سفر به سرزمین هزار آیین

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: اصغر عرفان

موزه سالار جنگ

از دیدنى‌هاى حیدرآباد یكى هم موزه سالار جنگ است. این موزه از یادگاران محبوب على‌خان و عثمان على‌خان از حاكمان سلسله آصف‌جاهى است. ظاهراً این دو در قصرهاى خویش عتیقه‌هاى گران‌قیمت و اشیاى كمیاب و نایاب بسیارى فراهم آورده بودند. بعد از استقلال هند ماحصل طمع این دو حاكم را در
﴿ صفحه 250﴾
موزه‌اى گرد هم مى‌آورند براى بازدید عموم. موزه انصافاً دیدنى است و همه رقم جنسى هم دارد از تابلوهاى نقاشى سران و سلاطین گرفته تا تیر و تفنگ و نیزه و شمشیر، كتاب‌هاى خطى قدیمى هم بسیار است و بیشتر مربوط به مسلمانان و برخى به زبان فارسى. دو پیراهن مردانه و زنانه هم مى‌بینیم كه بر هر كدامشان تمام قرآن را نوشته‌اند. سكه‌هاى عهد عتیق، مدال‌ها و سینه‌آویزهاى نظامى، جواهرات و زینت‌آلات و بالأخره چند پیكره سنگى و فلزى و به ویژه مجسمه زنى كه حتى لباس‌هاى تور او را با دقتى بسیار و به شكلى هنرمندانه از سنگ سپیدى تراشیده بودند، از دیگر دیدنى‌هاى این موزه هستند.
در قسمتى از محوطه باز موزه جمعیتى نشسته‌اند به تماشاى یك ساعت قدیمى با مجسمه مرد آهنگرى كه براى هر ثانیه چكشى بر سندان مى‌كوبد. در امتداد او پیرمردى با یك میله فلزى در دست منتظر است تا دو عقربه تعقیب كننده ساعت روى عدد 12 به هم برسند و او 12 ضربه بر زنگ بكوبد و بگریزد. با نمایش این پیرمرد آهنى همه كف مى‌زنند، نه بر تشویق این پیر كوكى مأمور كه در حقیقت بر هنرمند سازنده آن.
پایان دیدار از سالار جنگ به صحبت حاج‌آقا با مسئول موزه گذشت و سخن از فرهنگ و هنر هند و بیشتر درباره گنجینه كتاب‌هاى خطى اینجا. وقت خداحافظى، مسئول موزه دسته گلى اهدا كرد و چند كتاب و جزوه. درباره عثمان على‌خان هم مى‌شنویم كه او به مكتب تشیع گرویده و این شعر از اوست:
﴿ صفحه 251﴾
من على را دوست دارم خلق گوید رافضى *** پس خدا و مصطفى و جبریل باشد رافضى
تا یادم نرفته بگویم این موزه هم همه شگفتى‌هایش را مرهون مسلمان‌هاست.

