سفر به سرزمین هزار آیین

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: اصغر عرفان

سخنرانى حضرت آیت‌الله مصباح یزدى«زیدعزه» در كنسول‌گرى حیدرآباد

بسم الله الرحمن الرحیم
...‌خدا را شكر مى‌كنم كه در این ماه مبارك ـ كه در بین همه ماه‌هاى سال به لحاظ مراسم جشن و شادى ممتاز است ـ توفیق یافتم در جمع نورانى شما اساتید و بزرگواران و دوستان عزیز حاضر باشم. همان‌طور كه مستحضرید سالروز میلاد مسعود مولا امیرالمؤمنین(علیه السلام) است و بر اساس اعتقاد ما شیعیان میلاد چند امام دیگر نیز در این ماه اتفاق افتاده است‌؛ میلاد حضرت باقر(علیه السلام) میلاد حضرت امام محمدتقى و امام على النقى(علیهما السلام)‌؛ ولى مسرت‌بخش‌تر از همه وقوع مبعث شریف در این ماه مبارك است كه برحسب روایات ما در 27 ماه رجب اتفاق افتاده و در دعایى كه به این مناسبت آمده، روز تجلى اعظم الهى نامیده شده است. برحسب آنچه بین برادران اهل تسنن
﴿ صفحه 242﴾
معروف است در این ماه معراج پیغمبر اكرم(صلى الله علیه وآله) اتفاق افتاده است و در بسیارى از كشورهاى اسلامى چند روز متوالى را به این مناسبت جشن مى‌گیرند. به هر حال این ماه در میان همه ماه‌هاى سال این امتیاز را دارد كه جاى بیشترین شادى‌هاست و امید دریافت بیشترین رحمت‌هاى الهى است. من در این جمع نورانى و در این ایام شریف دریغم مى‌آید كه از موضوع محبت اهل‌بیت بگذرم.
اعوذ بالله من الشیطان الرجیمقُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبى(78)
بر اساس آنچه در تفاسیر شیعه و سنى وارد شده این آیه در شأن اهل‌بیت پیغمبر(صلى الله علیه وآله) آمده و محبت اهل‌بیت، اجر رسالت پیغمبر(صلى الله علیه وآله) معرفى شده است. من از بزرگان و سروران اجازه مى‌خواهم به اندازه فهم قاصر خود چند كلمه‌اى در این باره و موقعیت محبت در اسلام صحبت كنم.
روح انسان داراى ابعاد مختلفى است كه روان‌شناسان و فیلسوفان معرفة‌النفس در این باره سخن‌هاى فراوان گفته‌اند. شاید عام‌ترین و مهم‌ترین تفسیر درباره ابعاد روح انسان این است كه روح انسان داراى دو بخش متفاوت است‌؛ یك بخش شناخت و یك بخش احساس و عواطف. بعضى از انسان‌ها كه بُعد شناختى‌شان قوى‌تر است، بیشتر به مطالب علمى پرداخته‌اند، بیشتر عقل خودشان را به كار
﴿ صفحه 243﴾
برده‌اند و در مسائل علمى و معرفتى پیشرفت كرده‌اند. دسته دیگرى از انسان‌ها بیشتر به بُعد عاطفى و احساسى پرداخته‌اند و جهات محبت و عشق را در خودشان تقویت كرده‌اند. اسلام از آنجا كه براى تربیت و رشد دادن انسان در همه ابعادش نازل شده است، هم به مسائل عقلى و فكرى انسان‌ها سفارش فراوان كرده و هم به عواطف و احساسات آنها. بعضى تصور كرده‌اند كه انسان یا باید به بُعد عقلانى و علمى بپردازد یا به بُعد عاطفى و احساسى، این مطلب كمابیش در ادبیات ما هم منعكس شده است و در بسیارى از اشعار عارفان آمده كه عقل با عشق سازگار نیست‌؛ ولى همان‌طور كه گفتم آن خدایى كه انسان را با این ابعاد گوناگون آفریده، همه این‌ها را وسایلى براى رشد و تكامل روح او قرار داده است. اگر گاهى به ظاهر بین عشق و عقل تضادى دیده مى‌شود، اختصاص به امورى خاص دارد وگرنه عشق و عقل مثل دو بالى هستند كه انسان را به سوى ملكوت اعلى و قرب الهى پرواز مى‌دهند. این مطلب درباره مظاهر الهى این عالم هم صادق است. خداى متعال در این عالم از بین مخلوقاتش مظاهرى را انتخاب فرموده كه این‌ها نشانه‌هایى براى هدایت دیگر انسان‌ها باشند. باید هم آنها را شناخت و هم به آنها عشق ورزید‌؛ اگرچه افرادى كه به امور عقلى و فكرى و علمى مى‌پردازند، طبعاً درباره شناخت این مظاهر الهى بیشتر كار مى‌كنند و آنان كه
