سفر به سرزمین هزار آیین

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: اصغر عرفان

سخنرانى حضرت آیت‌الله مصباح یزدى«دام‌عزه» در مؤسسه آقاى موسوى (حیدرآباد)

بسم الله الرحمن الرحیم
...‌بسیار خوشوقتم در مجمعى شركت جسته‌ام كه به نام نهج‌البلاغه و بزرگداشت سخنان یكى از برترین بنده‌هاى شایسته خدا برگزار شده است. اى كاش فرصت، كافى بود تا با شما عزیزان گفت‌و‌گوى بیشترى داشته باشم و با افكار و اندیشه‌هاى هم‌دیگر بهتر آشنا شویم‌؛ ولى متأسفانه وقت تنگ است و شما هم از ساعات طولانى این‌جا نشسته و حتما خسته‌اید. این ایام با چند مناسبت مهم همراه است كه من درباره هریك از آنها جمله‌هاى كوتاهى را به عرض شما مى‌رسانم كه زیاد خسته نشوید. در این هفته، روز مبعث یعنى بزرگترین عید اسلامى را داریم كه بنا به روایات شیعه، پیغمبر اكرم(صلى الله علیه وآله) در 27 ماه رجب مبعوث به
﴿ صفحه 292﴾
رسالت شدند، برادران اهل تسنن، این روز را روز معراج مى‌دانند و به این مناسبت جشن مى‌گیرند. قرآن، هدف از بعثت پیغمبر را دو چیز معرفى مى‌كند‌؛ هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الأُْمِّیِّینَ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَیُزَكِّیهِمْ وَیُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِی ضَلال مُبِین،(83) و در یك كلمه هدف از بعثت پیغمبر اكرم(صلى الله علیه وآله) تعلیم و تربیت است‌؛ البته براى ما میسّر نیست كه به طور مستقیم از تعلیم و تربیت رسول خدا(صلى الله علیه وآله)بهره‌مند باشیم، چون بین ما و ایشان 1400 سال فاصله شده است. معمولا وقتى چنین فاصله‌هاى طولانى بین یك رهبر و پیروانش پدید مى‌آید تخلفات، انحرافات و اشتباهات زیادى رخ مى‌دهد و گاهى كار به آنجا مى‌رسد كه رفتار و كردار پیروان یك مذهب و آیین با آنچه آیین اولیه بوده كاملا متفاوت مى‌شود. خوشبختانه در اسلام، خداى متعال ضمانت كرده كه متن تعلیمى اسلام ـ كه همان قرآن است ـ تا روز قیامت دست‌نخورده باقى بماند‌؛ بنابراین ما مى‌توانیم با استفاده از آن، تعالیم اساسى دینمان را دست نخورده و بدون تحریف دریافت كنیم.
امروز كارشناسان تربیت معتقدند كه بهترین راه تربیت ارائه الگوهاى شایسته است. پیغمبر اكرم(صلى الله علیه وآله) نیز براى این‌كه بهترین الگوى انسانى را به ما معرفى كند، حضرت
﴿ صفحه 293﴾
على(علیه السلام) را از دوران طفولیت در دامان خودش تربیت كرد. تا زمان رحلت پیغمبر اكرم(صلى الله علیه وآله) نیز حضرت على(علیه السلام)همواره در كنار رسول خدا بود و از علوم و از تربیت‌هاى او استفاده مى‌كرد‌؛ بنابراین اگر بخواهیم یك الگوى تربیتى را در اسلام معرفى كنیم بى‌شك بهتر از على(علیه السلام) نخواهیم یافت و به همین دلیل است كه مى‌بینید این شخصیت، داراى چنان موقعیت ممتازى است كه نه‌تنها شیعیان كه اهل تسنن، و نه‌تنها مسلمانان كه یهودى‌ها و نصرانى‌ها و زرتشتى‌ها، و نه‌تنها اهل كتاب‌هاى آسمانى بلكه مردمانى مثل هندوها از شخصیت ایشان با احترام یاد مى‌كنند. حتى شنیده‌ام اشعارى كه هندوها و بودایى‌ها در مدح حضرت على(علیه السلام) گفته‌اند از نظر مضمون كمتر از اشعارى كه خود شیعیان درباره آن حضرت سروده‌اند، نیست. این سخن از یك‌سو نشانه این است كه همه انسان‌ها فطرتاً طالب حقیقت‌اند و وقتى حقیقتى را در جایى بیابند در مقابلش خضوع مى‌كنند‌؛ و از طرف دیگر مؤیّد این است كه شخصیت على آن‌قدر شفاف و روشن و بلند است و هیچ نقطه تاریكى در آن وجود ندارد كه حتى كسانى كه از اسلام دور بودند باز هم شخصیت على(علیه السلام) را چونان مسلمان‌ها شناختند و به او احترام گذاشتند. یكى از اسباب شناساندن شخصیت على(علیه السلام) به جهانیان همین كتاب نهج‌البلاغه است كه نمونه‌اى از سخنان امیر مؤمنان(علیه السلام) در ساحت‌ها و
﴿ صفحه 294﴾
عرصه‌هاى مختلف زندگى فردى و اجتماعى است. البته مى‌دانید كه این كتاب را خود حضرت على(علیه السلام) ننوشته‌اند بلكه گلچینى از خطبه‌ها و كلمات قصار و نامه‌هاى حضرت امیر(علیه السلام) است كه به نظر جمع‌كننده و گردآورنده‌اش، از لحاظ بلاغت و فصاحت ممتاز بوده است و گرنه كلمات امیرالمؤمنین بسیار وسیع‌تر و پرمایه‌تر و فراوان‌تر از این‌هاست. همین گلچینى كه مرحوم سیدرضى به عنوان نمونه‌هاى ادبى جمع آورى كرده آن‌چنان گویاى شخصیت على است كه او را در باور همه جهانیان جاودانه كرده است. امیدواریم كه همه ما با استفاده بیشتر از این كتاب و آموزه‌هاى آن و با عمل كردن به دستوراتش، الگویى براى مكتب اسلام باشیم تا دیگران با مشاهده رفتار و كردار ما اسلام را بشناسند و به آن عشق بورزند.
در پایان از خداى متعال درخواست مى‌كنیم كه به همه ما توفیق دهد كه هم قرآن را به عنوان بهترین متن تعلیم بیاموزیم و هم نهج‌البلاغه را به عنوان نمودارى از تربیت اسلامى بشناسیم و به آورنده و فراهم كننده آن احترام بگذاریم. امیدوارم كه پروردگار متعال دل‌هاى ما روز‌به‌روز از معرفت و محبت به اهل‌بیت نورانى‌تر و سرشارتر سازد.
والسلام علیكم ورحمة الله وبركاته
﴿ صفحه 295﴾

