سفر به سرزمین هزار آیین

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تدوین و نگارش: اصغر عرفان

سخنرانى حضرت آیت‌الله مصباح یزدى«دام‌عزه» در جمع خواهران مدرسه علمیه الزهراء(علیها السلام) (على پور)

بسم الله الرحمن الرحیم
...‌خدا را شكر مى‌كنم كه توفیق سفر به این سرزمین را عنایت فرمود تا شاهد حركت‌هاى بسیار ارزشمند اسلامى و فرهنگى باشم. باید از همه دست‌اندركاران و كسانى كه این زحمت‌ها را كشیدند و چنین شرایطى فراهم كردند صمیمانه تشكر كرد. من یادم هست كه اوایل طلبگى خودم یعنى تقریباً 55 سال پیش، كتابى خواندم از یك نویسنده زن كه حتماً شما اسمش را شنیده‌اید‌؛ خانم مجتهده امین اصفهانى، آن روز من تعجب مى‌كردم كه چگونه ممكن است یك خانمى درس بخواند و به این پایه از علم و معرفت برسد و چنین كتابى بنویسد. و یادم مى‌آید كه از بوسنى و هرزگوین كه در آن زمان جزئى از یوگسلاوى بود
﴿ صفحه 324﴾
شخصیتى آمده بود اصفهان كه این خانم تحصیل كرده عالمه مجتهده را زیارت كند. ما پیش از انقلاب شاید همین یك خانم مجتهده را داشتیم كه تحصیل‌كرده علوم دینى و مایه افتخار بود و حتى از كشورهاى دیگر مى‌آمدند با ایشان مصاحبه مى‌كردند و گزارش مى‌گرفتند، اما امروز به بركت انقلاب اسلامى ایران، زحمات امام راحل(رحمه الله) و به بركت خون‌هاى پاك شهیدان، در هر كوى و برزنى صدها خانم تحصیل‌كرده یا مشغول تحصیل وجود دارند كه پا به پاى برادرانشان و گاهى مقدم بر آنها از علوم اسلامى استفاده مى‌كنند، نویسنده و گوینده و مبلّغ هستند، در دانشگاه‌ها بحث مى‌كنند، در محافل و مجالس، مسائل دینى و اخلاق اسلامى مى‌گویند، علوم اسلامى را تدریس مى‌كنند. امروز همه كارهایى كه یك مبلغ اسلامى و یك عالم دینى انجام مى‌دهد براى خواهران ما نیز فراهم است.
خدا را شكر مى‌كنم كه در این‌جا نمونه این كار ـ كه فراهم كردن زمینه تحصیل براى خواهران جوان است ـ فراهم شده و این یكى از صدها و هزاران بركات انقلاب اسلامى است و بدون شك، در ثواب این كار روح امام(رحمه الله)شركت دارد. از خداى متعال براى آن بزرگ‌مرد تاریخ اسلام طلب رحمت و مغفرت و علوّ درجات مى‌كنیم و از خداوند مى‌خواهیم تا روح ایشان را با رسول‌الله و اجداد طاهرینشان و هم‌چنین با شهداى انقلاب و نظام اسلامى و
﴿ صفحه 325﴾
كسانى كه جان‌هاى عزیزشان را فدا كردند تا امروز من و شما از اسلام سخن بگوییم و علوم اسلامى را فرا بگیریم، محشور بفرماید. اكنون كه این نعمت عظیم الهى شامل حال خواهران مسلمان شده و همراه برادرانشان امكان تحصیل علوم دینى و رسیدن به عالى‌ترین درجات علم و معرفت و تقوا را یافته‌اند باید توجه كنند كه در مقابل این نعمت، بار سنگینى هم به دوش آنهاست. این بار سنگین، مظاهرى دارد‌؛ اول این‌كه در همه‌جا شما را به عنوان نمونه تربیت شدگان انقلاب اسلامى و مكتب اسلام مى‌شناسند‌؛ بنابراین سعى كنید آن‌چنان رفتار موقّر و موافق موازین شرعى و اخلاقى داشته باشید كه براى دیگران الگو باشید.
