سفر به سرزمین هزار آیین

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: اصغر عرفان

بنگلور

از آندراپرادش و مركز آن حیدرآباد به شهر بنگلور مركز ایالت كارناتاكا مى‌آییم. نام این ایالت تا سال‌هایى نه‌چندان دور «پوربور» بوده، نامى اردو كه نشان از دوران حكومت و اقتدار مسلمانان داشته، اما دولت هند مثل مصادره اماكن تاریخى مسلمین نام این ایالت را هم به كارناتاكا تغییر داده است. بیشترین جمعیت بنگلور هندو هستند و مسلمانان بزرگ‌ترین اقلیت، حضور شیعیان هم قابل توجه است. نفوذ شیعیان در این سرزمین، بیش‌تر، از زمان حكومت حیدرعلى حاكم شیعه این ایالت بوده است. حیدرعلى پسرى داشته به اسم «تیپوسلطان» كه امروز از افتخارات شیعیان و مسلمانان و حتى از سمبل‌هاى ملى هندوستان است. تیپوسلطان از بزرگ‌ترین مبارزان انقلابى علیه استعمار سیاه بریتانیا بوده با پیروزى‌هایى غرورآفرین، و البته با
﴿ صفحه 302﴾
داستان تلخ نیرنگ انگلیسى‌ها براى شكست این مرد مبارز كه هم شنیدنى است و هم عبرت‌آموز. بنگلور امروز یكى از مهم‌ترین شهرهاى اقتصادى هندوستان است به ویژه در صنعت نرم‌افزارهاى رایانه‌اى كه این سال‌ها در هند توسعه‌اى حیرت‌انگیز داشته است. آغاز حضورمان در این شهر، اقامه نماز و سخنرانى است در مسجد امام حسن عسكرى(علیه السلام) كه یكى از مهم‌ترین مساجد شیعیان بنگلور است.
﴿ صفحه 303﴾

سخنرانى حضرت آیت‌الله مصباح یزدى«زیدعزه» در مسجد عسگرى (بنگلور)