سخنرانى حضرت آیت‌الله مصباح یزدى«دام‌عزه» در مؤسسه جعفرى

بسم الله الرحمن الرحیم
...‌خداى متعال را براى توفیق حضور در جمع شما بزرگواران شكر مى‌كنم. هم‌چنین از این‌كه برادران عزیزمان در حوزه‌هاى علمیه خدمات دینى و فرهنگى به مردم این سرزمین ارائه مى‌دهند بسیار مسرورم به ویژه كه همت خودشان را بیشتر صرف جوانان كرده‌اند‌؛ جوانان عزیزى كه بیش از هر چیز محتاج شناخت معارف اسلام هستند تا میراث گران‌قدر گذشتگان را حفظ و حراست كنند.
ما مى‌دانیم كه بعثت انبیا بزرگترین نعمتى است كه خداوند متعال به بندگانش اعطا كرده است: لَقَدْ مَنَّ اللهُ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ إِذْ بَعَثَ فِیهِمْ رَسُولاً مِنْ أَنْفُسِهِم(84) در حقیقت، خداى
﴿ صفحه 296﴾
متعال با فرستادن 124 هزار پیغمبر، زمینه را براى نزول شریعت اسلام و مبعوث شدن آخرین پیامبر كه عصاره همه انبیا و فخر همه اولیاست، فراهم كرد. بنابراین میراثى كه از پیغمبر اكرم(صلى الله علیه وآله) به دست ما رسیده میراث 124 هزار پیغمبر و حاصل زحماتى است كه پیغمبر اكرم(صلى الله علیه وآله) و سپس ائمه معصومین(علیهم السلام) براى هدایت بشر كشیدند و در این راه حتى خون‌هاى پاك خودشان را نثار كردند‌؛ بنابراین اگر ما از میراث هزاران پیامبر و صدها ولى و وصى خدا حراست كنیم در واقع شكر نعمت‌هاى الهى را به‌جا آورده‌ایم و خون پاك انبیا و اولیایى را كه شهید شدند، زنده نگه داشته‌ایم، و اگر خداى‌ناكرده در این راه كوتاهى كردیم و نتوانستیم این میراث را آن‌گونه كه شایسته است به آیندگان بسپاریم در حقیقت زحمات همه انبیا و اولیا و خون‌هاى پاك تمامى شهیدان را هدر داده‌ایم.
در این عصر، ما وظیفه سنگینى برعهده داریم‌؛ اولا باید معارف اسلام و اهل‌بیت را درست فرا بگیریم و در زندگى فردى و اجتماعیمان به كار ببندیم و ثانیاً بكوشیم كه آن را سالم به دست آیندگان برسانیم. اگر به تاریخ خودمان چه تاریخ ایران‌زمین و چه تاریخ هندوستان و چه تاریخ اسلام از آغاز تا به حال نگاهى كوتاه داشته باشیم، مى‌بینیم كه جامعه اسلامى در طول این چهارده قرن در سراسر گیتى فراز و نشیب‌هاى بسیارى داشته است‌؛ در برهه‌هایى از
﴿ صفحه 297﴾
زمان،اسلام در منطقه‌اى رواج یافته، مردم آن سرزمین را احیا كرده و آنها را با تمدن و فرهنگ صحیح الهى آشنا كرده است، ولى گاهى نیز بعد از مدتى بركات دنیوى و معنوى حاصل از نفوذ اسلام فروكش كرده و باز مردم دچار گمراهى‌هایى شده‌اند. متأسفانه در تاریخ برخى از كشورهاى اسلامى مشاهده مى‌كنیم كه در اثر عدم احساس مسئولیت از طرف مردم مسلمان و هم‌چنین در اثرتوطئه‌هاى دشمنان نسبت به اسلام و مسلمین، فرهنگ و تمدن اسلامى گرفتار ركود شده و به ضعف گرائیده است. خوشبختانه در این عصر و در یك ربع قرن گذشته با