سفر به سرزمین هزار آیین

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تدوین و نگارش: اصغر عرفان

غذاى هندى

دومین شب حضورمان در حیدرآباد میهمان ضیافت شام سید رضاآقا نماینده مقام معظم رهبرى در امور دینى این شهر هستیم. رضاآقا به افتخار حضور حاج‌آقا زحمت دعوت از علما و بزرگان شهر را هم كشیده و مجلس مفصلى ترتیب داده است‌؛ اما من به جاى روایت امشب و شرح دیدار علما حكایت غذاهاى هندى را تعریف مى‌كنم بى‌تناسب با مجلس علما و با شیرینى همین بى‌ارتباطى شاید هم به دلیل شام رضاآقا.
غذاهاى هندى تند و تیزند و پر از اقسام فلفل و ادویه. وقتى مى‌خورى انگار همه وجودت آتش مى‌گیرد و متحیر مى‌شوى كه این هندى‌ها چطور با ولع و لذت مى‌خورند اما ما نمى‌توانیم و ناچار هستیم همراه هر قاشق غذا دو سه قاشق ماست هم مصرف كنیم و آبى بخوریم تا از سوزش دهان و گلویمان كاسته شود. اولین تجربه خوردن غذاى هندى تجربه باشكوهى نیست اما نه آن‌قدر كه دومین بار را تجربه نكنى و نه آن حد كه بعد از چند روز عادت نكنى به این تندى و حتى بعد از بازگشت از این سفر هوس نكنى براى یك وعده غذاى هندى. معمولا وقتى كه از سفر برمى‌گردى به تو مى‌گویند خوردنى‌ها و نوشیدنى‌ها مال خودت از دیدنى‌ها بگو اما من از خوردنى‌ها هم گفتم اگرچه غذاى هندى چشیدنى است نه گفتنى.
﴿ صفحه 264﴾
﴿ صفحه 265﴾

سخنرانى حضرت آیت‌الله مصباح یزدى«زیدعزه» در منزل سیدرضاآقا (حیدرآباد)