بسم الله الرحمن الرحیم
قال الله تعالى فى كتابه: إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ‌؛(85) خداى متعال برادران ایمانى را از هر كجاى زمین و از هر نژاد و هر قوم و هر زبانى كه باشند، برادر یكدیگر مى‌داند. ما بر اساس این آموزه الهى همه مسلمانانى را كه در سراسر گیتى پراكنده‌اند و به ویژه شیعیان را برادر خودمان مى‌دانیم و وقتى آنها را از نزدیك مى‌بینیم احساس آن برادرى را داریم كه سال‌ها از برادرش دور بوده و اكنون به ملاقات او شتافته است. طبعاً برادرى كه سالیان درازى برادران خودش را ندیده و تنها فرصت كوتاهى دارد كه آنان را زیارت كند دوست دارد بهترین هدیه‌اى كه برایش میسّر هست به آنان تقدیم كند.
﴿ صفحه 304﴾
برادران عزیز! بنده به عنوان كسى كه بیش از نیم قرن در زندگى اجتماعى مطالعه و تجربه دارم و بزرگترین بحران‌هاى تاریخ معاصر را در انقلاب اسلامى ایران از نزدیك گذرانده‌ام به شما عرض مى‌كنم كه مطمئن باشید سعادت دنیا و آخرت انسان جز از راه پیروى از دستورات اسلام میسّر نخواهد بود. حتماً شما هم در این باره با من هم عقیده هستید ولى تأكید مى‌كنم كه خوب بیاندیشید و نتیجه بگیرید. براى رسیدن به سعادت واقعى مى‌بایست در ابتدا اسلام را به درستى فرا بگیریم تا راه را اشتباه نكنیم. ما باید دست‌كم به همان اندازه‌كه به دستورات بهداشتى و سخن متخصصان پزشكى براى سلامتى بدنمان توجه مى‌كنیم براى اسلام هم اهمیت قائل شویم و دستورات آن را فرا بگیریم و نیز متخصصانى براى شناختن آن تربیت كنیم تا احكام نورانى اسلام را به بهترین وجه به ما بیاموزند و شبهات ما را رفع كنند.
نكته دیگر این‌كه ممكن است كسانى تصور كنند عمل كردن به احكام اسلام در زندگى‌شان مشكلاتى فراهم مى‌كند و نمى‌توانند با كسانى كه در جبهه مخالف قرار دارند، مبارزه كنند. تجربه پیروزى انقلاب اسلامى ایران نشان داد كه وقتى انسان براى خدا قیام كند و حاضر شود كه آنچه در توان دارد براى اسلام مصرف كند خدا او را یارى خواهد كرد‌؛ البته این بدان معنا نیست كه ما در هر
﴿ صفحه 305﴾
كشورى عیناً رفتار ایران را تكرار كنیم، بلكه منظور این است كه یك درس كلى بگیریم كه در هر كشورى متناسب با شرایط آن كشور، آنچه توان داریم براى ترویج و گسترش اسلام و اجراى احكام آن هرچند در یك محدوده خاص و در میان گروه خاصى باشد، كوتاهى نكنیم. یعنى مسلمان‌ها باید تصمیم بگیرند در هر جایى كه هستند به هر اندازه‌اى كه برایشان میسّر هست احكام اسلام را هرچند تنها در میان خانواده و محله‌شان باشد، رواج دهند و آن را وظیفه‌اى مهم بدانند. فرد مسلمان نباید صرفاً خودش به بعضى احكام اسلام عمل كند، بلكه باید مبلّغ احكام اسلام و تشیّع و ارزش‌هاى اصیل اسلامى در میان جامعه‌اش باشد. نكته سوم این‌كه همان‌طور كه شما بحمد‌الله ثابت كردید نسبت به اهل‌بیت پیغمبر اكرم(صلى الله علیه وآله)كاملا وفادار هستید و این ضامن بقاى اسلام در میان مردم این سرزمین است، مواظب باشید كه این گوهر گران‌بها را از دست ندهید و این كیمیایى كه سعادت دنیا و آخرت شما را تضمین مى‌كند همواره در میان جامعه خودتان زنده نگه‌دارید و مطمئن باشید بهترین چیزى كه مى‌تواند هم حوائج مادى شما را برآورده كند و هم به سعادت آخرت شما كمك كند توسل به اهل‌بیت(علیهم السلام) به ویژه به حضرت سیدالشهدا(علیه السلام) است كه امیدواریم خدا دست ما را در دنیا و آخرت از دامان ایشان كوتاه نفرماید.
﴿ صفحه 306﴾
در پایان براى همه علما و گذشتگان از شیعیان این منطقه و همه كسانى كه به نحوى در معرفى و تبلیغ اسلام مؤثر بوده‌اند، دعا مى‌كنیم كه خدا روح آنها را با انبیا و اولیا محشور كند و به ما هم توفیق بدهد كه راه آنها را ادامه بدهیم و اسلام را بى‌كم و كاست به دست نسل آینده بسپاریم.
والسلام علیكم ورحمة الله وبركاته
﴿ صفحه 307﴾
﴿ صفحه 308﴾