﴿ صفحه 244﴾
به پرورش ذوق و احساس و عواطف‌شان مشغولند، بیشتر به جهات عاطفى مى‌پردازند‌؛ ولى این به معناى تضاد بین این دو چیز نیست. باید سعى كرد این دو را با هم همراه كرد. ما درباره اهل‌بیت هم وظیفه داریم كه معرفت خودمان را زیاد كنیم و بكوشیم مقام و صفات آنها را بهتر بشناسیم، و هم وظیفه داریم بر محبت خودمان نسبت به آنها بیفزاییم. در روایات، ادعیه و مناجات‌هاى ما به این نكته اشاره شده كه نه‌تنها شناخت خود اهل‌بیت بلكه شناخت دوستانشان هم از نعمت‌هاى بزرگ خداست‌؛ فَأَسْئَلُ اللهَ الَّذِی أَكْرَمَنِی بِمَعْرِفَتِكُمْ وَمَعْرِفَةِ أَوْلِیَائِكُم(79) یعنى از خدا درخواست مى‌كند كه هم معرفت اهل‌بیت را به او عطا فرماید و هم معرفت دوستان آنها ر‌؛ پس معرفت اهل‌بیت و حتى معرفت دوستان اهل‌بیت نعمتى بسیار بزرگ است.
باید سعى كرد به صورت‌هاى مختلف آثار محبت و عشق به اهل‌بیت را ابراز كرد‌؛ هم با احساس و عواطف و هم با علم و عقل. خوشبختانه از دیرباز در این سرزمین عشق به اهل‌بیت در طوایف مختلف وجود داشته است و شاید در جهان نمى‌توان سرزمینى را یافت كه مثل این منطقه محبت اهل‌بیت بین همه طوایف وجود داشته باشد مخصوصاً محبت به امیرالمؤمنین على(علیه السلام) و سیدالشهدا حسین بن على(علیهما السلام). آثار این محبت به ویژه در ایام
﴿ صفحه 245﴾
مخصوص خود از در و دیوار این كشور نمایان است. عشق به اهل‌بیت نه‌تنها بین شیعه و سنى مشترك است بلكه سایر طوایف هم از این نعمت بزرگ الهى بهره‌مند هستند و شما بهتر مى‌دانید كه حتى هندوها هم نسبت به اهل‌بیت عشق مىورزند حتى مراسم عزادارى برپا مى‌كنند و در آن شركت مى‌كنند. مجالس شادى براى آنها ترتیب مى‌دهند و حتى من شنیده‌ام كه گروهى از برهمن‌ها «حسینى برهمن» نامیده مى‌شوند. به هر حال این نعمت بزرگى است كه خدا به مردم این سرزمین مرحمت فرموده و امیدواریم هر روز این نعمت افزایش یابد و همه از آن بهره‌مند شوند.
باید تمام ابعاد وجودى ما از مظاهر صفات اهل‌بیت ـ كه خودشان نشانه‌هاى الهى هستند ـ سرشار شود. من در این‌جا فرصت را غنیمت مى‌شمارم و به هم لباسى‌هاى خودم سفارش مى‌كنم همان‌طور كه تابه حال سعى كردند محبت اهل‌بیت را در این سرزمین به ویژه در بین مسلمان‌ها زنده نگه دارند تلاش كنند كه روز‌به‌روز معرفت دیگر افراد هم به اهل‌بیت بیشتر بشود، هم با دلایل عقلى و هم با دلایل نقلى، تا با كمك این عشق و عقل به سوى كمالاتى كه اهل‌بیت، ما را به آن هدایت كردند بهتر نایل شویم. نشانه این‌كه عقل و عشق در ما تقویت شده این است كه دوست بداریم زندگى ما به زندگى آنها بیشتر شباهت پیدا كند، رفتار ما به رفتار آنها بیشتر شبیه شود،
﴿ صفحه 246﴾
مثل آنها عبادت كنیم مثل آنها از گناهان و از زخارف دنیا پرهیز كنیم و بیشتر فكر و ذهن خودمان را متوجه خدا و صفات اولیاى او و اسماى حسناى الهى داشته باشیم. از خداى متعال درخواست مى‌كنم گوهر معرفت و محبت اهل‌بیت را كه قیمتى‌ترین گوهرهاى این عالم است، همواره براى ما باقى و پایدار بدارد.
والسلام علیكم ورحمة الله وبركاته
﴿ صفحه 247﴾