زحمات بسیارى كه علماى شیعه در ایران كشیدند جهشى بالنده در حركت اسلامى مسلمان‌ها پدیدار شد و دولتى اسلامى بر سركار آمد كه بتواند معارف اسلام را احیا و ارزش‌هاى اسلامى را در جامعه زنده كند. البته حاصل این فداكارى‌ها تنها به ایران محدود نشد و در بسیارى از كشورهاى اسلامى حركت‌هاى اسلام‌خواهانه و به‌اصطلاح بیدارى اسلامى تحقق یافت. امروز تقریباً ما شاهد هستیم كه در همه كشورهاى اسلامى، مردم و به ویژه جوان‌ها عطش خاصى نسبت به اسلام و معنویات احساس مى‌كنند و آماده فراگیرى حقایق اسلام و به كار بستن احكام آن هستند. همه ما باید این فرصت را غنیمت بدانیم و عطش مقدسى را كه در جوان‌هایمان پیدا شده، مغتنم بشماریم و آنها را با زلال اسلام ناب محمدى(صلى الله علیه وآله) سیراب كنیم.
﴿ صفحه 298﴾
ما در دوران كوتاه عمر خودمان یاد نداریم زمانى را كه پسران و دختران جوان مسلمان این اندازه براى فراگیرى و عمل به احكام اسلامى عطش داشته باشند‌؛ بنابراین، سنگینى این مسئولیت بر دوش ما احساس مى‌شود كه بكوشیم با غنیمت شمردن این فرصت‌ها اسلام را به صورت صحیحى كه پیغمبر اكرم(صلى الله علیه وآله) از طرف خدا آورده بدون كم و كاست و بدون افزودن خرافات، به نسل جوان عرضه كنیم و حقایق و معارفش را براى نسل آینده محفوظ بداریم. شاید بعضى‌ها تصور كنند براى این‌كه اسلام مورد قبول نسل حاضر و آینده واقع شود باید تغییرهایى در آن انجام بگیرد و چیزهایى از آن حذف شود تا مردم این عصر آن را بپذیرند، این پندار بسیار اشتباه‌آمیزى است. خداى متعال بهتر مى‌دانست كه انسان‌ها در هر عصر و زمانى چه چیزى لازم دارند و چگونه باید زندگى كنند. اگر لازم بود تغییرى در اسلام داده شود آن را به عنوان شریعت جاوید ابدى نازل نمى‌كرد، بلكه پیغمبر دیگرى مى‌فرستاد كه تغییرات لازم را در آن ایجاد كند. معناى این‌كه پیغمبر اكرم(صلى الله علیه وآله) خاتم پیامبران است یعنى این‌كه بعد از او به راهنماى آسمانى دیگرى احتیاج نیست، و معناى این‌كه اسلام دین جاوید است آن است كه بشر احتیاج به شریعت و احكام و قوانین دیگرى ندارد. آنچه تا روز قیامت براى بشر لازم است در این دین پیش‌بینى شده و براى برخى
﴿ صفحه 299﴾
مقررات جزئى لازم نیز مرجعى كه فقیه جامع‌الشرایط باشد، تعیین شده است. یعنى براى مقررات جزئى ما باید از فقیه اطاعت كنیم‌؛ ولى فقیهى كه براساس كلیاتى كه از قرآن دریافت كرده جزئیات احكام را براى مردم تعیین مى‌كند. امیدوارم كه خداى متعال به بركت این مبعث شریف كه روز تجلى اعظم الهى است همه ما را به آنچه مرضىّ خودش هست هدایت فرماید و در انجامش موفق بدارد. در پایان از خداى متعال مى‌خواهیم كه عیدى عید مبعث را ظهور ولى‌عصر ‌ارواحنا فداه‌ـ قرار دهد.
والسلام علیكم ورحمة الله وبركاته
﴿ صفحه 300﴾
﴿ صفحه 301﴾