امام جعفر صادق(علیه السلام) خطاب به شیعیانشان فرمودند: كُونُوا لَنَا زَیْناً وَلاَ تَكُونُوا عَلَیْنَا شَیْن‌؛(90) یعنى شما باید جورى رفتار كنید كه زینت و مایه افتخار ما باشید و مبادا باعث ننگ و عار ما بشوید. وقتى شما همانند یك خانم شریف بزرگوار رفتار كنید، همه مى‌گویند تربیت شده مكتب امام صادق(علیه السلام) است و این باعث افتخار ما است. اما اگر رفتار شما طورى باشد كه مردم، شما را به بدى بشناسند‌؛ انواع كارهاى ناهنجارى كه ممكن است یك انسان انجام دهد، از شما سر بزند، به دیگران ظلم كنید، حقشان را تضییع كنید، خودنمایى كنید، و امورى از این قبیل، اگر خداى نكرده
﴿ صفحه 326﴾
این‌گونه شدید، شما عار و ننگ امام صادق(علیه السلام)خواهید بود‌؛ كُونُوا لَنَا زَیْناً وَلاَ تَكُونُوا عَلَیْنَا شَیْناً، مبادا كارى كنید كه باعث عار و ننگ امام صادق(علیه السلام) و صاحب مكتب جعفرى باشید. البته این اختصاص به شما ندارد براى ما هم هست ولى من چون مخاطبم شما هستید تأكید مى‌كنم توجه داشته باشید كه شما دیگر یك فرد ساده نیستید. شما را به عنوان یك فرد تحصیل‌كرده فرهیخته و نمونه مكتب اسلام و تشیع مى‌شناسند. بد نیست اشاره كنم به این‌كه گاهى پست‌ها و موقعیت‌هاى اجتماعى باعث مى‌شود كه تكلیف انسان با دیگران فرق كند. آیات سوره احزاب را حتماً بارها شنیده‌اید: یا نِساءَ النَّبِیِّ لَسْتُنَّ كَأَحَد مِنَ النِّساءِ،(91) به همسران پیغمبر(صلى الله علیه وآله) مى‌فرماید: شما مثل سایر زنان نیستید. اگر تقوا داشته باشید خدا دو‌برابر به شما اجر مى‌دهد و اگر گناه كنید دو برابر عذاب خواهید شد، چرا؟ براى این‌كه مردم مى‌گویند این همسر پیغمبر(صلى الله علیه وآله)است. از كار خوب شما تقلید مى‌كنند، و اگر كار بدى بكنید مى‌گویند اگر بد بود این‌ها نمى‌كردند. وقتى شما تحصیل‌كرده علوم دینى هستید، اگر خداى نكرده كار ناهنجارى از شما سر بزند مردم مى‌گویند اگر بد بود آنها نمى‌كردند. آنها هم از شما یاد مى‌گیرند. یك كار خوب از امثال شما ثوابش دو برابر خواهد بود براى این‌كه موجب مى‌شود این كار رواج پیدا
﴿ صفحه 327﴾
كند و اگر خداى نكرده عكسش باشد آن هم عذابش دو برابر خواهد بود براى این‌كه موجب تجرّى دیگران مى‌شود. در روایت داریم كه: یُغْفَرُ لِلْجَاهِلِ سَبْعُونَ ذَنْباً قَبْلَ أَنْ یُغْفَرَ لِلْعَالِمِ ذَنْبٌ وَاحِدٌ‌؛(92) تكلیف عالم بسیار سنگین‌تر از سایر افراد است. سایر افراد چون سطح معلوماتشان پایین است معرفتشان هم كم است، اگر گناهى هم بكنند وقتى متوجه شدند زود توبه مى‌كنند، خدا هم توبه‌شان را مى‌پذیرد‌؛ اما عالم چون دانسته گناه مى‌كند و از روى غفلت و نادانى نیست گناهش هم به زودى آمرزیده نمى‌شود. هفتاد گناه جاهل بخشیده مى‌شود قبل از این‌كه یك گناه عالم بخشیده شود. این بدان معنا است كه موقعیت‌هاى اجتماعى، تكلیف آدم را سنگین‌تر مى‌كند. هركس در جامعه مورد توجه باشد مردم چشم‌هایشان را به او مى‌دوزند باید رفتارش به گونه‌اى باشد كه دیگران هم از وى الگو بگیرند.
