سفر به سرزمین هزار آیین

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تدوین و نگارش: اصغر عرفان

سخنرانى حضرت آیت‌الله مصباح یزدى«دام‌عزه» در مسجد جعفرى (شهر میسور)

بسم الله الرحمن الرحیم
...‌لَقَدْ مَنَّ اللهُ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ إِذْ بَعَثَ فِیهِمْ رَسُولاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَیُزَكِّیهِمْ وَیُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَالْحِكْمَة(109)
خدا را شكر مى‌كنم كه در ایام بعثت رسول اكرم(صلى الله علیه وآله) توفیق یافتم تا در این سرزمین پاك در حضور مؤمنین و عاشقان اهل‌بیت حضور یابم و فرصت كنم هرچند كوتاه چند جمله‌اى را مصدّع اوقات شریف شما عزیزان شوم. موقعیت اقتضا مى‌كند كه درباره اهمیت نعمت بعثت پیغمبر اكرم(صلى الله علیه وآله) عرایضى تقدیم كنم. یادآور مى‌شوم كه این نعمت از همه نعمت‌هایى كه خداى متعال در این عالم آفریده ارزشمندتر است. اگر نعمت‌هاى مادّى كمبود
﴿ صفحه 382﴾
داشته باشد و یا خداى نكرده بلاها، گرفتارى‌ها و امراض شیوع پیدا كند، حداكثر، زندگى دنیاى انسان را به خطر مى‌اندازد‌؛ اما اگر بعثت پیغمبر اكرم(صلى الله علیه وآله) نبود انسان‌ها گرفتار بدبختى ابدى مى‌شدند. اگر نعمت رسالت پیغمبر نبود شاید ما هم امروز مانند بسیارى از انسان‌هاى دیگر در مقابل موش و مار هم سر تعظیم فرو مى‌آوردیم و آنها را پرستش مى‌كردیم یا گرفتار خرافات دیگرى مى‌شدیم و غرق در ظلمت‌ها، راهى به سوى نور نمى‌یافتیم. به بركت نعمت بعثت، آنان كه ایمان آوردند، مستقیماً از نور رحمت پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله) بهره بردند‌؛ ولى دیگران هم از این نعمت محروم نماندند. مسلمان‌هایى كه به سراسر جهان هجرت كردند با هدایت مردمان دیگر آنها را از كارهاى زشت بازداشتند. اگر درست بررسى شود بخش عظیمى از تمدن امروزى عالم مرهون زحمات مسلمان‌هایى است كه از تعالیم پیغمبر اكرم(صلى الله علیه وآله)الهام گرفته بودند. همین شبه قاره هند را ملاحظه بفرمایید. آنچه از آثار و تمدن و فرهنگ و علم و صنعت و اخلاق و معنویات دیده مى‌شود، به بركت مسلمان‌ها و به بركت نفوذ اسلام در این سرزمین است.
متأسفانه مسلمان‌ها قدر نعمت الهى اسلام را نشناختند و شكر این نعمت را به‌جا نیاوردند تا آنجا كه تدریجاً از قدرت و شوكتشان كاسته شد و امروز به حدى رسیده كه جاى بسى تأسف است. بعضى‌ها با استفاده از نام اسلام
﴿ صفحه 383﴾
رفتارهایى كردند كه سبب نفرت بسیارى از مردم شد‌؛ ولى خداى متعال از رحمت واسعه‌اى كه دارد همواره انسان‌هاى طالب حقیقت را كه صادقانه در مقام انجام وظایف و اطاعت از خدا و احكام اسلام برآیند، یارى خواهد كرد. ما هم اگر تصمیم بگیریم كه وظیفه خودمان را نسبت به اسلام و مسلمان‌ها به درستى انجام دهیم، خدا بار دیگر بر ما منت مى‌گذارد و رحمتش را بر ما گسترش مى‌دهد و بار دیگر شوكت و عظمت اسلام در این قاره و در همه جهان احیا خواهد شد.
الحمد‌لله همه ما به وجود مقدس ولى‌عصر ارواحنا فداه ایمان داریم و منتظر ظهور آن حضرت هستیم‌؛ ولى باید توجه داشته باشیم كه وقتى لیاقت ظهور آن حضرت را مى‌یابیم كه یاران شایسته‌اى براى آن حضرت باشیم و این شایستگى تنها از راه انجام وظایف و عمل به دستورات اسلام حاصل مى‌شود‌...‌.
والسلام علیكم ورحمة الله وبركاته
﴿ صفحه 384﴾
﴿ صفحه 385﴾