بنگلور

از آندراپرادش و مركز آن حیدرآباد به شهر بنگلور مركز ایالت كارناتاكا مى‌آییم. نام این ایالت تا سال‌هایى نه‌چندان دور «پوربور» بوده، نامى اردو كه نشان از دوران حكومت و اقتدار مسلمانان داشته، اما دولت هند مثل مصادره اماكن تاریخى مسلمین نام این ایالت را هم به كارناتاكا تغییر داده است. بیشترین جمعیت بنگلور هندو هستند و مسلمانان بزرگ‌ترین اقلیت، حضور شیعیان هم قابل توجه است. نفوذ شیعیان در این سرزمین، بیش‌تر، از زمان حكومت حیدرعلى حاكم شیعه این ایالت بوده است. حیدرعلى پسرى داشته به اسم «تیپوسلطان» كه امروز از افتخارات شیعیان و مسلمانان و حتى از سمبل‌هاى ملى هندوستان است. تیپوسلطان از بزرگ‌ترین مبارزان انقلابى علیه استعمار سیاه بریتانیا بوده با پیروزى‌هایى غرورآفرین، و البته با
﴿ صفحه 302﴾
داستان تلخ نیرنگ انگلیسى‌ها براى شكست این مرد مبارز كه هم شنیدنى است و هم عبرت‌آموز. بنگلور امروز یكى از مهم‌ترین شهرهاى اقتصادى هندوستان است به ویژه در صنعت نرم‌افزارهاى رایانه‌اى كه این سال‌ها در هند توسعه‌اى حیرت‌انگیز داشته است. آغاز حضورمان در این شهر، اقامه نماز و سخنرانى است در مسجد امام حسن عسكرى(علیه السلام) كه یكى از مهم‌ترین مساجد شیعیان بنگلور است.
﴿ صفحه 303﴾