سفارش دوم این‌كه بكوشید با هر قدمى كه در راه علم برمى‌دارید تقیدتان به رعایت احكام و آداب شرعى بیشتر شود. علم و تقوا مثل دو بالِ پرواز مى‌مانند. با یك بال نمى‌شود پرواز كرد‌؛ چه علم تنها باشد چه عمل تنها، علم وقتى با عمل و تقوا توأم است آدم را به اوج مى‌رساند. سفارش دیگر این‌كه سعى كنید آنچه را مى‌آموزید
﴿ صفحه 328﴾
حتى‌المقدور به دیگران یاد بدهید در فكر این نباشید كه بر معلومات خودتان بیفزایید. سعى كنید با همسایگان، دوستان و بچه‌هاى فامیلتان جلساتى داشته باشید و آنچه را یاد گرفتید خلاصه‌اش را به آنها بیاموزید تا تدریجاً فرهنگ اسلامى گسترش پیدا كند، و سفارش آخر این‌كه سنت حسنه توسل به اولیاى خدا مخصوصاً وجود مقدس سیدالشهدا(علیه السلام) و توسل به حضرت فاطمه زهرا(علیها السلام) و همین‌طور حضرت زینب(علیها السلام)و سایر بزرگان را فراموش نكنید. ما هرچه داریم از بركت عزادارى‌ها و توسل به سیدالشهدا(علیه السلام) است. البته در مقام عزادارى، در مقام خطابه و در مقام تبلیغ و برگزارى جلسات مذهبى سعى كنید مطالبى كه مى‌گویید صحیح و مستند باشد. بعضى از ذاكرین حرف‌هایى مى‌زنند كه خلاف شأن اهل‌بیت است. كارى كنید كه عزادارى‌ها و مجالس سیدالشهدا(علیه السلام) باعث بالا رفتن سطح فرهنگ مردم شود. مقامات و مناقبشان را بازگو كنید. از الفاظ سبك و نامناسب كه اسباب وهن اهل‌بیت مى‌شود، پرهیز كنید.
در پایان از این‌كه در این هواى گرم مزاحم شما شدم عذر مى‌خواهم. امیدوارم كه روز‌به‌روز در صحنه علم و عمل، شكوفایى‌هاى بیشترى داشته باشید تا همیشه مورد توجهات خاص مولا صاحب‌الامر(علیه السلام) باشید. توسل به اولیاى خدا را فراموش نكنید و بدانید كه هرچه داریم به
﴿ صفحه 329﴾
بركت محبت اهل‌بیت و توسل به آن بزرگواران است. همیشه هرچه بر علم شما افزوده مى‌شود باید بر تواضعتان نیز افزوده شود. نشانه علم توأم با تقوا این است كه هرقدر علم افزایش یابد آدم متواضع‌تر شود و خودش را بزرگ نبیند. این خودبزرگ‌بینى صفت شیطان است هر وقت احساس كردید كه چنین حالتى برایتان پیدا شد كه گفتید من از دیگران بهتر هستم، بدانید كه آنجا شیطان بر شما مسلط شده است. سعى كنید همیشه با تواضع و خوش‌رویى و مهربانى با مردم رفتار كنید و مطمئن باشید كه با اخلاق خوب و رفتار صحیح مورد توجهات آقا امام زمان(علیه السلام) و حضرت فاطمه زهرا(علیها السلام)قرار خواهید گرفت و ان‌شاء‌الله در دنیا و آخرت به نتایج و آثار پربركت توسل و ولایت اهل‌بیت نائل خواهید شد.
