سفر به سرزمین هزار آیین

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تدوین و نگارش: اصغر عرفان

راوى شانكار

هندوستان مهد برخى ادیان بزرگ و كوچك و بازار مكاره‌اى است از مسلك‌ها و آیین‌هاى گوناگون، از مسلمان و هندو و بودایى و مسیحى و زرتشتى گرفته تا سیك و جین و بهایى، عالم و راهب و كشیش و موبد و مرتاض، همه در هند هستند و همه در تاریخ این سرزمین نقش دارند و در جغرافیاى این كشور سهم. هند افزون بر جمهورى عجایب، جمهورى مذاهب هم هست. در این سفر، بسیار دیدیم از سیره و سلوك غیر مسلمانان و پرسیدیم از احوالشان، و تحسین كردیم قدرت دولت هند و مردان سیاستشان را كه این همه مختلفان متعصب را در این حجم از فقر و جهل، دور از جنجال و تنشى جدى زیر یك پرچم گرد آورده‌اند.
تا اینجاى سفر به مقتضاى هدف كه گفتمان میان‌دینى نبود و نبودِ فرصت كه از دغدغه‌هاى اصلى ما بود، دیدارى از نوع آنچه امروز در بنگلور رخ داد، نداشتیم.
﴿ صفحه 386﴾
«سرى سرى راوى شانكار» از رهبران روحانى هند است با فعالیت‌هاى گسترده در سطح این كشور و در عرصه جهانى، از بنیان‌گذاران «اتحادیه بین‌المللى ارزش‌هاى انسانى» و هم‌چنین «بنیاد هنر زندگى كردن»، گفته مى‌شود كه راوى شانكار سفرهایى به كشورهاى مختلف داشته و برنامه‌هاى نیایشى و ورزش‌هاى روحى و معنوى او هزاران نفر را در هند و نود كشور دنیا مجذوب ساخته و‌...، همه این‌ها سبب شد كه حاج‌آقا سفارش دوستان را براى ملاقات با راوى شانكار بپذیرند.
مركز فعالیت‌هاى راوى شانكار ساختمان سفید و سرخ دایره‌اى شكلى است در پنج طبقه، بسیار مجلل و از دور شبیه كیك بزرگ عروسى، كه هر طبقه فوقانى كوچك‌تر از طبقه زیرین ساخته شده و آخرین طبقه به گنبد سفید فلزى ختم مى‌شود. این ساختمان، محل رفتوآمد پیروان و مركز ترویج اندیشه‌هاست. ما ابتدا به این ساختمان رفتیم با همراهى حاج‌آقاى رجب‌نژاد و آقاى تصدیق‌حسن و یك دوست هندى دیگر، در فرصت هماهنگى براى ملاقات، برخى از پیروان سپیدپوش و موبلند راوى شانكار را مى‌بینیم و هم‌چنین فیلمى تبلیغى از زندگى او شامل چند عكس از كودكى و صحنه‌هایى از صحبت‌ها و سفرهایش، جزوه‌اى هم مى‌دهند مربوط به بعضى نظرات و افكار او‌؛
«وى در نطق خود در پنجاهمین سالگرد تأسیس سازمان ملل مى‌گوید: در اینجا مایلم میان دین و معنویت به طور روشنى تمایز
﴿ صفحه 387﴾
قائل شوم‌؛ دین، پوست موز و معنویت خود موز است. تمامى ادیان سه جنبه دارند: ارزش‌ها، نمادها و آداب و رسوم. در حالى كه ارزش‌ها در تمامى ادیان یكسانند و نمادها و آداب و رسوم، متفاوت، ما ارزش‌ها را فراموش كرده و تنها به نمادها و آداب و رسوم چنگ زده‌ایم.» او درباره تكامل معتقد است: «تكامل انسان دو مرحله دارد‌؛ نخست از «كس» به «هیچ‌كس» تبدیل شدن و دوم از «هیچ‌كس» به «هركس» تبدیل شدن.»
