سفر به سرزمین هزار آیین

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: اصغر عرفان

سخنرانى حضرت آیت‌الله مصباح یزدى«زیدعزه» در مسجد عسگرى (بنگلور)

بسم الله الرحمن الرحیم
قال الله تعالى فى كتابه: إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ‌؛(85) خداى متعال برادران ایمانى را از هر كجاى زمین و از هر نژاد و هر قوم و هر زبانى كه باشند، برادر یكدیگر مى‌داند. ما بر اساس این آموزه الهى همه مسلمانانى را كه در سراسر گیتى پراكنده‌اند و به ویژه شیعیان را برادر خودمان مى‌دانیم و وقتى آنها را از نزدیك مى‌بینیم احساس آن برادرى را داریم كه سال‌ها از برادرش دور بوده و اكنون به ملاقات او شتافته است. طبعاً برادرى كه سالیان درازى برادران خودش را ندیده و تنها فرصت كوتاهى دارد كه آنان را زیارت كند دوست دارد بهترین هدیه‌اى كه برایش میسّر هست به آنان تقدیم كند.
﴿ صفحه 304﴾
برادران عزیز! بنده به عنوان كسى كه بیش از نیم قرن در زندگى اجتماعى مطالعه و تجربه دارم و بزرگترین بحران‌هاى تاریخ معاصر را در انقلاب اسلامى ایران از نزدیك گذرانده‌ام به شما عرض مى‌كنم كه مطمئن باشید سعادت دنیا و آخرت انسان جز از راه پیروى از دستورات اسلام میسّر نخواهد بود. حتماً شما هم در این باره با من هم عقیده هستید ولى تأكید مى‌كنم كه خوب بیاندیشید و نتیجه بگیرید. براى رسیدن به سعادت واقعى مى‌بایست در ابتدا اسلام را به درستى فرا بگیریم تا راه را اشتباه نكنیم. ما باید دست‌كم به همان اندازه‌كه به دستورات بهداشتى و سخن متخصصان پزشكى براى سلامتى بدنمان توجه مى‌كنیم براى اسلام هم اهمیت قائل شویم و دستورات آن را فرا بگیریم و نیز متخصصانى براى شناختن آن تربیت كنیم تا احكام نورانى اسلام را به بهترین وجه به ما بیاموزند و شبهات ما را رفع كنند.
نكته دیگر این‌كه ممكن است كسانى تصور كنند عمل كردن به احكام اسلام در زندگى‌شان مشكلاتى فراهم مى‌كند و نمى‌توانند با كسانى كه در جبهه مخالف قرار دارند، مبارزه كنند. تجربه پیروزى انقلاب اسلامى ایران نشان داد كه وقتى انسان براى خدا قیام كند و حاضر شود كه آنچه در توان دارد براى اسلام مصرف كند خدا او را یارى خواهد كرد‌؛ البته این بدان معنا نیست كه ما در هر
﴿ صفحه 305﴾
كشورى عیناً رفتار ایران را تكرار كنیم، بلكه منظور این است كه یك درس كلى بگیریم كه در هر كشورى متناسب با شرایط آن كشور، آنچه توان داریم براى ترویج و گسترش اسلام و اجراى احكام آن هرچند در یك محدوده خاص و در میان گروه خاصى باشد، كوتاهى نكنیم. یعنى مسلمان‌ها باید تصمیم بگیرند در هر جایى كه هستند به هر اندازه‌اى كه برایشان میسّر هست احكام اسلام را هرچند تنها در میان خانواده و محله‌شان باشد، رواج دهند و آن را وظیفه‌اى مهم بدانند. فرد مسلمان نباید صرفاً خودش به بعضى احكام اسلام عمل كند، بلكه باید مبلّغ احكام اسلام و تشیّع و ارزش‌هاى اصیل اسلامى در میان جامعه‌اش باشد. نكته سوم این‌كه همان‌طور كه شما بحمد‌الله ثابت كردید نسبت به اهل‌بیت پیغمبر اكرم(صلى الله علیه وآله)كاملا وفادار هستید و این ضامن بقاى اسلام در میان مردم این سرزمین است، مواظب باشید كه این گوهر گران‌بها را از دست ندهید و این كیمیایى كه سعادت دنیا و آخرت شما را تضمین مى‌كند همواره در میان جامعه خودتان زنده نگه‌دارید و مطمئن باشید بهترین چیزى كه مى‌تواند هم حوائج مادى شما را برآورده كند و هم به سعادت آخرت شما كمك كند توسل به اهل‌بیت(علیهم السلام) به ویژه به حضرت سیدالشهدا(علیه السلام) است كه امیدواریم خدا دست ما را در دنیا و آخرت از دامان ایشان كوتاه نفرماید.