راوى شانكار

هندوستان مهد برخى ادیان بزرگ و كوچك و بازار مكاره‌اى است از مسلك‌ها و آیین‌هاى گوناگون، از مسلمان و هندو و بودایى و مسیحى و زرتشتى گرفته تا سیك و جین و بهایى، عالم و راهب و كشیش و موبد و مرتاض، همه در هند هستند و همه در تاریخ این سرزمین نقش دارند و در جغرافیاى این كشور سهم. هند افزون بر جمهورى عجایب، جمهورى مذاهب هم هست. در این سفر، بسیار دیدیم از سیره و سلوك غیر مسلمانان و پرسیدیم از احوالشان، و تحسین كردیم قدرت دولت هند و مردان سیاستشان را كه این همه مختلفان متعصب را در این حجم از فقر و جهل، دور از جنجال و تنشى جدى زیر یك پرچم گرد آورده‌اند.
تا اینجاى سفر به مقتضاى هدف كه گفتمان میان‌دینى نبود و نبودِ فرصت كه از دغدغه‌هاى اصلى ما بود، دیدارى از نوع آنچه امروز در بنگلور رخ داد، نداشتیم.
﴿ صفحه 386﴾
«سرى سرى راوى شانكار» از رهبران روحانى هند است با فعالیت‌هاى گسترده در سطح این كشور و در عرصه جهانى، از بنیان‌گذاران «اتحادیه بین‌المللى ارزش‌هاى انسانى» و هم‌چنین «بنیاد هنر زندگى كردن»، گفته مى‌شود كه راوى شانكار سفرهایى به كشورهاى مختلف داشته و برنامه‌هاى نیایشى و ورزش‌هاى روحى و معنوى او هزاران نفر را در هند و نود كشور دنیا مجذوب ساخته و‌...، همه این‌ها سبب شد كه حاج‌آقا سفارش دوستان را براى ملاقات با راوى شانكار بپذیرند.
مركز فعالیت‌هاى راوى شانكار ساختمان سفید و سرخ دایره‌اى شكلى است در پنج طبقه، بسیار مجلل و از دور شبیه كیك بزرگ عروسى، كه هر طبقه فوقانى كوچك‌تر از طبقه زیرین ساخته شده و آخرین طبقه به گنبد سفید فلزى ختم مى‌شود. این ساختمان، محل رفتوآمد پیروان و مركز ترویج اندیشه‌هاست. ما ابتدا به این ساختمان رفتیم با همراهى حاج‌آقاى رجب‌نژاد و آقاى تصدیق‌حسن و یك دوست هندى دیگر، در فرصت هماهنگى براى ملاقات، برخى از پیروان سپیدپوش و موبلند راوى شانكار را مى‌بینیم و هم‌چنین فیلمى تبلیغى از زندگى او شامل چند عكس از كودكى و صحنه‌هایى از صحبت‌ها و سفرهایش، جزوه‌اى هم مى‌دهند مربوط به بعضى نظرات و افكار او‌؛
«وى در نطق خود در پنجاهمین سالگرد تأسیس سازمان ملل مى‌گوید: در اینجا مایلم میان دین و معنویت به طور روشنى تمایز
﴿ صفحه 387﴾
قائل شوم‌؛ دین، پوست موز و معنویت خود موز است. تمامى ادیان سه جنبه دارند: ارزش‌ها، نمادها و آداب و رسوم. در حالى كه ارزش‌ها در تمامى ادیان یكسانند و نمادها و آداب و رسوم، متفاوت، ما ارزش‌ها را فراموش كرده و تنها به نمادها و آداب و رسوم چنگ زده‌ایم.» او درباره تكامل معتقد است: «تكامل انسان دو مرحله دارد‌؛ نخست از «كس» به «هیچ‌كس» تبدیل شدن و دوم از «هیچ‌كس» به «هركس» تبدیل شدن.»
راوى شانكار بر فراز تپه‌اى مرتفع در احاطه انبوهى از گل‌ها و درختان زیبا زندگى مى‌كرد. براى رسیدن به محل اقامتش مى‌بایست پله‌هاى زیادى پیمود. او در كنار منزلش منتظرمان ایستاده بود و با دیدن ما به استقبالمان آمد و حاج‌آقا را به گرمى در آغوش فشرد و دست ایشان را رها نكرد تا اطرافیانش حلقه گل آوردند و بر گردن حاج‌آقا انداخت.
راوى شانكار مردى است میان‌سال با موهایى بلند تا میانه كمر و با چشمانى نافذ و لبریر از لبخند و لباسى سراسر سپید. اتاق محل نشستن ما پر است از لوح و تابلو و مجسمه‌هاى متفاوت از نمادهاى هندو و الهه‌هاى مقدس آنان مثل شیوا و نتراج‌؛ زنى با چهار دست در حال رقص، فردى با صورت فیل و دست‌هاى انسان و زنى نشسته در میان دسته‌اى گل و چند نماد و سمبل دیگر كه نمى‌شناسم.
گفتوگو خیلى زود علمى مى‌شود با پرسشى از سوى حاج‌آقا كه هدف نهایى شما از آموختن راه چگونه زیستن چیست؟ و
﴿ صفحه 388﴾
سؤالشان را توضیح مى‌دهند. راوى شانكار در هنگام صحبت از نگاه مستقیم دریغ مىورزد و از دستان و صورتش كمك مى‌گیرد. او سؤال حاج‌آقا را با معرفى شیوه و مرامش پاسخ مى‌دهد. حاج‌آقا قانع نمى‌شوند و سؤالشان را به شكلى دیگر مى‌پرسند. شانكار اما همان جواب‌ها را به گونه‌اى دیگر تكرار مى‌كند‌؛ «وقتى بدن و روح آرامش یافت با نور ارتباط برقرار مى‌كند هركسى با روش خودش، همه راه‌ها به یك راه منتهى مى‌شود.» حاج‌آقا با استناد به این پاسخ، سؤال دیگرى مى‌پرسند. فرض، قبولِ ابتدایى سخن طرف مقابل است و بعد یافتن پاسخى بر اشكالات این فرض، حاج‌آقا با این شیوه با راوى شانكار گفتوگو مى‌كنند. پاسخ‌هاى شانكار بیشتر ذوقى است با ظاهرى زیبا و عوام‌پسند اما تهى از استوارى و استدلال و خُرد و شكننده در رویارویى با اندیشه ناب، و در نهایت، با این جمله، سخنش را پایان مى‌دهد: «آنچه من مى‌گویم این است كه اگر همه مردم دستورات دین و آیین خود را درست عمل كنند به یك حقیقت خواهند رسید، و بیش از این چیزى نمى‌دانم.» بعید مى‌دانم كه راوى شانكار تاكنون چنین عالمى دیده بود و چنین گرفتارى را. آیت‌الله مصباح هم استاد كم‌نظیر نقل است براى سال‌هاى بسیار تحصیل و تدریس معارف، و هم استاد عقل‌؛ چراكه عمرى فلسفه خوانده و درس داده‌اند. گفتوگو با راوى شانكار طولانى نمى‌شود. هنگام خداحافظى، او بر شانه حاج‌آقا و آقاى رجب‌نژاد پارچه سپید ظریفى مى‌اندازد با رسم احترام به میهمانان ویژه.
﴿ صفحه 389﴾