والسلام علیكم ورحمة الله وبركاته
﴿ صفحه 330﴾
﴿ صفحه 331﴾
﴿ صفحه 332﴾

با نخبگان و ایرانیان

در بنگلور دو دیدار ویژه داشتیم یكى با نخبگان مسلمان بنگلورى در شب دوم حضورمان و دیگرى در شب سوم با دانشجویان ایرانى. از حواشى این دو مجلس مى‌گذریم‌؛ براى پرهیز از تكرار اهداى هار و استقبال بسیار و میهمان‌دوستى هندى‌ها كه پیش‌تر بسیار گفته بودم و در عوض در مجال پیش‌رو و به بهانه این دو دیدار چند نكته از سوغات این سفر را پیشكش مى‌كنم:
﴿ صفحه 333﴾
1. من میان عوام هندى با خواص، فاصله‌اى طولانى دیدم‌؛ چیزى چند برابر فاصله آن در ایران. جهل عوام ایرانى عمدتاً محصول نبود امكانات است و ستم بیگانگان، و در این اواخر فقدان برنامه و مدیریت. والاّ استعدادشان كم و بیش مطلوب است. همین آحاد عامه هم در بستر خرد جمعى بسیار باهوش‌اند وزیرك و بماند كه گاه خواص جامعه هم رگه‌هاى عوامى دارند. در هند اما این‌چنین نیست، گویا دیوارى عظیم میان این دو قشر كشیده‌اند این را از برخى كژرفتارى‌ها و دیرفهمى‌هاى عامه هندوها یا شاید تن دادنشان به فقر و جهلى خودخواسته، در قیاس با بسیارى از پیشرفت‌هاى علمى و صنعتى خواص این جامعه استنباط مى‌كنم. احتمالا آنچه هندوستان را امروز یكى از ده كشور برتر صنعتى جهان كرده است، هوشمندى، خلاقیت و ابتكار اقلیتى از نخبگان هندى به اضافه نیروى كار ارزان و مطیع اكثریتى است.
2. هندوستان به‌رغم فقر عمومى مردم آن و چهره ظاهرى نه‌چندان دلچسبش، در رده یكى از پنج كشور اول داراى سیستم تحصیلات عالى در جهان است. هند، صدها دانشگاه معتبر دارد و چندین هزار دانشكده وابسته، دانشگاه‌هاى هند تقریباً از تمام رشته‌هاى زبان و ادبیات، هنرهاى زیبا، موسیقى‌شناسى و دیگر رشته‌هاى علوم انسانى گرفته تا رایانه و ریاضى و علوم فضایى را در خود جمع دارد و حتى به سفارش مهاتما گاندى دو دانشگاه براى مطالعات صلح ساخته‌اند كه تجربیات پژوهش و آموزش در این زمینه را تحت پوشش قرار دهد.
﴿ صفحه 334﴾
اگر جاذبه‌هاى صورى را ملاك قضاوت و ارزیابى نگیریم و برخى واقعیت‌هاى انكارناپذیر علمى را باور كنیم، هیچ‌كس در اعتبار علمى و وجاهت جهانى برخى دانشگاه‌هاى هند تردید نمى‌كند. در دانشگاه‌هاى اینجا هنوز آموختن و اندوختن اصالت دارد و دانشجوى هندى حال و هواى طلبه‌هاى سال‌هاى پیشین ما را، كه دنبال درك مطلب است نه كسب مدرك. شاید تنها جاذبه ظاهرى دانشگاه‌هاى هند هزینه اندك تحصیل در آن‌هاست دست‌كم در قیاس با دانشگاه‌هاى دیگر كشورها. با این مقدمات، هیچ وقت از حضور دانشجویان ایرانى مقیم هند در دهلى و بمبئى و بنگلور تعجب نكردیم.
3. انگلیسى، زبان آموزش و تجارت و حكومت هندوستان است. پس از سیطره سرطانوار استعمار بریتانیا و بعدها به پشتوانه ترویج استكبار امریكا و به مدد دلایل سیاسى و اقتصادى، انگلیسى، زبان رایج و رسمى سراسر شبه قاره اعلام شد. امروز تحصیل در دبیرستان و دانشگاه، تجارت در سطح كلان و استخدام در اداره‌ها و سازمان‌ها مستلزم‌دانستن زبان‌انگلیسى است‌؛ اگرچه انگلیسى صحبت‌كردن هندى‌ها خود داستانى شیرین دارد شبیه فارسى صحبت كردنشان و مثلى معروف كه خود به شوخى مى‌گویند: «استرالیایى‌ها، انگلیسى را وارونه كردند و ما آن را ویران» و صد البته به تلافى ویرانى هند از سوى استعمار پیر.
در این چند روزه سفر، بر سردرِ هر مؤسسه و مركز علمى و آموزشى و تجارى و بر در و دیوار كوچه و شهر و بازار، انگلیسى
﴿ صفحه 335﴾
دیدیم و شنیدیم و هم‌چنین در دیدار با نخبگان بنگلور، این نكته سوم را هم از این جهت آوردیم.