﴿ صفحه 306﴾
در پایان براى همه علما و گذشتگان از شیعیان این منطقه و همه كسانى كه به نحوى در معرفى و تبلیغ اسلام مؤثر بوده‌اند، دعا مى‌كنیم كه خدا روح آنها را با انبیا و اولیا محشور كند و به ما هم توفیق بدهد كه راه آنها را ادامه بدهیم و اسلام را بى‌كم و كاست به دست نسل آینده بسپاریم.
والسلام علیكم ورحمة الله وبركاته
﴿ صفحه 307﴾
﴿ صفحه 308﴾

على‌پور

امروز دوشنبه 31 شهریور و 22 سپتامبر است و مقصد ما شهرك على‌پور در 73 كیلومترى شمال شهر بنگلور. نكته جالب درباره على‌پور آمار 99 درصدى شیعیان آنجاست كه جز معدودى همه سیدند و اجدادشان از مازندران ایران. قبل از دیدار على‌پور از دوستان هندى مى‌شنوم كه مردمان این دیار از شیفتگان سرسخت ایران و انقلاب اسلامى هستند و رخ‌دادهاى كشورمان را به دقت
﴿ صفحه 309﴾
پى مى‌گیرند‌؛ حتى طلبه‌اى هندى مى‌گفت: على‌پورى‌ها ایرانیان را تا مرز تقدس مى‌ستایند و اگر به آنها بگویى كه ایران هم دزد و خلافكار و متقلب دارد، باور نمى‌كنند، و بعد افزود مگر این‌كه به ایران بیایند و خود ببینند، و این جمله آخر را با لحنى كنایه‌آمیز گفت. این حد از علاقه‌مندى را فقط مى‌شنوم ولى وقتى به على‌پور مى‌رسم و سیل جمعیت استقبال‌كنندگان و اشتیاقشان را مى‌بینم، همه آن سخنان را باور مى‌كنم.
بیش از همه‌جا على‌پورى‌ها به حاج‌آقا حلقه گل یا هار اهدا كردند. جمعیت خوش‌آمدگوى بسیارى هم آمده بود، با سلام و صلوات و نعره حیدرى و گاه به فارسى‌؛ «سلامتى میهمانان اسلام به آواز بلند صلوات». حوزه علمیه باقرالعلوم كه محل سخنرانى حاج‌آقاست ساختمان نوسازى است میان زمین سرسبز گسترده‌اى‌؛ براى گسترش ساختمان حوزه در سال‌هاى آتى. افزون بر پارچه‌نوشته بزرگى كه بر سردرِ باقرالعلوم آویخته‌اند، این چند جمله هم در قسمت‌هاى مختلف سالن اصلى به چشم مى‌خورد: «آقاى مصباح ذوالشهادتین است.» و زیر آن نوشته‌اند: از فرمایشات امام خمینى(رحمه الله) كه اشاره است به رخدادى در سال‌هاى 41 و 42 كه شخصى از حضرت امام اجازه‌نامه مى‌خواست. براى این مسأله مى‌بایست دو نفر شهادت مى‌دادند بر تأیید شخصیت او، وقتى آیت‌الله مصباح او را تأیید كردند حضرت امام شهادت ایشان را به جاى دو شاهد پذیرفته بودند. این خاطره را آیت‌الله مسعودى خمینى یكى از شاگردان امام گفته است. در
﴿ صفحه 310﴾