قلعه گل‌كنده

حیدرآباد سال‌ها پایگاه حكومت شیعیان بوده و از همین رو آثار بسیارى از دوران اقتدار و عظمت آنان به یادگار مانده است مثل چارمنار، قلعه گل‌كنده، مقبره‌هاى قطب‌شاهیان، مكه مسجد، و جالب این‌كه براى هركدام هم نقل قول‌هاى متفاوتى بود كه متأسفانه مجال كوتاه این سفر و انبوه برنامه‌هاى پیش‌رو هیچ وقت اجازه فحص از صحت و سقم این سخنان را به ما نداد. درباره همین قلعه گل‌كنده كه امروز صبح یعنى روز دوم اقامتمان در حیدرآباد به دیدنش مى‌رویم، مى‌گویند: یك تاجر ایرانىِ اهل همدان براى تجارت به هند سفر مى‌كند در مسیر خود به منطقه‌اى مى‌رسد به نام گل‌كندا یعنى كوه گرد، مى‌بیند عجیب خوش آب و هواست، اطراق مى‌كند و ماندگار مى‌شود و قلعه‌اى مى‌سازد كه بناى اولیه همین قلعه امروزى است قبل از توسعه آن توسط قطب‌شاهیان. كشف «كوه نور» جواهر بسیار گران‌قیمت غنیمتى
﴿ صفحه 248﴾
نادرشاه افشار از فتح هندوستان را هم از همین كوه گل‌كندا مى‌دانند.
چارمنار هم حكایت شیرینى دارد‌؛ قطب‌شاهیان هنگامى كه مى‌خواستند ساخت شهر یا بنایى را آغاز كنند قبلش مكانى را به نام امام رضا(علیه السلام) مى‌ساختند به نیت بیمه و حراست آن. هندى‌ها امام رضا را امام ضامن هم مى‌گویند. وقتى هم كه حیدرآباد را كنار قلعه گل‌كنده مى‌ساختند ابتدا بناى باشكوهى به یاد امام رضا بنیان كردند كه به چارمنار معروف شد. درباره این بنا معروف است كه طراح آن شیخ بهایى بوده است. به هر حال هرچه بوده این‌ها اكنون محل درآمد دولت از گردشگران و جهانگردان بسیارى است كه همیشه خدا در اینجا فراوانند. پیش‌تر گفته بودم كه دولت هند درباره آثار باستانى خویش بیش از همه مدیون مسلمانان است، و البته مسلمان‌ها بیش از همه مغبون شكوه از‌دست‌رفته‌شان.
امروز صبح از قلعه قطب‌شاهى هم دیدن مى‌كنیم این قلعه در حقیقت باغ بسیار بزرگى است كه در داخل محوطه آن قطب‌شاه و هفت شاه دیگر ‌كه همه فرزندان و نوادگان او بوده‌اند‌ـ همراه با عده‌اى از شخصیت‌هاى كشورى و لشكرى آن زمان مدفون هستند. براى هریك از این هفت شاه مقبره‌هاى بزرگ با گنبدهایى پیازى شكل ساخته‌اند. اینان همه مسلمان و شیعه اثناعشرى بوده‌اند و از مروجان آیین تشیع در این سرزمین. از میان این هفت تن به مزار محمدقلى قطب‌شاه مى‌رویم همان كه با حمایت او شهر حیدرآباد ساخته شد. سنگ قبر محمدقلى، سنگ
﴿ صفحه 249﴾
سیاه بزرگ یك تكه‌اى است در چند طبقه با حجارى آیاتى از قرآن كه به خطى زیبا نگارش یافته‌اند. فاتحه‌اى مى‌خوانیم و بر بلنداى روحش ریحان الهى آرزو مى‌كنیم‌؛ چراكه شنیده‌ایم او از شیعیان راستین و حاكمان دین‌گستر بوده است.
در ایران از طلبه‌اى هندى سؤالات بسیار كردم از ابهامات این سفر و یكى همین محمدقلى قطب شاه، پاسخ سؤالاتم را مكتوب كرد. درباره محمدقلى قطب‌شاه آورده بود: «یك مرد متدین از حكمرانان سلسله قطب‌شاهى بود كه شیعه و عالم دین بود و با عباس صفوى شاه ایران روابط صمیمانه داشت. محمدقلى قطب‌شاه دوران حكومت خودش مى‌خواست یك مسجد جامع به نام مكه مسجد بنا كند. از عموم مردم خواست كه بنیان این مسجد آن كس بگذارد كه اصلا نماز واجبش ترك و قضا نشده باشد. كسى با این ادعا حاضر نشد كه بنیان این مسجد بگذارد و بعداً خود محمدقلى قطب‌شاه بنیان این مسجد را گذاشت چون نماز شب ایشان هم قضا نشده بود.»