4. آیت‌الله مصباح در محفل دانشجویان ایرانى، از تفاوت مهم انبیاى الهى با نوابغ بشرى گفتند و از ابعاد وجودى انسان و نیاز فطرى او به دین، و در ادامه داستانى شنیدنى داشتند از یك امریكایى تشنه حقیقت و پایان شیرین سرگذشتش.
حضور حاج‌آقا در جمع نخبگان بنگلور هم براى سخنرانى بود و هم پاسخ به سؤالات و هم اهداى جوایز كه بیشتر لوح تقدیر ساده كوچكى در كاغذى معمولى بود، شاهدى بر قناعت هندى‌ها.
﴿ صفحه 336﴾
﴿ صفحه 337﴾

سخنرانى حضرت آیت‌الله مصباح یزدى«زیدعزه» در جمع نخبگان علمى شهر بنگلور(93)

بسم الله الرحمن الرحیم
...‌خدا را شكر مى‌كنم در این ایامى كه مقارن با بعثت پیغمبر اكرم(صلى الله علیه وآله) است موفق شدم در جمع نورانى شما مسلمانان و شیعیان ارجمند این سرزمین پاك حاضر شوم. مهم‌ترین نكته‌اى كه به مناسبت این ایام تذكرش لازم است، اهمیت نعمتى است كه خداى متعال به ما عطا فرموده و وظیفه‌اى كه ما در مقابل این نعمت عظیم برعهده داریم. اگر بگوییم كه بعد از معرفت خدا هیچ نعمتى بالاتر از بعثت پیامبر خاتم(صلى الله علیه وآله) نیست، سخنى به گزاف نگفته‌ایم‌؛ چراكه مبعث باعث شد كه میلیون‌ها بلكه میلیاردها انسان بتوانند در طول تاریخ و تا آخرین روزى كه بشر بر روى این
﴿ صفحه 338﴾
كره خاكى زندگى مى‌كند راه سعادت ابدى را بیابند و از ظلمت‌ها و پلیدى‌ها نجات یابند. خداى متعال در مقابل این نعمت عظیم، وظیفه‌اى بر عهده ما گذاشته است‌؛ هركس محتواى بعثت و رسالت پیغمبر(صلى الله علیه وآله) را بهتر شناخت باید به دیگران بشناساند. در نعمت‌هاى مادّى گاهى خطرها و سمومى وجود دارد كه براى زندگى انسان مضر است. در مقابل نعمت‌هاى معنوى هم وسوسه‌ها و شبهاتى وجود دارد كه شیاطین انس و جن القا مى‌كنند و باعث محروم شدن بشر از هدایت انبیا مى‌شود. به یك معنا تقابل این دو دسته از عوامل در این عالم طبق تدبیر الهى است. خداى متعال انسان را آزاد آفریده است تا او راه صحیح را انتخاب كند، او مى‌بایست هم خوبى‌ها و خیرات را بشناسد و هم شرور و آفات را. از یك طرف انبیا راه حق را نشان مى‌دهند و از یك سو شیاطین دعوت به باطل مى‌كنند. ما به عنوان كسانى كه بعد از 1400 سال با تلاش خود پیغمبر اكرم(صلى الله علیه وآله) و بعد ائمه اطهار(علیهم السلام) و سپس علماى بزرگ، میراث همه انبیا و اولیا را به دست آورده‌ایم باید از یك سو با محافظت از این میراث گران‌بها آن را سالم به دست آیندگان بسپاریم و از طرف دیگر در مقابل دشمنانى كه مى‌خواهند این میراث را از دست ما بگیرند مبارزه كنیم. در طول تاریخ، مسلمین هر وقت به این دو وظیفه اهتمام داشتند یعنى هرگاه سعى كردند كه اسلام را بهتر
﴿ صفحه 339﴾
بشناسند و عمل كنند و در برابر شیاطین مقاومت كنند، هم سعادت دنیا نصیبشان شد و هم سعادت آخرت، و برعكس هر وقت از این وظیفه‌ها غفلت كردند دچار آفت‌هایى شدند كه هم سیادت دنیاى‌شان را از میان برد و هم به عذاب آخرت گرفتارشان كرد. شاید شما هم بتوانید در تاریخ مسلمانان سرزمین خودتان نمونه‌هایى از این فراز و نشیب‌ها را بیابید. امیدواریم كه ما با عبرت گرفتن از تاریخ و با استفاده از آموزه‌هاى دینى، اشتباهات گذشتگان را تكرار نكنیم و بكوشیم اسلام را بهتر بشناسیم و بهتر بشناسانیم و در زندگى فردى و اجتماعى به آموزه‌هاى آن عمل كنیم. اهمیت این نكته وقتى روشن مى‌شود كه متوجه باشیم امروز بیشتر كشورهاى بزرگ دنیا اسلام را دشمن اصلى خودشان مى‌دانند و درصدد نابودى آن هستند‌؛ البته نه به این صورت كه كلنگى به دست بگیرند و این ریشه را بر كنند‌؛ بلكه با طرح نقشه‌ها و سیاست‌هاى شیطانى مرموز تدریجاً ایمان مردم را نسبت به اسلام سُست كرده و قوانین اسلامى را از صحنه زندگى اجتماعى مردم حذف مى‌كنند.