شهید رابع

سفرمان را در هند از دهلى‌نو شروع كردیم و بعد لكنهو، بمبئى، حیدرآباد، بنگلور و اكنون دوباره دهلى‌كهنه و دیدار از دو حوزه علمیه‌؛ یكى مدرسه پنجه شریف یا شهید رابع و دیگرى جامعه اهل‌بیت‌؛ اولى با مدیریت سیدمحسن تقوى و دیگرى سیدقاضى عسگرى.
«درگاه عالیه شریف» یا «بارگاه شاه مردان» منطقه‌اى است در دهلى‌كهنه، یادگار پادشاهان مغول شیعه كه زمین‌هایى را نذر مجالس حسینى كرده بودند. در این منطقه یك حسینیه بزرگ قدیمى هست كه موفق به دیدنش نمى‌شویم، یك حوزه علمیه، یك قدمگاه منسوب به حضرت على(علیه السلام) و دو مزار شریف. مزارها یكى مربوط به میرزا محمد‌بن میرزا عنایت‌احمد است كه وهابیان او را به دلیل تألیف كتابى در مذهب تشیع مسموم و شهید كرده‌اند و بعد از قاضى نورالله حسینى شوشترى ‌كه شهید ثالثش مى‌گویند‌ـ به شهید رابع مشهور شده، و دیگرى مولانا مقبول احمد، عالمى از اهل‌سنت كه مستبصر مى‌شود و قرآن كریم را به زبان اردو ترجمه و تفسیر مى‌كند و كتابى هم دارد به اسم تهذیب‌الاسلام كه ترجمه حلیة‌المتقین علامه مجلسى است. بر بلنداى مقام این دو عالم دعا مى‌كنیم و بر شادى روحشان فاتحه‌اى مى‌فرستیم.
مدرسه پنجه شریف و قبر شهید رابع كنار هم بودند و هر دو در محاصره مغازه‌هاى بازار، استادان پنجه شریف بیرون از مدرسه
﴿ صفحه 390﴾
منتظرمان ایستاده بودند و شاگردان، در آستانه در و در دو ردیف، خوش‌آمدگویى هم ابتدا با صلوات بود و بعد با شعارهاى «الله اكبر خامنه‌اى رهبر» و «صل على محمد یار امام خوش آمد». طلاب این مدرسه بیش‌تر محصلان پایه‌هاى ابتدایى بودند. در پنجه شریف، هم حاج‌آقاى رجب‌نژاد سخنرانى كرد و هم آیت‌الله مصباح، و هر دو كوتاه.
جامعه اهل‌بیت وسیع‌تر از پنجه شریف بود با كتابخانه‌اى نسبتاً بزرگ، چیزى كه در حوزه‌هاى علمیه اینجا كمتر دیده بودیم. نكته قابل تأمل در جامعه اهل‌بیت تعطیلى روزهاى یكشنبه بود، طبق قانون رسمى هند، و تعطیلى یك ساعته روزهاى جمعه، لابد براى نماز ویژه این روز.
جامعه اهل‌بیت از مدارس مشهور دهلى است و قاضى عسگرى از روحانیون مورد احترام و شناخته شده این شهر. حاج‌آقا در این حوزه، از ارزش علم و عالمان گفتند كه برتر از جهاد و شهادت است.
﴿ صفحه 391﴾