سفر به سرزمین هزار آیین

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: اصغر عرفان

سخنرانى حضرت آیت‌الله مصباح یزدى«زیدعزه» در جمع ایرانیان مقیم حیدرآباد (دربار حسینى)

بسم الله الرحمن الرحیم
...‌خدا را شكر مى‌كنم كه توفیق عنایت فرمود در این دربار حسینى حضور پیدا كنم و خدمت برادران ایرانى و هم‌شهریان عزیز باشم. چون ایام مبعث در پیش است مناسب دیدم دو سه جمله‌اى درباره اهمیت بعثت پیغمبر اكرم(صلى الله علیه وآله) و نعمتى كه خداى متعال به وسیله ایشان به انسان‌ها عطا فرمود سخن بگویم. سخنم را با مثالى آغاز مى‌كنم. فرض كنید كه در یكى از ایالت‌هاى هند یك بیمارى مسرى لاعلاجى آمده و همه افراد به آن مبتلا شده‌اند. در دنیا بیمارى‌هایى هست كه هنوز براى علاج آن دارویى پیدا نشده است. بعد خبرى از یك كره دیگرى مى‌رسد كه در آنجا پزشكانى هستند كه داروى این بیمارى
﴿ صفحه 256﴾
را كشف كرده‌اند و بناست راه ساخت و شیوه استفاده از این دارو را در نسخه‌اى براى ما بفرستند. این بیمارى، بسیار خطرناك و لاعلاج است و اگر كسى مبتلا شود، حاضر است تمام ثروتش را بدهد تا بهبود بیابد‌؛ ولى هیچ راهى نیست، تنها خبرى رسیده كه بناست یك چنین چیزى بیاید. اگر فردا به شما اطلاع دادند كه این نسخه درمان از یك سیاره دیگرى به زمین رسیده و در یكى از خانه‌هاى این شهر افتاده است، مردم چه كار مى‌كنند؟ درست تصور كنید. بدون شك نه‌تنها مردم آن شهر بلكه همه مردم هندوستان و هركس دیگرى كه از این واقعه اطلاع بیابد، با سر و دست مى‌شتابد تا زودتر این نسخه را پیدا كند. هیچ كس به این نمى‌اندیشد كه مثلا راه طولانى است هوا گرم است مشكلات دارد با چه وسیله‌اى باید رفت این نسخه با چه زبانى نوشته شده، چگونه باید الفباى آن را كشف كرد، چگونه باید مواد اولیه‌اش را تهیه كرد؟ همه مى‌دوند تا زودتر آن را به دست بیاورند و استفاده كنند. در صورتى كه حداكثر كار این دارو این است كه چند روز دیگر به حیات این آدم بر روى كره زمین كمك مى‌كند. فرض كنید اگر پنجاه سال عمر داشت، مى‌شود هفتاد سال، هشتاد سال، صد سال، این عمر ارزش این را دارد كه آدم براى كشف این دارو همه زندگى‌اش را خرج كند، سختى‌ها را تحمل كند تا آن را به دست بیاورد؟ خداى
﴿ صفحه 257﴾
متعال از ملكوت خودش دارویى را براى درمان همه دردهاى انسان‌ها فرستاده آن هم به وسیله پزشك حاذقى كه به خوبى فواید آن دارو را توضیح مى‌دهد، راه ساختنش را به مردم نشان مى‌دهد و بعد در برابر همه این‌ها هیچ مزدى هم از شما نمى‌خواهد، دارویى كه تمام دردهاى شما را شفا مى‌دهد نه‌تنها عمر صد ساله شما را قرین سلامت مى‌كند بلكه براى شما عمر ابدى با سعادت مى‌آفریند. كشف این دارو چقدر ارزش دارد؟ من و شما بدون این‌كه پولى خرج كنیم و زحمتى بكشیم، این دارو در اختیارمان قرار گرفته است. كدام داروى شفابخش؟ قرآن، چون آسان به دست ما رسیده، قدرش را نمى‌دانیم. وقتى مى‌گویند در قرآن چه نوشته؟ مى‌گوییم عربى است، ما چه مى‌دانیم. براى این‌كه یكى از مشكلاتمان حل شود حاضریم چند زبان خارجى بخوانیم اما براى فهم زبان قرآن تنبلى مى‌كنیم. حالا زبان عربى پیش كش، پدران ما زحمت كشیدند این مطالب را به زبان مادرى ما ترجمه كردند، از دامن مادر به ما تلقین كردند تا به این‌جا رسیدیم. حالا ما این زبان را هم داریم فراموش مى‌كنیم‌؛ آن وسیله‌اى را كه باید با آن از این دارو استفاده كنیم. زحمتش را دیگران كشیدند ترجمه‌اش هم كردند شرح‌هایش را هم نوشتند. معارف دینى و ادبیات ما پر از نكاتى است كه از قرآن استفاده شده است. دشمنان، اهتمام دارند به این‌كه ما این
﴿ صفحه 258﴾