كسى كه مختصر آشنایى با سیاست‌هاى جهانى و به ویژه سیاست‌هاى دنیاى استكبار داشته باشد در این حقیقت، كمترین تردیدى نخواهد داشت كه اگر ابرقدرت‌ها در هر چیزى اختلاف داشته باشند در نابودى اسلام با هم متفقند، پس باید با توكل بر خدا و با تمام توان
﴿ صفحه 340﴾
خودمان نقشه‌هاى شیطانى آنها را نقش بر آب كنیم. ممكن است به ذهن بعضى خطور كند كه اگر واقعاً همه دولت‌هاى استكبارى جهان چنین تصمیمى گرفته‌اند ما ملت‌هاى مسلمان چگونه مى‌توانیم با این توان محدود و با این ضعف‌ها و پراكندگى‌ها در برابر قدرت عظیم شیطانى آنها مقاومت كنیم؟ قرآن این پرسش را پاسخ گفته است. آیات بسیارى داریم مبنى بر این‌كه اگر مؤمنین آنچه قدرت دارند به كار گیرند و به اندازه توانشان در راه خدا كوشش كنند، خداى متعال كمبود آنان را به صورت‌هاى دیگرى كه حسابش را نمى‌كنند، جبران خواهد كرد‌؛ وَلَیَنْصُرَنَّ اللهُ مَنْ یَنْصُرُهُ إِنَّ اللهَ لَقَوِیٌّ عَزِیزٌ،(94) این جمله داراى چند ادات تأكید است، مى‌فرماید: البته البته خدا هركس كه او را یارى كند یارى خواهد كرد‌؛ چراكه خدا توانا و شكست‌ناپذیر است. در عمل هم خداى متعال نشان داده كه وقتى مردمى براى خدا قیام كنند هرچند ضعیف باشند و دستشان از وسایل ظاهرى كوتاه باشد، آنجا كه صداقت و صبر و بردبارى داشته باشند و استقامت كنند آنها را پیروز خواهد كرد. در آیاتى از قرآن كریم آمده است كه مسلمان‌ها و مؤمنان با قلت افراد و كمى عِدّه و عُدّه در مقابل دشمنان قوى و نیرومند در معركه نظامى پیروز شدند و این جمله را یادآور مى‌شود: كَمْ مِنْ فِئَة قَلِیلَة غَلَبَتْ
﴿ صفحه 341﴾
فِئَةً كَثِیرَةً بِإِذْنِ اللهِ،(95) چه‌بسا گروه اندكى كه در مقابل جمعیت كثیرى به‌اذن خدا پیروز مى‌شوند.