گوشه‌اى دیگر سخنى از مرحوم علامه طباطبایى آورده‌اند: «مصباح در میان شاگردان من مانند انجیر در میان سایر میوه‌هاست‌؛ چراكه فكر او هیچ چیز دورانداختنى و زایدى ندارد.» و سخنى از مقام معظم رهبرى دام ظله العالى: «من خودم به این آقا (مصباح) علاقه دارم، براى این‌كه شمشیر اسلام در مقابل كفر است.» ابتدا روحانى سیدى سخنرانى مى‌كند‌؛ در معرفى و تمجید حاج‌آقا، این را از چند واژه آشناى صحبتش مى‌فهمم مثل شمشیر، مجتهدین واقعى، در راه حق، كه بیشتر ترجمه نوشته‌هایى است كه بر دیوار زده‌اند، و بعد مى‌افزاید «وقتى من در قم تحصیل مى‌كردم شاگرد این آقا استاد من بودند». بعد از صحبت او قارى نوجوانى از طلاب مدرسه آیاتى از سوره تكویر خواند، و پس از تلاوت قرآن، ناطق على‌پورى از شعراى این منطقه، شعرى خواند در وصف انقلاب و امام با این مضامین، كه از ترجمه یك طلبه هندى مى‌فهمم: «ایستادگى داشت در برابر كفر مثل لشكر جرار، ریشه ظلم و ستم را بركند مثل مختار ثقفى، در همه دنیا نام او طنین افكند، هرچه داشت از تسبیح حضرت زهرا بود! فتواى او بر قتل سلمان رشدى جهان را لرزاند، چقدر تأثیر داشت سخن او و‌...».
ناطق على‌پورى مثل بسیارى از سخنرانان هندى، با شور مى‌خواند و با فریاد، و با كمك از حركات دست و صورت‌؛ براى تأثیر سخن و هیجان‌بخشى به مخاطبان، موفق هم بود جمعیت پیوسته با واه واه و احسنت و برخى با حركات دست تشویقش
﴿ صفحه 311﴾
مى‌كردند. شور او ما را به شوق آورد، با این وصف، ناطق هم باید لقب او باشد نه اسمش.
حاج‌آقا در صحبت‌هایشان، شعور و آگاهى اهالى على‌پور را ستودند‌؛ این‌كه اكنون مردمانى در سرزمین وحى، خاندان نبوت را نمى‌شناسند و در نزدیكى منزل و مدفن آنها از حقیقت وجودشان دورند اما اینجا هزاران كیلومتر دورتر از سرزمین حجاز، یارانى همراه و دل‌هایى نزدیك با اهل‌بیت زندگى مى‌كنند.
بعد از سخنرانى در فرصت باقى‌مانده تا اذان ظهر، نوبت پرسش على‌پورى‌ها بود و پاسخ حاج‌آقا، وقتى آیت‌الله مصباح در پاسخ كسى كه از تهدیدهاى امریكا پرسید، با استناد به سخن امام خمینى(رحمه الله) گفتند: امریكا هیچ غلطى نمى‌تواند بكند، یكى از میان جمعیت فریاد زد: امریكا، و بقیه پرشور جوابش دادند: مرده باد. اسرائیل، مرده باد. جمهورى اسلامى، زنده باد. خامنه‌اى، زنده باد. این هم نشان از شیفتگى مسلمانان دنیا به انقلاب اسلامى ایران و آرمان‌هایش.
