سفر به سرزمین هزار آیین

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تدوین و نگارش: اصغر عرفان

سخنرانى حضرت آیت‌الله مصباح یزدى«زیدعزه» در مدینة‌الرسول (حیدرآباد)(82)

بسم الله الرحمن الرحیم
...‌خدا را شكر مى‌كنم كه توفیق یافتم شما گل‌هاى باغ قرآن را در این محفل نورانى ملاقات كنم. حتماً دیده‌اید كه باغبان در بوستانى با زحمت گل‌هایى را مى‌كارد، آفتاب بر این گل‌ها مى‌تابد، باران بر آن مى‌بارد، باغبان رسیدگى مى‌كند تا بوته‌هاى گل رشد كند و زیبا و خوش‌بو پرورش یابد. شما آن گل‌هایى هستید كه در این باغ قرآن روئیده‌اید. معلمان شما باغبان‌هایى هستند كه شما را پرورش مى‌دهند و عنایت خداى متعال نورى است كه بر شما مى‌تابد و بارانى است كه مى‌بارد و شما را رشد مى‌دهد تا مثل گل‌هاى زیبا و خوش‌بو پرورش یابید. اگر بكوشید از نور
﴿ صفحه 284﴾
قرآن كریم استفاده كنید و این آیات را خوب بیاموزید و با لحن زیبا بخوانید و حفظ كنید و بعد هم ان‌شاء‌الله به آنها عمل كنید، زیباترین گل‌هاى باغستان این عالم خواهید بود، اما اگر خداى‌ناكرده درست درس نخوانید، نظافت را رعایت نكنید و در عمل به قرآن كوتاهى كنید، مثل گل‌هایى مى‌شوید كه آب و نور به آنها نمى‌رسد و زود پژمرده مى‌شوند.
امیدواریم كه خداى متعال به ما توفیق بدهد كه روز‌به‌روز با معارف قرآن بیشتر آشنا شویم و به آنها بهتر عمل كنیم تا به سعادت دنیا و آخرت نائل شویم. در پایان از خداى متعال مى‌خواهیم كه ارواح علما، بزرگان، اساتید، شهدا و همه كسانى را كه خدمت كردند تا اسلام به دست ما برسد، با روح رسول‌الله محشور كند.
والسلام علیكم ورحمة الله وبركاته
﴿ صفحه 285﴾
﴿ صفحه 286﴾

وسایل نقلیه عمومى

در طول اقامتمان در هند هر وقت جایى رفتیم مركبمان ماشین‌هاى سفارت بود یا كنسول‌گرى و زحمت هماهنگى و رانندگى‌اش با كاركنان مهربان و شفیق آنجا كه همین‌جا از همه‌شان تشكر مى‌كنم. با این حال حیفم آمد از وضعیت وسایل نقلیه عمومى و آنچه این چند روزه دیده‌ام و شنیده‌ام چیزى نگویم.
در شهرهاى هند براى رسیدن به مقصد یا باید سوار اتوبوس شوى كه غالباً قدیمى است و پیوسته پر از جمعیت با چند نفرى كه همیشه از ركاب و پنجره‌هایش آویزانند و وضعى دارد بدتر از خط‌هاى شلوغ شوش و شهررى در بیست سال پیش، یا باید با تاكسى بروى كه همیشه آماده است و البته بسیار گران به دلیل قیمت بالاى بنزین. تاكسى‌ها ماشین‌هاى مدل قدیمى است حداقل مال سى سال قبل شاید هم حالا به همین صورت ساخته مى‌شوند، به هر حال شكل و شمایلشان كه امروزى نیست.
﴿ صفحه 287﴾
سایكل‌ریگشا یا همان سه‌چرخه كرایه‌اى و اتوریگشا (موتور سه‌چرخه هندلى) همه حكم تاكسى را دارند و همیشه فراوانند و منتظر تا شما را به تماشاى اماكن تاریخى و سیاحتى ببرند و جالب این‌كه اصرار مى‌كنند كه منتظر برگشتن شما بنشینند، هر چقدر هم طول بكشد اشكالى ندارد. قضیه مسافر و تاكسى در اینجا درست عكس ایران خودمان است. اینجا راننده در انتظار مسافر چرت مى‌زند و آنجا مسافر در انتظار تاكسى.

جایزه ویژه امام خمینى(رحمه الله)