امروز چند كشور از كشورهاى اسلامى درگیر ستیز با سران استكبار هستند كه امیدواریم از این امتحان سرفراز بیرون بیایند، یعنى بر خدا تكیه كنند و همه توان خودشان را در راه مقابله با دشمن دین و دنیایشان به كار گیرند و مطمئن باشند كه خدا آنها را پیروز خواهد كرد. ما مسلمان‌هاى دیگر هم كه در جنگ نظامى نیستیم اولا باید هرچه مى‌توانیم به مسلمانان محروم كمك كنیم و هم دعا كنیم كه خدا آنها را ثابت‌قدم بدارد تا تسلیم دشمن نشوند‌؛ اما ما یك نبرد دیگر همگانى داریم كه تمام كشورهاى اسلامى را فرا گرفته و هیچ منطقه‌اى از جهان اسلام نیست كه از این جنگ و نبرد مصون باشد‌؛ تمام كشورهاى اسلامى در معرض حمله فرهنگى بى‌امان سران استكبار جهانى هستند. استكبار با تجربه‌هایى كه در طول چند قرن استعمار اندوخته است و با ابزارهایى كه امروز در اختیار دارد و به ویژه رسانه‌هاى جمعى مى‌كوشد تا فرهنگ اسلامى را به شكست و انزوا بكشاند و فرهنگ شیطانى و مادّى خودش را بر دنیا تحمیل كند. این جنگ به وسیله تانك و توپ و موشك و بمب انجام نمى‌گیرد این جنگ به وسیله تبلیغات، به وسیله شك‌ها و شبهاتى كه به
﴿ صفحه 342﴾
مسلمان‌ها القا مى‌شود، به وسیله مقالات و سخنرانى‌ها به وسیله تیترهاى روزنامه‌ها و چیزهایى از این قبیل اداره مى‌شود. استكبار مى‌خواهد جوان‌هاى ما را به ویژه آنان كه هنوز آمادگى كافى براى مقابله فرهنگى با این دشمنان را ندارند، در دام بیاندازد. این جنگ فراگیر همه جهان اسلام را در بر گرفته است و خطر آن بارها از خطر جنگ نظامى بیشتر است‌؛ حداكثر ضرر جنگ نظامى براى مسلمان‌ها كشته شدن تعدادى از آنهاست یا تصرف مقدارى از زمین‌ها و اموالشان‌؛ اما در این جنگ، ما را از رحمت ابدى خدا محروم مى‌كنند و به عذاب ابدى خدا گرفتار مى‌سازد. بنده به عنوان برادر كوچكى كه بعد از هفتاد سال زندگى موفق شدم امشب چند دقیقه مزاحم شما باشم وظیفه خود مى‌دانم كه با اعلام این خطر به شما هشدار دهم كه چنین توطئه‌اى شما و همه مسلمان‌ها را تهدید مى‌كند. امروز وظیفه فرد فرد مسلمان‌هاست كه با تمام توان در برابر این حمله فرهنگى مقاومت كنند و راه‌هاى مبارزه را بیاموزند و به كار ببرند. اگر این جنگ را جدى نگیریم، به سرنوشت كشورى مثل آندلس (اسپانیا) گرفتار خواهیم شد، و نه‌تنها دین و فرهنگمان از دست خواهد رفت، بلكه با نابود شدن سیادت دنیایمان بردگان دنیاى استكبار خواهیم شد. اگر كسانى به اسپانیا سفر كنند و آثار باقى‌مانده اسلامى آن عصر را ببینند، مى‌فهمند كه زمانى در این كشور اروپایى
﴿ صفحه 343﴾
مسلمان‌ها چه سیطره و قدرتى داشته‌اند و امروز به چه ذلت و انزوایى مبتلا شده‌اند. شما در همین سرزمین خودتان، مساجد، حسینیه‌ها، مراكز فرهنگى و حتى كاخ‌هاى سلطنتى را ببینید كه روزگارى از بهترین آثار فرهنگى و آثار هنرى دنیا بود و امروز در دست دیگران قرار گرفته است و مسلمان‌ها حتى قدرت استفاده از آنها را ندارند، حتى نمى‌توانند از موقوفات آنها براى تعمیر آن مراكز استفاده كنند. آیا این‌ها براى عبرت گرفتن ما كافى نیست؟ آیا نباید درباره آینده خودمان بیشتر بیمناك باشیم؟ عامل ضعف مسلمان‌ها و از میان رفتن سیادت دنیایشان چیزى جز این نبود كه بر احكام خدا چشم بستند و فریفته زخارف دنیا شدند و به نام دین دنبال ارضاى هوس‌هاى مادى‌شان رفتند. براى این‌كه چنین عاقبت شومى نصیب ما نشود، باید با خدا پیمان ببندیم كه اولا اسلام را بهتر بشناسیم. ثانیاً در زندگى فردى و اجتماعى خودمان احكام اسلام را به كار ببندیم و دیگر این‌كه بكوشیم اسلام را به دیگرانى كه هنوز نشناخته‌اند بشناسانیم.