بسم الله الرحمن الرحیم
...‌خداى متعال را براى توفیق حضور در جمع نورانى شما شیعیان اهل‌بیت سپاس مى‌گویم‌؛ جمعى كه به بركت زحمات طاقت‌فرساى علما در طول چندین قرن، با مكتب آنها آشنا شدند و محبت آنها را در دل پروراندند. گوهر ولایت و محبت اهل‌بیت، كیمیایى است كه هیچ انسانى قدرت ارزش نهادن بر آن را ندارد. این گوهر گران‌بها به آسانى به دست ما نرسیده است. در طول چهارده قرن، ائمه اطهار(علیهم السلام)، علما و بزرگان، خون دل‌هاى بسیار خوردند تا این گوهر را براى آیندگان حفظ كنند. برخى از ائمه اطهار(علیهم السلام) سال‌ها در تقیه به سر بردند و بسیارى از حقایق را حتى از بعضى از شیعیان
﴿ صفحه 266﴾
هم پنهان داشتند تا از حملات و اتهامات دشمنان در امان باشند.
همه ما مى‌دانیم كه غالب معارف اهل‌بیت در عصر امام باقر و امام صادق(علیهما السلام) صادر و به وسیله راویان و محدثان براى آیندگان ضبط و نقل شد. شاید ما فكر كنیم كه در آن زمان احتیاجى به تقیه و كتمان اسرار نبود، ولى چنین نیست. حتى شیعیان در زمان امام صادق(علیه السلام) براى یاد گرفتن احكام دینیشان ناگزیر مى‌شدند به صورت افرادى مثل خیارفروش یا تخم‌مرغ‌فروش در كوچه‌ها راه بیافتند و به بهانه فروختن خیار یا تخم‌مرغ به منزل امام بروند و در آنجا مسائل دینى‌شان را بپرسند. این نمونه‌اى است از سختى‌هایى كه ائمه اطهار و اصحاب آنان داشتند و بالاخره بالاترین فداكارى‌ها را حضرت سیدالشهدا(علیه السلام) كرد كه با نثار خون پاك خود و فرزندان و اصحابش باعث بقاى اسلام شد.
ائمه اطهار(علیهم السلام) براى زمان ما هم چندین دستور كلى صادر كردند كه با رعایت این دستورات مى‌توانیم راه آن بزرگان را ادامه بدهیم و معارفشان را براى آیندگان حفظ كنیم. یكى از دستورات حیاتى ائمه اطهار(علیهم السلام) كه باعث دوام اسلام و به ویژه مذهب تشیّع مى‌شود دستورى است كه درباره ولایت علما و مجتهدان جامع‌الشرایط داده‌اند. همان‌گونه كه مردم در زمان حضور امامان معصوم(علیهم السلام)
﴿ صفحه 267﴾
احكام و دستورات ایشان را لازم‌الاطاعة مى‌دانستند، باید احكامى را هم كه از طرف ولى‌امر مسلمین یعنى مجتهد جامع‌الشرایط صادر مى‌شود مثل حكم امام، محترم بشمارند و به آن عمل كنند. در حقیقت، پیروزى انقلاب اسلامى ایران یكى از بركات اطاعت از دستورات حیات‌بخش و انسان‌ساز اهل‌بیت(علیهم السلام)است. مى‌دانید كه معارف اهل‌بیت داراى مراتبى است‌؛ بعضى از حقایق آنها در سطح فهم افراد عادى نیست‌؛ از باب نمونه در اصول كافى روایتى با چند سند و با چند عبارت متحدالمضمون آمده است كه اگر ابوذر مى‌دانست كه در قلب سلمان چه مى‌گذرد، او را كافر مى‌شمرد‌؛ بنابراین دستور داده‌اند كه علما طبقات مختلف مردم و ظرفیت وجودى و فكرى آنها را در نظر داشته باشند و با هركسى در حد ظرفیت او سخن بگویند‌؛ إِنَّا مَعَاشِرَ الاَْنْبِیَاءِ أُمِرْنَا أَنْ نُكَلِّمَ النَّاسَ عَلَى قَدْرِ عُقُولِهِمْ.(80) در همان اصول كافى ـ كه از معتبرترین منابع روایى ماست ـ روایات زیادى آمده است كه طى آنها سفارش كرده‌اند اسرار ما را حتى از بعضى از شیعیان هم پنهان بدارید و براى همه آنها بیان نكنید. ما در این‌جا مواجه هستیم با دو وظیفه متفاوت، یكى این‌كه بكوشیم روز‌به‌روز معرفت خودمان را نسبت به اهل‌بیت(علیهم السلام)
﴿ صفحه 268﴾
افزایش دهیم و سپس استعداد شناخت مقامات آنها را بیابیم و از طرف دیگر موظف هستیم كه براى دیگران به اندازه میزان فهمشان سخن بگوییم. امیدوارم خداوند متعال همه ما را در راه انجام وظیفه‌اى كه بر دوش داریم، موفق بدارد.
والسلام علیكم ورحمة الله وبركاته
﴿ صفحه 269﴾