﴿ صفحه 312﴾
﴿ صفحه 313﴾

سخنرانى حضرت آیت‌الله مصباح یزدى«زید عزه» در مدرسه علمیه باقر العلوم(علیه السلام) (على‌پور)(86)

بسم الله الرحمن الرحیم
...‌خداى متعال را شكر مى‌كنم كه توفیق عنایت فرمود در این سرزمین پاك كه سكونتگاه بسیارى از فرزندان پیامبراكرم(صلى الله علیه وآله)است، میهمان مردمى باشم كه مذهب اهل‌بیت را در این منطقه رواج دادند و بعد از چندین قرن بار دیگر با حمایت یكى از فرزندان رسول خدا ـ كه پرچم‌دار اسلام و مذهب تشیّع شد ـ عاشقانه در راه تحقق اهداف او فداكارى كردند.تحولات و فراز و نشیب‌هاى تاریخ اسلام و مسلمین توجه ما را به این حقیقت رهنمون مى‌كند كه سنت الهى بر آن است تا همیشه زمینه انتخاب صحیح براى طالبان
﴿ صفحه 314﴾
حقیقت فراهم باشد، و از سوى دیگر كسانى كه بدسرشت و بدخواهند هرچند در لباس صلاح ظاهر شوند امتحان خود را باز پس دهند.
پیغمبر اكرم(صلى الله علیه وآله) در سرزمین حجاز متولد شد و در آنجا رشد كرد و اسلام را در آنجا از خداى متعال دریافت و به مردم ابلاغ كرد. سال‌ها اهل‌بیتش در آن سرزمین زندگى كردند و مایه افتخار مردم عرب آن سامان بودند‌؛ اما امروز بسیارى از مردمان همان مكه و مدینه، فرزندان پیغمبر را نمى‌شناسند و از مدفن آنها اطلاعى ندارند. وقتى سؤال كنید كه این جعفر صادق(علیه السلام) یا محمد باقر(علیه السلام) كه در این‌جا مدفون‌اند چه كسانى هستند؟ نمى‌دانند. این مردم مدینه حتى از فرزندان پیغمبر بى‌اطلاعند‌؛ اما از سوى دیگر در سرزمین على‌پور كه هزاران كیلومتر از زادگاه پیغمبر دور است، مردمى را مى‌بینید كه پیغمبر و خاندان و مذهب او را از اهالى مكه و مدینه بهتر مى‌شناسند. حقانیت آنها را بهتر درك مى‌كنند و حاضرند در راه احیاى مذهب او سر و جانشان را هم فدا كنند. این نشانه تدبیر حكیمانه الهى است كه هر كجا مردمانى پاك سرشت، خیرخواه و طالب حقیقت باشند، قادرند راه خدا را بپیمایند و به مراتب كمال برسند‌؛ هرچند از نظر جغرافیایى از زادگاه اسلام دور باشند‌؛ اما ممكن است كسانى كه نزدیك‌ترین ارتباط را با زادگاه اسلام دارند از حقیقت اسلام دور باشند به گونه‌اى
﴿ صفحه 315﴾
كه حتى فرزندان پیغمبر را به درستى نشناسند. این تدبیر حكیمانه براى كسانى كه در این امتحان رد مى‌شوند سبب شرم و رسوایى است و براى آنان كه از راه‌هاى دور، حقیقت را مى‌شناسند، موجب سرافرازى است. این انسان است كه باید در میان این دو راه خیر و شر راه صحیح را برگزیند و هزینه‌اش را هم بپردازد‌؛ از این رو اگر منحرفانى را دیدیم كه در نزدیك‌ترین سرزمین‌ها به مولد پیغمبر و زادگاه اسلام حتى علیه اسلام قیام كردند، نباید تعجب كنیم. ما از این‌كه هر انسانى دچار بدبختى و عذاب شود ناراحت مى‌شویم ولى وقتى كسانى با سوء اختیار خودشان به عذاب ابدى مبتلا شدند، باید بگوییم كه این تدبیر حكیمانه الهى است و به آن راضى باشیم. این تدبیر الهى پرفراز و نشیب به هیچ كس اطمینان نمى‌دهد این چنین نیست كه چون پدر او فرد صالحى بوده یا سرزمین اوسرزمین مقدسى بوده یا این‌كه بخشى از عمرش را در راه خیر گذرانده نهایتاً در راه سعادت باقى خواهد ماند. هم‌چنین اگر كسى دور از مولد اسلام باشد یا از پدران ناشایست و ستمگرى به وجود آمده و یا حتى بخشى از عمر خود را در راه خطا گذرانده است، نباید مأیوس باشد و باید بداند كه هر وقت تصمیم گرفت كه راه پروردگار را بپیماید خدا او را یارى خواهد كرد هرچند در دورترین نقاط روى زمین و از خاندانى ناشایست باشد.