زبان را فراموش كنیم چون مى‌دانند تا این زبان هست ما دست از اسلام برنمى‌داریم. ما امام حسین(علیه السلام) را با این زبان مى‌شناسیم. خاندان پیغمبر(صلى الله علیه وآله) را با این زبان شناختیم. معارفشان را با این زبان یاد گرفتیم. دین و احكاممان را با این زبان آموختیم. تا این زبان را داریم، دست از این دین برنمى‌داریم. آنهایى كه مى‌خواهند این دین را از ما بگیرند، مى‌گویند: آقا! این زبان چه فایده دارد؟ برو فلان زبان را بخوان كه همه دنیا از آن استفاده مى‌كنند. در صورتى كه درمان درد ما در این زبان است نه آن زبان‌ها، آن زبان‌هاى دیگر اگر درد نیافرینند، درمانى ندارند. دواى همه دردهاى مادّى و معنوى و دنیوى و اخروى ما در قرآن است و زبان این كتاب، عربى است، و ترجمان آن زبان فارسى است و آن معارف را براى ما شرح مى‌دهد. كیست كه در این مطلب شك داشته باشد؟
با زبان فارسى دین را به شما آموختند، امام حسین(علیه السلام)را به شما معرفى كردند. اگر این زبان را از شما بگیرند، فردا به چه وسیله‌اى این‌ها را مى‌شناسید‌؛ بنابراین عقل شما به روشنى قضاوت مى‌كند كه باید مدرسه‌اى داشته باشید كه با این زبان تدریس كند. من در كنیا، تانزانیا، انگلستان و كانادا برادران شما را از نزدیك دیده‌ام. وقتى مى‌بینند در آنجاها نمى‌توانند مدرسه‌اى داشته باشند كه فقط به زبان خودشان صحبت كند، آمدند براى بچه‌هایشان
﴿ صفحه 259﴾
مدارسى درست كردند. شب‌ها بعد از نماز، یك ساعت در همان مسجد در بالاخانه‌اى براى بچه‌ها كلاس برگزار مى‌كردند تا احكام دینشان را به آنها بیاموزند. این كار براى شما هم میسّر است، حتى همین افرادى كه بعد از سى چهل سال اقامت در این‌جا زبان فارسى را مى‌دانند، همین شماها مى‌توانید به بچه‌ها آموزش بدهید. برنامه‌ریزى كنید. اگر كمبودى هست از ایران استاد بخواهید، برایتان مى‌فرستند، اگر این هم نشد اقلا روزهاى شنبه و یكشنبه، هر كدام دو ساعت كلاس بگذارید. این كار را همه دنیا كرده‌اند‌؛ مسیحیان، یهودیان، زرتشتیان، در دو روز تعطیلى آخر هفته كلاس‌هایى براى بچه‌هایشان برگزار مى‌كنند كه امور و آداب دینى را به آنها یاد بدهند.
آنها براى این كار برنامه‌ریزى كرده‌اند كتاب‌هاى مخصوص به زبان‌هاى مختلف نوشته‌اند. شما هم اگر همت و برنامه‌ریزى كنید از ایران هم حتماً به شما كمك خواهند كرد. مسئولین كشور و به ویژه شخص مقام معظم رهبرى ‌دام ظله العالى‌ـ براى احیاى زبان فارسى اهتمام دارند. ایشان مى‌فرماید: عربى، زبان اسلام است و فارسى، زبان انقلاب است. انقلاب اسلامى دو زبان مى‌خواهد‌؛ به دلیل اسلامى بودنش زبان عربى و به دلیل انقلابش زبان فارسى‌؛ ولى بنده عرض مى‌كنم براى شما حتى زبان اسلام هم زبان فارسى است براى این‌كه همین معارفى كه از
﴿ صفحه 260﴾
اسلام و از امام حسین(علیه السلام) دارید، از زبان فارسى است. اگر این زبان فراموش شود بچه‌هاى شما معناى این اشعار را نمى‌فهمند. فردا معناى نوحه‌هایى را كه مى‌خوانند، نمى‌فهمند. پس دین شما در گرو آموزش این زبان است و شما مثل همه اقوام عالم جاى خودتان را به آیندگان خواهید داد. نسل آینده شما اگر از این زبان بهره‌مند نباشند دینشان را هم فراموش مى‌كنند و وقتى دین خود را فراموش كردند، روى آوردن به ادیان دیگر بعید نخواهد بود. اگر تاریخ هندوستان و تاریخ همین حیدرآباد را مرور كنید مى‌بینید چهارصد یا پانصد سال مسلمان‌ها بر این نواحى حكومت كردند، آثار باستانى و آثار هنرى این‌جا همه از مسلمانان و شیعیان است‌؛ اما امروز چه خبر است؟ نیاید روزى كه همین اندازه‌اى كه شما از دین و اسلام و امام حسین(علیه السلام) مى‌دانید، آیندگان همین را هم فراموش كنند‌؛ مسئولیت این امر بر عهده شماست. همان‌طور كه پدران ما زحمت كشیدند و اسلام را براى ما زنده نگه داشتند، ما هم باید همت كنیم و اسلام را براى آیندگان زنده نگه داریم‌...‌.
والسلام علیكم ورحمة الله وبركاته
﴿ صفحه 261﴾
﴿ صفحه 262﴾
﴿ صفحه 263﴾