على‌پور

امروز دوشنبه 31 شهریور و 22 سپتامبر است و مقصد ما شهرك على‌پور در 73 كیلومترى شمال شهر بنگلور. نكته جالب درباره على‌پور آمار 99 درصدى شیعیان آنجاست كه جز معدودى همه سیدند و اجدادشان از مازندران ایران. قبل از دیدار على‌پور از دوستان هندى مى‌شنوم كه مردمان این دیار از شیفتگان سرسخت ایران و انقلاب اسلامى هستند و رخ‌دادهاى كشورمان را به دقت
﴿ صفحه 309﴾
پى مى‌گیرند‌؛ حتى طلبه‌اى هندى مى‌گفت: على‌پورى‌ها ایرانیان را تا مرز تقدس مى‌ستایند و اگر به آنها بگویى كه ایران هم دزد و خلافكار و متقلب دارد، باور نمى‌كنند، و بعد افزود مگر این‌كه به ایران بیایند و خود ببینند، و این جمله آخر را با لحنى كنایه‌آمیز گفت. این حد از علاقه‌مندى را فقط مى‌شنوم ولى وقتى به على‌پور مى‌رسم و سیل جمعیت استقبال‌كنندگان و اشتیاقشان را مى‌بینم، همه آن سخنان را باور مى‌كنم.
بیش از همه‌جا على‌پورى‌ها به حاج‌آقا حلقه گل یا هار اهدا كردند. جمعیت خوش‌آمدگوى بسیارى هم آمده بود، با سلام و صلوات و نعره حیدرى و گاه به فارسى‌؛ «سلامتى میهمانان اسلام به آواز بلند صلوات». حوزه علمیه باقرالعلوم كه محل سخنرانى حاج‌آقاست ساختمان نوسازى است میان زمین سرسبز گسترده‌اى‌؛ براى گسترش ساختمان حوزه در سال‌هاى آتى. افزون بر پارچه‌نوشته بزرگى كه بر سردرِ باقرالعلوم آویخته‌اند، این چند جمله هم در قسمت‌هاى مختلف سالن اصلى به چشم مى‌خورد: «آقاى مصباح ذوالشهادتین است.» و زیر آن نوشته‌اند: از فرمایشات امام خمینى(رحمه الله) كه اشاره است به رخدادى در سال‌هاى 41 و 42 كه شخصى از حضرت امام اجازه‌نامه مى‌خواست. براى این مسأله مى‌بایست دو نفر شهادت مى‌دادند بر تأیید شخصیت او، وقتى آیت‌الله مصباح او را تأیید كردند حضرت امام شهادت ایشان را به جاى دو شاهد پذیرفته بودند. این خاطره را آیت‌الله مسعودى خمینى یكى از شاگردان امام گفته است. در
﴿ صفحه 310﴾
گوشه‌اى دیگر سخنى از مرحوم علامه طباطبایى آورده‌اند: «مصباح در میان شاگردان من مانند انجیر در میان سایر میوه‌هاست‌؛ چراكه فكر او هیچ چیز دورانداختنى و زایدى ندارد.» و سخنى از مقام معظم رهبرى دام ظله العالى: «من خودم به این آقا (مصباح) علاقه دارم، براى این‌كه شمشیر اسلام در مقابل كفر است.» ابتدا روحانى سیدى سخنرانى مى‌كند‌؛ در معرفى و تمجید حاج‌آقا، این را از چند واژه آشناى صحبتش مى‌فهمم مثل شمشیر، مجتهدین واقعى، در راه حق، كه بیشتر ترجمه نوشته‌هایى است كه بر دیوار زده‌اند، و بعد مى‌افزاید «وقتى من در قم تحصیل مى‌كردم شاگرد این آقا استاد من بودند». بعد از صحبت او قارى نوجوانى از طلاب مدرسه آیاتى از سوره تكویر خواند، و پس از تلاوت قرآن، ناطق على‌پورى از شعراى این منطقه، شعرى خواند در وصف انقلاب و امام با این مضامین، كه از ترجمه یك طلبه هندى مى‌فهمم: «ایستادگى داشت در برابر كفر مثل لشكر جرار، ریشه ظلم و ستم را بركند مثل مختار ثقفى، در همه دنیا نام او طنین افكند، هرچه داشت از تسبیح حضرت زهرا بود! فتواى او بر قتل سلمان رشدى جهان را لرزاند، چقدر تأثیر داشت سخن او و‌...».
ناطق على‌پورى مثل بسیارى از سخنرانان هندى، با شور مى‌خواند و با فریاد، و با كمك از حركات دست و صورت‌؛ براى تأثیر سخن و هیجان‌بخشى به مخاطبان، موفق هم بود جمعیت پیوسته با واه واه و احسنت و برخى با حركات دست تشویقش
﴿ صفحه 311﴾
مى‌كردند. شور او ما را به شوق آورد، با این وصف، ناطق هم باید لقب او باشد نه اسمش.
حاج‌آقا در صحبت‌هایشان، شعور و آگاهى اهالى على‌پور را ستودند‌؛ این‌كه اكنون مردمانى در سرزمین وحى، خاندان نبوت را نمى‌شناسند و در نزدیكى منزل و مدفن آنها از حقیقت وجودشان دورند اما اینجا هزاران كیلومتر دورتر از سرزمین حجاز، یارانى همراه و دل‌هایى نزدیك با اهل‌بیت زندگى مى‌كنند.
بعد از سخنرانى در فرصت باقى‌مانده تا اذان ظهر، نوبت پرسش على‌پورى‌ها بود و پاسخ حاج‌آقا، وقتى آیت‌الله مصباح در پاسخ كسى كه از تهدیدهاى امریكا پرسید، با استناد به سخن امام خمینى(رحمه الله) گفتند: امریكا هیچ غلطى نمى‌تواند بكند، یكى از میان جمعیت فریاد زد: امریكا، و بقیه پرشور جوابش دادند: مرده باد. اسرائیل، مرده باد. جمهورى اسلامى، زنده باد. خامنه‌اى، زنده باد. این هم نشان از شیفتگى مسلمانان دنیا به انقلاب اسلامى ایران و آرمان‌هایش.
﴿ صفحه 312﴾
﴿ صفحه 313﴾