﴿ صفحه 316﴾
ما در تاریخ، كسانى را مى‌بینیم كه توانستند با همت بلندشان دورترین نقاط آلوده به بت‌پرستى و فساد را به شهرى اسلامى و الهى مبدل سازند و سال‌ها حكومت خدا را در آن سرزمین برقرار كنند، و از سوى دیگر شاهد بودیم همان سرزمینى كه زادگاه پیامبران بود و حتى در قرآن كریم به نام «بلده مبارك» نامیده شد، توسط ستمگران اشغال شود و در آنجا وحشتناك‌ترین كارها و رفتارها را نسبت به انسان‌هاى بى‌گناه روا دارند‌؛ همین سرزمین فلسطین كه امروز در دست ناپاك‌ترین انسان‌ها قرار گرفته است. این عبرت تاریخى به ما مى‌آموزد كه نه به گذشته‌هاى خودمان مغرور شویم و نه نسبت به آینده مأیوس. وقتى به گذشته مى‌نگریم، مى‌بینیم چند قرن مسلمان‌ها در این سرزمین زندگى كردند بهترین مساجد و مدارس، و بهترین مراكز عبادت را كه در عالم بى‌نظیر است، در این سرزمین بنیان نهادند. باید بدانیم كه رفتار گذشتگان چاره كار ما نخواهد بود: تِلْكَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ لَها ما كَسَبَتْ وَلَكُمْ ما كَسَبْتُم(87) ما امتى هستیم كه جاى آنها نشسته‌ایم باید وظیفه خودمان را بشناسیم و بدان عمل كنیم. اگر وظیفه خودمان را به درستى نشناسیم و درست عمل نكنیم، كار گذشتگان نفعى براى ما نخواهد داشت. خداى متعال در قرآن درباره سرزمین
﴿ صفحه 317﴾
فلسطین آورده است كه این‌ها دو بار در زمین فساد خواهند كرد ولى نهایتاً خداى متعال انتقام انبیا و اولیا و بندگان شایسته‌اش را از آنها خواهد گرفت. در سوره اسراء مى‌خوانیم: وَقَضَیْنا إِلى بَنِی إِسْرائِیلَ فِی الْكِتابِ لَتُفْسِدُنَّ فِی الأَْرْضِ مَرَّتَیْنِ‌...(88) این یك قضاى الهىِ اعلام شده است كه بنى‌اسرائیل دو مرتبه در روى زمین فساد و برترى‌جویى خواهند كرد ولى در پایان خداى متعال انتقام خون پاكان را از آنها خواهد گرفت. هم‌چنین در مناطقى كه مسلمانان سال‌ها كارهاى شایسته كردند، وقتى از مسیر حق منحرف شدند، خدا نعمت‌هاى خودش را از آنها سلب كرد. مى‌فرماید آن مردمى كه بعد از بندگان شایسته خدا نماز را تباه كردند و به دنبال شهوات رفتند، خدا نعمت‌هاى معنوى را از آنها مى‌گیرد و عزت و شوكتشان را از میان خواهد برد. پس باید هم از تعلیمات قرآنى و بیانات وحى استفاده كنیم و هم از تجربه‌هاى تاریخى گذشتگان عبرت بگیریم. همیشه بكوشیم رفتارهاى فردى، خانوادگى و اجتماعى خود را براساس ارزش‌هاى اسلامى و الهى تنظیم كنیم و در همه جا احكام خدا را به اجرا درآوریم و مخصوصاً نماز و عبادت و توسل به اولیاى خدا را فراموش نكنیم، و مطمئن باشیم كه اگر چند صباحى دشمنان یا گمراهان بر جایى مسلط شدند، سلطه آنان دیرى نخواهد
﴿ صفحه 318﴾
پایید. این یك امتحان الهى است هم براى كسانى كه مرتكب گناه مى‌شوند و هم بر ما كه تا چه اندازه در مقابل آنها مقاومت مى‌كنیم و بر اصول و ارزش‌هاى خودمان استقامت مىورزیم.