غذاى هندى

دومین شب حضورمان در حیدرآباد میهمان ضیافت شام سید رضاآقا نماینده مقام معظم رهبرى در امور دینى این شهر هستیم. رضاآقا به افتخار حضور حاج‌آقا زحمت دعوت از علما و بزرگان شهر را هم كشیده و مجلس مفصلى ترتیب داده است‌؛ اما من به جاى روایت امشب و شرح دیدار علما حكایت غذاهاى هندى را تعریف مى‌كنم بى‌تناسب با مجلس علما و با شیرینى همین بى‌ارتباطى شاید هم به دلیل شام رضاآقا.
غذاهاى هندى تند و تیزند و پر از اقسام فلفل و ادویه. وقتى مى‌خورى انگار همه وجودت آتش مى‌گیرد و متحیر مى‌شوى كه این هندى‌ها چطور با ولع و لذت مى‌خورند اما ما نمى‌توانیم و ناچار هستیم همراه هر قاشق غذا دو سه قاشق ماست هم مصرف كنیم و آبى بخوریم تا از سوزش دهان و گلویمان كاسته شود. اولین تجربه خوردن غذاى هندى تجربه باشكوهى نیست اما نه آن‌قدر كه دومین بار را تجربه نكنى و نه آن حد كه بعد از چند روز عادت نكنى به این تندى و حتى بعد از بازگشت از این سفر هوس نكنى براى یك وعده غذاى هندى. معمولا وقتى كه از سفر برمى‌گردى به تو مى‌گویند خوردنى‌ها و نوشیدنى‌ها مال خودت از دیدنى‌ها بگو اما من از خوردنى‌ها هم گفتم اگرچه غذاى هندى چشیدنى است نه گفتنى.
﴿ صفحه 264﴾
﴿ صفحه 265﴾

سخنرانى حضرت آیت‌الله مصباح یزدى«زیدعزه» در منزل سیدرضاآقا (حیدرآباد)