راوى شانكار بر فراز تپه‌اى مرتفع در احاطه انبوهى از گل‌ها و درختان زیبا زندگى مى‌كرد. براى رسیدن به محل اقامتش مى‌بایست پله‌هاى زیادى پیمود. او در كنار منزلش منتظرمان ایستاده بود و با دیدن ما به استقبالمان آمد و حاج‌آقا را به گرمى در آغوش فشرد و دست ایشان را رها نكرد تا اطرافیانش حلقه گل آوردند و بر گردن حاج‌آقا انداخت.
راوى شانكار مردى است میان‌سال با موهایى بلند تا میانه كمر و با چشمانى نافذ و لبریر از لبخند و لباسى سراسر سپید. اتاق محل نشستن ما پر است از لوح و تابلو و مجسمه‌هاى متفاوت از نمادهاى هندو و الهه‌هاى مقدس آنان مثل شیوا و نتراج‌؛ زنى با چهار دست در حال رقص، فردى با صورت فیل و دست‌هاى انسان و زنى نشسته در میان دسته‌اى گل و چند نماد و سمبل دیگر كه نمى‌شناسم.
گفتوگو خیلى زود علمى مى‌شود با پرسشى از سوى حاج‌آقا كه هدف نهایى شما از آموختن راه چگونه زیستن چیست؟ و
﴿ صفحه 388﴾
سؤالشان را توضیح مى‌دهند. راوى شانكار در هنگام صحبت از نگاه مستقیم دریغ مىورزد و از دستان و صورتش كمك مى‌گیرد. او سؤال حاج‌آقا را با معرفى شیوه و مرامش پاسخ مى‌دهد. حاج‌آقا قانع نمى‌شوند و سؤالشان را به شكلى دیگر مى‌پرسند. شانكار اما همان جواب‌ها را به گونه‌اى دیگر تكرار مى‌كند‌؛ «وقتى بدن و روح آرامش یافت با نور ارتباط برقرار مى‌كند هركسى با روش خودش، همه راه‌ها به یك راه منتهى مى‌شود.» حاج‌آقا با استناد به این پاسخ، سؤال دیگرى مى‌پرسند. فرض، قبولِ ابتدایى سخن طرف مقابل است و بعد یافتن پاسخى بر اشكالات این فرض، حاج‌آقا با این شیوه با راوى شانكار گفتوگو مى‌كنند. پاسخ‌هاى شانكار بیشتر ذوقى است با ظاهرى زیبا و عوام‌پسند اما تهى از استوارى و استدلال و خُرد و شكننده در رویارویى با اندیشه ناب، و در نهایت، با این جمله، سخنش را پایان مى‌دهد: «آنچه من مى‌گویم این است كه اگر همه مردم دستورات دین و آیین خود را درست عمل كنند به یك حقیقت خواهند رسید، و بیش از این چیزى نمى‌دانم.» بعید مى‌دانم كه راوى شانكار تاكنون چنین عالمى دیده بود و چنین گرفتارى را. آیت‌الله مصباح هم استاد كم‌نظیر نقل است براى سال‌هاى بسیار تحصیل و تدریس معارف، و هم استاد عقل‌؛ چراكه عمرى فلسفه خوانده و درس داده‌اند. گفتوگو با راوى شانكار طولانى نمى‌شود. هنگام خداحافظى، او بر شانه حاج‌آقا و آقاى رجب‌نژاد پارچه سپید ظریفى مى‌اندازد با رسم احترام به میهمانان ویژه.
﴿ صفحه 389﴾