در این باره دو نمونه تاریخى را براى شما یادآور مى‌شوم‌؛ یكى انقلاب اسلامى ایران است. سال‌ها در ایران كسانى بر ضد اسلام تلاش كردند، با نقشه بیگانگان خواستند تا ریشه اسلام را از این كشور بر‌كنند، حتى تاریخ اسلامى را هم از آنجا محو كردند و تاریخ زرتشتى را رواج دادند‌؛ ولى وقتى مردم مسلمان ایران تصمیم گرفتند كه راه خدا را بپیمایند و رهبرى حضرت امام خمینى(رحمه الله) را پذیرفتند، خدا آنها را پیروز كرد و آن‌چنان عزتى به ایشان بخشید كه قدرتمندترین كشورهاى دنیا باید از قدرت و عزت آنان بهراسند. نمونه‌اى هم كه از نگاهى دیگر قابل عبرت است، داستان عراق است‌؛ كشورى كه به لحاظ داشتن عتبات عالیات، مورد احترام همه مسلمان‌هاى دنیاست. قرن‌ها مراجع تقلید در آنجا زندگى كردند. مسلمانان و به ویژه شیعیان دنیا احكام دینشان را از آنجا مى‌گرفتند. تا این‌كه در آنجا طاغوتى به پا خاست و متأسفانه توانست بخشى از مردم عراق را از مسیر صحیح منحرف كند و بعد به جنگ علیه انقلاب اسلامى ایران آمد و دستور امریكا براى مبارزه با انقلاب
﴿ صفحه 319﴾
اسلامى ایران را اجرا كرد‌؛ ولى دیدید كه سرانجام كار او به كجا انجامید و امروز به چه ذلتى افتاده است. این ذلتى در دنیاست و ذلت سخت‌تر و ابدى در آخرت خواهد بود‌؛ وَلَعَذابُ الآْخِرَةِ أَشَقُّ.(89)
امیدواریم خداى متعال به همه ما دلى آگاه و چشمى عبرت‌بین عطا كند تا با عبرت گرفتن از حوادث تاریخى و بهره‌گیرى از بیانات وحى عقلمان را بهتر به كار گیریم و در راه اصلاح خود و جامعه‌مان در حد توان بكوشیم و به رحمت و نصرت الهى امیدوار باشیم. ما بر اساس آموزه‌هاى شیعه معتقدیم كه روزى سراسر جهان را عدل و داد فرا خواهد گرفت و ظلم و ستم از میان خواهد رفت. امیدواریم آن روز نزدیك باشد و همه ما از یاران حضرت صاحب‌الامر ‌عجل الله فرجه الشریف‌ـ باشیم. اعتقاد به ظهور، بیشترین نیرو را به شیعیان مى‌دهد كه همیشه در كارهاى خیر فعال باشند، از پیشآمدهاى سخت نهراسند و از تسلط ستمگران نگران نباشند كه همه این‌ها امواجى گذرا است و نهایتاً حكومت عدل و داد به دست صاحب‌الامر برقرار خواهد شد. ما باید بكوشیم همواره رضایت ایشان را در نظر بگیریم و كارى كنیم كه هم در زندگى فردى، هم در زندگى خانوادگى و هم در زندگى اجتماعى‌مان از ما
﴿ صفحه 320﴾
راضى باشند و اگر امروز ظهور كنند ما را جزو لشكریانشان بشمارند.
در پایان از محبت‌هاى شما صمیمانه تشكر مى‌كنم و همه شما را به خدا مى‌سپارم. امیدوارم خداوند بركات مادّى و معنوى‌اش را بر شما و بر این سرزمین پاك نازل فرماید.
والسلام علیكم ورحمة الله وبركاته
﴿ صفحه 321﴾