دربار حسینى

ایرانیان مقیم حیدرآباد حسینیه‌اى دارند به نام دربار حسینى و انجمنى به اسم اتحادیه ایرانیان دكن. اولى بیشتر مربوط است به امور مذهبى و دینى، و دومى به امور فرهنگى و اجتماعى و ایجاد اتحاد و همبستگى میان ایرانیان مقیم. دربار حسینى مساحتى حدود 1500 متر دارد با موقوفاتى بسیار كه یكى آپارتمانى است با هشت واحد مسكونى كه آن را براى تأمین مخارج حسینیه اجاره داده‌اند. در طول سال، جماعت ظهر و عصر و مغرب و عشا اقامه مى‌شود. در عیدها و وفیات هم مراسم پرشورى دارند كه غالباً با سور و سات شام همراه است. در همه شب‌هاى ماه مبارك رمضان هم افطارى مى‌دهند. با این همه، از تبلیغ و تبیین معارف ناب اسلامى آن‌طور كه انتظار داریم چندان خبرى نیست. سال‌ها هم‌زیستى اینان با مسلمانان هند و تأثیرپذیرى از فرهنگ ایشان اگرچه صدها حسن اما یك عیب بزرگ و درد مشترك نیز سوغات داشته است. متأسفانه در میان مسلمانان هند و به ویژه شیعیان، مباحث عقلانى و استدلالى جایگاهى ندارد و شور خالص منهاى شعور لازم، شیعه هندى را از درك بسیارى از
﴿ صفحه 252﴾
اندیشه‌هاى انسان‌ساز و فهم اضلاع فرهنگ نورگستر تشیع، دور ساخته است. شمار مسجد، سوگ‌خانه، امام‌باره و قدمگاه كم نیست اما آنچه اندك است حضور شكوه‌مند اسلام حقیقى و حیات‌بخش است‌؛ در اینجا مراسم مذهبى با جلوه و جلالى خاص و شور و اشتیاقى بسیار برپا مى‌شود و هنوز سیل سنت‌شكن غربى نتوانسته اساس این سنت‌ها را در هم بكوبد، اما آفت درون‌سوز بى‌توجهى به فلسفه و اهداف و توجه به زواید و فروع، اصالتش را نشانه رفته است. بعد از انقلاب شكوه‌مند اسلامى ایران و حضور طلاب هندى در حوزه‌هاى رشد یافته ایران و سپس بازگشت ایشان به شهر و دیار خود امیدوارى‌هاى بسیارى بر زدودن تدریجى تفكرات انحرافى و تقویت باورهاى اصیل اسلامى به چشم مى‌خورد.
افزون بر این رنج قابل تأمل، برخى ایرانیان هند تنها اسمى ایرانى دارند و بعضى حتى كشورمان را هم به چشم ندیده‌اند. اینان زبان هندى را براى ارتباط با مردمان اطرافشان به راحتى تكلم مى‌كنند. انگلیسى را به دلیل كسب و كارشان به خوبى مى‌دانند ولى فارسى را بدون احساس نیاز به حفظ اصالت و ریشه از یاد برده‌اند بعضى با سختى و دشوارى و با وام از واژه‌هاى انگلیسى چند جمله‌اى سخن مى‌گویند. حاج‌آقا در سخنرانى‌شان در دربار حسینى از همین نكته نگران بودند و فرمودند: «با زبان فارسى دین را به شما آموختند امام حسین را به شما معرفى كردند اگر این زبان را از شمابگیرند فردا به چه وسیله‌اى این‌ها را مى‌شناسید؟!‌...
﴿ صفحه 253﴾
دشمنان اهتمام دارند به این‌كه ما این زبان را فراموش كنیم چون مى‌دانند تا این زبان هست ما دست از اسلام برنمى‌داریم. خاندان پیغمبر را با این زبان شناختیم معارفشان را با این زبان یاد گرفتیم. شخص مقام معظم رهبرى براى احیاى زبان فارسى اهتمام دارند ایشان مى‌فرمایند: عربى زبان اسلام است و فارسى زبان انقلاب. انقلاب اسلامى دو زبان مى‌خواهد به دلیل اسلامى بودنش زبانعربى و به دلیل انقلابش زبان فارسى. ولى بنده عرض مى‌كنم براى شما حتى زبان اسلام هم زبان فارسى است براى این‌كه همین معارفى كه از اسلام و از امام حسین دارید از زبان فارسى است‌...».
﴿ صفحه 254﴾
﴿ صفحه 255﴾

سخنرانى حضرت آیت‌الله مصباح یزدى«زیدعزه» در جمع ایرانیان مقیم حیدرآباد (دربار حسینى)

