم چیزهایى را به خاطر بسپارد. برنامه حفظ قرآن هم داشته باشید. آیات قرآن باعث نورانیت قلب مى‌شود. كار را جدّى بگیرید.
این درس خواندن مثل درس خواندن دبیرستان و دانشگاه نیست. این درس خواندن مثل نماز یك واجب عینى است. آیا در هندوستان عالم به قدر كافى وجود دارد تا شبهات مردم را پاسخ بدهد و مشكلات دینى آنها را برطرف كند؟ قطعاً وجود ندارد، یك دهم آن هم وجود ندارد، یعنى تعداد علمایى كه در هندوستان هستند اگر ده
﴿ صفحه 401﴾
برابر هم شوند باز كافى نیست. وقتى چنین باشد، براى هركس كه تحصیل علم میسّر است واجب متعیّن مى‌شود. واجب كفایى هم در صورت نبودن «مَن به الكفایة» حكم واجب عینى را دارد‌؛ پس باید به كارتان بسیار اهمیت بدهید فرصت كم، و كار بسیار، و تكلیف سنگین است. در مقابلش هم پاداش الهى بسیار است‌؛ هر اندازه‌اى كه شما ظرفیت داشته باشید از كرم خدا استفاده كنید.
یك حدیث هم بخوانم خود حدیث نورانیت خاصى دارد حتماً شما بارها این حدیث را خوانده‌اید. روایتى است از پیغمبر اكرم(صلى الله علیه وآله) خطاب به ابوذر، صحابه معروف و از اصحاب خاص خودشان كه فرمودند: یَا أَبَا‌ذَرٍّ الْجُلُوسُ سَاعَةً عِنْدَ مُذَاكَرَةِ الْعِلْمِ أَحَبُّ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى مِنْ قِرَاءَةِ الْقُرْآنِ كُلِّهِ اثْنَا عَشَرَ أَلْفَ مَرَّة‌؛(113) خداوند متعال یك ساعت نشستن در كلاس درس، در محل بحث علمى، و گفتوگوى علمى را از دوازده هزار ختم قرآن بیشتر دوست دارد‌؛ إِنَّ الْمَلاَئِكَةَ لَتَضَعُ أَجْنِحَتَهَا لِطَالِبِ الْعِلْمِ رِضاً بِهِ‌؛(114) فرشتگان بال‌هاى خودشان را زیر پاى طالبین علم مى‌گسترانند، چون از كار آنها شادمان مى‌شوند، ملائكه وقتى از كسى خوشحال شوند پذیرایى‌شان این‌گونه است كه بال‌هایشان را زیر پاهایش مى‌گسترانند‌؛ به دلیل رضایتى كه از كار او دارند.
﴿ صفحه 402﴾
مطالب بسیار دیگرى در روایات وارد شده كه اهمیت تحصیل علم را مى‌رساند. تحصیل علم اگر با قصد خالص شروع شود در این راه كوتاهى و تنبلى نكند و بعد به حاصل علمش عمل كند و با آموزش دیگران آنها را هدایت كند، یك چنین علمى چنین ثواب‌هایى دارد‌؛ ثوابى بالاتر از اجر ده‌ها شهید. امیدواریم كه خداى متعال هم به ما و هم به شما و سایر عزیزانى كه در راه دین و در راه تحصیل علم كوشش مى‌كنند توفیق دهد كه قدر عمرمان را بدانیم، اهمیت زمان و وظایفى كه در این زمان داریم به خوبى درك كنیم. راه رسیدن به سعادت و احیاى دین را فرا بگیریم و بفهمیم كه چه بخوانیم؟ چه بگوییم؟ چگونه بخوانیم؟ چگونه تبلیغ كنیم؟ چگونه دیگران را ارشاد كنیم؟ این‌ها همه جزء تحصیل علم است. اگر این موفقیت‌ها را داشته باشیم، بهترین نعمت‌هاى خداوند در این عالم نصیب ما خواهد شد.
والسلام علیكم ورحمة الله وبركاته
﴿ صفحه 403﴾

مركز میكروفیلم نور

دكتر خواجه‌پیرى را در آغاز این سفر شناختیم‌؛ ارجمندى فاضل، روشن‌ضمیر و متعهد كه بیش از 28 سال از عمرش را در غربت این آشنا گذرانده، او مسئول میكروفیلم نور است و این مركز آخرین جایى كه در هند به دیدنش مى‌رویم.
درباره مركز میكروفیلم نور، حكایت تأسیسش، اهداف و فعالیت‌ها و برخى مشكلاتى كه با آن روبه‌روست، حرف‌هایى از دكتر خواجه‌پیرى مى‌شنویم و نكاتى مى‌خوانیم از كتاب راهنماى این مركز:
1. با آغاز قرن دوازدهم هجرى ساختار امپراتورى بزرگ اسلامى در هند رو به ضعف و زوال نهاد. این ضعف، مصادف بود با رنسانس فكرى و فرهنگى غرب و اكتشافات و اختراعات متعدد و نیازشان به كشف منابع و بازارهایى جدید. هند سرزمین رؤیایى استعمارگران بود. اینان هم منابع عظیم و ذخایر سرشار هند را به غارت بردند و هم بر فرهنگ كهن و چندین هزار ساله این كشور لطماتى جبران‌ناپذیر وارد كردند.