سید على‌عباس موسوى را در مراسم كنسول‌گرى دیده بودیم. او از چهره‌هاى شناخته شده شیعیان حیدرآباد و از فعالان فرهنگى و اجتماعى این شهر است. یكى از كارهایش تأسیس مؤسسه‌اى آموزشى است براى نوجوانان و جوانان، مثل مراكز پیش‌دانشگاهى ایران كه اولین مركز آموزشى از این دست براى شیعیان حیدرآباد است‌؛ اگرچه به دلیل پیوند قلوب، از اهل‌سنت و دیگر مذاهب هم دانش‌آموز دارد. از دیگر فعالیت‌هایش برگزارى هرساله همایشى است درباره نهج‌البلاغه كه امسال سال پانزدهم آن بود.
سید على‌عباس حضور آیت‌الله مصباح را غنیمت شمرده بود براى سخنرانى در همایش نهج‌البلاغه و هم‌چنین اعطاى جایزه و گواهى‌نامه به شاگردان ممتاز و فارغ‌التحصیلان. در این مراسم، شخصیت‌هاى مهم حیدرآباد هم دعوت بودند مثل رئیس پلیس
﴿ صفحه 288﴾
شهر، رهبر سیك‌ها، بعضى از بزرگان اهل‌سنت و برخى دیگر كه به نظر مى‌رسید از والدین دانش‌آموزان هستند. با ورود حاج‌آقا به مراسم، یك نفر چند بار فریاد كشید «نعره حیدرى» و دیگران هربار جوابش دادند «یا على»‌؛ سنتى مثل صلوات فرستادن ما در هنگام ورود شخصیت‌هاى مهم به مجلس، منتها با تفاوت آهنگ بلند صدا. جمعیت بسیارى آمده بود بیش از چند‌صد نفر و همه غیر از صف اول كه ویژه میهمانان خاص بود و همگى مرد، به تفكیك جنسیت نشسته بودند‌؛ سمت راست آقایان و دیگر سو خانم‌ها.
ابتدا آقاى موسوى صحبت كرد با مقدمه خطبه‌اى طولانى كه بیش‌تر مدح بلندى بود در وصف حضرت على(علیه السلام) و ولایتش، بى‌مراعاتِ برخى میهمانان غیر شیعه، بعد به حاضران خوش‌آمد گفت و از حضور حاج‌آقا تشكرى ویژه كرد. سپس اهداى هار بود هم به حاج‌آقا و هم به همراهان ایشان مثل حاج‌آقاى رجب‌نژاد و سركنسول و یكى دو تن دیگر.
حاج‌آقا در سخنرانى‌شان از هدف بعثت پیغمبر(صلى الله علیه وآله)گفتند كه تعلیم و تربیت مردمان بود، و از بهترین شیوه‌هاى تربیت كه ارائه الگوهاى شایسته است، و بعد اشاره كردند كه پیامبر(صلى الله علیه وآله) حضرت على(علیه السلام) را از دوران كودكى در دامان خود پرورش داد تا الگوى آینده ره‌روان راه حقیقت باشد. آیت‌الله مصباح از احترام و بزرگداشت حضرت على(علیه السلام) در همه فِرَق اسلامى، ادیان الهى و حتى هندوها و بودایى‌ها گفتند و یكى از اسباب این ستایش و
﴿ صفحه 289﴾
مانایى را كتاب شگرف نهج‌البلاغه دانستند كه اقیانوس بى‌كران معارف در ساحت‌ها و عرصه‌هاى مختلف زندگى فردى و اجتماعى است.
بعد از سخنرانى حاج‌آقا نوبت اهداى جوایز بود‌؛ نفرات برگزیده اول، تندیس‌هایى ویژه در قاب چهارگوش شیشه‌اى و برخى تندیسى به شكل چارمنار حیدرآباد، گردن‌آویزهاى طلایى هم بود همراه لوح تقدیر براى نفرات بعدى، عده‌اى هم فقط گواهى‌نامه قبولى. صف طولانى دختر و پسرانى كه منتظر دریافت هدایایشان از دست حاج‌آقا بودند‌؛ بیش از همه مرا نگران ساخت‌؛ براى وضعیت جسمانى حاج‌آقا و اندك كسالتشان و این‌كه باید براى هر كدام اندكى خم مى‌شدند و كمى معطل، و البته سهم حاج‌آقا از هدایا بیش از همه بود‌؛ دو بازوبند سرخ رنگ امام ضامن كه شیعیان هندى به نیت سلامت و حفاظت از مسافران و میهمانان ویژه بر بازویشان مى‌بندند، گردن‌آویزى طلایى كه حاج‌آقا را مجبور كرد چند لحظه عمامه از سر بردارند، و بالأخره تندیس ویژه چارمنار، زیباتر از همه تندیس‌هایى كه اهدا شد. موقع اهداى این‌ها، شیوه ابراز احساسات، متفاوت بود‌؛ شیعیان و بزرگان و آن‌ها كه در صف‌هاى اول بودند با صلوات، و جوانان دیگر كه دورتر بودند با كف زدن در ضرب‌آهنگى خاص.
دختركانى كه در صف ایستاده‌اند به جز انگشت‌شمارى همه باحجابند محفوظ در لباس بلند سنتى هندى، با سر و پا و اندام پوشیده، مگر معدودى كه نمى‌فهمم بر چه معیار و فتوایى فقط
﴿ صفحه 290﴾
دست‌ها را نپوشانده‌اند. نه‌تنها مسلمانان كه به حكم مذهبشان موظف به حجابند، بلكه عموم هندى‌ها پوششى نجیبانه دارند.
لباس‌هاى تنگ و نازك و كوتاه غربى حتى در شهرهاى توریستى و تجارى چندان طرفدارى ندارد و از هرزگى و شهوت‌گسیختگى لااقل در منظر عموم خبرى نیست. هندوستان، محكم و استوار بر باورهاى اصیل شرقى خود تكیه كرده و از این جهت شایسته تحسین و ستایش است.
﴿ صفحه 291﴾