شهید رابع

سفرمان را در هند از دهلى‌نو شروع كردیم و بعد لكنهو، بمبئى، حیدرآباد، بنگلور و اكنون دوباره دهلى‌كهنه و دیدار از دو حوزه علمیه‌؛ یكى مدرسه پنجه شریف یا شهید رابع و دیگرى جامعه اهل‌بیت‌؛ اولى با مدیریت سیدمحسن تقوى و دیگرى سیدقاضى عسگرى.
«درگاه عالیه شریف» یا «بارگاه شاه مردان» منطقه‌اى است در دهلى‌كهنه، یادگار پادشاهان مغول شیعه كه زمین‌هایى را نذر مجالس حسینى كرده بودند. در این منطقه یك حسینیه بزرگ قدیمى هست كه موفق به دیدنش نمى‌شویم، یك حوزه علمیه، یك قدمگاه منسوب به حضرت على(علیه السلام) و دو مزار شریف. مزارها یكى مربوط به میرزا محمد‌بن میرزا عنایت‌احمد است كه وهابیان او را به دلیل تألیف كتابى در مذهب تشیع مسموم و شهید كرده‌اند و بعد از قاضى نورالله حسینى شوشترى ‌كه شهید ثالثش مى‌گویند‌ـ به شهید رابع مشهور شده، و دیگرى مولانا مقبول احمد، عالمى از اهل‌سنت كه مستبصر مى‌شود و قرآن كریم را به زبان اردو ترجمه و تفسیر مى‌كند و كتابى هم دارد به اسم تهذیب‌الاسلام كه ترجمه حلیة‌المتقین علامه مجلسى است. بر بلنداى مقام این دو عالم دعا مى‌كنیم و بر شادى روحشان فاتحه‌اى مى‌فرستیم.
مدرسه پنجه شریف و قبر شهید رابع كنار هم بودند و هر دو در محاصره مغازه‌هاى بازار، استادان پنجه شریف بیرون از مدرسه
﴿ صفحه 390﴾
منتظرمان ایستاده بودند و شاگردان، در آستانه در و در دو ردیف، خوش‌آمدگویى هم ابتدا با صلوات بود و بعد با شعارهاى «الله اكبر خامنه‌اى رهبر» و «صل على محمد یار امام خوش آمد». طلاب این مدرسه بیش‌تر محصلان پایه‌هاى ابتدایى بودند. در پنجه شریف، هم حاج‌آقاى رجب‌نژاد سخنرانى كرد و هم آیت‌الله مصباح، و هر دو كوتاه.
جامعه اهل‌بیت وسیع‌تر از پنجه شریف بود با كتابخانه‌اى نسبتاً بزرگ، چیزى كه در حوزه‌هاى علمیه اینجا كمتر دیده بودیم. نكته قابل تأمل در جامعه اهل‌بیت تعطیلى روزهاى یكشنبه بود، طبق قانون رسمى هند، و تعطیلى یك ساعته روزهاى جمعه، لابد براى نماز ویژه این روز.
جامعه اهل‌بیت از مدارس مشهور دهلى است و قاضى عسگرى از روحانیون مورد احترام و شناخته شده این شهر. حاج‌آقا در این حوزه، از ارزش علم و عالمان گفتند كه برتر از جهاد و شهادت است.
﴿ صفحه 391﴾

سخنرانى حضرت آیت‌الله مصباح یزدى«دام‌عزه» در حوزه علمیه پنجه شریف (دهلى)