بسم الله الرحمن الرحیم
...‌خدا را شكر مى‌كنم كه توفیق عنایت فرمود در این دربار حسینى حضور پیدا كنم و خدمت برادران ایرانى و هم‌شهریان عزیز باشم. چون ایام مبعث در پیش است مناسب دیدم دو سه جمله‌اى درباره اهمیت بعثت پیغمبر اكرم(صلى الله علیه وآله) و نعمتى كه خداى متعال به وسیله ایشان به انسان‌ها عطا فرمود سخن بگویم. سخنم را با مثالى آغاز مى‌كنم. فرض كنید كه در یكى از ایالت‌هاى هند یك بیمارى مسرى لاعلاجى آمده و همه افراد به آن مبتلا شده‌اند. در دنیا بیمارى‌هایى هست كه هنوز براى علاج آن دارویى پیدا نشده است. بعد خبرى از یك كره دیگرى مى‌رسد كه در آنجا پزشكانى هستند كه داروى این بیمارى
﴿ صفحه 256﴾
را كشف كرده‌اند و بناست راه ساخت و شیوه استفاده از این دارو را در نسخه‌اى براى ما بفرستند. این بیمارى، بسیار خطرناك و لاعلاج است و اگر كسى مبتلا شود، حاضر است تمام ثروتش را بدهد تا بهبود بیابد‌؛ ولى هیچ راهى نیست، تنها خبرى رسیده كه بناست یك چنین چیزى بیاید. اگر فردا به شما اطلاع دادند كه این نسخه درمان از یك سیاره دیگرى به زمین رسیده و در یكى از خانه‌هاى این شهر افتاده است، مردم چه كار مى‌كنند؟ درست تصور كنید. بدون شك نه‌تنها مردم آن شهر بلكه همه مردم هندوستان و هركس دیگرى كه از این واقعه اطلاع بیابد، با سر و دست مى‌شتابد تا زودتر این نسخه را پیدا كند. هیچ كس به این نمى‌اندیشد كه مثلا راه طولانى است هوا گرم است مشكلات دارد با چه وسیله‌اى باید رفت این نسخه با چه زبانى نوشته شده، چگونه باید الفباى آن را كشف كرد، چگونه باید مواد اولیه‌اش را تهیه كرد؟ همه مى‌دوند تا زودتر آن را به دست بیاورند و استفاده كنند. در صورتى كه حداكثر كار این دارو این است كه چند روز دیگر به حیات این آدم بر روى كره زمین كمك مى‌كند. فرض كنید اگر پنجاه سال عمر داشت، مى‌شود هفتاد سال، هشتاد سال، صد سال، این عمر ارزش این را دارد كه آدم براى كشف این دارو همه زندگى‌اش را خرج كند، سختى‌ها را تحمل كند تا آن را به دست بیاورد؟ خداى
﴿ صفحه 257﴾
متعال از ملكوت خودش دارویى را براى درمان همه دردهاى انسان‌ها فرستاده آن هم به وسیله پزشك حاذقى كه به خوبى فواید آن دارو را توضیح مى‌دهد، راه ساختنش را به مردم نشان مى‌دهد و بعد در برابر همه این‌ها هیچ مزدى هم از شما نمى‌خواهد، دارویى كه تمام دردهاى شما را شفا مى‌دهد نه‌تنها عمر صد ساله شما را قرین سلامت مى‌كند بلكه براى شما عمر ابدى با سعادت مى‌آفریند. كشف این دارو چقدر ارزش دارد؟ من و شما بدون این‌كه پولى خرج كنیم و زحمتى بكشیم، این دارو در اختیارمان قرار گرفته است. كدام داروى شفابخش؟ قرآن، چون آسان به دست ما رسیده، قدرش را نمى‌دانیم. وقتى مى‌گویند در قرآن چه نوشته؟ مى‌گوییم عربى است، ما چه مى‌دانیم. براى این‌كه یكى از مشكلاتمان حل شود حاضریم چند زبان خارجى بخوانیم اما براى فهم زبان قرآن تنبلى مى‌كنیم. حالا زبان عربى پیش كش، پدران ما زحمت كشیدند این مطالب را به زبان مادرى ما ترجمه كردند، از دامن مادر به ما تلقین كردند تا به این‌جا رسیدیم. حالا ما این زبان را هم داریم فراموش مى‌كنیم‌؛ آن وسیله‌اى را كه باید با آن از این دارو استفاده كنیم. زحمتش را دیگران كشیدند ترجمه‌اش هم كردند شرح‌هایش را هم نوشتند. معارف دینى و ادبیات ما پر از نكاتى است كه از قرآن استفاده شده است. دشمنان، اهتمام دارند به این‌كه ما این
﴿ صفحه 258﴾