﴿ صفحه 404﴾
2. در میان همه اقوام هند، شاید مسلمانان سهمگین‌ترین آسیب‌ها را دیدند و سهم عظیمى از گنجینه‌هاى علمى و فرهنگى ایشان غنیمت یا غارت غرب شد. این تهاجم، به اَشكال مختلف هنوز هم ادامه دارد.
3. پیروزى انقلاب اسلامى در ایران، سرآغاز تحولى نوین در تحكیم روابط علمى و فرهنگى ایران با سایر ملل جهان شد. در این میان با توجه به روابط دیرینه دو ملت ایران و هند، زمینه رشد و همكارى‌هاى علمى و فرهنگى بیشترى فراهم آمد.
4. در سال‌هاى اخیر به امر مقام معظم رهبرى كار شناسایى منابع مشترك علمى و فرهنگى ایران و هند آغاز شد، تا ضمن شناسایى و معرفى منابع اصیل و ناشناخته‌اى كه در بسیارى ازكتابخانه‌هاى هند وجود دارد، زمینه‌هایى فراهم آید كه این میراث كهن علمى و فرهنگى در دسترس ارباب تحقیق قرار گیرد.
5. فقدان سیستم صحیح نگهدارى از كتاب، وجود مشكلات مالى، ناآشنا بودن با زبان فارسى و عربى، هواى گرم و مرطوب هند و‌...، از جمله عواملى هستند كه سالانه هزاران نسخه خطى را در كتابخانه‌هاى شخصى و دولتى هند به نابودى مى‌كشانند.
6. به دلیل فرسودگى كتاب‌ها و هم‌چنین ارزش بسیار كتب خطى، بسیارى از متصدیان و مالكان كتابخانه‌ها حاضر به نشان دادن كتاب‌هاى خود نیستند و محققان و دانش‌پژوهان راهى براى دسترسى به محتواى این كتاب‌ها ندارند. در چنین شرایطى
﴿ صفحه 405﴾
تنها راه حفظ و نشر این آثار علمى تهیه میكروفیلم از نسخه‌هاى خطى نفیس است.
7. با الطاف الهى و همت محققان و استادان دانشگاه‌ها و مسئولان كتابخانه‌ها، مركز میكروفیلم نور تاكنون موفق به تهیه و جمع‌آورى بیش از 12 هزار میكروفیلم از معتبرترین نسخه‌هاى 19 كتابخانه دولتى و خصوصى شده است.
دكتر خواجه‌پیرى با شوق و حوصله‌اى بسیار بخش‌هاى مختلف مركز میكروفیلم را نشانمان داد و از برخى شگفتى‌هاى این مجموعه رازگشایى كرد‌؛ كتاب‌هاى فلزى با كنده‌كارى دشوار و زمان‌بر آن، كه فقط از حوصله هندى‌ها برمى‌آمد، قرآنى سیصد كیلویى، كتاب‌هاى چوبى قدیمى و شیوه نگهدارى خاص آن در هند، نمونه‌هاى بسیار ارزشمند نسخ خطى، كتاب‌هایى به زبان سانسكریت، كاغذهاى مخصوص بزرگ قدیمى با خطاطى قرآن و احادیث، نمونه‌هایى از خط نقاشى هندى و از همه جالب‌تر كارى كه حاصل ابداع متخصصان این مركز بود‌؛ دكتر در عین ناباورى ما صفحه یكى از كتاب‌هاى خطى را در ظرف آبى گذاشت و با دست بر نوشته‌هاى آن كشید اما در كمال تعجب، نه مركّب نوشته پخش شد و نه كاغذ، متلاشى، دكتر حتى آن صفحه را مچاله كرد و چند بار محكم آن را كشید اما صفحه همان صلابت اول را داشت، از این كار دكتر، حاج‌آقا چند بار سبحان‌الله گفتند. دكتر تحیرمان را طولانى نكرد و از كشف نوعى ماده مخصوص گیاهى گفت كه در دنیا بى‌نظیر است و هم بنیان كاغذ را تقویت
﴿ صفحه 406﴾
مى‌كند و هم مركّب نسخه را تثبیت، و حتى كاغذ را در برابر آفت حشراتى چون موریانه مصون مى‌دارد و كار ترمیم را هم سرعت مى‌دهد. در این مركز، روزانه حدود سیصد برگ آسیب دیده مرمت مى‌شود كه این سرعت كار هم بى‌نظیر است. دكتر از برخى نارسایى‌ها و بعضى ناملایمات گلایه داشت این‌كه فلان مسئول، قول رسیدگى و اعطاى بودجه داده ولى بعضى زیردستان كارشكنى مى‌كنند و‌...، همت دكتر خواجه‌پیرى و همكارانش و مجموع فعالیت‌هایى كه تاكنون انجام داده‌اند شگفت‌انگیز بود و شایسته تحسینى درخور‌؛ گنجینه‌اى ارزشمند از آثار اسلامى و شاهدى استوار بر پیوند عمیق فرهنگ ایران و هند. با لبخندى از رضایت و غرور، مركز میكروفیلم نور را ترك مى‌كنیم.