بسم الله الرحمن الرحیم
اراده الهى بر این تعلق گرفته كه بعد از امام یازدهم همه خیرات و بركات در پرتو وجود مقدس امام زمان ‌عجل الله تعالى فرجه الشریف‌ـ به مردم اعطا شود. به عنوان تشبیه، وجود امام زمان مثل رودى است كه از یك سرچشمه بزرگ انشعاب گرفته است‌؛ سرچشمه نامحدود و بى‌كران فیض خداى متعال. امام زمان(علیه السلام) از این سرچشمه بى‌نهایت، فیض گرفته و سپس از وجود او جویبارهایى به سوى دیگر مخلوقات جارى شده است، در واقع امام زمان ‌عجل الله فرجه الشریف‌ـ باب رحمت خداست و كسى كه مى‌خواهد از رحمت الهى استفاده كند باید متوجه این در باشد. در دعاى ندبه مى‌خوانیم: أَیْنَ بَابُ اللهِ الَّذِی مِنْهُ یُؤْتَى‌؛
﴿ صفحه 392﴾
كجاست آن باب الهى كه از طرف او رحمت خدا اعطا مى‌شود. شناخت این معرفت و این عقیده یكى از نعمت‌هایى است كه خدا به ما شیعیان عطا كرده است و باید به شكرانه این نعمت همیشه دلمان متوجه آن حضرت باشد.
یكى از اصحاب ائمه از حضرت سؤال مى‌كند كه مقام و منزلت من پیش شما چقدر است؟ حضرت فرمودند ببین مقام و منزلت ما پیش تو چه اندازه است. هرقدر شما به ما توجه داشته باشید ما هم به شما توجه مى‌كنیم. هرقدر شما به ما توسل كنید ما هم براى شما دعا مى‌كنیم. در قرآن داریم كه شما یاد خدا باشید تا خدا یاد شما باشد. فَاذْكُرُونِی أَذْكُرْكُم در روایت آمده كه یاد ائمه هم یاد خداست. براى این‌كه آن بزرگان باب رحمت الهى و بنده شایسته خداوند هستند.
امیدواریم كه دل‌هاى ما آن لیاقت را بیابد كه همیشه توجه به وجود مقدس حضرت ولى‌عصر ‌ارواحنا فداه‌ـ داشته باشیم. براى این‌كه دلهامان به نور ولایت منوّر شود باید بكوشیم كه از هرگونه آلودگى، خیال بد، بداندیشى و نیت بد نسبت به دیگران پاك باشیم. ما مطمئنیم كه اعمال و رفتار ما از نظر آن بزرگوار مخفى نیست هر كار خیرى كه انجام بدهیم هر احترامى كه به پدر و مادر و خویشاوندان و ارحام بگذاریم هر زحمتى كه براى تحصیل بكشیم و هر خدمتى كه براى جامعه‌مان انجام دهیم و بالاخره هر گامى
﴿ صفحه 393﴾
كه در راه اسلام و تشیع برداریم همه مورد توجه و رضایت آن حضرت خواهد بود و این باعث مى‌شود كه ایشان هم براى موفقیت ما دعا كنند، و اگر خداى ناكرده كارهایى زشت از ما سر بزند باعث رنجش دل آن حضرت خواهد شد. من به عنوان برادرى كه چند صباحى از شما بیشتر عمر كرده‌ام توصیه مى‌كنم كه قدر عمر عزیز خودتان را بدانید و از تلاش در راه تحصیل علوم دینى كوتاهى نكنید كه اگر چنین باشد روزى بسیار پشیمان خواهید شد‌؛ روزى كه مى‌بینیم هر گامى كه در راه تحصیل علم برداشته‌ایم چه ارج‌هاى فراوانى در بهشت نصیب ما كرده است. از پیغمبر اكرم(صلى الله علیه وآله) درباره فضیلت علم حدیثى خطاب به جناب ابوذر غفارى وارد شده كه به بعضى از فقراتش اشاره مى‌كنم. حضرت به ابوذر فرمودند: الْجُلُوسُ سَاعَةً عِنْدَ مُذَاكَرَةِ الْعِلْمِ أَحَبُّ إِلَى اللهِ تَعَالَى مِنْ قِرَاءَةِ الْقُرْآنِ كُلِّهِ اثْنَا عَشَرَ أَلْفَ مَرَّة‌؛(110)یعنى ثواب یك ساعت در كلاس درس و مجلس علمى نشستن و بحث كردن از دوازده هزار ختم قرآن بیشتر است و بعد اضافه فرمود كه ثواب یك ساعت نشستن در مجلس علم از دوازده هزار تشییع جنازه مؤمن بیشتر است. باز فرمودند كه: كسى كه در راه تحصیل علم قدم برمى‌دارد ملائكه بال‌هاى خودشان را زیر پاى او مى‌گسترانند.
شما حتماً اسم شهید ثانى را ‌كه از بزرگترین علماى
﴿ صفحه 394﴾
شیعه است‌ ـ شنیده‌اید. صاحب كتاب شرح لمعه ‌كه منبع درسى حوزه‌هاست‌ـ ایشان از خانه پابرهنه به طرف مدرسه و كلاس درس مى‌رفتند. وقتى از وى پرسیدند چرا كفش‌هایتان را درآورده‌اید؟ پاسخ مى‌دادند كه چون در روایت آمده است كه فرشتگان بال‌هایشان را زیر پاى طالب علم پهن مى‌كنند و من دوست ندارم با كفش روى بال فرشتگان راه بروم.
امیدواریم كه ما به این حقایق یقین داشته باشیم و بدانیم كه خداوند متعال چه توفیقى نصیب ما كرده كه توانسته‌ایم علوم دینى را تحصیل كنیم. خدا را بر این نعمت بزرگ شكر مى‌كنیم و از او مى‌خواهیم كه بر توفیقات همه ما بیفزاید، و ان‌شاء‌الله شما را ذخائرى براى آینده اسلام و تشیع قرار بدهد.
والسلام علیكم ورحمة الله وبركاته
﴿ صفحه 395﴾