بسم الله الرحمن الرحیم
...‌خداى متعال را براى توفیق حضور در جمع نورانى شما شیعیان اهل‌بیت سپاس مى‌گویم‌؛ جمعى كه به بركت زحمات طاقت‌فرساى علما در طول چندین قرن، با مكتب آنها آشنا شدند و محبت آنها را در دل پروراندند. گوهر ولایت و محبت اهل‌بیت، كیمیایى است كه هیچ انسانى قدرت ارزش نهادن بر آن را ندارد. این گوهر گران‌بها به آسانى به دست ما نرسیده است. در طول چهارده قرن، ائمه اطهار(علیهم السلام)، علما و بزرگان، خون دل‌هاى بسیار خوردند تا این گوهر را براى آیندگان حفظ كنند. برخى از ائمه اطهار(علیهم السلام) سال‌ها در تقیه به سر بردند و بسیارى از حقایق را حتى از بعضى از شیعیان
﴿ صفحه 266﴾
هم پنهان داشتند تا از حملات و اتهامات دشمنان در امان باشند.
همه ما مى‌دانیم كه غالب معارف اهل‌بیت در عصر امام باقر و امام صادق(علیهما السلام) صادر و به وسیله راویان و محدثان براى آیندگان ضبط و نقل شد. شاید ما فكر كنیم كه در آن زمان احتیاجى به تقیه و كتمان اسرار نبود، ولى چنین نیست. حتى شیعیان در زمان امام صادق(علیه السلام) براى یاد گرفتن احكام دینیشان ناگزیر مى‌شدند به صورت افرادى مثل خیارفروش یا تخم‌مرغ‌فروش در كوچه‌ها راه بیافتند و به بهانه فروختن خیار یا تخم‌مرغ به منزل امام بروند و در آنجا مسائل دینى‌شان را بپرسند. این نمونه‌اى است از سختى‌هایى كه ائمه اطهار و اصحاب آنان داشتند و بالاخره بالاترین فداكارى‌ها را حضرت سیدالشهدا(علیه السلام) كرد كه با نثار خون پاك خود و فرزندان و اصحابش باعث بقاى اسلام شد.
ائمه اطهار(علیهم السلام) براى زمان ما هم چندین دستور كلى صادر كردند كه با رعایت این دستورات مى‌توانیم راه آن بزرگان را ادامه بدهیم و معارفشان را براى آیندگان حفظ كنیم. یكى از دستورات حیاتى ائمه اطهار(علیهم السلام) كه باعث دوام اسلام و به ویژه مذهب تشیّع مى‌شود دستورى است كه درباره ولایت علما و مجتهدان جامع‌الشرایط داده‌اند. همان‌گونه كه مردم در زمان حضور امامان معصوم(علیهم السلام)
﴿ صفحه 267﴾
احكام و دستورات ایشان را لازم‌الاطاعة مى‌دانستند، باید احكامى را هم كه از طرف ولى‌امر مسلمین یعنى مجتهد جامع‌الشرایط صادر مى‌شود مثل حكم امام، محترم بشمارند و به آن عمل كنند. در حقیقت، پیروزى انقلاب اسلامى ایران یكى از بركات اطاعت از دستورات حیات‌بخش و انسان‌ساز اهل‌بیت(علیهم السلام)است. مى‌دانید كه معارف اهل‌بیت داراى مراتبى است‌؛ بعضى از حقایق آنها در سطح فهم افراد عادى نیست‌؛ از باب نمونه در اصول كافى روایتى با چند سند و با چند عبارت متحدالمضمون آمده است كه اگر ابوذر مى‌دانست كه در قلب سلمان چه مى‌گذرد، او را كافر مى‌شمرد‌؛ بنابراین دستور داده‌اند كه علما طبقات مختلف مردم و ظرفیت وجودى و فكرى آنها را در نظر داشته باشند و با هركسى در حد ظرفیت او سخن بگویند‌؛ إِنَّا مَعَاشِرَ الاَْنْبِیَاءِ أُمِرْنَا أَنْ نُكَلِّمَ النَّاسَ عَلَى قَدْرِ عُقُولِهِمْ.(80) در همان اصول كافى ـ كه از معتبرترین منابع روایى ماست ـ روایات زیادى آمده است كه طى آنها سفارش كرده‌اند اسرار ما را حتى از بعضى از شیعیان هم پنهان بدارید و براى همه آنها بیان نكنید. ما در این‌جا مواجه هستیم با دو وظیفه متفاوت، یكى این‌كه بكوشیم روز‌به‌روز معرفت خودمان را نسبت به اهل‌بیت(علیهم السلام)
﴿ صفحه 268﴾
افزایش دهیم و سپس استعداد شناخت مقامات آنها را بیابیم و از طرف دیگر موظف هستیم كه براى دیگران به اندازه میزان فهمشان سخن بگوییم. امیدوارم خداوند متعال همه ما را در راه انجام وظیفه‌اى كه بر دوش داریم، موفق بدارد.
والسلام علیكم ورحمة الله وبركاته
﴿ صفحه 269﴾