موزه سالار جنگ

از دیدنى‌هاى حیدرآباد یكى هم موزه سالار جنگ است. این موزه از یادگاران محبوب على‌خان و عثمان على‌خان از حاكمان سلسله آصف‌جاهى است. ظاهراً این دو در قصرهاى خویش عتیقه‌هاى گران‌قیمت و اشیاى كمیاب و نایاب بسیارى فراهم آورده بودند. بعد از استقلال هند ماحصل طمع این دو حاكم را در
﴿ صفحه 250﴾
موزه‌اى گرد هم مى‌آورند براى بازدید عموم. موزه انصافاً دیدنى است و همه رقم جنسى هم دارد از تابلوهاى نقاشى سران و سلاطین گرفته تا تیر و تفنگ و نیزه و شمشیر، كتاب‌هاى خطى قدیمى هم بسیار است و بیشتر مربوط به مسلمانان و برخى به زبان فارسى. دو پیراهن مردانه و زنانه هم مى‌بینیم كه بر هر كدامشان تمام قرآن را نوشته‌اند. سكه‌هاى عهد عتیق، مدال‌ها و سینه‌آویزهاى نظامى، جواهرات و زینت‌آلات و بالأخره چند پیكره سنگى و فلزى و به ویژه مجسمه زنى كه حتى لباس‌هاى تور او را با دقتى بسیار و به شكلى هنرمندانه از سنگ سپیدى تراشیده بودند، از دیگر دیدنى‌هاى این موزه هستند.
در قسمتى از محوطه باز موزه جمعیتى نشسته‌اند به تماشاى یك ساعت قدیمى با مجسمه مرد آهنگرى كه براى هر ثانیه چكشى بر سندان مى‌كوبد. در امتداد او پیرمردى با یك میله فلزى در دست منتظر است تا دو عقربه تعقیب كننده ساعت روى عدد 12 به هم برسند و او 12 ضربه بر زنگ بكوبد و بگریزد. با نمایش این پیرمرد آهنى همه كف مى‌زنند، نه بر تشویق این پیر كوكى مأمور كه در حقیقت بر هنرمند سازنده آن.
پایان دیدار از سالار جنگ به صحبت حاج‌آقا با مسئول موزه گذشت و سخن از فرهنگ و هنر هند و بیشتر درباره گنجینه كتاب‌هاى خطى اینجا. وقت خداحافظى، مسئول موزه دسته گلى اهدا كرد و چند كتاب و جزوه. درباره عثمان على‌خان هم مى‌شنویم كه او به مكتب تشیع گرویده و این شعر از اوست:
﴿ صفحه 251﴾
من على را دوست دارم خلق گوید رافضى *** پس خدا و مصطفى و جبریل باشد رافضى
تا یادم نرفته بگویم این موزه هم همه شگفتى‌هایش را مرهون مسلمان‌هاست.