حوزه‌هاى علمیه حیدرآباد

در این سفر اگرچه اصلى‌ترین هدفمان دیدار از حوزه‌هاى علمیه هند بود و بررسى اجمالى وضعیت آنها، اما در گزارش این سفر و این صفحات پیش‌رو چنین دغدغه‌اى نبود و هراس بود كه این نوشته، تكرارى باشد ناقص بر چند جزوه و كتابى كه تاكنون به تفصیل به این موضوع پرداخته‌اند، و همین بهانه سبب شد كه همه دیدارهاى آیت‌الله مصباح را از این چند حوزه حیدرآباد، در یك روایت خلاصه كنیم و در عوض كلیتى بگوییم از احوال و غصه‌هایى كه دارند.
در حیدرآباد از چهار حوزه علمیه دیدار كردیم‌؛ یكى مدرسه على مرتضى با مسئولیت رضا آقا، دیگرى حوزه القائم كه مدیرش شیخى بود به نام على‌حیدر فرشته كه چون در قم تحصیل كرده بود به او فرشته قمى مى‌گفتند. سومین حوزه هم المهدى‌؛ قدیمى‌تر و بزرگ‌تر از دیگر حوزه‌ها، مؤسسش سید محمد موسوى بود و
﴿ صفحه 270﴾
مدیرش سید ظفریاب حیدر، و با «نجفى‌هاوس» بمبئى ارتباط داشت. آخرین دیدار هم از حوزه علمیه امام رضا بود با مدیریت سید ابراهیم موسوى جزائرى.
حاج‌آقا در هر چهار مدرسه سخنرانى كردند و وضعیت درسى و تحصیلى و تعداد استادان و طلاب و میزان امكاناتشان را هم دیدند و هم پرسیدند. حضور حاج‌آقا به عنوان نماینده مقام معظم رهبرى سبب دلگرمى اینان بود و تشویق بر ادامه راهشان و این‌كه بدانند رهبرى از حال شیعیان هند غافل نیستند و نگاهى مهرمندانه دارند به این حوزه‌ها و تربیت طلاب فاضل.
اینان هم با درك این انس و علاقه، از شیفتگان مقام معظم رهبرى بودند. در همه این حوزه‌ها تصاویر زیباى رهبرى و امام بر سینه دیوارها مى‌درخشید و در برخى از آنها این عكس‌ها تنها تصاویر موجود از شخصیت‌هاى سیاسى و كشورى بود. این علاقمندى، از صحبت‌ها و دعاهایشان هم هویدا مى‌شد. حاج‌آقا در این دیدارها افزون بر صحبت با مدیران و مسئولان با طلبه‌ها هم گفتوگو مى‌كردند و دردها و دغدغه‌هایشان را مى‌شنیدند.
نكته ملموس در همه این حوزه‌ها، فقر امكانات بود و نبود بودجه كافى براى تجهیز و خرید حداقل لوازم ضرورى و حتى كتاب‌ها. مخارج این حوزه‌ها با اندك كمك سازمان مدارس خارج از كشور و مقدارى وجوهات شرعى و كمك برخى افراد خیّر تأمین مى‌شد. متأسفانه بیشتر مسلمانان هندى در فقر مى‌لولند و از نقش و منزلت اجتماعى و سطح درآمد مناسبى برخوردار
﴿ صفحه 271﴾
نیستند. در این میان وضعیت شیعیان از دیگر مسلمانان تأثربرانگیزتر است. اینان از دوستان ایرانند و از عاشقان انقلاب و نظام، آن‌قدر هم دور نیستند‌؛ همین بیخ گوشمان كنار پاكستان همسایه، اگر غصه خیلى از كشورهایى را مى‌خوریم كه نه چندان دوست هستند و نه خیلى نزدیك و اگرچه مسلمان نه شیعه، اشكالى ندارد اما حیف است و درد كه برادران شیعه خود را در این كشورها یارى نكنیم. اینان در میان دولت‌هاى جهان تنها چشم امید به ایران اسلامى ما دارند والاّ مگر عربستان و مصر و امارات به این‌ها كمك مى‌كنند و اگر كمك كنند كه هدف، اهتزاز پرچم شیعه در سرزمین هفتاد و دو ملت نیست. اینان مردمان ساده و قانعى هستند همه انتظارشان شاید در حد حمایت‌هاى اندك سیاسى، ارسال كتاب و محصولات فرهنگى، سهل‌گیرى در پذیرش و اسكان طلابشان و گسترش نمایندگى‌هاى فرهنگى و مذهبى خلاصه شود كه توقعات زیادى هم نیست، و فقط همت و توجه بیشتر مسئولان فرهنگى را مى‌طلبد.
نكته افسوس‌برانگیز دیگرى كه در طول این سفر و این دیدارها به آن رسیدم، ضعف علمى و ناتوانى تأسف‌زاى حوزه‌هاى كنونى هند در پرورش گسترده عالمان و فرهیختگان ممتاز دینى است. این مسأله وقتى نمود مى‌یابد كه بدانیم زمانى مدارس هند از مهم‌ترین حوزه‌هاى فرهنگى و دینى سراسر عالم تشیع بوده است. علامه میرحامدحسین، علامه سید دلدارعلى، سلطان‌العلماء، سید‌العلماء و بسیارى دیگر از چهره‌هاى شناخته
﴿ صفحه 272﴾
شده جهان تشیع از این حوزه‌ها سر برآورده بودند‌؛ عالمانى كه «صاحب جواهر» بخشى از كتابش را براى تأیید و اعلام نظر نزد آنها فرستاده است. برخى از بزرگ‌ترین كتابخانه‌هاى جهان اسلام هم در این سرزمین بوده‌اند. اصلا مرحوم علامه امینى(قدس سره) بسیارى از منابع الغدیر را از كتابخانه‌هاى شهرهاى حیدرآباد، علیكره، لكنهو، كانپور، جلالى و رامپور هند به دست آورده و از مطالب ارزشمند آنها با احترام یاد كرده است. در سال‌هاى نه‌چندان دور نیز بسیارى از كتاب‌هاى فقهى و روایى و رجالى چاپ بمبئى و حیدرآباد هند بودند.
این‌كه پاییز این گلستان، آفت تیشه دشمن بود بر ریشه باغ یا محصول نبود باغبان دلسوز نمى‌دانم. اكنون فقط غصه آن همه عظمت افول كرده، غربت غم‌آلودى بر سینه‌ام آوار مى‌كند.
﴿ صفحه 273﴾