زبان را فراموش كنیم چون مى‌دانند تا این زبان هست ما دست از اسلام برنمى‌داریم. ما امام حسین(علیه السلام) را با این زبان مى‌شناسیم. خاندان پیغمبر(صلى الله علیه وآله) را با این زبان شناختیم. معارفشان را با این زبان یاد گرفتیم. دین و احكاممان را با این زبان آموختیم. تا این زبان را داریم، دست از این دین برنمى‌داریم. آنهایى كه مى‌خواهند این دین را از ما بگیرند، مى‌گویند: آقا! این زبان چه فایده دارد؟ برو فلان زبان را بخوان كه همه دنیا از آن استفاده مى‌كنند. در صورتى كه درمان درد ما در این زبان است نه آن زبان‌ها، آن زبان‌هاى دیگر اگر درد نیافرینند، درمانى ندارند. دواى همه دردهاى مادّى و معنوى و دنیوى و اخروى ما در قرآن است و زبان این كتاب، عربى است، و ترجمان آن زبان فارسى است و آن معارف را براى ما شرح مى‌دهد. كیست كه در این مطلب شك داشته باشد؟
با زبان فارسى دین را به شما آموختند، امام حسین(علیه السلام)را به شما معرفى كردند. اگر این زبان را از شما بگیرند، فردا به چه وسیله‌اى این‌ها را مى‌شناسید‌؛ بنابراین عقل شما به روشنى قضاوت مى‌كند كه باید مدرسه‌اى داشته باشید كه با این زبان تدریس كند. من در كنیا، تانزانیا، انگلستان و كانادا برادران شما را از نزدیك دیده‌ام. وقتى مى‌بینند در آنجاها نمى‌توانند مدرسه‌اى داشته باشند كه فقط به زبان خودشان صحبت كند، آمدند براى بچه‌هایشان
﴿ صفحه 259﴾
مدارسى درست كردند. شب‌ها بعد از نماز، یك ساعت در همان مسجد در بالاخانه‌اى براى بچه‌ها كلاس برگزار مى‌كردند تا احكام دینشان را به آنها بیاموزند. این كار براى شما هم میسّر است، حتى همین افرادى كه بعد از سى چهل سال اقامت در این‌جا زبان فارسى را مى‌دانند، همین شماها مى‌توانید به بچه‌ها آموزش بدهید. برنامه‌ریزى كنید. اگر كمبودى هست از ایران استاد بخواهید، برایتان مى‌فرستند، اگر این هم نشد اقلا روزهاى شنبه و یكشنبه، هر كدام دو ساعت كلاس بگذارید. این كار را همه دنیا كرده‌اند‌؛ مسیحیان، یهودیان، زرتشتیان، در دو روز تعطیلى آخر هفته كلاس‌هایى براى بچه‌هایشان برگزار مى‌كنند كه امور و آداب دینى را به آنها یاد بدهند.
آنها براى این كار برنامه‌ریزى كرده‌اند كتاب‌هاى مخصوص به زبان‌هاى مختلف نوشته‌اند. شما هم اگر همت و برنامه‌ریزى كنید از ایران هم حتماً به شما كمك خواهند كرد. مسئولین كشور و به ویژه شخص مقام معظم رهبرى ‌دام ظله العالى‌ـ براى احیاى زبان فارسى اهتمام دارند. ایشان مى‌فرماید: عربى، زبان اسلام است و فارسى، زبان انقلاب است. انقلاب اسلامى دو زبان مى‌خواهد‌؛ به دلیل اسلامى بودنش زبان عربى و به دلیل انقلابش زبان فارسى‌؛ ولى بنده عرض مى‌كنم براى شما حتى زبان اسلام هم زبان فارسى است براى این‌كه همین معارفى كه از
﴿ صفحه 260﴾
اسلام و از امام حسین(علیه السلام) دارید، از زبان فارسى است. اگر این زبان فراموش شود بچه‌هاى شما معناى این اشعار را نمى‌فهمند. فردا معناى نوحه‌هایى را كه مى‌خوانند، نمى‌فهمند. پس دین شما در گرو آموزش این زبان است و شما مثل همه اقوام عالم جاى خودتان را به آیندگان خواهید داد. نسل آینده شما اگر از این زبان بهره‌مند نباشند دینشان را هم فراموش مى‌كنند و وقتى دین خود را فراموش كردند، روى آوردن به ادیان دیگر بعید نخواهد بود. اگر تاریخ هندوستان و تاریخ همین حیدرآباد را مرور كنید مى‌بینید چهارصد یا پانصد سال مسلمان‌ها بر این نواحى حكومت كردند، آثار باستانى و آثار هنرى این‌جا همه از مسلمانان و شیعیان است‌؛ اما امروز چه خبر است؟ نیاید روزى كه همین اندازه‌اى كه شما از دین و اسلام و امام حسین(علیه السلام) مى‌دانید، آیندگان همین را هم فراموش كنند‌؛ مسئولیت این امر بر عهده شماست. همان‌طور كه پدران ما زحمت كشیدند و اسلام را براى ما زنده نگه داشتند، ما هم باید همت كنیم و اسلام را براى آیندگان زنده نگه داریم‌...‌.
والسلام علیكم ورحمة الله وبركاته
﴿ صفحه 261﴾
﴿ صفحه 262﴾
﴿ صفحه 263﴾